( قالـوا اوذينا من قبل ان تاتينا و مـن بعد ما جئتنا, قال عسى ربكم ان يهلك عدوكـم و يستخلفكـم فـى الارض فينظر كيف تعملـون ). سوره اعراف, آيه129
(اصحاب حضرت موسى) گفتند: پيـش از آن كه تـو به سوى ما بيايى و پس از آمدنت, اذيت و آزار ديده و مى بينيـم; موسى گفت: اميد است كه پروردگارتان دشمنتان را به هلاكت بـرسانـد و شما را در زميـن جانشيـن آن ها سازد تا ببينند چگـونه عمل مـى كنيد؟! پيروان حضرت موسـى عليه و على نبينا و آله السلام به آن حضرت همـواره اعتراض مـى كردند كه پيـش از آمـدن تـو, ما تحت فشار و شكنجه بـوديـم و پيـوسته از فرعونيان اذيت و آزار مى ديديـم و اكنـون نيز كه تـو آمـده اى و ما را رهبـرى مـى كنـى, همـان اذيت ها و شكنجه ها ادامه دارد و گـويـا پيشـرفتـى حـاصل نشـده است.
آن ها تـوقع داشتند تا حضرت موسى پيدا شد و قيام كرد, بدون درنگ فرعون و فرعونيان نابـود شـونـد و حكـومت به دست آن ها بيفتـد و تمام آزارها برطرف گردد و زندگى روى خـوش نشان دهد و رويدادهاى تلخ پايان پذيرد و تنگدستـى و فقر از بين برود! ولى هرگز چنيـن نيست.
انسان بايد در تمام مواقع زندگى, منتظر بلايا و حـوادث نابهنگام و رخدادهاى تلخ و ناهمـوار باشد و با صبر و شكيبايى و مقاومت و استقامت و پايدارى بر آن ها فايق آيد, نه اين كه چنيـن پنـدارد كه پـس از برطرف شدن سايه شوم فرعون و شاه ستمكار, ديگر خطرى و حادثه اى رخ نخواهد داد. حكومت حق بايد با بلاها و حـوادث همواره دست و پنجه نرم كند و هر آن منتظر باشـد كه دشمـن ترسـو و بزدل كه در كميـن نشسته و منتظر فـرصت است, يـورش بـرد و يـا دزدانه صيادى را صيد كند, ولـى صيادان بايد مراقب باشند و هرگز ديدگان دشمـن را به خواب نبينند. اما اگر روزى شهادت به آنان روى آورد نهراسند و نتـرسند و خـود را به دوست بفـروشنـد و با او معامله كنند.
به هر حال مردم دلير و شجاع ايران زميـن هرگز مانند بنى اسرائيل نبـودند و چنان حالتـى نـداشتنـد و دانستنـد كه پـس از پيـروزى انقلاب, مانند پيش از آن بايد دست از پيكار با دشمـن برندارند و هر آن منتظر حـوادث باشند و با استقامت پيروزى را ادامه دهنـد. بايد هميشه استقامت و شكيبايـى را حفظ كرد و از مصيبت هاى وارده نهراسيد و در برابر مشكلات ـ هرچند چـون كوهى انباشته شده ـ خـم به ابرو نياورند, بلكه تلاش در برطرف سازى آن ها داشته باشنـد و با تـوكل بر خـدا به پيـش تازنـد. هشـدار ديگرى كه در ايـن آيه شريفه به چشـم مى خورد, مربوط به مسئوليـن امر و پيش كسوتان امت و حكمفرمايان است.
خداوند ضمـن اين كه به مـومنيـن بشارت مـى دهد كه دشمنان شما را نابود خواهم ساخت و شما را جانشين آنان در زميـن خواهـم نمود و حكومت را به دست شما خواهـم داد و ايـن پيروزى ـ طبق سنت بى چون و چـراى الهى ـ محقق خـواهـد شـد ولـى هـم نيـاز به استقـامت و پايدارى دارد و هـم بايد در بوته آزمايـش قرار بگيريد, نكند كه فردا حكـومت به دست شما بيافتـد و شما پـس از به قـدرت رسيـدن, كارهاى خلاف ستمگران پيشيـن را تكرار كنيد و دست به ظلم و تباهى بزنيد.
خـداونـد بـا كلمه ((عسـى)) در آيه شـريفه به ما مـى فهمانـد كه پيروزى امكان پذير است ولـى شـرايطـى دارد. قطعا پيـروزى به دست خواهد آمد و از زير يـوغ ظلـم و ستـم فرعونيان آزاد خـواهيد شد ولـى مـواظب باشيد كه ايـن نعمت الهى آسان به دست نيامـده و در سـايه پيكـار و تلاش و ايثـار و شهادت هـا و شهامت هـا و از خــود گذشتگـى ها, به شما رسيـده است, پـس ضمـن محـافظت و نگهدارى آن, بايد مـواظب باشيد كه ملت را چنان گذشته تحت فشار قرار نـدهيد; البته مردم نيز نبايـد چـون بنـى اسـرائيل از هر كمبـودى فـرياد برآورند و صبر خود را از دست بدهند. همه با هـم بايد با وحدت و استقامت و توكل بر خدا, پيروزى به دست آمده را نگهداريـم و راز پيروزى را هرگز فرامـوش نكنيـم تا سرنـوشت بنـى اسرائيل نصيبمان نگـردد و در زمـره كـافـران نعمت قـرار نگيـريم.


مجله پاسدار اسلام ش 209