( 188
)
برخى هم
خمس رااز قبيل مال مجهول المالك مى دانند كه هر چند مالك
آن معلوم است
اما به لحاظ اين كه دسترسى به او نيست
حكم مال
مجهول المالك را دارد و بايد به حاكن شرع برسد بالاخره محققين از
متاخرين مى گويند:
فقيه جامع الشرائط
خمس را مى گيرد
سهم سادات را به آنان مى دهدد
و يا خود مكلف به آنان مى پردازد
بااذن فقيه
از باب احتياط
فقيه
سهم امام را در راهى مصرف مى كند كه احراز كند مورد رضايت امام ( ع )
است .
حتى مى گويند:
خود مالك
اگراحراز چنين رضايتى بكند
مى تواند آن را در همان راه
مصرف كند .
تااين اواخر
فقط سخن از فقيه جامع الشرائط بود. تااين كه
ظاهرا
مرحوم آيه الله سيدابوالحسن اصفهانى
اولين كسى بود كه از
باب احتياط
پرداخت سهم امام را به مرجع تقليد مطره فرمود. مرجعيت
آن مرحوم
همزمان با حكومت ضد اسلامى رضاخان بود كه سعى مى كرداز
ارسال وجوه شرعيه به نجف اشرف جلوگيرى نمايد. حكومت جهانخوار انگليس
هم
در هند و جاهاى ديگر از ارسال وجوه به نجف اشرف
مانع مى شد.
شايد همين امر باعث زنان فتواى احتياطى مرحوم اصفهانى شده بود تا
به اين وسيله ازانحلال حوزه نجف مانع شود و شد.
پس از مرحوم آيه الله اصفهانى
حضرت امام (راهش پايدار) در تحرير
الوسيله فرمود:
و يشكل دفعه الى غير من يقلد الا اذا كان المصرف عنده هوالمصرف
عند مقلده كما و كيفااو يعمل على طبق نظره .
ازاين جمله به دست مى آيد كه نظرامام به
مصرف است كه بايد بر طبق نظر مجتهد
مرجع تقليد هر مسى باشد والزام
در رساندن به وى يا به يكى از وكلاى او نسبت واذن او هم مدخليت
ندارد.
به نظر ما تحويل وجوهه به مجتهد عادل و صرف آن توسط وى در
اداره حوزه هاى علميه
صرفا يك سنت حادث است و دليل صريح و قطعى
ندارد. دليل عمده آن
علم به رضايت امام و يا مساه ولايت فقيه است .
حال آه چنين است .اين بحث پيش مى آيد كه اگر ولايت فقيه دراين امر
تاثير دارد
آيا فقيهى كه عملا متصدى اعمال ولايت است و مردمن او را
به عنوان ولى فقيه و رهبر خود شناخته اند. بر ديگر فقهاء
حتى بر
مرجع تقليد
مقدم نيست واولويت ندارد و لااقل احتياط در نظارت وى
در مصرف وجوه نمى باشد؟
|