( 68
)
مثلا
قرآن
نهج البلاغه و صحيفه سجاديه را آنجورى كه خدا مى خواست
على[ ع]
مى خواست و ياامام سجاد[ ع] مى خواست
معلوم نيست انسانها بتوانند
بفهمند. مفسرين طبق افق ديد خودشان
قرآن را مى فهمند
نه آن طور كه
در واقع هست . يك نامه معمولى را ى آدم ساده و عامى يك جور مى فهمد و
يك انشان عميق جورى ديگر.
بالاخره
افق ديداشخاص در فهم مطالب خيلى دخالت دارد. مى بينيد كه
تفاسير عامه خيلى اش ادبى وان قلت و قلتهاى نحوى و صرفى است
بعضى ها
هم علمى است . مجموع اينها به حسب افق ديد مفسراست . مفسراگر حكيم
بوده
بيانات حكيمانه دارد
اديب بوده
بيانات ادبى دارد
مورخ
بوده
بيانات تاريخى و ... حضرت فرموده :[ الموعظه اذا صدرت من اهله
وقعت فى محله]. بايد هم محل قابليت داشته باشد و هم گوينده .
امام دلش مى خواست
روحانيت در يك سطح عالى حركت كنند ولى آن جورى
كه ايشان مى خواست نشد.
والسلام
من خواستار جام مى از دست دلبرم
اين راز با كه گويم واين غم كجا برم
جان باختم بحسرت ديدار روى دوست
پروانه دور شمعم واسپند آذرم
اين خرقه ملوث و سجاده ريا
آيا شود كه بر در ميخانه بر درم
گراز سبوى عشق دهد يار جرعه اى
مستانه جان زخرقه مى هستى در آوردم
پيرم ولى بگوشه چشمى جوان شدم
لطفى كه از سراچه آفاق بگذرم
|