( 150
)
در بودجه حاصل از خراج گفته شده است :
[فقيهان مذهب سنى و زيدى گفته اند كه : تصميم گيرى در مورد ميزان
خراج و كار مطالعه و جمع آورى و مصرف آن در موارد لازم
كلا
وظائف
امام است]. 34
با دراختيار داشتن اين اختيارات تام است كه پاره اى از فقيهان اهل
سنت
درمساله ارتزاق لشكريان
معتقد شده اند كه حكومت بنا به مصالح
مى تواند بيش از نياز
به سياهى پرداخت كند:
[واختلف الفقهاءاذا تقدر رزقه بالكفايه هل يجوز يزاد عليها؟...
وجوزابو حنيفه زيادته على الكفايه]. 35
فقيهان اختلاف كرده اند كه اگر شهريه سپاهى به اندازه كفايت او
مقدر شد آيا حاكم مى تواند بر آن بيفزايد؟...ابوحنيفه آن را مجاز
شمرده است .
بى ترديد
اين مساله به حكومت حق مى دهد كه بااعطاءامتيازات مالى
و حقوقى افزونتر
كادرهاى لايقتر و كارآمدتر سپاه اسلامى را
در
اختيار داشته باشد.
در زمينه حقوق قاضيان و كارمندان نيز
مشابه آن را مشاهده
مى كنيم . در مورداين مساله به خطاب ابو يوسف به هارون مى توان اشاره
داشت :
[فاماالزياده فى ارزاق القضاه والعمال والنقصان مما يجرى عليهم
فذلك اليك و من رايت ان تزيده فى رزقهم منهم زدت و من رايت ان
تحط من رزقه حططت ... و كل ما رايت ان الله تعالى يصلح به امرالرعيه
قافعله]. 36
افزودن در شهريه قاضيان و كارگزاران حكومتى و كاستن از آن
در
اختيار توست .
آن كس را كه مى خواهى زياد كن و آن را كه از حقوقش قصد كاستن دارى
بكاه ... هر آنچه را كه مى بينى كار مردم با آن سامان گيرد
انجام ده .
د: مسائل حقوقى وادارى
در فروع حقوقى درابواب فقهى
دخالت و حوزه اختيارات حكومت در
فقه اهل سنت مطرح شده است . عمده اين موارد را
در سطور ذيل مى توان
يافت .
آيا حكومت مى تواند فرد يا گروهى از لشكريان رااز خدمت منفصل كند؟
اين مساله را
[ ماوردى] مطرح مى كند و پاسخ مثبت مى دهد.او
مى نويسد:
[واذااراد ولى الامراسقاط بعض الجيش لسبب واجبه او لعذراقتضاه
جاز].... 37 .
اگر حاكم اسلامى خواستار شد كه
بخشى از لشكريان را كنار گذارد (بواسطه جهتى خاص و يا ناتوانى از
اداره آنان ) مجاز خواهد بود.
بنابراين
حكومت مجازاست كه در زمينه زمان خدمت
تصميم گيرى كند.
اين حكم
بدان معناست كه حكم عمومى جهاد
به آن معنا نيست كه فرد
ياافرادى
خود را بر سپاه مسلمانان تحميل كنند و حكمران
دست بسته
باشد. در
|