( 125
)
اجتماعى را وظيفه خود مى دانست .
درايامى كه استعمار تلاش مى كرد كه ممالك اسلامى
مخصوص ايران را به
تقليد كوركورانه از غرب وادارد
حاج نورالله از پايگاه حوزه دينى
با حمايت بى دريغ مراجع
اصلاحاتش را با محتواى دينى شروع كرد. و با
تاسيس شركت اسلاميه در دراصفهان
مريض خانه اسلاميه
مدرسه اسلاميه
روزنامه اسلام
اتحاداسلام
مشروطه اسلامى و نهايتا قيام و مهاجرت به
قم
همراهى ديانت و سياست را عينيت بخشيد.
2.مبارزه استعمار واستبداد:
وى علل واپس ماندگى مسلمانان را دو عامل :استعمار خارجى واستبداد
داخلى مى دانست و ردپاى اين دو را در تمامى شوون اقتصادى
سياسى و
فرهنگى پى مى گرفت و راه چاره را جز مبارزه با آنان
در چيز ديگر
نمى ديد. قيام مسلمانان را بااستعمار واستبداد
امرى واجب مى شمرد.
در گرماگرم مشروطه فريبكارى انگليس و ديگران راافشاء مى كرد.
در مورد پيشينه سياه استعمار در برخورد با مسلمانان
مى گويد:
[... تمام ملوك نصارى از غلبه مسلمين به تنگ آمده با هم متفق شده
عازم براضمحلال مسلمين شده و با لشكر زيادى
كه تعداداو ممكن نبود
رو به بلاد مسلمين نهادند و جنگ صليب مشهور را بر پا كردند].
و در جاى ديگر ريشه يابى وضع اسفبار مسلمانان و راه چاره آن رااين
گونه تحليل مى كند:
[ امروز روزى است كه اسلام غريب است و كفاراطراف مسلمين رااحاطه
نموده اند و در صدد تسلط حمله بر مسلمانان هستند. بر تمام مسلمين
واجب و لازم است كه نگذارند كفر براسلام غالب شود]....
و در نهايت
تيره روزى ملت مسلمان رااز سوى استبداد داخلى
مى دانست و مى فرمود:
[...وقتى بناى سلطنت براستبداد شد
تمام افراد به استبداد رفتار
مى نمايند... گاه مى شود كه استبداد كدخداى ده
ازاستبداد سلطان
زيادتراست]...
[مستبد مى گويد: هر تجارت و صنعتى كه فى الجمله نفعى در آن متصور
است
بايدامتياز آن را به خارجه داد وجه تقديمى دريافت نمود]....
3.انديشه خودكفائى واستغناء خارجى
در پى قيام موفق تنباكو
كه به شكست اقتصادى
انگليس منتهى شد
حاج آقا نورالله در صدد بر آمد كه اين تحريم را به
ساير كالاهاى خارجى سرايت دهد. معتقد بود كه مى تواندابعاداين تحريم
را گسترش داد. براى تحقيق بخشيدن به اين انديشه
دست به اقدام
بسيار بديعى در جهت نفى سلطه اقتصادى اجانب و تلاش براى سازندگى و
خودكفايى زد وى تجارت رائج آن وقت را جز واسطه گرى چيزى ديگر
نمى دانست و سخت آن را مذموم و مايه فقر و فلاكت مى دانست . وى دراين
باره مى نويسد:
[...همين اعمالى كه اسمش را تجارت و صناعت كرده ايم
اسباب فقر و
فاقه دولت ما شده چرا كه تجار ما در واقع مزدوراجانب مى باشند و به
اجرت بسيار مختصرى به علت اين كه در سال
چندين هزار تومان ما را
از طلا و نقره حمل به خارج مى نمايند واجانب همين پولها رااسباب
محموله تجارت لابقه مى نمايند و سالى كرورهااز مملكت ما جلب
مى نمايند...اين قسم تجارت دلالى اجانب بوده و جان كندن براى تحصيل
نفع آنهاست]... .
از مهمترين گامهاى مثبت حاج نورالله
در جهت
|