( 161
)
محسوب شوداما
گزارش يك مصاحبه گر و يا خبرنگار و يا مقاله مندرج در يك روزنامه
يا
برداشت يك نويسنده از سخن يك فرد ديگر
هيچكدام[ مسند] ناميده
نمى شود.
حتى بعنوان مثال بايد گفت : گزارش يك سفير
درباره يك
موضوع و يا محتواى ملاقات با يك فرد
سند نيست بلكه يك گزارش است
ممكن است اضافاتى از سوى گزارشگر بر آن افزوده شده باشد. سفير
نوعا
مى خواهد جو تفاهم و حسن روابطايجاد كند و دراين راستا
برداشتهاى مثبت خود را هم به وزارت متبوع خود گزارش مى دهد. .
اگر محتواى گفتگوها
دراختيار قراردادن اطلاعات نباشد و شامل
تفاهم طلبى در چهارچوب سياست كلى كشور باشد
اين هرگز نمى تواند
[سندى] بر ضد كسى تلقى شود
بلكه بايد آن را نوعى انديشه در برخورد
با طرف و يا كشور مورد نظر
نام داد نه سندى براى اثبات و يا رد
قضيه اى .
بى شك
اگر محتوا
افشاى اطلاعات و راه جوئى براى حفظ منافع نامشروع يك كشور
خارجى باشد
واين گزارش
توسط فرد متهم
كتبا تاييد شود
اين را
مى تواند سند ناميد و عامل آن هم بطور طبيعى مسئول خواهد بود.
پس بطور كلى از نظر
من
گزارش يك سفير
يك پليس
گزارش يك خبرنگار
روزنامه نويس
تحليل
يك گزارشگر واين قبيل افراد
[ سند] محسوب نمى شود
بلكه گزارش يا
ديدگاه و برداشت فردى و شخصى است كه با تحليل منصفانه
مى توان
انگيزه هاى پشت پرده آن را فهميد كه آيا هدف نوعى پرونده سازى و تخريب
است ؟ يااشتباه گزارشگر و يا يك روايت صادقانه از واقعيت ؟
مثلا
با بررسى مقاله ها و تحليل ها و حتى گزارشهاى محرمانه در
رابطه باانقلاب اسلامى و جنگ تحميلى كه در سطح جهانى منتشر شده اند
بخوبى مى تواند فهميد كه اغلب آنها غيرواقعى
همراه با تحريف كامل و
در راستاى اهداف امپرياليسم خبرى و صهيونيسم جهانى است . روى همين
اصل
تهيه كتابى تاريخى
مثلا درباره ملى شدن صنعت نفت و نقش
آيه الله كاشانى
دكتر مصدق
شهيد نواب صغوى و ديگران
بااستناد به
روزنامه هاى توده اى
نفتى و يااروپائى وامريكائى منتشره در آن
دوران
هرگزارزش واقعى نمى تواند داشته باشد .
حوزه : شما خودتان كه حداقل شاهد حوادث ملى شدن صنعت نفت بوسيله
آيه الله كاشانى و دكتر مصدق و فدائيان اسلام بوديد
واين حضور در
صحنه را تا پيروزى انقلاب اسلامى ادامه داده ايد قصد نوشتن خاطره ها يا
تاريخ حوادث اين دوران را نداريد؟
استاد: متاسفانه بايد گفت كه بعضى از
|