( 15
)
هدف حوزه ها را تشكيل مى دهد.
دراين مجموعه مى توان از سخنرانى
امامت جماعت
مرثيه خوانى
رتق و
فتق مشكلات شرعى مردم
تدريس
تاليف و در نهايت اجتهاد نام برد.
اينهااهدافى است كه در پيشروى طلبه تازه وارد قرار دارد
لكن
طلبه از هيچكدام از آنها تعريفى مشخص ندارد وازانگيزه قرار گرفتن
امورات مزبور در مجموعه اهداف خود نيز
بى اطلاع است .
اين بى اطلاعى
نه تنها براى طلبه مبتدى وجود دارد كه فلسفه وجودى
حوزه واهداف و فرجام آن براى بخش عظيمى از طلاب واساتيد نيز
مخفى
است .
كمتر كسى است كه به اين سوال پاسخ درستى داشته باشد كه : حوزه
در
جهان اسلام و در مكتب اسلام چه محلى ازاعراب دارد؟
اگر پاسخ اين سوال روشن باشد
نه تنها حوزه هاى علميه فعالتر و پر
اثرتر خواهند بود كه اجتهاد نيز
روزبروز متكاملتر و پيشرفته تر
خواهد شد.
اگر براى طلبه علوم دينى مشخص شود كه پايه گذارى حوزه هاى علميه براساس
آيه نفر و خلق عنصر[ اجتهاد] بر پايه جاودانگى دين وارجاع حوادث
واقعه به راويان حديث است در برخورد با علوم حوزه آگاهتر و در
كاربرد[ اجتهاد] واقع گراتر خواهد بود. 28 .
دراين شرايط دارندگان قدرت
استنباط
از برخورد با مشكلات جامعه سرباز نخواهند زد. و با چند ساعت
وقت گذرانى در حول و حوش صوم و صلوه - كه هيچ جاى ابهام در آنها
باقى نمانده و حتى فروض غير معمول و نادر آن هم مورد بررسى قرار
گرفته است - مسووليت خود را تمام يافته تلقى نخواهد كرد.
در حوزه هاى علميه به خاطر مشخص نبودن هدف
پاره اى از طلاب به
بى هدفى كشانده مى شوند و حوزه هاى علميه را به محل سكونت و زندگى
تبديل مى كنند. مسووليت شناسترين افراد حوزه ها
كسانى تلقى مى شوند
كه در برابراخذ حقوق تحصيلى
وقت خود را به بطالت نگذرانند و بطور
جدى تحصيل راادامه دهند. در نظراين گروه
تحصيل
هدف مى گردد و
[تحصيل براى تحصيل] مقدسترين شعار!
[ تحصيل براى تحصيل] نه شعارى مطلوب و نه باانگيزه
تاسيس حوزه ها موافقت دارد، چون تحصيل ابزاراست و مقدمه اى براى
پذيرش مسووليت اصلى كه مديريت فكرى و دينى جامعه است - مى باشد و
تبديل شدن آن به هدف خلاف حكمت و منافى با عقل سليم مى باشد.
حوزه هاى علميه
براى اين كه بتوانند[ اجتهاد] را به پايگاه اصلى
خود بازگردانند بايد نخست اهداف حوزه واهداف اجتهاد را تبيين كنند،
[و تحصيل بر تحصيل] را كنار بگذارند
و طلاب را براى دست يابى به
اجتهاد در مسائل مستحدثه و حوادث واقعه پرورش
|