عشق، آرى عشق...

تقى متقى‏

زندگى را با خوشى‏هايش اگر باور كنيم‏
مى‏توانيمش از اين كه هست، زيباتر كنيم‏
زندگى پيراهنى از جنس سبز سادگيست‏
اى خوشا با سادگى اين رخت را در بر كنيم‏
با تبسّم، با سلامى گرم، با آغوش باز
حاليا رو سوى فردايى خوش و بهتر كنيم
بچه‏ها گل‏هاى باغ زندگى هستند و ما
مى‏سَزَد تا فكر يك دنياى گل پرور كنيم‏
غير تلخى چيست حاصل زين حيات بى‏ثمر
همتى تا عمر باقى را به شادى سر كنيم‏
عشق، آرى عشق درس صبح و شام زندگيست‏
وه چه راحت مى‏شود اين درس را از بر كنيم‏
قصه فرهاد و شيرين را كسى باور نكرد
ما همان فرهاد و شيرينيم اگر باور كنيم‏