( 101
)
راهى جز آموزش آن دانشها
در محدوده پيوندى
كه با تحليلى سياسى دارند
ندارد. علوم و دانشهاى مورد نياز
[تحليل گر]
بسيار فراوان است پاره اى از آنها پيوند ژرف با تحليل
سياسى دارند و پاره اى ديگر
ارتباطى كم رنگ تر. دراين مبحث
نخست به
دانشهايى پرداخته خواهد شد كه پيوند فزونترى برخوردار هستند.
1. شناخت وضعيت كشورها
دنياى
سياست
به بيابان پر تيغ و سنگلاخى مى ماند كه سياستمداران به اجبار
بايد در آن گام زنند. دراين گام زدن
آنچه كه هيچ نقشى ندارد
اميال و خواستهاى سياستمداران است و چيزى كه همه نقش را دارد
واقعيتهاى موجود فرا روى سياستمداراست . به تعبير كورت والدهايم :
[ هر ديپلمات مجربى مى داند كه در روابط بين الملل
احساس محلى
ندارد. همانگونه كه دولتها فرصت نمى دهند كه هيجان
هادى آنها شود
ديپلمات هم نبايداقدام خود را بر پيش قضاوت شخصى خودش متكى سازد.
اگر مايل است موفق شود
بايد رفتار خود را بر قضاوت عقلايى حقايق و
درك نسبت قدرتها متكى كند.امتياز دادنها
معمولا ناشى از بزرگوارى
نيست
بلكه بيشتر به علت درك اجتناب ناپذيرى آن است] . 2
دراين وادى
فرا روى مسؤولان سياسى كشورها
كوره راههايى قرار
دارد كه جاى جاى آن را خارها و بوته هاى خشك و زهرآگين قطع كرده است
و هر آن ممكن است راه چنان كور و مبهم گردد كه روند در حيرت و
سرگردانى گرفتار آيد.
زايد و توشعه مسافراين
وادى
مجموعه توانمنديها و داشتنيهاى كشور متبوع وى
و گرفتارى و
مشكل اساسى اش آسيب پذير و بيمارى است كه زاييده نيازها و كاستيهاى
كشورش مى باشد كه اين مجموعه وضعيت و موقعيت كشورش را تعيين مى كند.
سياستمدار
چيره دست
كسى است كه مسير حركت خويش را بر پايه وضعيت كشورش
از پيش
تعيين كند واز ميان كوره راههاى پرخطر چندين راه كم ضرر را
برگزيند. راههايى كه بتواند در نيمه راه
بر پايه ضرورتهاى پيش
آمده
از يكى به ديگرى منتقل شود و چنان راه را طى كند كه كاستيها و
نيازهايش كمتر فرا رويش مشكل بيافرينند.
در چنين حركتى
بديهى است آنان كه نيازمندى بيشترى دارنداز تحرك
پايين ترى برخوردارند و در هر مرحله اى
امكان يورش و تهاجم مشكلات
قابل تصوراست . چنين مسافرانى كوشش مى كننداز حاشيه بيابان بگذرند و
خود را درگير گرفتاريهاى راه نسازند. دراين صورت است كه كشورشان
به مملكتى بى اهميت و كم خاصيت تبديل مى شود و در صحنه سياسى جهان
هميشه مجبورند دستورات ديكته شده را به كار گيرند.
در برابراينان
رهروانى وجود دارند كه زاد و
|