( 52
)
آشنا مى شويم
ستاره اى ازاين منظومه درخشان و حلقه اى از شجره طيبه حوزه هاى
علوم اسلامى بود.
او
راست روى رااز پدر بزرگوارش آموخت و با گواراى حقايق دانش
دينى و شهد دلپذير و گواراى عبادت و عبوديت الهى انس گرفت .
سحرخيزى پدر
اخگر عشق حق را در جان اوافكند.
اشكهاى نيمه شب پدر
شمع فطرت او را فروغ بخشيد.اين ربوبى
مايه تلاش و سرمايه بردبارى و
پايدارى او در پيكار با نفس و پيمودن مدارج كمال گرديد.
روح بى قراراو
علوم رايج دو حوزه طبس و
مشهد مقدس را در نور ديد. با هجرت به حوزه پر رونق آن روز قم
توفيق درك محضر عارفان و فقيهانى همچون : عارف واصل
ميرزا جواد
ملكى تبريزى
فقيه عارف
آيت الله شاه آبادى
حكيم الهى
سيدابوالحسن
رفيعى قزوينى
آيت الله حاج شيخ حسن كاشى
آيت الله ميرزا على اكبر يزدى
و آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى
موسس حوزه علميه
قم
را يافت و نزد آنان
دانش فقه واصول
حقايق اسفار و حكمت و
لطايف عرفان و سلوك را آموخت . مدتى قرين و همدم عارف سالك
آيت الله
ميرزا جوادملكى تبريزى بود وازاو
جز فقه
اخلاق و عرفان
علوم
ديگر
از آن جمله رياضى را فرا گرفت .
ذهن جستجوگر و روح حقيقت جوى او
رااساتيد حوزه علميه قم
قانع نكرد و در پى گسترش معرفت دينى و
ژرفايى دانش فقه واصول خود
با وجود مخالفت موسس حوزه علميه قم
مرحوم آيت الله حائرى يزدى
راهى نجف اشرف شد. در حوزه نجف
از محضر
آيا و بزرگانى همچون آيت الله ميرزا محمد حسين نائينى
آقا ضياء
عراقى
شيخ محمدحسين اصفهانى (كمپانى )
سيدابوالحسن اصفهانى و
عبدالهادى شيرازى
بهره ها گرفت . آن مرحوم
در زمن مرجعيت آيت الله
العظمى سيدابوالحسن اصفهانى
به عضويت شوراى افتاى ايشان انتخاب شد.
دراين شورا
توفيق همدالى و هم فكرى با بزرگانى چونان : شيخ كاظم
شيرازى
شيخ موسى خونسارى
شيخ محمدعلى كاظمى شيخ حسين حلى و ميرزا
حسن بجنوردى را يافت .
مرحوم آيت الله طبسى
بااينكه در نگاه همه اساتيد و بزرگان و
مراجع زمان خود
توان افتا و رساله نويسى را داشت و داراى بيش از شصت
اجازه اجتهادى و حديثى از آن بزرگان بود
بر مسندافنتا ننشست واز
طريق ديگر
كه صلاح و خيرامت در آن بود
به دفاع از نواميس تشيع و
موازين شريعت محمدى (ص ) پرداخت .
آن مرحوم با زبان و قلم
به حفظ كيان پرداخت واين مهم را نه تنها
براى خود
مايه كاستى ندانست كه تكليف وافتخار همه دين شناسان
مسوليت شناس و فقيهان متعهد مى شمرد.
دراين راستا
فارغ ازنام و عنوانهاى علم سوز و وقت بر باده ده
به تحقيق و تبليغ دين با
لم و بيان پرداخت .
روح بلند او كه شيفته دفاع از تشيع
بسط ارزشهاى اسلامى و عامل به
تكليف بود
او را آنچنان در خود غرق كرده بود كه به هيچ چيز
جز
حراست از مرزهاى اعتقادى اسلام و عمل به تكاليف دينى نمى انديشيد.او
به علم به ديده ابزار هنگامه گرم كن و مايه فخر و تبختر
نمى انديشيد
كه علم را بسان مشعلى براى هدايت اجتماع به دست
|