( 94
)
بايدايمان بياورند و مسلمان شوند و يا آن كه كشته شوند. ..
سومين شمشير بر مشركان عجم : ترك و ديلم و خزر كشيده مى شود.
خداوند بزرگ مى فرمايد :چون با كافران روبرو شديد
گردنشان را
بزنيد. چون آنها را سخت فرو گرفتيد
اسيرشان كنيد و سخت ببنديد.
آنگاه يا به منت آزاد كنيد يا به فديه . تا آنگاه كه جنگ به پايان
آيد.
اما آزاد كردن
پس ازاسارت است و فديه
مبادله با مسلمانان است .
اينان يا كشته مى شوند و يا بايداسلام را قبول كنند.
2. قال رسول الل(ص) : امرت ان اقاتل الناس حتى يقولوا لااله الاالله
فاذا قالواها عصموا من دمائهم واموالهم الا بحقها و حسابهم
على الله . 39
پيامبر فرمود: من مامور شدم با مردم پيكار كنم تا آنجا كه بگويند
لااله الاالله و چون لااله الاالله بگويند مال و جان آنان از جانب
من محفوظ است جز در مورداحقاق حق و حساب اعمال آنان با خداست .
مطابق اين روايت
پيامبر مامور به جنگ ابتدائى با همه كفاراست
تااين كه آنان را به پذيرش واقرار به كلمه توحيد وادار نمايد.
اجماع
از جمله دلائل اين نظريه
اجماع واتفاق آراء فقهاى اسلام است .
نقد نظريه جهاد به انگيزه دعوت
آنچه تاكنون آورديم
از آيات و روايات
مجموعه ادله كسانى بود
كه مى گفتند: جهاد براى دعوت به اسلام و گسترش آن تشريع شده است .
چكيده اين نظريه
اين شد كه شرك و كفر دليل مشروعيت جهادابتدائى
است و پايان آن نيز به قبول اسلام و يا پذيرش حاكميت آن است .
اين سخن از چند جهت قابل نقد و بررسى است :
1 وجود موارد نقض اين نظريه در فقه .
2 ناتوانى دلائل مذكور دراثبات مدعا.
جهت اول : آنچه به عنوان نقض اين نظريه مى توان گفت
موارد مختلفى
است در فقه كه بااين مساله ارتباطى مستقيم دارد و در عين حال
قائلين به اين تفكر
بر خلاف آن
فتوى داده اند
از جمله :
الف : جواز قرارداد صلح با مشركان و باقى گذاشتن آنان در سرزمين
خود
با گرفتن خراج ازاراضى آنان . 40
ب : كمك گرفتن از مشركان در جنگ . 41
ج : عدم جواز قتل اسير جنگى پس از پايان جنگ . بااين كه اگر شرك
ملام كشتن بودانجام اين وظيفه در هنگام اسارت دشمن آسان تراست . 42
و: تامين دادن به مشركان براى شنيدن سخن حق و برگرداندن آنان به
مامن خويش . 43
ه: پذيرش جزيه از غيراهل كتاب . 44اين مساله
|