( 42
)
هركدام
براى رفع اشكالى كه بر تعريف شيخ بهايى داشتند
عناصر ديگر تعريف
را تغيير دادند.
آيت الله شيخ عبدالكريم حائرى واژه[ ملكه] را در تعريف خود آورده
است و براى اين كه اين تعريف
احكام برگرفته شده ازاصول عقليه را
شامل شود
[ تحصيل القطع بالوظيفه العمليه] را به جاى ديگر عناصر
آمده در تعريف شيخ بهايى
آورده است . 30
نيز صاحب[ نايت الاصول] براى لزوم فعليت در مجتهد
كلمه[ استفراغ] را
برابتداى تعريف افزوده و دو كلمه : [ استفراغ] را براى ابتداى تعريف
افزوده و دو كلمه :[ فعلااوقوه قريبه] را حذف كرده است .
فقيهان ژرف انديشى چون علامه محقق
شيخ محمدحسين اصفهانى
معروف به
[كمپانى] 31 و محقق متتبع
علامه محمدتقى حكيم نيز
در تعريف اجتهاد
از كلمه ملكه بهره برده واشكالهاى وارده را مردود دانسته اند. علامه
محمدتقى حكيم
در كتاب سودمند
[الاصول العامه المقارن] مى نويسد:
والانسب
فيما نرى ان يعرف : [ ملكه تحصيل الحجج على الاحكام
الشرعيه اوالوظايف العمليه
شرعيه اوعقليه] 32 .
گروهى ديگراز فقيهان شيعه باانتخاب كلمه[ استفراغ وسع] به جاى
ملكه و آوردن لفظ[ حجت] به جاى ظن و علم به احكام شريعت
تعريفهاى
متفاوتى را عرضه كردند.
فقيه پراسا
سيدابوالحسن اصفهانى آوردن لفظ ملكه را در تعريف
موردانتقاد قرار داده واجتهاد را چنين تعريف مى كند:
[ الاجتهاد عندنا عباره عن استفراغ الوسع فى استنباط الاحكام الشرعيه
عن ادلهاالتفصيليه] 33 .
اجتهاد نزد ما آن است كه : تمام توان و تلاش در جهت استنباط احكام
از منابع وادله تفصيلى آن
به كار گرفته شود.
محقق خراسانى بر آوردن كلمه[ حجت] در تعريف اجتهاد
پاى مى فشارد و
پس از نقل تعريف علامه حلى و شيخ بهائى مى نويسد:
[لازم است به جاى ظن
لفظ حجت را نهاد تا جايى براى اشكال باقى
نماند]. 34
جامع ترين تعريفى كه ازاين دسته از فقيهان عرضه شده است
از آن
[صاحب مصباح الاصول] است . وى دراين زمينه مى نويسد:
[والصحيح ان يعرف الاجتهاد باستفراغ الوسع فى تحصيل الحجه على
الاحكام الشرعيه اوتعيين الوظيفه عند عدم الوصول اليها]. 35
تعريف درست اجتهاداين است : به كارگيرى همه توان در جهت به دست
آوردن حجت براحكام شرعى يا تعيين وظيفه در صورت دسترسى نداشتن به
آن .
سپس در جامعيت اين تعريف مى نويسد:
[ اخبارى را نيز گريزى از پذيرش اين تعريف نيست . تنها مى تواند با
آنچه رااصولى حجت بر
|