( 14
)
تعقيب علم ضرور
برآيد. در هر موضوع و مساله ناگشوده
مى توان
انديشيد و عمر را
سپرى كرداما دوره جديد علوم
بااين تلقى پديد
آمد كه بايد به دانش تغيير آفرين
روى آورد. دريافت هر مساله
پنهان
ارزشمند نيست
آنگاه علم جوئى كمال تلقى مى گردد كه دنش در
مسير سلطه بر آفرينش
بكار آيد.
اين دو گونه جهان بينى درارزش شناسى علوم
تغييرى ژرف در مسير و
شيوه آموزش برجاى مى نهد. پايبندان به سنت علمى كهن
عمدتااز تلقى
اول دفاع مى كنند و يا با آن ديدگاه
به سراغ علوم مى روند.اما چنان
بنظر مى آيد كه روح تفكر دينى
بر آن است كه[ دانش] جز در مسير عمل
صالح انسانى
تقديس نمى يابد. درادعيه مى خوانيم :
[ اللهم انى اعوذبك من علم لاينفع]... .
خدايا به تواز علم بى نفع
پناه مى بريم ...
بنابراين
بايد به سراغ علوم نافع رفت واز آنچه به نام[ دانش]
انبان ذهن را پركند
اما گرهى را نگشايد پرهيز داشت .البته آنچه در
اين مقام
قابل تذكاراست
وتفاوتى است كه در[ جهان بينى دينى] با
[جهان بينى مادى] در حوزه[ منفعت] رويت مى شود. جهان بينى دينى
حوزه سودمندى عملى را
در تمام ابعاد حيات انسانى
مى داند و آن را
محصور به جنبه هاى خاص معيشت دنيوى
نمى كند.
[ اسپنسر]
از پيشروان فلسفه مادى نوين
دراهداف علوم
معتقد
بود كه[ علوم] براى تامين[ زندگانى خوب] است . تفسيراواز زندگى
خوب
تامين موارد پنج گانه ذيل
بشمار مى رفت :
1. حفظ و تامين بهداشت .
2. تامين احتياجات زندگى
مسكن
خوراك
پوشاك و ...
3. تربيت براى انجام وظيفه پدرى و مادرى .
4. تربيت براى شركت دراموراجتماعى .
5. داشتن اوقات فراغت و تفريح و تامين آن 19
دراين
تلقى
ديانت هنر و .... يا مغفولند و يا در حد پر كردن اوقات فراغت
انسان مادى
ارزشمند محسوب مى شوند.اما در جهان بينى دينى و معنوى
جزءاحتياجات بنيادى انسان
بشمار مى آيند.
ازاين رو
بايداشاره واجمال
مى توان نتيجه گرفت كه جز به[ علوم
نافع] نبايدانديشيد و آنان كه دنبال قداست مطلق علم در پيچ و
تابند
عمر خويش و ديگران را تباه مى سازند. هر چند دراين مسير
بايداز كوتاه انديشى در حوزه[ علوم سودمند] بر حذر بود و تنها به
علومى كه يك بعد يا چند بعداز حيات انسانى را تكامل مى بخشند
اكتفا
نداشت .
|