( 11
)
نظر بياوريد.البته مساله دانشگاه هم به
معناى نياز دانشجوست . يعنى همان بيانى كه درباره طلبه گفتيم .
ببينيم الان خلااين دانشجو چيست . دانشجو چه كم دارد كه بايد ما آن
را تامين كنيم .
ما مى گفتيم : روحانيون بروند داخل دانشگاهها
حالا روحانيون هم
رفته اند.البته وجود مباركى هستند. روحانيون
وجودشان با بركت است
اما نه آن مقدارى كه توقع بود.الان آن روحانيونى كه در دانشگاهها
هستند
همان شبحى را كه مردم و دانشجويان از مرحوم شهيد مطهرى از
روحانيت به چشم مى آوردند
به چشم مى آورند؟
اين سيلى كه از طرف دانشگاهها به راه افتادند و آمدند طلبه شدند براى چه بود؟ چون شبحى
كه از روحانيون در ذهنشان بود
شبح مطهرى
باهنر
مفتح وامثال
اينان بود.اين آقايى كه مى رود دانشگاه
همان شبح را تداعى مى كند
يا نه ؟ قاعدتا نه .
شمااين خلا را پر كنيد. بگذاريد حوزه آن جايگاه
خودش را داشته باشد. روشن بينى
بلندنظرى
ضمنا همراه با عمق
همراه
با شجاعت كامل در بيان مطالب
يعنى هيچ گونه رودرواسى از دانشجو
از
غيردانشجو
نويسنده مطلب نبايد داشته باشد. يعنى وقتى كه من دارم
اين مطلب را مى نويسم
اگر دراين مطلب
چيزى هست كه به آن خواننده
به دليلى
بر خواهد خورد
يا پيش داورى او را به هم خواهد زد
نبايد
مثل شرط متاخراثر بكند در نوشته من .
من بايد نوشته را واقعى و شجاعانه بنويسم . مواضع شجاعانه
در دنيا
هم به درد آدم مى خورد. ما ديديم كسانى را در دوران ده سال گذشته كه
مواضع غير شجاعانه گرفتند براى آن كه فلان قشر بدش نيايد. براى اين
كه فلان قشراين توقع را دارد و يااز من اين توقع را دارد كه يك جور
خاصى حرف بزنم .اين
به ضررشان تمام شد. به ضرر آن قشر هم تمام شد.
به ضرر نظام هم تمام شد.اين نبايد مراعات بشود.اما بلند نظرى
بايد رعايت بشود.
انسان بايد با سعه صدر حرف بزند.اما در همان سعه صدر
سجاعت
صراحت
وايستادگى در مواضع لازم است .
امام
در حالى واردايران شدند كه جو مبارزه
لااقل در يك سطوح
پر
بودازايده هاى روشنفكرى كه حتى خود روحانيون هم
امثال
|