( 76
)
اما پس ازاين واعتراف به نزول آن درباره على[ ع] و جواب از
اشكال
مى گويد:
[و روا باشد كه بر عموم برانند].
و بدينسان ميبدى
آهنگ آن دارد كه آيه را در ضمن اعتراف به نزولش
درباره على(ع) [ بر عموم براند] و ديگران را نيزازاين بهره اى
آفريند.
اينك كه سخن بدينجا رسيد
خوب است به يك واقعه تاريخى
نيز
در جريان نگارش آثار درباره على[ ع] اشاره كنيم
كه براى اين
موضوع سودمند و پندآموز خواهد بود.
طبرى پس ازاين كه
واقعه غدير را در
تاريخش مسكوت مى گذارد
بالاخره بركتمان اين واقعه مهم دينى آرام
نمى يابد و كتابى مستقل به نام[ الولايه فى طرق حديث الغدير] درباره
اين ماجراى مهم اسلامى واسناد حديث آن
تاليف مى كند.اما بعد چه
مى شود؟ ملك اشعراء بهار
درباره نگارش اين اثر پى آمدهاى آن چنين
مى نويسد:
طبرى بى اندازه از تهمت رفض بيم داشته است . معذلك روزى مى شنود كه
مردى از شيوخ اهل سنت بر ضد حديث[ غديرخم] در فضيلت على بن ابيطالب
عليه السلام
سخن مى گويد. محمد بن حرير
عليرغم وى
مجلس درسى در
تاييد واثبات[ غديرخم] بر پا كرد و سخنانى در فضايل على
عليه السلام
آغاز نمود. ولى هنوز تمام نشده
مقتضى ديد كتابى هم در
فضايل شيخين بنويسد
و آن را در دست داشت كه باز ناچار شد تا كتابى
هم در فضيلت عباسى
جد بنى العباس تحرير كند
نتيجه اين شد كه هر سه
كتاب ناتمام ماند . 29
يعنى در آن فضاى مسموم[ عباسيان] اگر مورخى هم مانند طبرى
بخواهد
سخن حقى بگويد و فضيلتى راستين بپراكند ناچار مى شود تا چيزهاى
ديگرى نيز بگويد.اينگونه حوادث در تاريخ
در تاييدها
تكذيبها و
به اصطلاح در[ مناقب
مثالب] بسيار قابل توجه است .
بارى
سخن درباره برخى از ناروائيهائى بود كه در[ كشف الاسرار]
راه يافته است . براى عرضه موارد بيشترى فرصتى ديگر بايد 30 .
عرفان در[ كشف الاسرار]
گفتيم
ميبدى تفسيرش را در سه نوبت نگاشته است
كه نوبت سوم آن به
تعبير وى
[ برلسان اهل اشارت و بر ذوق جوانمردان طريقت] 31است .
اين بخس براستى گفته يكى از محققان :
گلگشتى است جانفزااز ذوق و كلام
و حال واحوال عارفان و مشايخ . دريائى است آرام كه آسمان زيباى
انديشه عرفان را در آيينه زلال خويش مى نمايد و در ژرفاى آن
دردانه هاى شعر و شعور موج مى زند 32 .
اين بخش از بشخهاى سه گانه تفسير ميبدى
يكسر مطالب ذوقى و عرفانى
است . مولف دراين بخش
اقوال بسيارى از عارفان
بويژه خواجه
عبدالله انصارى با به مناسبتهاى مختلف
|