( 142
)
به كارهاى گران
مرد كار ديده فرست
كه شير شرزه در آرد به زير خم كمند 37
و هشام
ازاين گونه يل هاى نستوه و پيروزى آفرين بود كه با هر كه
بحث مى كرد
مغلوبش مى ساخت .
مومن الطاق (محمد بن على بن نعمان كوفى ) نيزازاين چهره ها بود و
مورد عنايت خاص امام صادق[ ع] .ابو خالدالكاملى مى گويد:
[مومن الطاق] را در حرم پيامبر ديدم كه نشسته و جمعى دوراو حلقه
زده اند واو بحث مى كند و به سوالاتشان پاسخ مى دهد
نزديك او رفتم و
گفتم :
امام صادق[ ع] ما رااز بحث
نهى كرده است .
آيا به تو دستور داده است كه به من بگوئى ؟
نه بخدا
ولى خود مرا دستور داده تا با كسى بحث نكنم .
تو برو واز فرمانش اطاعت كن].
ابوخالد كاملى مى گويد :[حضور حضرت صادق رسيدم] و ماجراى[ مومن
الطاق] را به وى گفتم . حضرت لبخندى زد و فرمود:
اى ابو خالد! مومن طاق با مردم سخن مى گويد و (پيش از آن كه
گرفتار آيد) پرواز مى كند
اما تواگر بحث كنى
همين كه بالهايت را
قيچى كنند
نمى توانى پرواز كنى :
[ ان صاحب الظاق يكلم الناس فيطير
وانت ان قصوك لن تطير].. 38 .
استعداد لازم در بحث
دراينگونه موارد آشكار مى شود.
برخى مى افتتد
برخاستن نمى توانند.
بعضى محاصره مى شوند
راه گريز نمى يابند.
بعضى خوب بحث مى كنند
اما قدرت نتيجه گيرى ندارند.
عده اى نقاط ضعف طرف را پيدا نمى كنند.
جمعى در بحث
ازاين شاخه به آن شاخه مى پرند.
اسلوب و تسلط و مهارت
بسيار مهم است . واما صادق[ ع] دقيقا به
شيوه مباحثات اصحاب خود آشنا بود و بر همان مبنى
برخى رااجازه
مى داد و بعضى را منع مى كرد.
به چند نمونه
ازاصحاب ممتاز نگاه كنيد:
[عبدالاعلى] مى گويد: به امام صادق عرض كردم : مردم بر بحث و
سخنگوئى من
مرا خرده مى گيرند و من با مردم بحث مى كنم . (نظرتان
چيست ؟)
امام فرمود:
|