جايگاه اقتصادى زكات و نقش سازنده آن در جامعه
على كرمى
واژه «زكات» در فرهنگ واژه شناسان
واژه «زكات» از ماده «زَكا يَزْكو زكاةً» در فرهنگ واژه شناسان به معناى رشد كردن، فزونى يافتن، باليدن، پاك و پاكيزه گرديدن، پالايش شدن و نيكو گشتن و حاصلخيز و نيك شدن زمين آمده است،(1) در قرآن و روايات و فرهنگ فقه به پرداخت بخشى مشخص و مقرر از برخى از ثروت و دارايى گفته مىشود(2) كه انسان باورمند و پروا پيشه به انگيزه نزديكى جستن به خدا و انجام كارى شايسته، از اصل مال جدا مىسازد و آن را در جهت پاكسازى ثروت، در يكى از راههاى مصرف كه در منابع دينى مقرر شده است هزينه مىنمايد؛ تا بدين وسيله، جان را از بلاى بخل و آز،(3) و روان را از بيمارى خوددوستى و خود پرستى و ديگر خصلتهاى نكوهيده بپالايد و بذر خداجويى و مردم خواهى و دگردوستى را در دنياى وجود خود و مزرعه زندگى و جامعه بيفشاند و بپرورد.
جايگاه زكات و پرداخت حقوق مالى در آينه قرآن
قرآن در آيات زندگى سازش مردم توحيدگرا و پروا پيشه و مديريت و نظام اجتماعى را به پرداخت زكات و حقوق مالى و انجام اين عبادت شايسته بر مىانگيزد و از عدم پرداخت فروتنانه زكات و خوردن و بردن و هزينه نكردن درست و خالصانه آن هشدار مىدهد.
از جمع بندى آيات فراوان در اين مورد روشن مىگردد به همان سان كه خواندن نماز عارفانه و خالصانه، رمز رابطه دوستانه انسان توحيدگرا و بامعنويت با خداست، پرداخت زكات و حقوق مالى و محروميت زدايى از درماندگان جامعه نيز رمز رابطه دوستانه او با مردم و نشان رعايت حقوق بندگان اوست.
اينك نمونهاى از آيات در مورد جايگاه زكات در قرآن:1 - بنياد كارهاى نيك
قرآن پس از ايمان به خدا، به موضوع انفاق و بخشش و صدقه توجه مىدهد كه زكات از مهمترين آنهاست و پرداخت آن را از اصول نيكىها و اساس كارهاى شايسته اعلام مىدارد و مىفرمايد:
«خوب فرمانبردارى كردن از خدا، آن نيست كه روى خود را به جانب خاور و باختر بگردانيد؛ بلكه فرمانبردار خوب [خدا ]كسى است كه به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتابها و پيام آوران [او] ايمان بياورد، و دارايى [خود] را با وجود دوست داشتن آن، به نزديكان و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان و گدايان و در راه [آزادى] بردگان هزينه كند و نماز به پا دارد و زكات بپردازد. [و نيز ]آنانند كه چون پيمان بستند به پيمانشان وفادارند؛ و در رنج و زيان و به گاه پيكار [در راه عدالت] شكيبايند؛ [آرى] آنان كسانى هستند كه [در ايمان] راست گفتهاند و آنان همان پرواپيشگانند.»(4)2 - نشان رابطه شكوفاى انسان با خدا و مردم
قرآن هنگام وصف مردمى كه خدا و روز رستاخيز را باور دارند، به ويژگى رابطه دوستانه آنان با خدا و رمز اين رابطه كه نماز و نيايش است و به رابطه شكوفاى آنان با مردم كه پرداخت زكات و رعايت حقوق و كرامت آسيبپذيرترين قشر جامعه است توجه مىدهد و مىفرمايد:
«و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند، كه به كارهاى پسنديده فرمان مىدهند و از كارهاى ناپسند باز مىدارند و نماز به پا مىدارند و زكات مىپردازند و از خدا و فرستادهاش فرمان مىبرند. آنانند كه خدا به زودى مورد مهرشان قرار خواهد داد؛ چرا كه خدا شكستناپذير و فرزانه است. خدا به مردان و زنان با ايمان بوستانهايى [از بهشت زيبا] را نويد داده است، كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است. در آن جاودانه خواهند بود، و [نيز ]سراهايى خوش در بهشتهاى جاودانه و خشنودى خدا [از هر نعمتى] بزرگتر است. اين است آن كاميابى بزرگ.»(5)3 - اساسىترين وصف باورمندان رستاخيز
قرآن هنگام وصف مردم نيك منش و شايسته كردار و رستگار اين جهان و آن جهان، مراحل سه گانهاى را براى رشد و شكوفايى معنوى و پيشرفت اخلاقى و انسانى آنان ترسيم مىنمايد كه عبارتند از: پذيرش حقيقت، باور حقيقت و عمل به حقيقت.
آن گاه نشان مىدهد كه پرداخت كنندگان زكات يا كسانى كه در رعايت حقوق اقتصادى ديگران دقيقاند مردمى هستند كه به اين مراحل سه گانه رشد و تكامل، يكى پس از ديگرى دست يافته، و مردمى نيك منش و شايسته كردارند، و به اين سه وصف آراستهاند و به راستى رستگارند:
«تلكَ آياتُ الكتابِ الحكيم هدًى و رحمةً للمحْسنينَ الذينَ يقيمونَ الصّلاة و يؤتونَ الزّكاةَ و همْ بالاخرَةِ هم يوقنونَ اولئكَ على هدًى منْ ربّهمْ و اولئك هم المفْلحونَ»(6)
«اين است آيات [روشنگر] كتاب حكمتآموز، كه رهنمون و مهرى است براى نيكوكاران؛ [براى] كسانى كه نماز [و راه و رسم عادلانه آن را] برپا مىدارند و زكات مىدهند، و آنانند كه به زندگى بازپسين يقين مىآورند. آنانند كه بر رهنمودى از پروردگار خود هستند، و آنان همان رستگارانند.»4- از بنيادىترين ويژگى مردم با ايمان
خدا در كتاب بى همتاى خود، سورهاى به نام «مؤمنون» فرو فرستاده و در آغازين آيههاى آن، پس از نويد نيك بختى و رستگارى به مردم با ايمان، شمارى از ويژگىهاى اساسى و برجسته آنان را نام مىبرد كه پرداخت زكات و رعايت حقوق اقتصادى مردم به ويژه حقوق محرومان جامعه، سومين وصف آنان است:
«قدْ افلحَ المؤمنونَ الذينَ همْ فى صلاتهمْ خاشعونَ و الذينَ هم عن اللّغو معرضونَ و الذين هم للزّكاة فاعلونَ»(7)
«به راستى كه ايمان آوردگان رستگار شدند، همانان كه در نماز خود فروتنند، و آنان كه از بيهوده [و بيهوده كارى ]رويگردانند، و آنان كه زكات مىپردازند.»5 - از سفارشهاى اساسى خدا به پيامبران
قرآن، هم سفارشهاى زندگىساز خدا به مردم را بيان داشته(8) و هم سفارشهاى جانبخش خدا به پيامبران را؛ كه سفارش به اداى زكات و پرداخت حقوق اقتصادى مردم، از مهمترين آن سفارشهاست:
«...قالَ انّى عبْداللّه آتانىَ الكتابَ و جعلنى نبيّاً و جعلنى مباركاً ايْن ما كنتُ و اوْصانى بالصّلوة و الزّكوة مادمتُ حيّاً»(9)
«من بنده خدايم. به من كتاب داده و پيامبرم ساخته است، و هر جا كه باشم خجستهام داشته، و تا زندهام مرا به نماز و زكات سفارش فرموده است.»6 - از ويژگىهاى نظام رعايتگر حقوق خدا و مردم
قرآن در ترسيم ويژگىهاى نظام و مديريت مؤمن و رعايتگر حقوق مردم، چهار ويژگى بسيار سازنده براى آن ترسيم مىكند كه عبارتند از: برپا داشتن نماز، اداى زكات و تأمين حقوق مالى و اقتصادى قشر آسيبپذير جامعه، دعوت به ارزشهاى معنوى و رعايت مقررات و هشدار از قانون گريزى و هنجارشكنى.
اين چهار ويژگى مهم، اساس اصلاح منش و اخلاق قضايى و ديگر ابعاد زندگى فردى و اجتماعى است؛ به گونهاى كه اگر جامعه و مردمى اين چهار اصل اساسى را به راستى داشته باشند همه عوامل رشد و رستگارى را خواهند داشت.
قرآن در اين مورد مىفرمايد:
«الذين اِنْ مكّناهم فى الارض اقاموا الصلوةَ و آتوا الزّكوة و اَمروا بالمعروفِ و نهوا عن المنكرِ و للّه عاقبة الامورِ»(10)
«همانان كه اگر در زمين موقعيت و توانايى به آنان ارزانى داريم، نماز را برپا مىدارند و زكات و حقوق مالى خويش را مىپردازند و به كار نيك و پسنديده فرمان مىدهند و از كار زشت و ناپسند باز مىدارند، و فرجام همه كارها از آن خداست.»
دستاوردهاى آيه فوق عبارتند از:
1 - نقش سازنده نماز و زكات در اصلاح امور معنوى؛
2 - نقش سازنده نماز و زكات در اصلاح انديشهها و باورها و رشد فكر و فرهنگ مردم؛
3 - نقش سازنده نماز و زكات در اصلاح منش و اخلاق فرد و جامعه و مديريت آن؛
4 - نقش سازنده نماز و زكات در اصلاح امور اقتصادى جامعه؛
5 - نقش سازنده نماز و زكات در زدايش خودخواهى و احياى حس نوع دوستى و مردم خواهى؛
6 - رابطه تنگاتنگ نماز و زكات با دو اصل نظارت عمومى در زندگى جامعه و مديريت به صورت حقوقى و متقابل.7 - نقش پالاينده و بالنده پرداخت زكات
قرآن بيانگر اين نكته ظريف است كه پرداخت خالصانه و سخاوتمندانه زكات و اداى شايسته و آگاهانه حقوق مالى و اقتصادى به محرومان، دنياى وجود انسان را از بدانديشى و بد رفتارى مىپالايد، او را مصفا و خوش منش مىسازد، به او نوعى آرامش روان و خشنودى وجدان مىدهد و به سوى بالندگى انسانىاش اوج مىبخشد.
قرآن در ترسيم اين ارمغان وصفناپذير زكات، خطاب به پيامبر مىفرمايد:
«خذْ منْ اموالهم صدَقةً تطهّرهمْ بها وصلّ عليهمْ انّ صلوتك سكنٌ لهمْ و اللّه سميعٌ عليمٌ المْ يعلموا انّ اللّه يقبلُ التّوبة عن عبادهِ و يأخذُ الصّدقاتِ و انّ اللّه هوَ التّوابُ الرّحيم»(11)
«[تو اى پيامبر!] از دارايىهاى آنان زكات و صدقهاى دريافت دار، كه بدين وسيله آنان را پاكيزه و پالايش مىسازى. و [به هنگام دريافت آن] بر آنان دعا كن، كه دعاى تو براى آنان [مايه] آرامشى است؛ و خدا شنوا و داناست. آيا ندانستهاند كه تنها خداست كه توبه را از بندگانش مىپذيرد و دهشها و صدقهها را مىستاند، و اين كه خداست كه همان توبهپذير و مهربان است؟»8 - سازندگى تربيتى پرداخت زكات
نماز و زكات انسان را در برابر آسيبپذيرى اخلاقى و ناهنجارىهاى رفتارى و حق كشى و قانون گريزى بيمه مىكند و او را به انسانى مقاوم و شكستناپذير در برابر نفس سركش و شيطان وسوسهگر تبديل مىسازد. قرآن در اين مورد مىفرمايد:
«به راستى كه انسان سخت آزمند آفريده شده است؛
هنگامى كه بدى به او رسد، سخت بى تابى مىكند؛
و هنگامى كه خيرى به او رسد سخت بازدارنده است؛
جز نمازگزاران [راستين]؛
همان كسانى كه بر نماز خود پايدارى مىورزند؛
و همانان كه در ثروتشان بهرهاى است معلوم؛
براى درخواست كننده و محروم.»(12)9 - هشدار از نپرداختن زكات
قرآن از نپرداختن زكات و حقوق مالى و خوددارى از انفاق و بخشش واجب و مستحب هشدارها مىدهد و در توجه دادن به نقش و اهميت آن، خوددارى از زكات را نوعى ناباورى به رستاخيز مىنگرد و مىفرمايد:
«[اى پيامبر!] بگو: جز اين نيست كه من بشرى بسان شمايم. به من وحى مىرسد كه خداى شما خدايى است يكتا. پس راست [و بى انحراف] به سوى او روى آوريد، و از او آمرزش بخواهيد و واى بر شرك گرايان، همان كسانى كه زكات نمىدهند، و خود به سراى بازپسين ناباورند.»(13)
«آيا ديدى آن كسى را كه روز پاداش را دروغ مىانگارد؟
اين همان كسى است كه يتيم را با خشونت مىراند،
و [مردم را] بر خوراندن بينوا بر نمىانگيزد.
پس واى بر آن نماز گزاران،
كه از نمازشان غفلت مىورزند.
همانان كه ريا مىكنند،
و [مردم را] از آنچه مورد نياز [آنان] است باز مىدارند و زكات نعمتهاى خدا را نمىدهند.»(14)
در اين آيات، چند خصلت نكوهيده و زيانبار محاسبه ناپذيران نشان داده شده است:
1 - آنان يتيمان و ناتوانان را با تندى و خشونت مىرانند و حقوق آنان را پايمال مىسازند؛
2 - در برابر خيل گرسنگان و بيكاران و محرومان جامعه، احساس مسئوليت نمىكنند؛
3 - در عبادت و پرستش خدا و نماز و نيايش و ارزشهاى معنوى رياكار و سوداگرند و از آنها براى فريب مردم ابزار مىسازند، اما به فرهنگ سازنده و مقررات عادلانه آنها وفادار نيستند؛
4 - در برابر ستمى كه بر مردم مىرود يا حقوقى كه پايمال مىشود يا وظيفه و مسئوليتى كه به آنان وانهاده شده است، خود را به غفلت مىزنند، تا به هدفهاى جاه طلبانه خود برسند؛
5 - از كمك به مردم و پرداخت زكات و حقوق محرومان خوددارى مىورزند.
واژه «ماعون» از ريشه «معن» برگرفته شده و از ديدگاه واژه شناسان به مفهوم چيزى اندك از چيزهاى مورد نياز مردم بسان نمك، كبريت، ظروف غذا و ابزار گره گشا در شرايط دشوار آمده است، كه خوددارى از دادن آن، گاه مشكلات بزرگى در زندگى مردم پديد مىآورد.
اما به باور گروهى از مفسران، منظور از آن در اين آيه، عدم پرداخت زكات است كه بسيارى از مشكلات اقتصادى و تنگناهاى مالى جامعه را دامن زده و از پى خود تباهىهاى بسيارى به بار مىآورد؛ همچنان كه پرداخت درست آن مىتواند مشكلات اقتصادى و تنگناهاى مالى و اخلاقى و روانى جامعه را برطرف سازد و سامان دهد.جايگاه زكات و پرداخت حقوق اقتصادى در آينه روايات
روايات فراوانى در مورد زكات وجود دارد(15) كه به دستههايى چند تقسيم مىشوند:
1 - در دستهاى از روايات، از پرداخت زكات به عنوان يك وظيفه بايسته و لازم تعبير شده است.
پيامبر اسلام فرمود:
«انّ اللّه تباركَ و تعالى قدْ فرَضَ عليْكمُ الزّكاة... .»(16)
«بى گمان خدا پرداخت زكات و حقوق مالى را بر شما واجب گردانيد... .»
حضرت على عليه السلام فرمود:
بى گمان برترين چيزى كه انسان مىتواند به وسيله آن به خدا تقرب جويد، ايمان راستين به خدا و پيامبر و تلاش و مبارزه در راه خداست كه تلاش در راه خدا باعث اوج كلمه اسلام است؛
و به وسيله يكتاگرايى است كه خود نداى فطرت انسانى است؛
و به وسيله بر پاداشتن نماز است كه ستون دين و آيين است؛
و به وسيله پرداختن زكات و حقوق مالى است كه فرمانى است مقرر و بايسته؛
و به وسيله روزهدارى ماه خدا است كه نگاهدارنده از كيفر است؛
و به وسيله انجام شايسته حج و عمره است كه نابود كننده محروميت و نياز است و شستشو دهنده گناهان؛
و به وسيله پيوند با نزديكان و صله رحم است كه مايه فزونى يافتن مال است و واپس اندازنده أجل؛
و به وسيله صدقهها و دهشهاى نهانى است كه گناه را مىزدايد و اثرى بر جاى نمىنهد؛
و به وسيله نيك منشى و شايسته كردارى است كه نيكوكردار را از افتادن به ذلت و خوارى نگاه مىدارد.
2 - در دستهاى ديگر از روايات رسيده، زكات و پرداخت حقوق مالى بسان نماز، واجب مىگردد و باعث پالايش جان و آراستگى و شايستگى تقرب انسان به خدا عنوان مىشود.
پيامبر اسلام پس از فرود آيه «خذْ منْ اموالهمْ صدقَةً...»(17) به سخنگوى خويش فرمان داد تا در ميان مردم ندا دهد:
«اى مردم! بى گمان خدا پرداخت زكات و حقوق مالى را بر شما واجب گردانيد، به همان سان كه نماز را بر شما واجب فرمود... .»(18)
حضرت علىعليه السلامدر مورد نقش سازنده و آثار زكات مىفرمايد:
«بى گمان، پرداخت زكات و نماز، عامل نزديك شدن مردم مسلمان به خداست. هر كسى زكات را با خشنودى خاطر بپردازد، كفاره گناهان او مىگردد و وى را از فرو افتادن در آتش دوزخ نگاه مىدارد. بنابراين نبايد به آنچه از حقوق مالى پرداخته است با نظر حسرت بنگرد و براى پرداخت آن افسوس بخورد؛ چون آن كسى كه زكات را از روى شوق و رغبت نپردازد و به بهتر از آنچه داده است اميد نبندد، به روش پيامبر نادان است و پاداشش دستخوش زيان و عملكردش تباه و هماره از كارش پشيمان خواهد شد.»(19)
3 - در برخى از روايات، افزون بر نقش پالاينده و سازنده زكات، از آن به پل نجات و رستگارى و باعث فروكش نمودن خشم خدا تعبير شده است.
پيامبر اسلام فرمود:
«الزّكاة قنطَرَةُ الاسلام، فمن أدّاها جاز القنطرة، و من منعها احْتبَسَ دونها و هى تُطْفىءُ غضَبَ الرّب.»(20)
«زكات، پل اسلام است. پس كسى كه زكات و حقوق مالى را بپردازد از آن پل به آسانى مىگذرد و كسى كه از پرداخت آن سرباز زند در آن زندانى مىگردد؛ و پرداخت زكات خشم خدا را فرو مىنشاند.»
4 - در برخى از روايات به راز و فلسفه وجوب زكات توجه داده شده و يادآور گرديده است كه اگر صاحبان ثروت و قدرت و امكانات، زكات و حقوق مالى خود را بپردازند گرسنه و نيازمندى نخواهد ماند.
حضرت علىعليه السلامدر اين مورد مىفرمايد:
«انّ اللّه سبحانهُ فرضَ فى اموالِ الأغنياءِ أقواتَ الفقراء فما جاع فقيرٌ الّا بما متّع به غنىٌّ و اللّه تعالى سائلُهمْ عنْ ذلكَ.»(21)
«بى گمان خدا رزق و روزى تهيدستان را در دارايى ثروتمندان مقرر فرمود. از اين رو، هيچ نيازمندى گرسنه نماند جز به خاطر آنكه ثروتمندى از حقوق او بهره برد، و خداى والا از توانگران در مورد اين حق كشى بازخواست خواهد نمود.»
امام رضاعليه السلامدر پاسخ پرسش يكى از يارانش درباره فلسفه لزوم پرداخت زكات چنين نوشت:
«انّ علّة الزّكاة مِن أجْل قوت الفقراء و تحصينِ أموالِ الأغنياء... .»(22)
«به يقين علت مقرر شدن زكات تأمين نياز نيازمندان و تأمين امنيت دارايى صاحبان ثروت است.»
5 - در بسيارى از روايات، خوددارى آگاهانه از پرداخت زكات و پايمال ساختن حقوق محرومان جامعه و انكار آن، به ستم و گناهى بزرگ بسان دورى گزيدن از اسلام و بيگانگى از ايمان و همگرايى و همدلى با پيروان كتابهاى تحريف شده و گاه به كفر و شرك و چيزى همانند آن تعبير شده است؛ چون شرك و كفر، خوددارى از پرداخت زكات، ستم و تجاوز به حقوق مقرر بندگان محروم اوست.
امام صادقعليه السلامدر اين مورد فرمود:
«مَنْ منع قيراطاً من الزّكاة انْشاءَ يهوديّاً أوْ نصرانيّاً.»(23)
«كسى كه از پرداخت قيراطى از زكات و حقوق مالى خويش خوددارى ورزد يا بايد يهودى بميرد يا مسيحى.»
نيز فرمود:
«انّ اللّه فرض للفقراء فى أموالِ الاغنياءِ فريْضَةً لايُحْمدونَ الّا بأدائها و هى الزّكاة؛ بها حقنوا دمائُهم و بها سُمّوا مسلمين.»(24)
«خداى دادگر براى تهيدستان و محرومان جامعه، در دارايى ثروتمندان حقوق بايستهاى قرار داده است كه آنان جز با پرداخت و اداى آن، درخور ستايش نيستند، و آن حقوق بايسته زكات است. به وسيله پرداخت آن است كه خون و جان اينان حفظ مىگردد و مسلمان خوانده مىشوند.»
حضرت محمدصلى الله عليه وآلهبه علىعليه السلامفرمود:
«على جان! ده گروه از اين جامعه به خدا كفر ورزيدهاند...
آن گاه يك گروه از آنان را كسانى بر شمرد كه زكات و حقوق مالى خود را از روى آگاهى و عمد نمىپردازند.
سپس فرمود: على جان! هر كسى از پرداخت قيراطى از زكات و حقوق مالى خويش خوددارى ورزد، نه با ايمان است و نه مسلمان و نه در بارگاه خدا آبرو و ارزشى خواهد داشت.
على جان! كسى كه زكات و حقوق مالى خود را نمىپردازد، هنگام مرگ براى جبران گناه سهمگين خود تقاضاى بازگشت به اين جهان مىكند، اما تقاضايش پذيرفته نمىشود، و اين سخن خداست كه در اشاره به آن مىفرمايد:
«حتّى اذا جاءَ أحدهمُ الموتُ قالَ ربّ ارْجعونِ لعلّي اعملُ صالحاً فيما تركْتُ كلاَّ انّما كلمةٌ هو قائلها و مِن ورائهمْ برزَخٌ الى يومِ يبعثُون.»(25)
اين حق ناپذيران بر حق ستيزى خود پاى مىفشارند تا آن گاه كه مرگ يكى از آنان فرا رسد مىگويد:
پروردگارا! مرا بازگردانيد، شايد من در آنچه وانهادهام، كارى شايسته انجام دهم؛ اما نه، اين گونه نيست و بازگشت داده نخواهد شد؛ اين سخنى است كه او گوينده آن است و در پيش روى آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته مىشوند.»جايگاه اقتصادى زكات و نقش سازنده آن در جامعه
جايگاه منابع مالى براى رشد و پيشرفت اقتصادى، اجتماعى و سياسى، جايگاهى است بسيار مهم و سرنوشت ساز؛ درست همان گونه كه براى شكوفايى علمى، فرهنگى، و توسعه و آبادانى جايگاهى است بنيادى و اساسى. در اين ميان، نقش زكات و دهشهاى گوناگون كه نوعى ماليات و يكى از منابع مهم درآمد مالى در جامعه اسلامى است جايگاهى است بسيار حساس و تعيين كننده.
اين نقش حساس و جايگاه سرنوشت ساز براى زكات و دهشهاى گوناگون واجب و مستحب به دلايل ذيل است:1 - راه برتر زندگى و يك برنامه سعادت ساز
اسلام از آغاز درخشش و طلوع خود، به صورت يك انديشه اخلاقى يا بينش فلسفى يا باور مذهبى پديدار نشد، بلكه به عنوان يك راه برتر زندگى و برنامه سعادت ساز و آيين جامع و كامل - كه پاسخگوى انگيزهها و نيازهاى گوناگون مادى و معنوى انسان باشد - گام به عرصه ظهور نهاد و از همان آغازين روزهاى دعوت، انسان بحران زده و به جان آمده و سرگشته را به زندگى برتر و حيات شايستهتر و شرايط و فضا و جهانى روشن و عادلانه و انسانى فراخواند:
«يا ايّها الذين امنُوا استَجيبوا للّهِ و للرّسولِ اذا دعاكم لما يحْييكمْ...»(26)
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه خدا و پيامبر شما را به چيزى فراخواندند كه به شما زندگى [زيبا و سعادت ساز ]مىبخشد، [فراخوان آنان را ]بپذيريد... .»
ساختن چنين زندگى برتر، همان سان كه در گرو انديشه مترقى و فرهنگ و منش زيبا و سازنده و منابع غنى علمى و معنوى و هنرى است، در گرو منابع مالى سرشار و درآمد بسيار نيز هست و اينجاست كه جايگاه منابع مالى و از آن ميان نقش زكات و صدقات و انفاق و دهشهاى گوناگون كه يكى از منابع مهم درآمد مالى است روشن مىگردد.2 - مديريت و مهندسى اجتماعى مترقى
افزون بر اين، اسلام از همان آغازين سالهاى طلوع خود به تدريج با تأسيس نوعى مديريت مترقى و مردمى همراه شد و بنياد اين نظام اجتماعى و روش جهاندارى نيز منابع اقتصادى و درآمد سرشار مالى را مىطلبيد كه يكى از اقلام آن، زكات و صدقات و انفاق و بخششهاى گوناگون واجب و مستحب بود.
3 - توجه ويژه به محروميتزدايى و مبارزه با فقر مادى و معنوى
آيات قرآن و سخنان حكيمانه پيامبر و امامان راستين، نشانگر توجه ويژه اسلام به محروميتزدايى و مبارزه با فقر مادى و معنوى و تلاش و تدبير براى زدودن فاصلههاى هولناك طبقاتى و نژادى است و هرگز نمىپذيرد كه در سويى قلههاى سر به آسمان ساييده ثروت و قدرت و امكانات در دست گروهى اندك دست به دست گردد و در سويى ديگر، فقر و محروميت و نداشتن فرصت و عقب ماندگى و بدبختى... .
چنين جامعهاى را هرگز نمىتوان جامعه انسانى ناميد، تا چه رسد جامعه اسلامى. قرآن در توجه ويژهاش به محروميتزدايى و مبارزه با فقر مادى و معنوى و تلاش براى زدودن فاصلههاى طبقاتى و ايجاد توازن و تعادل مىفرمايد:
«آنچه را خدا [به عنوان غنيمت] از مردم اين آباديها به فرستادهاش بازگردانيد، از آن خدا و از آن پيامبر و از آن نزديكان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان است، تا ميان ثروتمندان شما [انحصار نيابد و] دست به دست نگردد؛ و آنچه پيامبر به شما داد، آن را بگيريد و از آنچه شما را بازداشت باز ايستيد و پرواى خدا داريد كه خدا سخت كيفر است.
[و نيز اين غنيمتها] از آن نيازمندان هجرت كنندهاى است كه از خانهها و دارايىهايشان رانده شدهاند و فزون بخشى و خشنودى خدا را مىجويند و خدا و فرستادهاش را يارى مىكنند. [آرى] اينان همان راستگويانند.
[و نيز از آن كسانى است] كه پيش از آنان در [مدينه] خانه [هجرت] جاى داشته و ايمان آوردهاند. هر [پناهجويى را] كه به سويشان هجرت نموده است دوست مىدارند و از آنچه [از غنيمتها] به آنان داده شده، در سينههاى خود نيازى نمىيابند و آنان را [در اندك امكانات خود] بر خويشتن برترى مىدهند، هر چند خود نيازى [سخت به آن ]داشته باشند؛ و هر كس از آز خود نگاه داشته شود، چنين كسانى همان رستگارانند.»(27)4 - تأمين اقتصادى گروههاى ناتوان از سوى جامعه و مديريت آن
اسلام با تدابيرى ظريف و تلاشى گسترده مىكوشد تا در جامعه يك تهيدست و نيازمند نماند و رفاه و آسايش براى همگان ايجاد شود.
خداوند بهتر مىداند كه در هر جامعهاى انبوهى بيمار، معلول، بى سرپرست، بدون خانه و خانواده، از كار افتاده آبرومند، سالمند، در راه مانده، حادثه ديده و كسانى كه به هر دليل قدرت توليد ثروت ندارند وجود خواهند داشت، كه بايد از سوى جامعه و نظام و مديريت آن مورد حمايت همه جانبه قرار گيرند و با رعايت كرامت و شئون انسانىشان اداره شوند تا توازن و تعادل اجتماعى بر هم نخورد.
اين كار در گرو وجود منابع مالى و امكانات رفاهى زندگى است. حضرت علىعليه السلامدر برنامه سياسى و ادارى خويش در اين مورد مىنويسد:
«سپس خداى را، خداى را، در مورد قشرهاى فرودين جامعه و مردم؛ از آنان كه راه چاره ندانند و تدبير امور ندارند، و از كار افتادگان و نيازمندان و دچار شدگان به زيان و سختى و بيماران زمينگير و دردمند؛ همانا در اين گروهها كسانى هستند كه روى بيان نياز دارند و كسانى كه سخت در تنگنا هستند و نيازمند، اما به رو نمىآورند!
پس براى خدا آن حقوقى را كه در مورد آنان از تو خواسته است پاس دار؛ و بخشى از بيتالمال را كه در خزانه قلمرو مديريت توست و نيز سهمى از دانههاى زمينهاى اسلامى را در هر شهرى براى اداره زندگى آنان قرار ده؛ چرا كه براى دورترين آنان همان بهرهاى است كه براى نزديكترين آنان است و به هر حال رعايت حقوق و شئون و كرامت آنان را از تو خواستهاند. پس مبادا فرو رفتن در ناز و نعمت، تو را سرگرم سازد و تو را از اداره آنان باز دارد كه تباه ساختن كار و حقى كوچك از آنان به بهانه انجام كارى بزرگ و مهم برايت عذرى نخواهد آورد.»(28)5 - حفظ موجوديت نظام و اداره شايسته جامعه
نظام و مديريت جامعه براى برپايى و حفظ موجوديت و تضمين كارآيى خود و دفع يورشها و شرارتها و كنار زدن موانع توسعه دادگرى و اصلاح امور نياز به سرباز و مرزبان و ارتش و پليس و نگهبان داخلى و كارگزار خارجى دارد؛ همچنان كه براى ساماندهى كارها در ابعاد گوناگون نياز به مؤسسات و مراكز ارتباطى و تبليغى و كارگزاران و كارمندان بسيارى دارد كه برپا داشتن و كارآمد ساختن آنها بدون پشتوانه مالى و درآمد سرشار و نظام يافته امكانپذير نيست.
با عنايت به اين اصول پنجگانه است كه جايگاه منابع مالى براى رشد و شكوفايى همه جانبه جامعه و آسايش و رفاه آن، جايگاهى سرنوشت ساز و بسيار مهم خواهد بود و در اين ميان نقش زكات و صدقات و انفاق و بخششهاى گوناگون مالى نقشى بسيار حساس و تعيين كننده است.
به همين دلايل اسلام براى تأمين منابع مالى، پرداخت زكات و انواع انفاق و صدقات را كه در حقيقت زنجيرهاى از ماليات بر درآمد و توليد است وضع كرده و در دهها آيه و حديث به نقش حساس و جايگاه حياتى آن در برپايى جامعهاى متعادل و شرايطى متوازن و فضايى سالم توجه داده و پرداخت زكات را در رديف مهمترين عبادتها دانسته و در بسيارى از آيات و روايات، سرباز زدن عمدى از پرداخت آن را باعث دورى از اسلام و ايمان عنوان مىكند.6 - تقويت روحيه همبستگى و تعاون
دانش جامعهشناسى نشانگر اين حقيقت است كه جامعهاى مىتواند با همگرايى و تعاون و مهر و مدارا راه دشوار و پر فراز و نشيب پيشرفت و بالندگى را گام سپارد و در مسابقه شتابان زندگى به پيروزى و سرفرازى نايل آيد كه روح همدلى و همبستگى و همكارى در كران تا كران آن، بسان روح در تك تك سلولهاى جسم حضور داشته باشد، و اين هم در گرو تعاون اجتماعى و اقتصادى است.
پرداخت همراه با اخلاص و احساس مسئوليت زكات و حقوق مالى، افزون بر پاكسازى دل و انديشه و منش و رفتار فرد و اثرگزارى در ساماندهى فرهنگى و اخلاقى خانه و خانواده، در نهايت به پالايش و اصلاح جامعه از تباهىها و عوامل انحطاط مىانجامد و در بهسازى آن نقشى انكارناپذير مىنهد.
به بيان ديگر، مىتوان گفت كه رعايت كرامت و تأمين حقوق و امنيت اقتصادى گروههاى آسيبپذير جامعه كه پرداخت زكات و حقوق مالى يكى از آن تدابير و راهكارهاست، هم زداينده بسيارى از انگيزهها و وسوسههاى هنجارشكنى و تباهى و جرم و جنايت است و هم پرورنده بذرهاى فضيلت و كمال و هم باعث دميده شدن روح همدلى و همبستگى و همكارى اجتماعى است.
در اين جهت، خدا به پيامبرش فرمان مىدهد:
«خذ من اموالِهم صدقةً تطَهّرهم و تزَكّيهِم بها»(29)
«[تو اى پيامبر!] از دارايىهاى آنان صدقه بگير كه بدين وسيله آنان را پاكيزه و پالايش مىسازى.»پي نوشت ها:
1) الرائد؛ مفردات راغب؛ مجمع البحرين، واژه زكاة.
2) در قرآن و روايات تنها واژه «زكات»، در مورد اين مال معلوم و مقرر به كار نرفته، بلكه واژههاى ديگرى نظير صدقه و حق معلوم و... نيز، با قراين به كار رفته است.
3) وسائل الشيعه، ج 6، ص 10، باب 5.
4) سوره بقره (2) آيه 177.
5) سوره توبه (9) آيه 71 - 72.
6) سوره لقمان (31) آيه 2 - 5.
7) سوره مؤمنون (23) آيه 1 - 4.
8) نظير آيههاى 151، 152، 153 سوره انعام، كه بسيار خواندنى است.
9) سوره مريم (19) آيه 99 - 102.
10) سوره حج (22) آيه 41.
11) سوره توبه (9) آيه 103 - 104.
12) سوره معارج (70) آيه 19 به بعد.
13) سوره فصلت (41) آيه 6 - 7.
14) سوره ماعون (107آيه 1 - 7.
15) انبوهى از اين روايات در عنوانهايى كلى و در بابهايى متنوع در ششمين جلد از كتاب ارزشمند «وسائل الشيعه»، باب 52، صفحه 340 آمده است، كه به دستههاى بيشترى قابل تقسيم و درس آموختن است.
16) وسائل الشيعه، ج 6، ص 3، باب 1، ح 1.
17) سوره توبه (9) آيه 103.
18) وسائل الشيعه، ج 6، ص 3، باب 1، ح 1.
19) نهج البلاغه، خطبه 199.
20) بحارالانوار، ج 77، ص 405.
21) نهجالبلاغه، ق 328.
22) وسائل الشيعه، ج 6، ص 5، ح 7.
23) همان، ص 18.
24) همان، ج 6، ص 19.
25) سوره مؤمنون (23) آيه 99 و 100.
26) سوره انفال (8) آيه 24.
27) سوره حشر (59) آيه 107.
28) نهج البلاغه، نامه 53.
29) سوره توبه (9) آيه 103.