( 4
)
زندانيان استكبار
مستضعفان زمين
كه ديرى است تحت تاثير تبليغات
دشمن ضعف و ناتوانى ذاتى خويش را باور كرده اند
در پرتو شعاع روشن
اين فجر
زنجيرهاى استعمار را بر دست و پا واندام خويش
با چشم خود
مشاهده كردند. باورهاى گذشته خود را
كه نتيجه تبليغات و تلقينات
شيطانى اهريمن استكبار بود
با شك نگريستند. بر خود جنبيدند
خون
را در رگهاى درشت پاهايشان احساس كردند.
صداى لرزش زنجيرها
در سرداب نمور قرن حاكميت استبداد پيچيد.
شيطان
هراسناك و دلواپس از شكستن سد خروش و قهر ملتها
ديوانه وار
به زمين و زمان شراره مى ريزد.
اكنون نفيرش گوش جهان را كر كرده واز چنگالهايش كه هنوز خاك به
خون آغشته ويتنام بر آن كبره بسته
بوى خون تازه زنان و كودكان و
محرومان بى پناه به مشام مى رسد.
مست است .. نه مست شراب
كه از خون رنجيدگان زمين .
اين ابليس
عاشق طلاى سياه است .
از ذخيره كردن و دزديدن و چپاول آن
لذت مى برد.
او به همه يانكيها قول داده است كه چلچراغ جشن كريسمس فرزندانشان
را به عصاره مغز واستخوان فرزندان محمد[ص]
روشن نگاه مى برد.
ولى به ايمانمان سوگند كه اگر همه خانه هاى قبيله قرآن را ويران
كند واگر همه فرزندان نسل محمد[ص] را سر ببرد
كشتى اين انقلاب
مقدس
موساى بيدارى و رهايى را
از گزند طوفانها درامان خواهد
داشت .
خداوندى كه در هجوم استبداد
آن را پديد آورد
در طوفان استكبار
نيز
مى تواند آن را حمايت كند واز شرار كينه فرعونيان ايمنش سازد.
انقلاب
اين فجر بزرگ عالم اسلام
اكنون دوران نوپايى را گذارنده و
نوجوانى برومند و دلاور گشته است .
امااستكبار
اين ديوانه شراب سياه
هنوز هم در آرزوى كشتن اين
پيامدار رهايى
خواب به چشمانش ره نمى يابد. داس بلندش را بر شاخه هاى
تازه اين سرو
مى سايد بى خبرازاين كه بلند ماذنه بيدارى
چونان
درختان محكم جنگل با بريدن شاخه هايش
رشد مى كند و فرازتر مى رويد.
|