( 18
)
مرجعيت دينى
استاد شهيد
خط مرجعيت دينى را دراستمرار رسالت وامامت مى يافت .
وى
اساس اين تئورى را پايه ريزى كرد كه حيات اجتماعى بر دو مبناست :
1. خط خلافت .
2.استمرار شهادت وگواهى . 34
ايشان
اين تئورى را به گونه اى مشروح تبيين كرد. در باورايشان
مقام خلافت الهى
به انسان
واگذار شداما در كنار آن
[ خط گواهى] را
نيز قرار داد تا خليفه الهى ( انسان )
ازانحراف مصون بماند.
استمرار خط شهادت
بر عهده پيامبران وامامان و عالمان قرار داده
شد.ايشان به استناد آيه مائده
مى فرمود:
خداوند
اين گواهان را به سه دسته تقسيم كرده
مى فرمايد: ما
تورات را كه مايه نور و هدايت است
فرستاديم تا پيامبران
بنى اسرائيل و ربانيان واحبارى كه نگهبانان كتاب خدايند
بر طبق آن
حكومت كنند و براساس آن گواهان مردم باشند...
ازاينجا مى توان استفاده كرد كه گواهى در قرآن
بر عهده چه
كسانى است :
1. پيامبران .
2.امامان واوصياء پيامبران
كه در حقيقت
گسترش پيامبرى و در خط
نبوتند.
3. مقام مرجعيت دينى كه در حقيقت
امتداد پيشرفته خط پيامبر وامام درامر شهادت و
گواهى است. 35
شهيد صدر
با پيوند دادن مسووليت مرجعيت به منصب نبوت وامامت
مسووليتهاى ويژه اى براى آن مقام
مى شناخت .ايشان
اين جايگاه را
در حدود مبلغ احكام
محصور نمى يافت . بلكه معتقد بود كه بايستى در
عصر غيبت
[ خط شهادت و گواهى برامت] را نگاهبان باشد
ازاين رو
وظائف ذيل را بر عهده مرجعيت دينى مى دانست :
[مى توان اهداف مرجعيت صالح رالله در پنج نكته خلاصه كرد:
1. نشراحكام اسلام در وسيع ترين شكل ممكن - در ميان مسلمانان
پرورش دينى آنان
به گونه اى احكام اسلامى
دراعمال آنان رويت شود.
2. برگزيدن شيوه اى كه مفاهيم گسترده دينى را در باورامت اسلامى
جاى دهد.از آن جمله
تبليغ اين نكته كه اسلام
نظام
جامع است و
تمامى جوانب حيات را فرا مى گيرد و ...
3. برآوردن نيازهاى فكرى اسلامى در راه عمل .اين كار
نيازمند آن
است كه مباحثى
|