( 99
)
عمل و موفقيت نهايى دارد؟
در يك نگاه كلى
مساله را مى توان از دو زاويه مورد نظر قرار داد:
1. تئورى و مرحله انديشه كه دراين بعد
مجموع اى از بايستگيها
مطرح است كه بدون آنها تفكر به دوراز توانايى لازم خواهد بود.
02 در مرحله واقعيت و بازدهى كه دراين مرحله وجود
مشخصاتى
تعيين كننده توفيق نهايى تفكر مى باشد.
البته
توفيق در هر دو بعد
شرط موفقيت كامل انديشه مى باشد زيرا
آنجا كه انديشه اى در مرحله تئورى خويش دچار ضعف و كمبودهايى باشد
اين نارساييها به مرحله عمل نيز
سرايت مى كند و آن را سست و ناتوان
مى سازد واز تحرك لازم باز مى دارد.از طرفى
در مرحله اجرا و عينيت
انديشه بايستى توانايى خويش را درهگشايى و گره گشايى به اثبات
برساند
چه بساايده هايى كه در عالم ذهن
قوى
و توانا به نظر به نظر
مى رسداما دراجراء و عمل سستى و پوچيش نمايان مى شود.
روياهاى فاضله اى كه تنها در عالم ذهن مى تواند سكنى گزيند و در
خارج يا غير ممكن است و يا فاقد بالندگى
ازاين مجموع اند.
با توجه به اين مسائل
قبل از پرداختن به بحث اصلى
كه تبيين
پويايى انقلاب مى شد
به بحث از تواناييهاى لازم و بايسته يك مكتب
در
دو بخش :انديشه واجرا
مى پردازيم .
1. مرحله انديشه وارائه راه حل
جهت ارزيابى و شناخت صحت و توانايى يك مكتب
يا يك تفكر وانديشه
از ملاكهايى متعددى مى توان نام برد
از جمله :
1. طرح ارائه شده منطقى باشد
تااين كه قابل اثبات باشد و نيروى
خرد و منطق حمايتش نمايد و زمينه پذيرش عقلى آن را فراهم آورد.
2 تحرك آفرين و معنابخش به زندگى و حيات انسانى . مكتب در پرتو
اين شوق انگيزى و تعهدآورى و مسووليت آفرينى
از جاذبه و نيروى
ويژه اى برخوردار مى گردد.
3. نبايد درون يك طرح و بين اجزاء آن
تناقض و ناسازگارى وجود
داشته زيرا دراين صورت
طرح متضمن نفى خويش است
ضعف و بى اساس
بودن خود را نيز ثابت مى كند.
4. طرح مورد نظر
بايستى روشن و مشخص باشد وازابهام به دور باشد
تااين كه هر شخصى نتواند مطابق سليقه خويش
از آن نتيجه بگيرد.
آنچه ذكر شد
نمونه هايى از ملاكهاى ارزيابى
توانايى و تشخيص راستى و درستى يك طرح مى باشد.
اما دراين بخش هدف
ارزيابى توانايى يك مكتب براساس ملاكهايى
اجتماعى و سياسى است براين اساس
تنها
چند محور و ملاك ازاين
مجموعه را عنوان مى نماييم . و طرح مسايلى در محور كاوشهاى فلسفى
على رغم كارآيى آن
در جهت شناخت پديده ها و قانون
|