( 71
)
مولف عادى
رضايت نمى دهد
با كتابش اينگونه برخوردى شود چه برسد
به قرآن
كه كتاب هدايت بشر و رحمت براى جهانيان است .
بدين خاطر
معتقد بودم : قرآن به دست تواناى خود
پيامبر
جمع آورى شده است . همانطور كه محتوا و كلمات آن اعجازاست
تنظيم آيات و طرح كلى آن نيز
دراعجاز بودن قرآن دخيل است .
دراين راستا
فكر مى كردم كه : دراين تنظيم
طرحى بوده است كه
بايد آن را فهميد واگر آن را بفهميم
آيات قرآن : شايد معناى نوى
پيدا كرده و دريچه جديدى از معارف و معناى قرآن
بر ما گشوده شود.
فكر مى كردم كه :اين طرح در سوره حمد باشد. رواياتى كه در فضايل
سوره حمد آمده بود
مويداين مطلب بود
لذا تلاش زيادى در فهم اين
طرح داشتم .
2. ويژگى ديگراين بود كه : من
همانطور كه
قرآن
اعراب آن زمان را به مبارزه فرا مى خواند
از لحاظ معنا نيز
با نابسامانيهاى جامعه آن روز و خصلتهاى غيرالهى برخورد داشت .
اصولا
دعوت همه انبياء
ناظر به وضعيت مردم زمان خودشان بوده است .
چنين نبوده است كه : مردم
به خوبى
به زندگى خود مشغول باشند
پيامبرى بيايد و مكتبى بياورد زيرا
در چنين فضايى
دين مفهوم
روشنى پيدا نمى كند. حتما تضادها و نابسامانيهاى در درون آن جوامع
بوده است كه پيامبران براى حل آنها
ظهور مى كرده اند و با ظلم و جهل
به مبارزه برخاسته اند.
لذا از بسم الله قرآن
تا كوتاهترين آيه آن
باانديشه و رسوم حاكم بر
زمان نزول برخورد داشته است . معنى ندارد
كتابى
هدايت
رحمت
رشد و
كمال مردم را دنبال كند
ولى با گمراهى و گمراه كنندگان
قساوت و
قساوت پيشگان و جهل و جاهلان درگير نشود.
پس
درگيرى را به عنوان اصل مسلم پذيرفتم
بنابراين
وقتى در كنار
آيات جهاد و مسائل جدى زندگى
آياتى مربوط به حيض و طلاق و ...
مى آيد
در طرح كلى قرآن
جهت خاصى را تعقيب مى كند. به دنبال و
ارتباط آنها مى رفتم . حتى نظر من اين بود كه : آيات منسوخ
همه
به يك
معنى
براى ما مفهوم زنده دارد و از
|