( 130
)
ايجاد كنيد
باصلاح و صدق
زندگى كنيد و...
به هر حال
انسان مومن
ارزشها رااز خداوند مى گيرد. ولى خوبيعا
و تشخيص اين كه چه در زندگى فرد و چه در زندگى جامعه
كدام عامل
زمينه سازندگى اخلاقى يا غيراخلاقى مى شود
به عهده علم در معناى عام
است .
حوزه :اگر دين به آن بخشى كه عقل و علم
پاسخ مى دهد
كارى ندارد و
محدوده برنامه و فرمانهاى دينى آن مواردى است كه عقل و علم از درك
آن عاجزند
پس كمال دين را چگونه بايد تفسير كرد
استاد:ابتدا بايد معناى دين معلوم و معين شود
تا بتوان كمال دين
را
با توجه به تفسيرى كه از دين مى شود
معنى كرد.
دين
دراصطلاح مومنان
آن حقيقتى است كه خداوند
توسط انبياء
براى بشر فرستاده است و كمال دين
يعنى آنچه را كه خداونداراده
كرده است به عنوان دين براى بشر بفرستد
كامل فرستاده است و نبى هم
آن را كامل به مردم ابلاغ كرده است .
پس كمال دين
يعنى آنچه را خداوند مى خواست به بشراعلام كند
كامل
اعلام كرده است
معناى كامل دين
اين نيست كه هر چيزى بايد در دين
موجود باشد
به طورى كه اگر چيزى را در دين پيدا نكرديم
بگوييم پس
دين ناقص است .
كمال دين
اين نيست كه دين
جاى فنون
علوم و تفكر بش را
بگيرد.
اين طرز فكر كه بايد همه چيز در دين باشد و دين جاى عقل
فكر
علم
و فن را بگيرد
يك انديشه خطرناك براى متدينان و دين است زيرا هم
جلو ترقى و تكامل فكرى و عقلانى متدينان را مى يگرد و هم وقتى كه بشر
عملا
در جريان زندگى برخورد مى كند به مواردى كه دين را در آن باب
سخنى نگفته است
ايمان دينى اش
متزلزل مى شود و دين را متهم به نقص
مى كند و يا براى اين كه از تهمت نقص دين
جلوگيرى كند
در تفسير
دين
دچار تكلفات بى معنايى مى شود كه با هيچ ميزان علمى قابل دفاع
نيست .
پس بايد ديد كه آورنده دين
چه چيزى را به نام دين
اعلام مى كند و
پس از فهم اين موضوع
ايمان داشت كه آنچه به نام دين اعلام شده
كامل است يعنى همه آنچه مى بايست اعلام شود
اعلام شده است .
معناى آيه شريفه : [اليوم اكملت لكم دينكم] نيز همين است كه خداوند
هيچ بخشى از دين را
كه مصلحت بود به انسان ابلاغ شود
|