( 100
)
ترازوى سنجش آنها بگذارد.
اين خودرايى و خشك انديشى
نمى گذارد دل در كمند پند در آيد و گوش
آويزاندرزى شود.احساس بى نيازى از شنيدن راهنمايى ديگران و سرسنگين
بودن در برابر درسها و هدايتهاى اخلاقى
زمينه طغيان و سركشى را
آماده مى سازد. و قرآن سبب سركشى انسان را[ بى نياز پنداشتن خود]
مى داند:
ان الانسان ليطغى ان رآه استغنى. 31
آدمى كه خود را بى نياز به پندارد
طغيان مى كند.
مغرور شدن به توانايى انديشه خود
شايسته خردمند نيست .امام
على[ ع] مى فرمايد:
حق على العاقل ان يستديم الاسترشاد فيترك الاستبداد . 32
شايسته و سزاوار خردمنداست كه همواره راه راست بجويد و خود رايى
را رها كند.
هيچ دانى چه كسى گشت استاد
آن كه شاگرد شد و عار نداشت
دراين درگه بلنداو شد كه افتاد
كسى استاد شد كو داشت استاد
زكاريست اگر كار آگهى آگاه
هم از شاگردى آموزگارى است .
آدمى بالفطره منعطف و تاثيرپذير
آفريده شده است .اگر به باورهاى نادرست و منفى بافيهايى كه از خواجه
مرادى و خود بزرگ بينى او سرچشمه مى گيرد آلوده نشود
پند پذير و
هدايت شونده خواهد بود. دليلى ندارد كه از نور هدايت وارشاد پاك
دلى بهره نگيرد و پيام خيرخواهى را نشنود.
چرا كه اگرارشاداخلاقى
رسا و درست انجام گيرد
سحرگونه قلبها را
تسخير كرده و روحها را بر مى انگيزد.انسان معجونى از عواطف و
عزيزه هاست
با آنچه مى شنود و مى بيند و درك مى كند زندگى دارد.اين
خودسريها و سنگدليهاى تازه رشد كرده است كه مانع آن مى شود كه آدمى
در شعاع نور هدايت قرار گيرد.
امام على[ ع]
در تاثير مواعظ شيوا
مى فرمايد:
... فيالهاامثالا صائبه و مواعظا شافيه لو صادفت قلوبا
زاكيه واسماعا واعيا وآراء عازمه والبابا حازمه ... 33 .
اوه چه مثلهاى صائب و رسائى و چه اندرزهاى دلنشين
ولى بشرط آن كه
با قلبهاى پاك مواجه گردد و در گوشهاى شنوائى فرو رود و به رايهاى
جازم و عقلهاى كاملى دست يابد.
|