( 350
)
مى توان به واقعيت رسيد و
حقيقت را آنچنان كه هست دريافت .
اين نوع قراردادها كه به كارگر و كشاورز شخصيت مى دهد واو رااز يك
حقوق بگير ساده بيرون مى آورد
شرائطى كه در كتابهاى فقهى مورد بحث و
بررسى قرار گرفته است و ما برخى را متذكر خواهيم شد.
گذشته
ازاين
يادآور شديم كه دست دولت اسلامى در نظارت به رابطه كار و
سرمايه
يا كار و زمين و نحوه تقسيم درآمد بازاست .او مى تواند سهم
كارگر و كشاورز را به حدى برساند كه انگيزه سرمايه گذارى از بين نرود
و سرمايه گذارى از بين نرود و سرمايه گذارى بيهوده تلقى نشود.
در جهان امروز كه صنعت و تكنيك
به صورت عظيمى
پيشرفت كرده است
از نقش سرمايه
به صورت ماشين آلات
نبايد غفلت كرد
و نقش كارگر را با آن سنجيد.امروز
يك كارگر با يك دستگاه كمباين
مى تواند محصول سرزمين وسيعى را درو كند
تصفيه نمايد
در كيسه كند و
سر آنها را بدوزد. و همين اراضى
با وسيله مشابهى نيز
زير كشت
مى رود و با تلمبه هاى نيرومند وظيفه نيرومند وظيفه آبيارى انجام
مى گيرد و همه اين كارها را يك كارگر به سادگى انجام مى دهد.
ناديده گرفتن نقش سرمايه دراين شرائط
يك نوع بيگانگى از واقعيات
و پشت پا زدن به رشداقتصادى است .اگر درانتظار آن بنشينيم كه فقط
آن كس كه بيل در دست اوست
همه اين وسائل را فراهم سازد
اين سخن
علاوه براين كه يك نوع روياى باطل است
خود مايه تراكم ثروت و
تمركز خطرناك است .
موقعيت كارگر توليد كننده و سائرابزار توليد
از بررسى فقه اسلامى به روشنى استفاده
مى شود كه نيروى انسانى در رديف سائرابزار توليد نيست
بلكه نقش
انسان
نسبت به محصول
با سائرابزار توليد تفاوت واضحى دارداز
اين جهت
در فقه اسلامى مى خوانيم : هرگاه شخصى زمينى را غصب كند و در
آن كشت كند يا نهال بكارد
مجموع محصول از آن زارع و درختكار بوده و
فقط بابت تصرف در زمين مردم بايد [اجره المثل] بپردازد.
دراين مورد عقبه بن خالداز حضرت صادق(ع) مى پرسيد و مى گويد: مردى
زمين كسى را بدون اجازه او مى كارد وقتى محصول مى رسد
صاحب زمين
مى گويد: محصول از آن من است و فقط بايد هزينه كارهايى را كه زارع
انجام داده است بپردازم
امام( ع) در جواب مى فرمايد :
للزارع زرعه و لصاحب الارض كراءارضه 1 .
زارع صاحب محصول است و صاحب زمين بايد كرايه زمين خود را بگيرد.
دراين مورد
كارانسان توليدگر
كه خود جزو عوامل توليداست .
برزمين
كه آن نيزاز عوامل توليداست . برترى پيدا كرده است .
دراينجا اقتصاد اسلامى از ماركسيسم و كاپيتاليسم فاصله گرفته و
تفاوت عميقى پيدا
|