معرفى كتاب (عبقات الانوار) ميرحامد حسين

سيد محمدرضا حسينى


كتاب عبقات الانوار مير حامد حسين پاسخى است علمى, مستند و منطقى به كتاب تحفه اثناعشريه عبدالعزيز دهلوى. مولوى عبدالعزيز (1159 ـ 1239هـ. ق) از علماى برجسته سنى, كه به تعصّب شهره بود و به (سراج الهند) شهرت داشت.
وى در راستاى تحقق اهداف بيگانگان و ايجاد شكاف در صفوف مسلمين در نيمه اول قرن سيزدهم كتاب تحفه اثناعشريه را تأليف كرد و در اين كتاب با تمام توان به عقايد و آراى شيعه اتهام زد و افترا بست. وى در چاپ اول نام مستعار خود, غلام حليم را بر آن گذارد و اين نام, ماده تاريخ تولد عبدالعزيز دهلوى مؤلف كتاب است و در چاپ دوم نام اصلى خود را بر آن نهاد.1
صاحب عبقات الانوار مى نويسد:
در اين كتاب عقايد و آراى شيعه را به طور عموم و فرقه اثناعشريه را به خصوص, در اصول و فروع و اخلاق و آداب و تمامى معتقدات و اعمالشان, به عباراتى خارج از نزاكت و كلماتى بيرون از آداب و سنن مناظره و به شيوه كتب نوآموزان ـ كه به خطاب نزديك تر است تا به برهان ـ مورد حمله و اعتراض قرار داده… كتاب را مملو از افتراآت و تهمت هاى شنيعه ساخته است.2
استاد محمد رضا حكيمى در خصوص فرايند منفى اين كتاب در جهان اسلام مى نويسد:
بارى اين كتاب بدين گونه انتشار يافت و باعث تشتت جبهه اسلامى هند شد و در دل برادران مسلمان, نسبت به يكديگر كينه و نفرت پديد آورد و صفاى مسجد و محراب و شكوه رمضان و عاشورا را كدر ساخت و طنين با حشمت بانگ (اللّه اكبر) و وحدت جهت قبله را ـ كه دل دشمن را آب مى كرد و جان يهود و نصاراى استعمارگر را مى گداخت ـ دستخوش نابه سامانى و تزلزل ساخت. سپس برخى ديگر از جان هاى تاريك و ايادى شر, به گونه اى ديگر به نشر و تكثير كتاب پرداختند.3
مولوى عبدالعزيز دهلوى حرف تازه اى براى زدن ندارد بلكه حرف هاى پيشينيان خود, مثل ابن تيميه, روزبهان, جوزى4 و كابلى از عالمان متعصب اهل سنت را تكرار كرده است.
جالب توجه است كه اين كتاب كارى ابتكارى هم نبوده است و مؤلف ايراد و اشكال تازه اى بر شيعه عرضه نكرده است, بلكه ترجمه و سرقتى بوده است از تأليفى كه سال ها پيش نوشته شده است; زيرا بنا به نگارش نويسنده نجوم السماء (ج1, ص352) و مؤلف كتاب عبقات الانوار (مجلد حديث غدير), اصل اين كتاب همان كتاب صواقع خواجه نصراللّه كابلى است كه عبدالعزيز آن را به (فارسى) ترجمه كرده5 و به نام خود به چاپ رسانده است. مولوى عبدالعزيز دهلوى كتاب تحفه اثناعشريه را با تهمت, جسارت و بسيار بى محتوا و سبك به پايان برد.
خدا گواه است هنگامى كه انسان نوشته هاى واهى و بى بن كتاب تحفه اثناعشريه را مى نگرد, مى بيند كه يك صدم معلومات بيكرانى كه در اقيانوس ميرحامد حسين موج مى زند و خيزابه مى گيرد, براى روشن شدن نادرستى كتاب تحفه و ضعف علمى نويسنده آن بسنده است.6
هم انديشانِ كج انديشِ خيال نگرِ او با پندارِ محكم بودن تحفه اثناعشريه سعى بر ترويج آن داشتند تا با ارائه آن ورژنى جديد از سقيفه ارائه دهند. در اين راستا كتاب تحفه اثناعشريه (در سال 1227 به وسيله غلام محمد بن محيى الدين اَسلمى در شهر مدارس هندوستان به عربى ترجمه شد)7و از آن پس چندين بار به صورت خلاصه و ترجمه چاپ و توزيع شد. كتاب تحفه, با چاپ هاى متعدد, در تحريك حس بدبينى اهل سنّت عليه جامعه شيعه, اختلاف در صفوف مسلمين, تيره و تار ساختن روابط اجتماعى, سياسى و فرهنگى مسلمين تا حدودى مؤثر افتاد.
مباحث مورد بحث كتاب تحفه اثناعشريه در دوازده باب تنظيم شد كه عبارتند از: 1.دركيفيت حدوث مذهب تشيّع و انشعاب آن به فرق مختلف; 2.در مكايد شيعه و طرق اضلال و تلبيس; 3. در ذكر أسلاف شيعه و علما و كتب ايشان; 4. در احوال اخبار شيعه و ذكر روات آن ها; 5. در الهيّات; 6. در نبوّات; 7. در امامت; 8.در معاد; 9. در مسائل فقهيه; 10. در مطاعن خلفاى ثلاثه و امّ المؤمنين و ديگر صحابه; 11. در خواص مذهب شيعه مشتمل بر سه فصل: الف) در أوهام, ب) در تعصبات, ج) در هفوات; 12. در تولاّ و تبرّا مشتمل بر مقدمات عشره.8

پاسخ هايى بر تحفه اثناعشريه
امامت و رهبرى, فلسفه سياسى اسلام و مترقى ترين فلسفه سياسى است. دانشمندان و عالمان مجاهد شيعه, همواره, در صدد بوده اند تا اين فلسفه, يعنى اصل (امامت) را تحكيم بخشيده و حراست نمايند; اصلى كه عظمت و سعادت بشر در گرو آن است. در اين راستا پس از نگارش كتاب مستهجن و بى بنياد تحفه اثناعشريه از سوى عبدالعزيز دهلوى ـ كه در آن كتاب احاديث متواتر پيرامون امامت و خلافت اميرالمؤمنين(ع) را انكار كرد ـ عالمان شيعه به پا خاستند تا رسالت خويش در پاسدارى و صيانت از امامت و رهبرى را به انجام برسانند, بنابراين عده اى از عالمان شيعه كتاب هايى در ردّ تحفه اثناعشريه مولوى عبدالعزيز دهلوى نگاشتند كه به تعدادى از آن ها اشاره مى كنيم:
1. ميرزا محمد اخبارى نيشابورى ابن عبدالنبى (مقتول 1232هـ.ق). سيف الله المسلول على مخربى دين الرسول اين كتاب در ردّ بر تمام تحفه اثناعشريه است.
2. سيد دلدار على بن سيد محمد معين نقوى لكهنوى (م 1235هـ.ق). إحياء السنة وإمامة البدعة (فارسى) در ردّ بر باب هشتم تحفه و حسام الاسلام و سهام الملام(فارسى) در ردّ باب ششم تحفه و الصوارم الإلهيه(فارسى) در ردّ باب پنجم تحفه و ذوالفقار(فارسى) در ردّ بر باب دوازدهم تحفه اثناعشريه.
3. ميرزا محمد بن احمد خان طبيب كشميرى دهلوى (م 1235هـ.ق). النزهة الاثنى عشريه در ردّ تمام ابواب دوازده گانه تحفه اثناعشريه.
4. سيّد محمد قلى نيشابورى والد ماجد صاحب عبقات, نويسنده برهان السعادات در ردّ باب هفتم تحفه و سيف ناصرى در ردّ باب اول تحفه و تقليب المكائد در ردّ باب دوم تحفه و تشييد المطاعن در ردّ باب دهم تحفه و مصارع الافهام لقلع الاوهام در ردّ باب يازدهم تحفه اثناعشريه.
5. سبحان على خان هندى (م 1260هـ.ق). الوجيزة فى الاصول(فارسى). وى در اين كتاب مقدارى پيرامون علم اصول به بحث پرداخت, آن گاه احاديث دالّ بر امامت اميرالمؤمنين(ع) را ذكر كرد و سپس متعرض سخنان صاحب تحفه اثناعشريه شد و آن ها را رد كرد.
6. سلطان العلماء سيد محمد بن سيد دلدار على (م1284هـ.ق). الامامة(عربى) در ردّ باب هفتم و بوارق موبقه(فارسى) در ردّ باب هفتم تحفه اثناعشريه.
7. سيد مفتى محمد عباس شوشترى (م1306هـ.ق). جواهر عبقريه در ردّ تحفه اثناعشريه.
8. خيرالدين محمّد اله آبادى. هدية العزيز(فارسى) در ردّ باب چهارم تحفه اثناعشريه. وى همعصر پدر صاحب عبقات بود.
9. علامه سيد جعفر معروف به ابوعلى خان موسوى. وى دو كتاب در ردّ تحفه به رشته تحرير در آورد.
الف) برهان الصادقين ردّ بر باب هفتم;
ب) تكسير الضمين (فارسى) ردّ بر باب دهم.
10. شيخ مهدى بن حسين خالصى كاظمى (م 1343هـ.ق). كتابى به نام تصحيف المنحة الالهيّه, عن النّفثة الشيطانية نوشت.
11. علامه بزرگوار ميرزا فتح الله معروف به شريعت (شيخ الشريعه) اصفهانى (م1339هـ.ق). المنحة الالهية.
12. علامه محقق سيد محمد امام جمعه سلطان العلماء. وى استاد صاحب عبقات الانوار است. كتابى در ردّ تحفه به نام طعن الرماح نوشته است.9
13. ميرحامد حسين صاحب عبقات الانوار .

شخصيت ميرحامد حسين و كتاب عبقات
علامه سيد ميرحامد حسين موسوى هندى نيشابورى, متكلمى بزرگ, عالمى متبحّر و نام آور و استوانه اى استوار در قرن سيزدهم به شمار مى آيد. در زمان شاه سلطان حسين صفوى, سيد محمد نامى, از علماى نيشابور, به هندوستان رفت و در دهلى اقامت گزيد. فرزندان وى به مناصب دولتى در آمدند و كم كم اهميت پيدا كردند. يكى از احفاد سيد محمد, به نام برهان الملك فرماندار صُوبه اود شد… در زمان پادشاهان نيشابورى, جماعت زيادى از نيشابور و مشهد مقدس و ساير شهرهاى خراسان به هندوستان رفتند و در شهر لكهنو ـ مركز حكومت آنان ـ ساكن شدند. سادات نقوى ـتكه نيشابورى هستند ـ در زمان پادشاهان اود به هند رفته اند. مرحوم ميرحامد حسين نيشابورى, صاحب عبقات الانوار درتحت حمايت اين خاندان حاكم شيعى فعاليت مى كرد….10
وى در پنجم محرم سال 1246هجرى قمرى متولد شد. نام وى سيد مهدى و كنيه او ابوالظفر بود و به سيد حامد حسين معروف گشت. سيد ميرحامد حسين نزد پدرش به فراگيرى علوم و معارف اسلامى پرداخت و در پانزده سالگى پدرش را از دست داد. آن گاه ادبيات و نهج البلاغه را نزد مفتى سيد محمد عباسى, مقامات حريرى را از مولوى سيد بركت على صاحب فراگرفت و حكمت و فلسفه را از سيد مرتضى بن سلطان العلما و سيد محمد بن دلدار على آموخت.
ميرحامد حسين, عالمى پر تتبّع بود و بر آثار عالمان گذشته و اخبار و روايات تسلط و در اين خصوص شهرت خاصى داشت. وى پس از كسب علوم معقول و منقول عمر خويش را به بحث و پژوهش در اسرار اعتقادات دينى و حراست از ارزش هاى اسلام راستين و احياى فلسفه سياسى اسلام گذراند و در اين راستا آثار گرانسنگى از خود به يادگار گذارد كه صاحب اعيان الشيعه (جلد 18, ص373) آن ها را ذكر كرده است.
ميرحامد حسين در هجده صفر سال 1308 هجرى قمرى به دعوت حق لبيك گفت و در حسينيه جناب غفران مآب مدفون شد. رحلت ميرحامد حسين,جهان اسلام و تشيع خصوصاً مردم مسلمان هندوستان را در سوگ خود داغدار نمود و در عزايش به سوگ نشستند. ادبا و شعرا در تمجيد از شخصيت او قصيده ها سرودند و در رثاى وى مرثيه هاى بسيارى گفتند.
پدر مير حامد حسين, سيد محمد قلى موسوى (م 1260هـ. ق) سه فرزند به نام هاى سيد سراج حسين (م 1282هـ. ق), سيد اعجاز حسين (م 1286هـ. ق) و سيد حامد حسين (م 1306هـ. ق) داشت. سيدناصر حسين (م 1361 هـ .ق) و سيد ذاكر حسين از فرزندان سيد ميرحامد حسين هستند. فرزندان سيد محمد قلى موسوى همگان از عالمان دين و مشعل داران فرهنگ, عزت و فضيلت بودند و از خود آثار گرانسنگى به يادگار گذاردند. اين خاندان بزرگ, ستارگانى درخشان در آسمان انديشه بودند و هماره مشعل علم و تقوا و اعتقادات دينى را فروزان نگه داشتند.
علامه امينى درباره ميرحامد حسين مى گويد:
اين سيّد پاك بزرگوار چونان پدر قديس خويش, يكى از شمشيرهاى آخته خداست بر سر دشمنان حق و درفش پيروزى حقيقت و دين, و آيتى بزرگ از آيات خداى سبحان است. خداوند به دست او حجّت را تمام كرد و راه راست و حق را آشكار ساخت.11

عبقات الانوار
هرگاه از سوى عالمان شيعه كتابى بر رد تحفه اثناعشريه نگاشته مى شد, عالمان هم انديش مولوى عبدالعزيز و شاگردان وى در صدد پاسخ به آن بر مى آمدند اما از آن جايى كه كتاب عبقات الانوار ميرحامد حسين از قوت بالا و منطقى محكم برخوردار بود آنان را ياراى مبارزه و پاسخ نبود. (تاكنون نشنيده ام كه كتابى بر ردّ عبقات الانوار نوشته شده باشد).12 و اين بهترين دليل بر ناتوانى و تهى بودن انديشه آنان است.
ميرحامد حسين علاوه بر مستند نويسى, آداب اسلامى را كاملاً رعايت مى كرد. وى با برهان, دليل, منطق و با حلم, صبر, عدل و انصاف از عهده پاسخ صاحب تحفه اثناعشريه برآمد.
صاحب تحفه اثناعشريه بر اين باور بود كه دليل شيعه بر امامت ائمه(ع) منحصر در شش آيه و دوازده حديث نبوى مى باشد. ميرحامد حسين مى گويد:
أقول: إن أوّل ما في هذا الكلام هو: حصر (الدهلوي) الأحاديث النبوية الشريفة الدالة على خلافة أميرالمؤمنيين(ع) و ولاية المطلقة في (اثنى عشر حديثاً) و هذا إنكار للحقيقة الراهنة ولنا ندري أهو حصر عقلي أم استقرائي؟
أما العقل, فلاسبيل له إلى الحكم في مثل هذه القضايا و البحوث, وإن كان حصراً استقرائياً, فإنَّ الواقع خلاف ما زعمه, فإن النصوص الواردة في هذا المضمار تبلغ في العدد لاضعاف المضاعفة لهذا العدد المزعوم…, كما لايخفى على الخبير المنصف.13
ميرحامد حسين پاسخ خود را متوجه آيات و روايات مورد نظر عبدالعزيز دهلوى ـ كه در بخشى از تحفه اثناعشريه خود دلالت و سند آن ها را ضعيف دانسته بود ـ ساخت و به همين جهت كتاب خود, عبقات الانوار را در دو منهج تنظيم و تأليف كرد.

منهج اول
وى در منهج اول به بحث و بررسى و اثبات دلالت آياتى چند از قرآن, مانند (انما وليكم الله) و (اليوم أكملت لكم دينكم) و… بر امامت پرداخت.
متأسفانه اين مجلد تاكنون چاپ نشده است (ولى در كتابخانه مؤلف در لكهنو, و در كتابخانه مولوى سيد رجبعلى خان سبحان الزمان درجكراوان و… موجود است).14
علامه سيد على حسينى ميلانى در جلد بيستم چاپ جديد خلاصه عبقات الانوار, كه نام نفحات الازهار را بر آن نهاد, به اثبات دلالت شش آيه از آيات قرآن به روش علامه ميرحامد حسين پرداخت كه كارى بسيار مبارك مى باشد.
آيات منهج اول عبارتنداز: 1. إنما وليكم اللّه ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة ويؤتون الزكوة وهم راكعون; 2.إنما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيراً; 3. قل لا أسئلكم عليه أجراً إلا المودة فى القربى; 4. فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين; 5. إنما أنت منذر و لكل قوم هاد; 6. والسابقون السابقون أولئك المقربون.

منهج دوم
علامه ميرحامد حسين منهج دوم را به بحث از احاديث دوازده گانه درباره امامت ائمه(ع) و پاسخ به اعتراضات و شبهات وارده از سوى اهل سنت ـ كه مولوى عبدالعزيز دهلوى در كتاب (تحفه اثناعشريه) خود آن ها را مطرح كرده است ـ اختصاص داد كه تعدادى از آن به زيور طبع آراسته شد و بعضى را فرزندان و نوه او تكميل كردند و به چاپ رساندند و از بعضى ديگر اطلاعى در دست نيست.
مجلدات عبقات الانوار كه به دست ميرحامد حسين نوشته شده, عبارتند از:
1. بررسى حديث غدير (يامعشر المسلمين! ألست اولى بكم من أنفسكم؟ قالوا: بلى, قال: من كنت مولاه فعلي مولاه, اللهم وال من والاه و عاد من عاداه) از نظر سند و دلالت;
2. بررسى حديث تشبيه (من أراد أن ينظر إلى آدم في علمه و إلى نوح في تقواه و إلى إبراهيم في حلمه وإلى موسى في بطشه وإلى عيسى في عبادته فلينظر إلى علي بن أبي طالب) از نظر سند و دلالت;
3. بررسى حديث منزلت (أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنه لانبيّ بعدي) از نظر سند و دلالت;
4. بررسى حديث نور (كنت أنا و علي بن أبي طالب نوراً بين يدي اللّه عزوجل قبل أن يخلق آدم بأربعة آلاف عام, فلمّا خلق آدم, قسم ذلك النور جزأين, فجزء أنا و جزء علي) از نظر سند و دلالت;
5. بررسى حديث ولايت (علي منى و أنا من علي وهو وليكم من بعدي) از نظر سند و دلالت;
البته اجل مهلت نداد تا احاديث ديگر را تكميل نمايد و پس از او فرزند برومندش, سيد ناصر حسين ـ كه او نيز چون والدش از اختران درخشان آسمان فضيلت بود ـ چهار حديث ديگر را به همان اسلوب والد ماجد تتميم نمود كه به شرح زير است:
1. بررسى حديث طير (قال رسول اللّه(ص): اللّهم ائتني بأحب خلقك إليك وإليّ يأكل معي فجاء عليّ) از نظر سند و دلالت;
2. بررسى حديث باب (أنا مدينة العلم و علي بابها…) از نظر سند و دلالت;
3. بررسى حديث ثقلين (إني تارك فيكم الثقلين, ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أحدهما أعظم من الآخر: كتاب الله و عترتي) از نظر سند و دلالت;
4. بررسى حديث سفينة (ألا إنّ مَثَلُ أهل بيتي فيكم مَثَل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها هلك) از نظر سند و دلالت.
اين مجلدات نيز به چاپ رسيد و پس از مرحوم سيد ناصر حسين, فرزندش سيد محمد سعيد, كه از عالمان برجسته عصر خود بود, دو حديث ديگر را به شرح زير تكميل نمود:
1. برسى حديث مناصبة (من ناصب علياً الخلافة فهو كافر) از نظر سند و دلالت (به زبان عربى);
2. بررسى حديث خيبر (لأعطينَّ الراية غداً رجلاً يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله يفتح الله على يديه) از نظر سند و دلالت فقط (به زبان عربى).
متأسفانه اين دو حديث تاكنون چاپ نشده اند. آن دو, شش حديث نامبرده را نيز به نام نامى و اسم گرامى مرحوم سيد ميرحامد حسين قرار دادند تا از مقام شامخ آن مجاهد بزرگوار تجليل و تقدير شود و اضافه بر آن, مرحوم سيد ناصر حسين و فرزندش همان رهى را سپردند كه بنيانگذار عبقات ترسيم فرموده بود.
تاكنون 16 جلد از عبقات الانوار به چاپ رسيده كه در مورد نُه حديث است. دو (حديث المناصبة) و (خبير) (قسمت اول) نوشته شده ولى تاكنون به چاپ نرسيده است15 و متأسفانه دو حديث (حق) (رحم الله علياً, اللهم أدر الحق معه حيث دار ) و (خيبر) (قسمت دوم) از مجموع دوازده حديث نوشته نشده است.16
عالمان دين و دانشمندان اسلامى كتاب عبقات الانوار را شاهكار ميرحامد حسين و كارى كارستان دانسته اند كه تعدادى از اين نظرگاه ها را بيان خواهيم كرد. علامه امينى درباره عبقات چنين مى نويسد:
امّا كتاب او, عبقات, بوى خوش آن, از كران تا كران جهان وزيد, و آوازه اين كتاب, خاور و باختر را فرا گرفت. هر كس اين كتاب را ديد, ديد كه معجزه اى روشن و روشنگر است, كه هيچ باطلى و نادرستى در آن راه نخواهد داشت. ما از اين كتاب پر ارج و دانش فراوانى كه در آن گرد آمده است استفاده بسيار برديم. از اين رو سپاس هاى پياپى خويش را به پيشگاه او و پدر گرامى اش تقديم مى داريم و از درگاه خدا براى آنان, پاداش هاى بزرگ و بسيارى مى طلبيم.17
امام خمينى قدّس سرّه در كتاب كشف الاسرار مى گويد:
… كتاب عبقات الانوار سيد بزرگوار حامد حسين هندى, كه چهار جلد بزرگ در حديث غدير تصنيف كرده و چنين كتابى تاكنون نوشته نشده و عبقات الانوار در امامت از قرارى كه شنيده شده سى جلد است و آنچه ما ديديم هفت و هشت جلد است و در ايران شايد تا پانزده جلد آن پيدا شود و اهل سنت در صدد جمع اين كتاب و تضييع آن هستند و ما ملت شيعه در خواب هستيم تا آن وقت كه يك چنين گنج پرقيمت و گوهر گران بهايى از دست برود و اكنون قريب دو سال است كه به ملت شيعه راجع به تجديد طبع اين كتاب پيشنهاد شده و به خونسردى تلقى شده است. با اين وصف با خواست خدا جلد غدير در تحت طبع است, لكن بر علماى شيعه بالخصوص و ديگر طبقات لازم است كه اين كتاب را, كه بزرگ ترين حجت مذهب است, نگذارند از بين برود.18
محمدرضا حكيمى مى نويسد:
به راستى كتاب عبقات, عظيم است. آن اقيانوس بيكران و آن درياى ژرف, اين كتاب است. اين چنين كتابى, در ديگر آفاق بشرى و فرهنگ ملت ها نيز همانند ندارد. هر چه دانشمندان و عالمان بزرگ درباره آن گفته اند و هر چه سپس بگويند, حق آن است. اين همه آگاهى و عمق, اين همه معرفت و استقصا, اين وسعت دامنه اطلاع, اين خبرويت و تبحر… اين قوام و ماده, اين ها همه به راستى اعجاز است در عالم فكر و تأليف و در عرصه قدرت هاى انسانى. كتاب عبقات, با مجلدات بسيارش, يكى از والاترين نمونه هاى كار خرد انسانى و پشتكار و مسؤوليت بشرى است و يكى از ارجمند ترين سندهاى هدايت و ارشاد.19
وى همچنين مى گويد:
كتاب عبقات الانوار شاهكار علمى شيعه است در رشته مناظرات و عقايد و فلسفه سياسى, در سده سيزدهم اسلامى.20
دانشمند بزرگ مرحوم حاج ميرزا ابوالفضل كلانترى تهرانى مى نويسد:
… رجوع كن به كتاب عبقات الانوار, تصنيف سيد جليل محدث عالم عامل, نادرة الفلك… الامير حامد حسين المعاصر الهندي… كه عقيده منِ بنده چنان است كه از ابتداى تأسيس علم كلام تا حال تأليف اين مختصر, كتابى در مذهب شيعه از جهت اتفاق نقل و كثرت اطلاع بر كلمات اعدا و احاطه به روايات وارده از آن ها در باب فضايل ـ تا آن جا كه نوشته است ـ مثل اين كتاب مبارك تصنيف نشده است.21

هدف از نگارش عبقات الانوار
علامه ميرحامد حسين كتاب عبقات الانوار را در مقام دفاع از مذهب تشيع و فلسفه سياسى اسلام و با انگيزه روشنگرى و بيدارسازى و حق شناسى نگاشت كه با آن تشيع در آن منطقه رونق يافت و افراد بسيار زيادى به مذهب تشيع گرويدند و بركات آن بر جهان اسلام باريدن گرفت.
علامه مير حامد حسين در اين كتاب, تمام سعى و تلاش خود را معطوف اين داشت تا عبقات الانوار, فلسفه امامت را روشن و مبين سازد و اسلام واقعى را معرفى كند; اسلامى كه به عزت و آگاهى, تكامل و سعادت بشر و پويايى جامعه مى انديشد و رهبران آن, پيامبران و امامان معصومند. انسان با چنين ارزش, جايگاه و ارجمنديى, بايسته است فقط از رهبران معصوم پيروى كند تا شأن و منزلت و عزت انسانى او تحت رهبرى امامان معصوم حفظ شود.

روش تحقيق
روش ميرحامد حسين در نگارش اين كتاب بدين گونه مى باشد كه ابتدا, مطلب مورد ادعاى صاحب تحفه اثناعشريه را به همراه مستندات او دقيق و كامل بيان مى كند آن گاه به پاسخ و ردّ آن مى پردازد كه در اين ردّ و پاسخ, نخست سند احاديث مورد بحث (ثقلين, ولايت, غدير, باب…) را بررسى مى كند و آن گاه به اثبات تواتر و قطعى الصدور بودن, تنها از طريق اهل سنت و كتاب ها و مدارك معتبر آنان مى پردازد و در اين مورد, اسامى راويان آن حديث شريف را از قرن دوم تا قرن سيزدهم (عصر خود) براساس قرن و با ذكر تاريخ وفات بيان و سپس حديث مورد روايت آن راوى را ذكر مى نمايد و بعد به معرفى راوى, اعم از صحابى, تابعى, عالم و مؤلف مى پردازد و نظريات صاحبان تراجم و شرح حال نگاران را در خصوص او بيان و حتى بعضى از كتاب ها, مانند مسند احمد, الامامة والسياسه ابن قتيبه را نيز معرفى مى كند. آن گاه متن حديث و چگونگى دلالت آن را بر وفق نظر شيعه بر مى رسد و تحليل مى كند و در پايان به يكايك شبهات و اعتراضات عامه پاسخى مبرهن مى دهد.
ميرحامد حسين پس از نقل مطالب يا حديث, نشانى دقيق مصدر را, حتى باب و فصل و صفحه را مى نگارد. اين روش نگارش ميرحامد حسين در عبقات الانوار بود و فرزندان و نوه او, كه بعضى از مجلدات عبقات الانوار را كامل كردند همين شيوه را پى گرفتند. عبدالعزيز دهلوى بر اين باور بود كه فقط دوازده حديث بر اثبات امامت على بن ابى طالب(ع) وجود دارد و عالمان شيعه به آن ها استناد مى كنند.
عبدالعزيز دهلوى در بخشى از باب هفتم كتاب خود ـ كه پيرامون مسأله خلافت و موضوع امامت نگاشته است ـ چنين وانمود مى كند كه عقايد شيعى مذهبان درباره پيشوايى و خلافت بلافصل على(ع) و يازده نفر ائمه بر حق ديگر, مبنى بر دوازده يا سيزده روايتى است كه يك يك آن ها را نقل كرده و سرانجام مى گويد:
اين احاديث به جز يكى يا دو تا از آن ها, بقيه از نظر سند ضعيف و از درجه اعتبار ساقط و از حيث دليل بودن بر مدعات شيعه نارسا و غير كافى است.22
و نيز جمله اى از آيات شريفه قرآنى را, كه مورد استفاده شيعه بود, نقل و سپس دلالت آن آيات را بر عقيده شيعه تخطئه مى نمايد.
اگر چه احاديث مورد استدلال و استناد شيعه بر امامت آن حضرت بسيار زياد مى باشد, امّا چون صاحب تحفه دوازده حديث را مورد نقد قرار داد علامه ميرحامد حسين نيز در عبقات الانوار از دوازده حديث شريف بحث مى كند و به تثبيت و تحكيم آن مى پردازد, اگر چه هر يك از اين احاديث خود به تنهايى بر اثبات امامت على بن ابى طالب(ع) كافى است.
روش تحقيق ميرحامد حسين در واقع بحث از علوم مختلف, مانند علم تفسير, كلام, حديث, درايه, رجال, تاريخ و ادبيات بود. بنابراين بحث هاى عبقات الانوار بسيار كامل و جامع مى باشد و براى هر مفسر, متكلم, مورخ, اديب و عالم محدثى قابل استفاده است.
شيخ آقا بزرگ تهرانى نكته اخلاقى قابل توجهى را درباره علامه بزرگوار ميرحامد حسين بيان مى كند:
امر عجيب اين است ميرحامد حسين اين همه كتاب هاى نفيس و اين دائرةالمعارف هاى بزرگ را تأليف كرده است, در حالى كه جز با كاغذ و مركب اسلامى (يعنى كاغذ و مركبى كه در سرزمين هاى اسلامى به دست مسلمانان تهيه مى شده است) نمى نوشته است و اين به دليل تقواى فراوان و ورع بسيار او بوده است اصولاً دورى وى از به كار بردن صنايع غير مسلمانان مشهور همگان است.23

زبان نگارش
از آن جايى كه كتاب تحفه اثناعشريه به زبان (فارسى) نوشته شده بود ميرحامد حسين نيز, كه در صدد پاسخ به آن بود, كتاب عظيم عبقات الانوار خود را به زبان فارسى نگاشت. نثر فارسى, زيبا, پخته و پرمغز اين كتاب نه تنها ملال آور نيست بلكه شيرين و دلنشين است و چون از علوم مختلف بهره گرفته متنوع و گونه گونه است و هر خواننده را براى پى گيرى موضوع ها و بحث ها, به دنبال خود مى كشاند.

منابع تحقيق ميرحامد حسين
بخشى از اين منابع و مصادر علامه ميرحامد حسين, كتابخانه پدر بزرگوارش مرحوم سيد محمد قلى موسوى و بخشى ديگر, كتاب هاى خريدارى شده در مسافرت ها بود. بخش سوم منابع مورد نياز علامه را از بلادهاى مختلف طبق تقاضايش براى ايشان ارسال مى داشتند و بخش آخر را نيز از كتابخانه هايى كه هنگام بازديد مى ديد, استفاده مى كرد كه اين بازديد و بهره بردارى از كتابخانه حرم شريف نبوى در مدينه منوره و كتابخانه مكه مكرمه و بعضى از كتابخانه هاى مشهور عراق بوده است. وى در تهيه اين منابع متحمل رنج ها و زحمت هاى فراوان شد تا با بهره ورى از كتاب هاى معتبر اهل سنت به اثبات ولايت و امامت ائمه(ع) بپردازد.24
بخشى از كتاب هاى اهل سنت در موضوعات مختلف, كه ميرحامد حسين از آن استفاده كرده; عبارت است از:
حديث: الصحاح الستة وشروحها, كتب السنن, كنزالعمال, الموطأ وشروحه, المشكاة وشروحها;
تفسير قرآن: تفسير ابن كثير, جلالين, كشاف زمخشرى, درالمنثور سيوطى, طبرى, روح المعانى;
سيره: السيرة النبوية المعروفة بسيرة ابن هشام, سيرة النبوية دحلان, سبل الهدى والرشاد فى سيرة خير العباد;
فقه: المبسوط شمس الدين سرخسى, نيل الأوطار شوكانى, احكام الاحكام فى شرح عمدةالاحكام حلبى, بدايع الصنايع كاشانى;
اصول فقه: المختصر لابى الحاجب وشروحه, الاصول سرخسى, المنار و شروحه, مسلم الثبوت و شروحه, نهاية العقول فخررازى;
رجال الحديث: تهذيب الكمال امزى, تهذيب التهذيب ذهبى, الكمال فى اسماء الرجال, الثقات از ابن حيان;
كلام: شرح المقاصد تفتازانى, شرح المواقف جرجانى, شرح التجريد قوشجي…;
تاريخ: تاريخ الطبرى, تاريخ ابن اثير, تاريخ ابن خلدون, تاريخ اليعقوبى, مروج الذهب مسعودى.

كتب مربوط به عبقات الانوار
1. تتميم عبقات, اثر سيد ناصر حسين معروف به شمس العلماء, فرزند سيد ميرحامد حسين;
2. تذييل عبقات, نوشته سيد ذاكر حسين, فرزند صاحب عبقات الانوار;
3. تعريب, جلد اول, (حديث مدينة العلم) به قلم سيد محسن نواب;
4. تلخيص, جلد دوم, پنجم, ششم و بخشى از جلد يكم به نام الثمرات به قلم سيد محسن نواب;
5. تكميل, جلد هفتم عبقات الانوار, نوشته سيد محمد سعيد, فرزند سيد ناصر حسين و نوه مير حامد حسين;
6. فيض القدير في ما يتعلق بحديث الغدير, تلخيصى است به قلم محدث شيخ عباس قمى.
مجلدات غدير از كتاب بزرگ عبقات الانوار ميرحامد حسين بسيار مفصل و طولانى است كه اين امر موجب شده است كه كمتر مورد استفاده قرار گيرد. مرحوم حاج شيخ عباس قمى (م1359هـ .ق) آن را به صورتى زيبا تلخيص كرد و به فيض القدير فيما يتعلق بحديث الغدير نام نهاد. وى در اين تلخيص روش علامه ميرحامد حسين را كاملاً رعايت و ساختار و چارچوب كار وى را حفظ كرد و خواننده در مباحث و موضوع ها احساس گسست نمى كند. محدث شيخ عباس قمى در اين خصوص در زندگى نامه خود مى نويسد:
كتاب فيض الغدير… و آن مختصرى است از جلدين غدير عبقات الانوار سيد محدث, عالم متكلم, محقق و مدقّق مؤيد مسدّد, محيى السّنّة وسيف الاُمّة, فخرالشيعة و حامى الشريعة, سيدنا الأجل مولانا المير حامد حسين الهندى.25
محدث قمى اين اثر را در سال 1321هجرى قمرى در نجف اشرف به سامان رساند و تا هنگام تصحيح به صورت نسخه خطى در اختيار فرزندش قرار داشت كه در سال 1364 هجرى شمسى به همت آية اللّه استادى با همكارى حجج اسلام, آقايان, رضا مختارى و سيد على ميرشريفى تصحيح و تحقيق شده است و در سال 1406هجرى قمرى نخستين بار با همت مؤسسه در راه حق چاپ و بار دوم به كوشش مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميّه قم در 462 صفحه به زيور طبع آراسته شد.
محدث قمى خلاصه اين كتاب را به دو مقصد تقسيم كرد: وى مقصد اوّل را به اثبات تواتر حديث غدير و نقض ايرادات فخررازى و مقلدين او و ذكر اسماى ناقلين و مخرجين اين حديث شريف از اكابر ائمه سنيّه اختصاص داد كه اين فصل را در سه باب با اين عنوان ها تنظيم كرد: باب اول: اثبات متواتر بودن حديث غدير و ذكر نام عالمان اهل سنت كه كتابى در خصوص حديث شريف تأليف كردند; باب دوم: ذكر كلمات فخر رازى در قدح حديث شريف غدير و جواب آن; باب سوم: در ذكر نام كسانى كه در قدح حديث غدير از فخررازى تقليد كرده اند به همراه نقل كلمات بعضى از آنان.
مقصد دوم به بيان دلالت حديث غدير بر امامت حضرت اميرالمؤمنين(ع) و نقض كلمات شاه صاحب دهلوى اختصاص دارد كه باب اول آن به بحث از كلام شاه صاحب در قدح بر دلالت حديث شريف غدير و بعد به ردّ آن و وجوه دلالت حديث غدير بر امامت و خلافت حضرت اميرالمؤمنين(ع) مى پردازد. وى در اين باب ده دليل بر اثبات دلالت حديث شريف غدير بر امامت اميرالمؤمنين(ع) بيان مى كند.

7. خلاصه عبقات الانوار. اين مجموعه به زبان عربى مى باشد كه علامه سيد على حسينى ميلانى تأليف و تعريب آن را در سال 1385هجرى قمرى در شهر كربلا آغاز كرد. وى در مقدمه جلد اول اين كتاب به مباحثى از قبيل التزام علامه مير حامد حسين به قواعد مناظره و بحث, روش استدلال سندى و دلالتى, منابع اهل سنت در حوزه هاى تفسير قرآن, علوم حديث, سيره و تاريخ, فقه و اصول, رجال و كلام مى پردازد.
علامه سيد على حسينى ميلانى در سال 1414هجرى قمرى به بازنگرى و چاپ مجدد خلاصه عبقات الانوار در 20 جلد به نام نفحات الازهار به صورتى زيبا و با فهرستى كامل در آخر هر جلد پرداخت. وى جلد يكم و دوم و سوم را به (حديث ثقلين) و چهارم را به (حديث سفينه) و پنجم را به (حديث نور) و ششم, هفتم, هشتم و نهم را به (حديث غدير) و دهم, يازدهم و دوازدهم را به (حديث مدينة العلم) و سيزدهم و چهاردهم را به (حديث طير) و پانزدهم و شانزدهم را به (حديث ولايت) و هفدهم و هيجدهم را به (حديث منزلت) و سرانجام جلد نوزدهم را به (حديث تشبيه) اختصاص داد. اين نوزده جلد مربوط به منهج دوم است.

ابتكار علامه سيد على حسينى ميلانى
چون منهج اوّل عبقات ـ كه به آيات اختصاص داشت ـ متأسفانه در دسترس نبود, علامه سيد على حسينى ميلانى در ابتكارى ستودنى منهج اوّل را تأليف كرد و جلد بيستم نفحات الازهار را به اين منهج اختصاص داد. وى اين منهج را به روش ميرحامد حسين تأليف كرد و در همان جلد(ص8) به آن اشاره مى كند. ايشان در اين كتاب, هفت آيه مورد ادعاى عبدالعزيز دهلوى را مطرح و دلالت آن ها را بر امامت ائمه(ع) اثبات مى كند. اين آيات عبارتند از: 1. (ولايت) آيه 55 سوره مائده; 2. (تطهير) آيه 33 سوره احزاب; 3.(مودة) آيه 23 سوره شورى; 4. (مباهله) آيه 59 سوره آل عمران; 5. (إنّما أنت منذر ولكل قوم هاد) آيه 24 سوره فاطر; 6. (و قفوهم إنهم مسؤولون) آيه 24 سوره صافات; 7. (والسابقون السابقون اولئك المقربون) آيه 10 سوره واقعه. اين كتاب در سال 1420هجرى قمرى/1378 در قم به زيور طبع آراسته شد.

8. عبقات الانوار در اثبات امامت ائمه اطهار(ع): اين مجموعه در شش جلد و با همت گروهى از فضلاى اصفهان و به همت موسسه نشر نفائس مخطوطات به سال 1382/هجرى قمرى در اصفهان به چاپ رسيد. در جلد اول و دوم (جمعاً در 944 صفحه) به بحث و بررسى سند (حديث شريف ثقلين) پرداخته شده و جلد سوم و چهارم و پنجم (با 912 صفحه) به بحث از دلالت (حديث ثقلين) بر امامت ائمه(ع) و اثبات آن اختصاص يافته است. در بخش عمده جلد ششم, به ادامه بحث از سند و دلالت (حديث شريف سفينه) مى پردازد و بخش آخر اين جلد را, به معرفى تحفه اثنا عشريه و صاحب آن, معرفى ميرحامد حسين, آثار و خانواده او اختصاص مى دهد.

9. عبقات الانوار: به همت حضرت استاد حاج سيد مصطفى مهدوى اصفهانى بخشى از عبقات الانوار به چاپ رسيد كه عبارتند از: (حديث طير) در يك جلد, (حديث مدينة العلم) در دو جلد, (حديث ولايت) در يك جلد, (حديث تشبيه) در يك جلد و (حديث نور) در يك جلد. اين مجلدات به اهتمام مدرسه امام المهدى(ع) قم به چاپ رسيد.

نامه ها
پس از انتشار كتاب عبقات الانوار در كشورهاى اسلامى, ميرحامد حسين مورد تقدير علماى دين واقع شد و براى او نامه هاى تقدير و تشكر ارسال داشتند كه تعدادى از آن ها با عنوان (سواطع الانوار فى تقريظات عبقات الانوار) به كوشش سيد مظفر حسن در 56 صفحه در لكهنو در سال 1304 هجرى قمرى منتشر شد و سپس در سال 1323 با افزودگى هايى به همت مولوى سيد مظفر حسين در 124 صفحه به چاپ رسيد. اكنون به چند نمونه از آن نامه ها بسنده مى كنيم:
نامه آية اللّه شيخ زين العابدين مازندرانى حائرى:
… چون متدرجاً مجلدات كتب مؤلفات و مصنفات آن جناب سامى صفات كه عبارت از (استقصاء الافحام) و (عبقات) بوده باشد در اين صفحات به دست علما و فضلاى اين عتبات عرش درجات, ملحوظ و مشاهد افتاد به اضعاف مضاعف آنچه شنيده مى شد ديده شد در كتاب (أحكمت آياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير) از صفحاتش نمودار, (كتاب مرقوم يشهده المقربون) از اوراقش پديدار, از عناوينش (آيات محكمات هن أم الكتاب) پيدا, و از مضامينش (هذا بلاغ للناس ولينذروا به وليعلموا أنه الحق و ليذكر أولوالالباب) هويدا, از فصولش عالمى را تاج تشيع و استبصار بر سر نهاد و از ابوابش به سوى (جنات عدن تجرى من تحتها الأنهار) باب ها گشاده, كلماتش (وجعلناها رجوماً للشياطين), كلامش (ألا لعنة اللّه على القوم الظالمين), مفاهيمش (ألم أعهد اليكم يا بنى آدم أن لا تعبدوا الشيطان إنّه لكم عدو مبين), مفاهيمش در لسان حال اعدا (يا ليت بينى و بينك بعد المشرقين و بئس القرين), دلايلش (هذا بيان للناس و هدى و موعظة للمتقين), براهينش (كتاب أنزل إليك فلا يكن في صدرك حرج منه لتنذر به و ذكرى للمؤمنين), براى دفع يأجوج و مأجوج مخالفين دين مبين, سدى است متين, و از جهت قلع و قمع زمره معاندين مذهب و آيين چون تيغ اميرالمؤمنين, سيمرغ سريع النقل عقل از طيران به سوى شرف اخبارش عاجز, هماى تيزپاى خيال از وصول به سوى غُرَف آثارش قاصر, كتبى به اين لياقت و متانت و اتقان تا الآن از بنان تحرير نحريرى سرنزده و تصنيفى در اثبات حقيقت مذهب و ايقان تا اين زمان از بيان تقرير حبر خبيرى صادر و ظاهر نگشته.
از عبقاتش رايحه تحقيق وزان و از استقصايش استقصا بر جميع دلايل قوم عيان, وللّه در مؤلّفها و مصنّفها, (أكان للناس عجباً أن أوحينا إلى رجل منهم أن أنذر الناس و بشر الذين آمنوا أن لهم قدم صدق عند ربهم قال الكافرون إنّ هذا لساحر مبين).26
نامه ميرزاى شيرازى به مير حامد حسين:
به عرض مى رسانم: رجاى واثق آن كه على الدوام در تشييد قواعد دين حنيف و تسديد سواعد شرع شريف, به بركات امام عصر, وليّ زمان (أرواحنا له الفداء) موفق و مسدد باشيد! اگرچه در مقام تودّد و اتحاد كمتر ميسر شده است بتوانم چنانچه شايسته است برآيم. واحد احد اقدس (عزت أسماؤه) گواه است, هميشه شكر نعمت وجود شريف را مى كنم و به كتب و مصنفات رشيقه آن جناب مستأنسم و حقّ زحمات و خدمات آن وجود عزيز را در اسلام نيكو مى شناسم. انصاف توان گفت تا كنون در اسلام در فن كلام, كتابى به اين گونه نافع و تمام تصنيف نشده است, خصوصاً كتاب عبقات الانوار , كه از حسنات اين دهر و غنايم اين زمان است. بر هر مسلم متدين لازم است كه در تكميل عقايد و اصلاح مفاسد خود, به آن كتاب مبارك رجوع نمايد و استفاده نمايد و هر كس به هر نحو تواند در نشر و ترويج آن ها ـ به اعتقاد احقر ـ بايد سعى و كوشش را فروگذار ندارد تا چنان كه در نظر است اعلاى كلمه حق و ادحاض باطل شود, كه خدمتى شايسته تر از اين به طريقه حقه و فرقه ناجيه كمتر در نظر است.27
محدث نورى نامه هاى بسيارى براى مير حامد حسين ارسال داشت كه از آن مجموعه, دوازده نامه شناسايى شده و در نشريه نور علم28 به چاپ رسيده است.

پى نوشت ها
1. علامه سيد على حسينى, ميلانى, خلاصه عبقات الانوار, ج1,ص158.
2. عبقات الانوار, چاپ اصفهان, ج6, ص1198.
3. محمد رضا حكيمى, ميرحامد حسين, ص118.
4. علامه سيد على حسينى ميلانى, همان, ج1, ص111.
5. عبقات الانوار,حديث ثقلين, چاپ اصفهان, ج6, ص1198ـ 1199.
6. محمدرضا حكيمى, همان, ص151.
7. عبقات الانوار, حديث ثقلين, چاپ اصفهان, ج6, ص1199.
8. همان, ص1200.
9. عبقات الانوار, چاپ اصفهان, ج6, ص1203 ـ 1207.
10. محمد رضا حكيمى, همان, ص105, به نقل از: شهيد مطهرى قدّس سرّه, خدمات متقابل اسلام و ايران.
11. الغدير, ج1, ص156 و 157.
12. علامه سيد على حسينى ميلانى, همان, ج1, ص128.
13. همان, ج6, ص51.
14. شيخ آقا بزرگ تهرانى, الذريعه, ج15, ص214.
15. عبقات الانوار, غلامرضا مولانا بروجردى در مقدمه, ج1
16. علامه سيد على حسينى ميلانى, همان, ج1, ص124.
17. الغدير, ج1, ص156 و 157; حكيمى, همان, ص123.
18. امام خمينى قدّس سرّه, كشف الاسرار, ص141.
19. حكيمى, همان, ص128.
20. همان, ص130.
21. عبقات الانوار, حديث ثقلين, چاپ اصفهان, ج6, 1228, به نقل از كتاب شفاء الصدور, ذيل جمله (السلام عليك يابن فاطمة الزهرا(ع)), ص99 ـ 100.
22. عبقات الانوار, حديث ثقلين, چاپ اصفهان, ج6, ص1208.
23 . محمدرضا حكيمى, همان, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1359 .
24. علامه سيد على حسينى ميلانى, همان, ج1, ص108 ـ 109.
25. فوائد الرضويه, ص222.
26 . سيدعلى حسينى ميلانى,همان, ج1, ص116 .
27 . عبقات الانوار, مقدمه حديث غدير, ص56; سواطع الانوار, ص52; حديث ثقلين, چاپ اصفهان, ج6, 1237.
28 . نور علم, جامعه مدرسين حوزه علميه قم, شماره 48, ص88.