اسلام در اسپانيا
(قسمت دوم)محمد رضا سمّاك امانى
معمارى
مسلمانان در طول 8 قرن حكومت در اندلس، آثار بسيار زيبايى در معمارى پديد آوردند كه شهره جهان شد؛ به طورى كه جمعيت جهانگردانى كه هر سال براى ديدن اين آثار باستانى به اندلس مىآيند، از جمعيت اسپانيا نيز بيشتر است.(1)
اينك به معرفى شمارى از اين آثار مىپردازيم.الف) عصر دولت امويان (138 - 422 ق)
1. مسجد جامع قرطبه
شاهكار هنر معمارى اسلامى در اندلس، مسجد جامع قرطبه است. عبدالرحمن اول كه در سالهاى 138 - 172 در اندلس حكومت مىكرد، در اواخر حكومت خود، اين مسجد را بنا نهاد. وى قبل از اتمام ساختمان مسجد درگذشت و جانشينانش آن را تكميل كردند. مسجد به شكل مستطيل است. مساحت صحن پوشيده مسجد 4886 متر مربع است. مساحت مسجد به انضمام صحن باز مسجد 12189 متر مربع است.(2)
مسجد جامع 9 درِ برنجى و 1293 ستون دارد. مهندسى ساختمان مسجد، شاهكارى بس بزرگ است. سقف بلند مسجد بر ستونى به ارتفاع 9 متر و قطر 25 سانتى متر بنا شده است؛ در حالى كه در آن عصر، ماهرترين مهندسان، قطر پايههاى سنگى ساختمان را كمتر از چهارمتر قرار نمىدادند. طاقهاى نيم دايرهاى شكل، ستونها را به هم پيوند داده است. هر دو نيم دايره، نيم دايره سوم را به هم ارتباط داده و سقف را مرتفعتر ساخته است.(3)
گوستاولوبون درباره اين مسجد مىنويسد:
«يكى از كيفيات مخصوص اين مسجد، آن است كه براى تعادل تناسب ارتفاع با عرض فوقالعاده آن، ضرورت، معمار را مجبور ساخته طاق مسجد و شبستان را بر بالاى دو رديف ستونهاى مطبّق قرار دهد و از اين ضرورت، منظره داخلى مسجد را فوقالعاده بديع و حيرتانگيز كرده و قبل از بنا، هيچ جاى ديگر اين نوع معمارى ديده نشده و سابقه ندارد و همه نكته ظرافت معمارى عربى در اين مسجد، در ترتيب ساختمان هلالهاى مطبّق است كه فاصله ستونها و طبقات مختلف را به همديگر مربوط و مستحكم ساخته.»(4)
شبها، 000/10 آويز و شمعدانى مسى در مسجد جامع، فضاى مسجد را روشن مىكرد. محراب مسجد از بديعترين آثار معمارى است. در بالاى محراب، هفت قوس كه طول هر كدام به اندازه قامت يك انسان است، به طور حيرت انگيزى روى ستونى استوار شده و در دو طرف محراب، چهار ستون قرار دارد.(5)
محراب و مقصوره از زيباترين بخشهاى مسجد است. محراب با موزاييكهايى با رگههاى طلايى رنگ كه در ميان بقيه رنگها درخشش خاصى دارد، تزيين شده است.
نمازخانه و محراب مسجد داراى چند گنبد است. در سال 340 ق مناره اوليه به دستور عبدالرحمن اول ويران شد و مناره كنونى در ضلع شمالى صحن و در كنارِ درِ اصلى بنا گرديد. اين مناره، مربع شكل است.
پس از سقوط شهر قرطبه به دست مسيحيان، مسجد به كليسا تبديل شد و بسيارى از قسمتهاى مسجد از بين رفت، ولى هنوز آيات قرآنى كه بر روى سنگهاى محراب، ستونها، طاقها و ديوارها حك شده، نمايان است.(6)2. مدينة الزهراء
دومين اثر بزرگ معمارى كه در عصر دولت امويان اندلس بنا شده، مدينةالزهراء است كه عبدالرحمن سوم و حَكَم دوم در سالهاى 324 - 350 ق آن را بنا نهادند.
شهر الزهراء، پايتخت حاكمان اندلس بود. بعد از سقوط اندلس، الزهراء رو به ويرانى نهاد. در سال 1910 م، باستان شناسان توانستند قسمتى از شهر را از دل خاك بيرون بياورند. بناهاى داخل شهر در سه رديف پلكانى شكل و با اختلاف سطح، پشت سر هم قرار گرفته است. رديف اول به قصرهاى خليفه، رديف دوم به منزل درباريان و نگهبانان اختصاص داشت. در رديف سوم، تاكنون بقاياى يك سالن بزرگ كشف شده است.
در ضلع شرقى حصار شهر، مسجدى است كه مانند مسجد قرطبه از پنج ستون عمود بر ديوار قبله تشكيل شده است. عناصر معمارى و تزيينى در مسجد الزهراء با مسجد قرطبه يكى است؛ با اين تفاوت كه معمارى اسلامى در مسجد الزهراء به اوج خود رسيده و كنده كاريهاى آن به جاى گچ، روى سنگ انجام شده كه پديده جديدى در هنر معمارى است. گوناگونى سبكها و نوآورى معمارى مانند تعدد طبقات طاقها و مشبك و متقاطع بودن آنها و گنبدهاى چند ضلعى از ابتكارات معمارى اين مسجد است.ب) عصر دولتهاى پراكنده (400 - 536 ق)
بيشترين آثار اين عصر از بين رفته است. بقاياى قصر جعفريه در «سرقسطه» كه به دستور مقتدر، در دوران دولت بنىهود (432 - 504 ه . ق) بنا شده است، اكنون وجود دارد. اين قصر به شكل مربع است و مسجدى كوچك و 8 ضلعى دارد كه تزيينات و عناصر معمارى آن الهام گرفته از معمارى مسجد قرطبه و مدينة الزهراء است.
ج) عصر مرابطون (448 - 542 ق)
بيشترين آثار اين عصر از بين رفته است. از آثار بر جاى مانده از عصر مرابطون مىتوان به قصر «كاستيلخو» در نزديكى «مرسيه» اشاره كرد.
د) عصر موحدون (524 - 667 ق)
از آثار به جاى مانده از عصر موحدون مىتوان به بقاياى مسجد بزرگ اشبيليه (كليساى جامع كنونى) و برج الذهب (برج طلايى) اشاره كرد.
ه) عصر بنى نصر (635 - 897 ق)
بزرگترين اثر معمارى اين دوره، مدينة الحمراء است كه در نزديكى «غرناطه» قرار دارد و پايتخت حاكمان بود. مدينةالحمراء از سه بخش عمومى، نظامى و دربارى تشكيل شده كه در كنار هم قرار گرفته و داراى يك حصار مشترك است.
تزيينات معمارى الحمراء در اوج زيبايى است. از ويژگيهاى معمارى آن مىتوان به استفاده از آجر به جاى سنگ و استفاده از هنر خطاطى به عنوان عنصرى اساسى در تزيينات نام برد.(7)
گوستاولوبون، درباره عظمت معمارى آن مىنويسد:
«هر چيز و هر جزء و كل اين بنا، اسباب حيرت است. مشاهده در و ديوار عمارت كه تمام در زير حجارى و نقش و نگارهاى لطيف مشبّك و برجسته پنهان است، مقايسه انواع قوسها و طاقها... آويزهاى مقرنس رنگارنگ... كه تمام سطح داخل گنبد قصر به آنها آراسته است، انسان را مبهوت مىسازند.»(8)دانشمندان اسپانيا (اندلس)
در طول 8 قرن حاكميت مسلمانان بر اندلس، دانش بشرى رو به تكامل نهاد و دانشمندان مسلمان توانستند خدمات فراوانى در پيشبرد علوم مختلف، به جهان بشريت عرضه كنند.
اينك به معرفى شمارى از دانشمندان مسلمان اندلس مىپردازيم.1. عبدالله بن حسين قرطبى (قرن سوم ق)
وى در ادبيات و تاريخ خبره بود. او از ياران خاص امام حسن عسكرىعليه السلامبود و «تاريخ قرطبى» اثر اوست.(9)
2. ابن مسرّه (269 - 319 ق)
ابن مسرّه در اندلس به دنيا آمد. فقه را در «قرطبه» نزد فقيهان مالكى فرا گرفت و فلسفه و عرفان را نزد پدرش آموخت. كتابهاى «التبصره» و «الحروف» از آثار اوست.(10)
3. ابن عبد ربه (246 - 328 ق)
معروفترين اثر وى «عقد الفريد» است.(11)
4. ابن هانى اندلسى (320 - 362 ق)
وى بزرگترين شاعر اندلس است كه گرايش شيعى داشت و اشعار فراوانى در مدح امامانعليهم السلامسروده است. او به سبب همين اشعار به ارتداد محكوم و مجبور شد در 27 سالگى به مغرب فرار كند. وى در 42 سالگى به شهادت رسيد.(12)
5. مجريطى (متوفاى 395 ق)
وى در رياضيات، نجوم و شيمى خُبره بود. مهمترين آثارش عبارتند از:
1. «التعليم بمرتبه» يا «كنز الفضائل» (در علم شيمى)؛
2. «كتاب الاحجار» (درباره معادن)؛
3. «تناسل الحيوانات» (درباره زيستشناسى)؛
4. «مسائل من حساب المثلثات الكروى» (در علم مثلثات)؛
5. «الاوزان فى علم الطبيعة و الكيميا» (در علم طبيعى و شيمى)؛
6. مقالهاى در شيمى؛
7. «روضة الحقائق و رياض الخلائق» (در علم معدن و شيمى).(13)6. زهراوى (متوفاى 400 ق)
خلف بن عباس زهراوى از بزرگترين پزشكان اندلس به شمار مىرود. گوستاولوبون درباره او مىنويسد:
«زهراوى بزرگترين جرّاح قرطبه بود. او بسيارى از وسايل جراحى را اختراع نمود كه تصاوير آنها در كتابهايش آمده است. وى تحقيق كاملى درباره خرد كردن سنگ مثانه و كليه ارائه داد. از آثار او است:
1. المقالة فى عمل اليد (مقالهاى در جراحى دست)؛
2. اعمار العقاقير المفرده و المركبه (تاريخ مصرف داروهاى تك و تركيبى)؛
3. كتاب عن التغذيه (درباره تغذيه).».(14)7. ابن حزم (383 - 454 ق)
ابن حزم در «قرطبه» متولد شد و فقه، حديث، تاريخ، فلسفه، ادبيات و پزشكى را در زادگاه خود فرا گرفت. وى در ابتدا، پيرو مذهب شافعى بود، اما بعداً پيرو مكتب ظاهرى شد. او كتاب «الفصل فى الملل و الاهواء و النحل» را درباره اديان و مذاهب نوشت.(15)
8. ابن عبدالبر (432 - 463 ق)
معروفترين اثر وى «الاستيعاب فى معرفة الاصحاب» درباره اصحاب پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله است.(16)
9. عبدالحميد بن عبدون اندلسى (قرن پنجم ق)
وى از علماى بزرگ شيعى و استاد شيخ طوسى (385 - 460 ق) است.(17)
10. زرقالى (قرن پنجم ق)
زرقالى در ستارهشناسى بسيار خُبره بود. وى «اسطرلابى» به نام «مأمونيه» ساخت. او در علم رصد و حركت اجرام فلكى، سرآمد منجّمان روزگار خويش بود. وى نخستين منجم رصدگرى بود كه دليل صريح حركت نقطه اوج خورشيد را بيان كرد. وى توانست عرض درياى مديترانه را كه خوارزمى به اشتباه، 62 درجه تعيين كرده بود، پيدا كند و اعلام نمايد كه هر عرض آن 42 درجه است. كتابهاى «صحيفه زرقاليه»، «العباديه» و «الحياة» از آثار او در ستارهشناسى است.(18)
11. ابن باجّه (475 - 533 ق)
ابن باجّه در «سرقسطه» به دنيا آمد. وى مدتى در شهر «فاس»، پايتخت دولت مرابطون مغرب، طبابت مىكرد. شهرت او در فلسفه و الهيات است. وى در كتاب «تدبير المتوحد»، مدينه فاضله خود را به تصوير كشيده است. كتابهاى «النفس» و «رسالة الاتصال» نيز از آثار اوست.(19)
12. ابن زُهر (483 - 557 ق)
ابن زهر در «اشبيليه» به دنيا آمد. وى وزير عبدالمؤمن، مؤسس دولت موحدون، بود. از آثار اوست:
1. صعوبات الجرب (مشكلات جرب)؛
2. التيسير فى المداوا و التدابير (راه آسان درمان و پيشگيرى)؛
3. الكليات (درباره پزشكى).(20)13. غافقى (متوفاى 560 ق)
وى از بزرگترين گياه شناسان و پزشكان اندلس بود. او ساليان دراز به سرتاسر اندلس و شمال آفريقا سفر كرد و گياهان مختلف را جمعآورى و درباره خواص آنها تحقيق و آزمايش كرد و سرانجام كتاب «الادوية المفردة» را نوشت.(21)
14. ابن طفيل (520 - 580 ق)
وى در فلسفه، پزشكى، رياضيات، ستارهشناسى و شعر، تخصص داشت. مدتى وزير دولت موحدون و پزشك مخصوص «يوسف بن تاشفين» بود. مهمترين اثر فلسفى او «حىبن يقظان» به سبك داستان نگارش يافته است.(22)
15. ابن رشد (520 - 595 ق)
وى در قرطبه به دنيا آمد. پدر و پدر بزرگش از فقيهان مشهور قرطبه و قاضىالقضاة بودند. ابن رشد، بزرگترين فيلسوف مسلمان اندلس و از بزرگترين فيلسوفان مشّاعى قرون وسطى به شمار مىرود. وى آراى ارسطو را از شرح آن جدا كرد كه همين كار باعث شهرت او در اروپا شد. دانته، بزرگترين شاعر ايتاليايى، در كتاب «كمدى الهى» خود، به او لقب «شارح» داد. برتراند راسل، فيلسوف معاصر انگليسى، درباره تأثير او بر فلسفه مسيحى مىنويسد:
«اهميت ابن رشد در فلسفه مسيحى، بيش از فلسفه اسلامى است. او در فلسفه مسيحى مبدء و آغازگر است.»(23)
وى بر ستارهشناسى نيز تسلط ويژهاى داشت؛ به طورى كه توانست براى نخستين بار، كلف خورشيد را ثابت كند و مقالهاى درباره آن بنويسد. او كتابهاى بسيارى در فلسفه، پزشكى و ستارهشناسى نوشت كه ترجمههاى عربى و لاتين آنها موجود است. از آثار او مىتوان به «تهافة التهافه»، در نقد كتاب «تهافة الفلاسفة»، غزالى، اشاره كرد.(24)16. ابن عربى (560 - 620 ق)
وى در «مرسيه» به دنيا آمد. ابن عربى از بزرگترين فيلسوفان و عارفان مسلمان به شمار مىرود. وى 846 اثر علمى از خود به يادگار گذاشت كه مهمترين آنها عبارتند از: «الفتوحات المكيه» و «فصوص الحكم».(25)
17. ابن الحاج ابو العباس اشبيلى (متوفاى 647 ق)
از آثار اوست:
1. الامامة (درباره امامان دوازده گانه شيعه)؛
2. نقدِ صحاح ششگانه اهل سنت.(26)18. ابن بيطار (متوفاى 648 ق)
وى بزرگترين گياه شناس و دارو ساز مسلمان است. در جزيره «مالاگا» به دنيا آمد و براى ادامه تحصيلاتش به قرطبه رفت. او به منظور تحقيق درباره گياهان به سرتاسر اندلس، آفريقا و آسياى صغير سفر كرد. وى مدتى در قاهره، رئيس گروه داروسازان دربار ملك كامل، حاكم ايوبى بود. كتابهاى «المغنى فى الادوية المفيده» (بى نياز كننده در داروهاى مفيد) و «الجامع فى الادوية المفرده» (درباره داروهاى حيوانى، نباتى و معدنى) از آثار اوست.
وى براى تأليف كتاب «الجامع فى الادوية المفردة»، ساليان دراز به مطالعه گياهان دارويى در بسيارى از كشورها پرداخت و 1400 دارو را در اين كتاب معرفى كرده كه حدود 200 نوع از اين داروها را مسلمانان براى نخستين بار معرفى كرده بودند.(27)19. ابن ابّار (595 - 658 ق)
وى از دانشمندان و شاعران بزرگ شيعى اندلس است. سرودههاى وى درباره شهادت امام حسينعليه السلامدر ديوانِ «درّ السمط فى اخبار السبط» و ديوان «معدن اللجين فى مراثى الحسين» گردآورى شده است. وى در 59 سالگى به شهادت رسيد.(28)
20. ابن سبعين (614 - 668 ق)
وى گياه شناس بود و در طبقهبندى گياهان تحقيق فراوان نمود. كتاب «پاسخ به پرسشهاى سيسيلى» او درباره طبقهبندى گياهان است.(29)
21. ابن مالك (605 - 673 ق)
وى از بزرگترين دانشمندان مسلمان در رشته دستور زبان عربى است. مهمترين اثرش كتاب «الفيه» است كه دستور زبان عربى را در 1000 بيت گرد آورده و تاكنون متن درسى حوزههاى علميه جهان اسلام است.(30)
22. لسان الدين ابن خطيب (متوفاى 713 ق)
وى از بزرگترين شاعران حماسه سراى اندلس است. مهمترين قصيده او «رقم الحلل فى نظم الدول» درباره تاريخ اسلام در غرب؛ به قالب رجز سروده شده است.(31)
23. على بن عباس
على بن عباس از بزرگترين پزشكان مسلمان اندلس است. مهمترين اثر وى در علم پزشكى، «الكتاب الملكى» است كه پيش از كتاب «قانون» ابن سينا، نخستين مرجع دانش پژوهان رشته پزشكى بود. اين كتاب در سال 1294 ق در دو جلد در قاهره چاپ شد.
بخشهايى از اين كتاب كه درباره معالجه سنگ مثانه و كليه بود، به زبان فرانسه ترجمه شد و در سال 1310 ق / 1892 م. در «ليدن» چاپ شد.
از آثار او است:
1. طب الامراض الجلدية العام (درمان بيماريهاى عمومى پوستى)؛
2. طب الامراض الجلدية الخاص (درمان بيماريهاى خاص پوستى)؛
3. تشريح المخ عند جالينوس (تشريح مغز از نظر جالينوس)؛
4. طب العيون (چشم پزشكى).24. ابن خطيب
ابن خطيب از بزرگترين مورخان مسلمان به شمار مىرود. وى مدتى پزشك دارالخلافه و مسئول امور بهداشت اندلس بود و براى نخستين بار توانست راههاى سرايت بيماريهاى مسرى را شناسايى و دارويى براى پيشگيرى از سرايت بيمارى تهيه كند.(32)
25. ابن عوّام
وى گياه شناس و داروشناس بود. كتاب «الفلاحة» (كشاورزى) وى نخستين كتاب در رشته كشاورزى در جهان غرب بود. او در اين كتاب، تحقيق فراوانى درباره گياهان و درختها نموده و روش پرورش آنها را بيان كرده و آفات آنها را برشمرده و راههاى مبارزه با آفات را توضيح داده است.(33) اثر ديگر او «تربية الكَرم» توسط مونكادا در 1889 م. در استكهلم منتشر شد.(34)
26. يحيى بن حبيب
وى مخترع ساعت آبى است.(35)
ادامه داردپي نوشت ها:
1) دايرةالمعارف بزرگ اسلام، ج 10، ص 345.
2) همان، ص 112 ؛ نفح الطيب، ج 2، ص 85 ؛ الآثار الاندلسيه الباقيه، محمد عبدالله عنان، ص 22.
3) اسلام، در غرب، ص 152 - 153 ؛ نفح الطيب، ج 2، ص 85 ؛ اسلام در اندلس، مجله مشكوة، شماره 32، ص 113 ؛ هفت قرن فراز و نشيب تمدن اسلام در اروپا، ص 412 ؛ اسلام در غرب، ص 153.
4) تمدن اسلام در غرب، ص 697 - 698.
5) نفح الطيب، ج 2، ص 95.
6) اسلام در غرب، ص 154.
7) دايرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج 10، ص 343 - 344.
8) تمدن اسلام و غرب، ص 365 - 366.
9) همان، ص 84 و 258.
10) تاريخ فلسفه اسلامى، هانرى كربن، ترجمه اسدالله مبشّرى، امير كبير، چاپ سوم، ص 293 - 295 ؛ اسلام در غرب، ص 321 - 322.
11) اندلس يا تاريخ حكومت مسلمين در اروپا، ص 205 ؛ العقد الفريد، ابن عبد ربه، دار احياء التراث العربى، چاپ اول، ج 1، ص 7 و 9.
12) تأسيس الشيعة، ص 206 - 207 و 286 - 287.
13) اسلام در غرب، ص 328 - 332.
14) تمدن اسلام و عرب، ص 633 - 634 ؛ اسلام در غرب، ص 340 - 342.
15) تاريخ فلسفه اسلامى، ص 298 - 304 ؛ اسپانياى اسلامى، ص 152 - 156.
16) اندلس يا تاريخ حكومت مسلمين در اروپا، ص 221 - 222.
17) تأسيس الشيعة، ص 227 و 255.
18) اسلام در غرب، ص 332 ؛ دانش مسلمين، ص 162.
19) اسلام در غرب، ص 324 - 326.
20) همان، ص 342 - 343.
21) همان، ص 337.
22) تاريخ فلسفه اسلام، ص 315 ؛ اندلس يا تاريخ حكومت مسلمين در اروپا، ص 166.
23) دانش مسلمين، ص 277 - 278.
24) دانش مسلمين، ص 159 ؛ تاريخ فلسفه اسلامى، ص 320 - 322 ؛ تمدن اسلام و عرب، ص 634.
25) سير فلسفه در جهان اسلام، ماجد فخرى، ترجمه كاظم برگنيسى و...، مركز نشر دانشگاهى، چاپ اول، ص 271 ؛ اسپانياى اسلامى، ص 170 ؛ ريحانة الادب، ميرزا محمد على مدرسى، چاپ سوم، ج 5، ص 255 - 258
26) تأسيس الشيعه، سيد حسن صدر، انتشارات علمى، ص 131.
27) اسلام در غرب، ص 338 - 339.
28) همان، ص 282 - 286.
29) همان، ص 338 - 339.
30) اسپانياى اسلامى، ص 184.
31) همان، ص 185.
32) اندلس يا تاريخ حكومت مسلمين در اروپا، ص 232.
33) اسلام در غرب، ص 337 - 338.
34) دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج 4، ص 347.
35) همان، ص 161.