( 13
)
طبقه خاص اجتماعى
و علمى و بيگانگى از ديگراصناف و طبقات است .
سياست اصلى :
در فصل گذشته
از آفات تكنيك و صنعت جديد
سخن به ميان آمداينك
اين سئوال قابل طرح است كه سياست اصولى كشورمان را بر چه مبنا
مى توان تنظيم كرد؟
گروهى از آفات ياد شده
پند گرفته اند و
سياست رياضت و دورى را تبليغ كرده و مى كنند جمعى
به فوايد صنعت
جديد
نگاه كرده اند واز آفات آن
عبرت نگرفته اند.
اقبال به صنعت جديد
منافع و مضارى را در بردارند. برخى ازاين
آفات
در هويت و باطن تكنيك نو جاى دارند و بعضى
قابل احترازند.
اما در مجموع
اين اختلاط و آميختگى منافع و مضار
موجب مى شوند كه در
سخنان هر گرايش
نكاتى از حقيقت ديده مى شود و با برخى از مبالغه ها
و ياافراطها همراه گردد.
در بخش گذشته
به آفات و مضار صنعت گرايى
اشاره شد و
اما نكاتى را كه در زاويه ديگر
نبايداز نظر دور داشته واز آن
جمله
مسائل ذيل را مى تواند بر شمرد:
1. جهان ارتباطات در عصر كنونى
موجب شده است كه به دشوارى
بتوان
نظامى مغاير و منافى با روند كلى
پديد آورد. كشورها در ساخت يك
نظام مغاير با نظام و سيستم جهانى
توفيقى جديد نداشته اند. بحرانى
كه در كشورهاى سوسياليستى
مشاهده مى كنيم . بخشى ازاين واقعيت را
نشان مى دهد.
در دوره هاى كهن و قديمى
امكان آن بود كه پادشاه و يا رئيس دولتى
نظم و سيستم مستقل (بى توجه به سيستمهاى موجود در جهان ) بيافريند و
مدتى مديد
آن اصول را نگاه دارد و رعايت كنداما در شرايط كنونى
اما در شرايط كنونى
پيدايش آن آسان نيست .
بنابراين
انبساط تمدن صنعتى
قهرى و گريز ناپذير مى نمايد. صنعت
جديد
قلعه و حصارى نفوذناپذير نمى شناسد و دير يا زود
در جوامع
مختلف حضور مى يابد.اين
|