( 40
)
مى تواند تلخيهاى آينده را در پى
داشته باشد. پس خود
گذشته مان را مرور كنيم و حال مان را بنگريم و
آينده مان را رقم زنيم .
تا حضيض را ننگريم
اوج عزت را
نخواهيم شناخت و قدر نخواهيم
دانست .
طلاب جوانى كه پس ازانقلاب
قدم در حوزه ها نهاده اند
بايد چهره هاى
رنجديده و قلبهاى خونين مصلحان نسل خويش را بشناسند و نيز ديرينه
جريان جمود و خرفتى را كه هنوزاز حوزه ها ريشه كن نشده است
تشخيص
داده و با آن بستيزند.
صلاى رحيل
آغاز تحول حوزه ها
سايه سالها ركود
قامت رشيد و پوياى حوزه را زمين گير كرده بود.
پوسته اين پيكر به سردى مى گراييد و چون آتشفشانى كه صدها سال
دم
بر نياورده باشد
بر پهلوهايش سنگينى گام راهگذاران استعمار و
حكومتهاى مستبد و خود فروخته را
به سختى تحمل مى كرد.
سنگواره هاى گداخته اش
كه روزى تا عمق استخوان مستكبران تاريخ را
آتش زده بود
اكنون
در چشم بيگانگان
شيئى باستانى مى نمود.
استبداد داخلى خنجر را بر قلب اين پيكاراز پانشسته فرو كند.
و راهگذاران غريبه
مى خواستند تاانتقام خويش را براى هميشه از
اين آتشفشان دشمن سوز بگيرند و آن را به تيشه هاى خود قطعه قطعه
كنند.
آخرين خنجر فرود آمدامااز زير آن پوسته به سردى گراييده
خون
گرم و تازه جوشيد خونى به گرمى خون ثارالله .
آخرين پتكهاى غيض اسلام ستيزان
بر قله هاى خاموش اين مناره
فرونشست امااين بار
پتكشان حقارت نيافريد و خمودى نيفزود قطعه
قطعه نكرد.
اين بار
آتشفشان غيرت اين نسل
به جوش آمد
خروش بر آورد و زبانه
كشيد.
در ميان انبوه خستگان ملول
قامتى بلندتراز همه مصلحان تاريخ
حوزه
به پاايستاد و صلا در داد.
[ هان اى روحانيون اسلامى !
اى علماى ربانى !
اى دانشمندان دين دار... موعظت خداى جهان را بخوانيد و يگانه راه
اسلامى را كه پيشنهاد فرموده بپذيريد...
امروز
روزى است كه نسيم روحانى الهى وزيدن گرفته و براى قيام
اصلاحى بهترين روزاست ...
امروز
چه عذرى در محكمه خدا داريد
اين چه ضعف و بيچارگى است كه
شماها را فرا گرفته] 14 !
اين صلا
صلاى روح الله بود كه نسلهاى خفته را بيدار كرد.
نفسهاى او
روح حيات را در كالبد شلاق خورده
|