( 165
)
درگذشته هاى دور و قبل از وقوع انقلاب
اسلامى و تحقق حاكميت فقه
اگر سرمايه
امكان تاثيرگذارى بر فتوا يا
خطابه اى را مى يافت
حوزه اى محدود داشت ،اماامروزاگراين امر در
جهت گيرى هاى قانون گذاران ياافتاء فقها موثر باشد
حوزه گسترده اى
را تحت تاثير قرار مى دهد و مى تواند در سمت گيرى برنامه ريزى اقتصادى
كشور تاثير منفى گذارد.
در باب موانع احياء موانع احياء فقه
بخصوص تدوين نوين مسائل
اقتصادى آن در دوران كنونى
براى اين امر
مصاديق بارزى مى توان
يافت . دراينجا ما تاثير سرمايه بر تعيين خط و مشى كلى برنامه هاى
اقتصادى را باور نداريم و معتقديم تعيين خطوطاصلى حركت اقتصادى در
جمهورى اسلامى
بدورازاين تاثيرپذيرى ها بوده است ، ولى به اين
حقيقت اشاره مى كنيم كه تدوين قوانين اقتصادى فقه
بااين مانع مواجه
بوده است ، ولى به اين حقيقت اشاره مى كنيم كه تدوين قوانين اقتصادى
فقه
بااين مانع مواجه بوده است و گاه آراء واظهاراتى با تاثراز
همين عامل بظهور رسيده اند. بجاست به برخى موضع گيرى هاى متاثراز
اين عامل اشاره داشته باشيم .
الف : به هنگام تصويب بند 12ازاصل 43
قانون اساسى كه مفاد آن عبارت است از تامين وسائل كار براى همه
به
منظور رسيدن به اشتغال كامل . يكى از خبرگان مى گويد:
[آقاى ...ازقم تلفن كردند و گفتندالان در قم اين مساله بوجود
آمده كه تمام كارگران مدعى هستند كه مااستقلال مى خواهيم ... ما
مى خواهيم براى خودمان كار كنيم
و خودمان صاحب سهم و صاحب صنعت
بشويم ول يك در ده و يا يك درصد... ما نبايد يك كلمه اى بگوئيم كه
مايه درد سربشود]... 17
ترس از بهم خوردن معادله موجود در كارخانه ها و مراكز توليد كه
قالبا به نفع صاحبان سرمايه جريان داشته است
چنان دراظهار نظر يك
فرد
موثر مى افتد كه به صراحت مام مى گويد:
[ما نبايد يك كلمه اى بگوئيم كه مايه دردسر بشود].
شهيد بهشتى در پاسخ اين فرد مى گويد:
[ يعنى مى فرمائيد هم جامعه اسلامى باشد و هم وضع موجود دست نخورد] 18 .
ب : ترس از سرمايه و تاثر
از آن تنها به حوزه قانون گذارى وافتاء محدود نمى شود. در جريان
اجراء نيز
گاه چنان سرمايه به ميدان مى آيد و مجريان را بيچاره
مى سازد كه مجبورند به نفع سرمايه و سرمايه داران عقب نشينى كنند. يكى
از نشريات اقتصادى كشور
در سال گذشته دراين باب نوشت.
[ترس از قدرت سرمايه طى چند سال اخير
آنچنان در رگ و پى ما ريشه
دوانيد كه توانايى بر پا كردن ديوارى از قانون و ضابطه را در مقابل
يورش سرمايه به ناتوانى و بلاتكليفى و بى تصميمى تبديل كرد. به طورى
كه به قول يكى از مسئولين
اكنون مجريان قانون و مقامات دولت كمتر
از خلاف كاران احساس
|