( ربنا اننا سمعنا مناديا ينادى للايمان ان آمنوا بربكـم فآمنا, ربنا فاغفرلنا ذنـوبنا و كفر عنا سيئاتنا و تـوفنا مع الابرار )
(سـوره آل عمـران, آيه193)

 پـروردگارا! ما صـداى دعوت كننـده و منادى تـو را شنيديـم كه به ايمان دعوت مى كرد (و مى گفت) كه: به پـروردگـارتـان ايمـان آوريـد; پـس مـا هـم ايمـان آورديم.
بارالها! گناهانمان را ببخشاى و بـديهايمان را بپـوشان و ما را بـا نيكـان (و در مسيـر آنـان) بميـران.
غفر غفرا: آن چيز را پـوشانيـد و پنهان كـرد. غفـرانا و مغفـره الذنب: گناه را بخشيد.
كفر كفرا و تكفيرا: آن چيز را پـوشانيد و پنهان كرد. كفر الليل الشـىء: شب آن چيز را با تاريكـى خـود پنهان ساخت. بنابـرايـن, غفران و تكفير هر دو به معناى پـوشانـدن است. اغفرلنا ذنـوبنا: يعنـى گناهانمان را بپوشان و پـوشانيـدن گناهان به معناى برطرف كـردن و ناديـده گرفتـن آن است. كفـر عنا سيئاتنا نيز به معناى پـوشـانـدن و نـاديـده گـرفتـن زشتـى ها و بـدىهـاى انسـان است.
تـوفى: حق خـود را تمام گـرفت. تـوفـى المده: مـدت را به پايان رسانيد. وفات يعنـى فـرا رسيـدن اجل و تمام شـدن عمـر. تـوفـى: مرد. توفنا: ما را بميران.
اءبرار: جمع بر, به معناى نيكـوكار. بـر هـم بـر خـداونـد اطلاق مـى شـود و هـم بـر انسان. در آيه مـى خـوانيـم: ((انه هـو البـر الرحيم)) همانا او است نيكـوكار و رحيـم. و درباره انسان چنيـن آمده: ((و برا بـوالدتـى)) و مرا نيكـوكار به مادرم قرار بـده.
پروردگارا! ما شنيديـم منادى تـو را يعنى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را كه مـا را دعوت به ايمـان مـى كـرد. ((ايمـــان)) واژه اى است كه در حقيقت در بر گيرنـده تمام معارف الهى و احكام قرآن و سنت پيامبر است.
ايـن منادى الهى مردم را به سـوى خدا فرا مى خـواند و احكام خدا را بـراى آنان بازگـو مـى كنـد و آنان را به خير و خـوبـى بشارت مى دهد و از گناهان و زشتـى ها دور مـى سازد; بديـن سان در دنباله آيه نتيجه دعوت را مى خوانيم:
((فآمنا, ربنا فاغفرلنا)) او ما را دعوت به ايمان كرد و ما هـم ايمان آورديم و دعوتـش را به تـوحيد و ديـن تصديق نموديـم ـ چه ايـن كه ايمان همان تصديق كردن و باور نمودن است ـ پس خداوندا! گناهانمان را بپـوشان و ما را در روز رستاخيز ـ در ميان خلايق و آفـريـدگانت ـ رسـوا و مفتضح نفـرما, و هـم چنيـن از راه لطف و رحمت, بـديهايمان را بپـوشان و ما را با نيكان و در مسيـر و خط آنان بميران يعنـى عاقبت ما را ختـم به خير بگـردان و ما را در زمـره صـالحـان و نيكـوكـاران محشـور فـرمـا.
مردم ايران هم مـى گـويند: خداوندا! ما هـم دعوت پيامبرت را لبك گفتيم و ولايت اميرالمومنيـن را از دل و جان پذيرفتيم و به او و فرزندان معصومش ايمان آورديم و هم چنيـن در دوران معاصر دگربار شنيديـم يكى از مناديانت ما را به سوى تو فرا مى خواند و از جبت و طاغوت و ظالمان بـرحذر مـى داشت; بارالها! ما صـداى رساى دعوت كننده به سوى تـو را (خمينى عزيز) شنيديـم و دعوتـش را با نثار جـان و مال لبيك گفتيـم و بـا رهنمـودهايـش, طاغوت را از كشـور اسلامـى بيرون رانديـم و قلب خـود را براى پذيرش احكام نـورانيت آماده ساختيـم, هرچنـد آماج تيرها, بمب ها و ديگر سلاح هاى گـرم و ويران گر دشمنانت قرار گرفتيـم, تا آن كه بحمـدالله در 22 بهمـن 1357 پيـروزى حق بـر بـاطل و اسلام بـر كفـر و امام بـر طاغوت و فرشته بر شيطان و ايران بر بيگانگان و نـور بـر ظلمت محقق گشت.
بارخدايا! ايـن پيروزى را هـم چنان بر دلهايمان و بر ميهنمان و بر ملتمان و بر رهبرمان مستدام بـدار و ما را در سايه رحمتت از گزنـد دشمنان مصـون فـرما و اگـر از روى نادانـى و جهالت مرتكب اشتبـاه هايـى شـده ايـم آن را بپـوشان و ما را در خط امام كه خط ابـرار است قـرار بـده و بـر هميـن ايمـان بميـران.


مجله پاسدار اسلام ش 206