( 55
)
من جور در نمى آيد.اگراواشتباه كرده
باشد
من كه در كارم اشتباه نكرده ام
چرا نبايد در نمازاو شركت
كنم ؟
در سياست و فهم مسائل جارى كشور و جهان و ديگر مسائل هم كه به جاى
گفتگو نيست .ايشان نمودارى از مرجعيت را براى ما ترسيم كرد كه الحق
والانصاف نمودار مرجعيتى بود كه اسلام مى خواهد. دراين زمينه
مانند
غنچه اى مالامال ازاستعداد
هوش
ذكاوت و علم بود كه نسيم تقوى و
اخلاص او را شگفت و تبديل به گل كاملى كرد.افسوس و صدافسوس كه اين
گل اكنون در كنار ما نيست
اما رايحه دل انگيزاو
ساليان دراز
مشام جانهاى شيفته و عاشق او را مى نوازد و هيچ گاه
از پهنه گيتى
زايل نخواهد گشت .
اين ما هستيم كه بايدازاين رايحه بهره هاى كامل بگيريم .
اين شخصيتى كه در مقابل تمام ابرقدرتها
مانند كوه ايستاد و كاخ ستمشاهى را ويران كرد
هيچگاه از ياد خدا
غافل نماند و لحظه اى به خود نيانديشيد و هيچ امرى را به خود نسبت
نداد. بيشترين زحمت و مرارت و رنج از آن او بوداما نتيجه را منتسب
به مردم
به عنوان يدالله
مى دانست واين
رمز موفقيت او بود.
او لحظه اى به خود نيانديشيد
تااز معبودش جدا بيفتد.اين ابر
مرجع تقليد
مانند يك طلبه ابتدايى بسيار متواضع
به دعا واعمال
مستحبى اهميت مى داد و لحظه اى به خود مغرور نگشته بود.اين روحيه را
ازابتدا داشت و تاانتهاى عمر شريف خود آن را حفظ كرد و با خود به
پيشگاه معبودش برد.
خاطره اى از آن بزرگوار دارم كه هيچ گاه يادم نمى رود:
ساليانى پيش
در صف سوم نماز جماعت مرحوم آيه الله خوانسارى
خدمت
ايشان نشسته بودم . نيمه شعبان بود. يك دعايى نقل شده است مخصوص اين
شب .اين دعا
در مفاتيح نيست
ولى دعائى است كه سينه بسينه
نقل شده
است . بعداز نماز مغرب و عشا
قبل از تكلم
بايد 21 مرتبه خوانده
شود.
اين دعا
چند سطرى بيشتر نيست . من شروع كردم به خواندن اين دعا.
از روى كاغذى مى خواندم .ايشان فرمودند: فلانى چه مى خوانى ؟
من چون نمى خواستم حرفى بزنم كاغذ را نشان ايشان دادم
ايشان فرمودند: بلند
|