گروه هشت و خلأهاى تكرارى
نادر كيايى
اجلاس سران 8 كشور صنعتى جهان (G8) در ايالات متحده، كار خود را به پايان برد، بدون آنكه انديشهها و سياستهاى مشخصى در خصوص واقعيتها و حقايق جارى منطقه خاورميانه ارائه كرده باشد. در نتيجه اين نشست، ممكن است برخى از مسائل خاورميانه از حالت ركود خارج شده، يا از شدت وخامت اوضاع در منطقه (كه در درازمدت و كوتاهمدت ثبات و امنيت آن را تهديد مىكند) كاسته شود؛ اما در بيانيه اين اجلاس، به راحتى از پرداختن به درگيرىهاى عربى ـ اسرائيلى چشمپوشى شده و هيچ موضعى در خصوص آن اتخاذ نشد، مگر دعوت از كميته چهارجانبه بينالمللى براى شروع به كار كه به عقيده كارشناسان، خود اين قضيه از پيچيدگىها ومشكلاتى برخوردار خواهد بود.
اين نقيصه و خلأ كه در اجلاس سران 8 كشور صنعتى جهان مشاهده گرديد، در واقع ريشه تمامى مشكلات منطقه است كه به اهتمام بيشتر كشورهاى بزرگ جهان نيازمند است تا براى حل اين قضيه، اسرائيل را به اجراى قطعنامههاى بينالمللى، توقف عمليات تروريستى و عدم تغيير نقشههاى منطقه وادار كنند.
موضع اين اجلاس در خصوص مسئله عراق نيز تفاوت چندانى با مسئله فلسطين نداشته و بيانيه پايانى آن، مسائل اساسى و جدّى مردم عراق را در بر نمىگيرد و در آن از زمان عقبنشينى نيروهاى اشغالگر، بازگشت حاكميت به عراقىها و تشكيل دولت جديد، سخنى به ميان نيامده است.
اما نتيجه كار اجلاس در خصوص استقرار دموكراسى و اصلاحات در منطقه خاورميانه كه امريكا با برگزارى اين اجلاس، آن را انجام شده مىبيند، آنگونه نيست كه امريكا مىپندارد؛ چرا كه بيشتر كشورهاى عربى معتقدند كه اصلاحات در كشورشان، يك پديده درونى است و نبايد از خارج به آنها تحميل يا ديكته شود، بلكه بايد در يك فرصت كافى، شرايط براى اجراى اصلاحات در اين كشورها فراهم شود.
اجلاس سران 8 كشور صنعتى جهان، مولود بحران نفت و ركود اقتصادى جهان در آغاز دهه هفتاد ميلادى قرن بيستم است كه نه مقرّ ثابتى دارد و نه از بودجه يا كارمندى برخوردار است؛ اين مجموعه هيأتى غيررسمى شامل 7 كشور صنعتى بزرگ به همراه روسيه است كه رهبران آن، به صورت ساليانه با هم ملاقات كرده و در مقابل رسانههاى جمعى جهانى ظاهر مىشوند.
ركود جهانى در سال 1973، ايالات متحده را واداشت تا نشستى غيررسمى با مسئولان اقتصاد و سرمايه اروپا، ژاپن و امريكا تشكيل دهد. در سال 1975 فرانسه نيز به آن پيوست و قرار شد، نشست سالانه آنها به صورت مرتب برگزار گردد. اين 6 كشور به سران گروه 6 معروف شدند؛ سپس با پيوستن كانادا در سال 1976 به گروه 7 و با پيوستن روسيه در سال 1998، به گروه 8 تغيير نام يافت.
اين گروه در ابتدا، به مثابه باشگاهى براى بررسى مسائل اقتصادى و تجارى بود، ولى بعدها و در پايان دهه 70، مسائل سياسى نيز در برنامه كار آنها قرار گرفت؛ كمك به رشد جهان توسعه يافته، امنيت بينالمللى، روند صلح در خاورميانه و بازسازى عراق از تازهترين موضوعاتى است كه در اين اجلاس مطرح شده است.
آنچه تحليلگران سياسى منطقه، در خصوص تلاش اين اجلاس براى بهبود اوضاع و استقرار امنيت و ثبات در خاورميانه مطرح مىكنند، نگاهى منفى نسبت به خواستها و ارادههاى پشت پرده ايالات متحده است كه با استفاده از اين اجلاس، قصد دارد رهبران كشورهاى بزرگ را با سياستهاى خود همراه كرده و در آستانه انتخابات رياست جمهورى، به سياستهاى خود مشروعيت جهانى ببخشد.
آنها معتقدند آنچه هماكنون تحت عنوان پروژه اسرائيلى ـ امريكايى در حال انجام است، ويران كردن تمامى ظرفيتهاى منطقه و تخريب ارزشها و پايگاههاى فرهنگى و هويتى، در راستاى ايجاد خاورميانه بزرگ، به مركزيت اسرائيل است كه حق تعيين سرنوشت و حاكميت را از فلسطينىها سلب كرده است؛ از اين رو گنجاندن مواردى از قبيل صلح و ثبات در منطقه خاورميانه، و حل اختلافات قديمى و تنشهاى منطقهاى از طريق ايجاد اصلاحات در بيانيه پايانى اجلاس، عملى واهى به نظر مىرسد.
علاوه بر اين، بسيارى از تحليلگران، تفاوت آشكارى ميان ظاهر اجلاس و عمق آن مىبينند و معتقدند كه وجود اختلافات و ديدگاههاى متفاوت و متضاد در سران 8 كشور را نمىتوان پنهان كرد؛ به طورىكه فرانسه با پيشنهاد مشاركت فراگير ناتو در عراق مخالفت كرد و روسيه نيز با نظر فرانسه همراهى نمود.
اختلاف ديگر روسيه با امريكا، به درخواست ايالات متحده در خصوص بخشودگى بيش از 90 درصد از بدهىهاى عراق مربوط است كه مسكو نمىخواهد به اين درخواست، بدون گرفتن امتيازاتى تن دهد.
به اعتقاد تحليلگران، روسيه در صدد است كه از اين درخواست امريكا بيشترين بهره را ببرد و زمينههاى لازم براى تحقق منافع اقتصادى شركتهاى روسى در عراق و عقد قراردادهاى جديد را فراهم آورد.
علاوه بر اين، مسكو معتقد است كه 8 ميليارد ريال براى كشورى كه درآمد سالانه آن از راه صادرات نفت، به 20 ميليون دلار مىرسد، مبلغ زيادى نيست.
همچنين روسيه در خصوص اصلاحات در منطقه، موضعى بيطرفانه اتخاذ كرده و در ظاهر، طرح امريكا را ردّ نمىكند؛ از اين جهت، در موضعگيرى خود عملاً به مواضع شيراك و فرانسه نزديك مىشود كه با تحميل اصلاحات از خارج به منطقه خاورميانه مخالف است و معتقد است كه اصلاحات در اين منطقه، بايد از داخل و به صورت تدريجى انجام گيرد.
روسيه از پيشنهاد بوش براى تأسيس صندوق كمكهاى مالى براى پشتيبانى و حمايت از اصلاحات در برخى كشورهاى خاورميانه نيز استقبال نكرد. برخى بر اين باورند كه روسيه در حل مشكلات داخلى خود، از توان مالى لازم برخوردار نيست؛ بنابراين پرداخت 100 ميليون دلار براى اين منظور، براى روسيه امكانپذير نيست.
در همين حال، آندرى ايلاريونوف مشاور اقتصادى پوتين، تأكيد كرد: برخى كشورهاى خاورميانه اصلاً فقيرنيستند و به كمكهاى مالى براى انجام پروژه اصلاحات نيازى ندارند.
علاوه بر اين، موضوع همكارىهاى هستهاى روسيه با ايران، از مهمترين موضوعات اجلاس گروه 8 بود كه برخى معتقدند، روسيه در اين اجلاس، دراين باره امتيازاتى به امريكا داده است و عليرغم تأكيد پوتين مبنى بر ادامه همكارىهاى مسالمتآميز با تهران در زمينه انرژى هستهاى، عملاً با آنچه در مذاكرات پايانى اجلاس آمده بود، موافقت كرده و بر توقف اين همكارىها صحّه گذاشته است.
گفته مىشود كه پوتين در مقابل اين امتيازات، به وعدههايى در خصوص پيوستن كشورش به سازمان تجارت جهانى و سازمان توسعه و همكارىهاى اقتصادى سازمان ملل دست يافته است.
براساس اظهارات مشاور اقتصادى پوتين، ظاهرا سران گروه 8 به صورت مستقيم، پيوستن روسيه به دو سازمان مزبور را مورد تأييد قرار دادهاند.