(و ضرب الله مثلا للذيـن آمنـوا امرات فرعون اذ قالت رب ابـن لـى عندك بيتا فـى الجنه و نجنى من فرعون و عمله و نجنى مـن القوم الظالمين). سوره تحريم آيه11
خداوند براى كسانى كه ايمان مىآورند مثل مـى زند به همسر فرعون, آن هنگام كه گفت پروردگارا! نزد خـودت در بهشت جاويـدان براى مـن خانه اى بنا كـن و مرا از فرعون و عمل او نجات ده و از مردم ستمكار برهان. آسيه در ايـن آيه دو درخـواست دارد و دو بى زارى.
آرزوهايش عبارت اند از:
1ـ قرب خداوند;
2ـ خانه اى در بهشت.
بى زارىهايش:
1ـ از خانواده خويش;
2ـ از تمام ستم كاران و ظالمان.
خـداوند آرزوهاى بنـده شايسته اش را در مسير عبـوديتـش قرار مـى دهد. وقتـى ايمان كامل شـد ظاهـر و بـاطـن يكـى مـى شـود و چنيـن كسـى كـردار و گفتـارش يكـى است.
آسيه بنت مزاحـم كه چنيـن دعايى مى كند و از خدا چنان درخـواستى مى نمايد, معلـوم مى شود از آغاز, قرب الهى و رحمت خدا را مد نظر داشته و به آن چشـم دوخته است نه به زندگى دنيايى پر از رفاه فرعون.
او با ايـن كه اگر مى خواست مى تـوانست از تمام لذت هاى دنيايى برخـوردار شـود, از همه چشـم پـوشيـده و فقط به رحمت الهى اميـدوار شـد و به جاى آن همه عزت زودگذر دنيايى, عزت اخروى و معنـوى را در كنار پروردگار ((عندك)) آرزو داشت. خـود ايـن ((عندك)) چقدر زيبا و پرمعنا است. در مـورد شهيدان نيز خداوند مـى فرمايد: ((عند ربهم يرزقـون)) نزد خـداى خود و در كنار سفره رنگيـن جاويدان الهى, مـى خـورنـد, مىآشامند و روزى مـى جـويند. و چه كرامتـى و چه قربـى بالاتر از ايـن كه انسان با تـوانايى استفاده از آن همه نعمت ها و امكانات دنيـوى, از همه چشـم بپـوشد و فقط ((عندالله)) را در نظر داشته باشد و بهشت رضـوان الهى را آرزو كند. و اين چنيـن بودند برگزيدگان الهى از زن و مرد.
گامى كه همسر فرعون برمى دارد, گامـى است كه بايـد تمام مـومنان در زنـدگـى دنيا بردارند. با دنيا و شهوات و لذت هايـش قطع رابطه كننـد و چشـم به لذت هاى ابـدى و ((رضوان مـن الله اكبر)) بـدوزنـد, زيرا بـى گمان لذت حضـور در درگاه الهى و قرب خداوند بالاتريـن ارزش است كه زيستـن در بهشت هرگز به آن مقام نمى رسد. و چه بهتر كه انسان هم در بهشت جاويدان باشد و هم در كنار رحمت الهى و لذا همسر فرعون هـم خانه اى در بهشت را آرزو مى كند و هـم ((عندك)) را درخـواست مى نمايد. از سوى ديگر خـود را از فرعون و كردارها و رفتارهايـش و قـوم ستـم گر و ظالـم بى زار مى داند و اعلام بـرائت مـى كنـد كه تبـرى ركن دوم ولايت است.
پـس اگـر ما خـواهان محشـور شـدن با اولياى خدا هستيـم, بايـد از دشمنان خـدا و دشمنان اولياى خدا نيز اعلام برائت كنيم.
لازم به يادآورى است كه آسيه بنت مزاحـم, ايـن برگزيـده الهى كه نمـونه انسان با ايمان است و خـداونـد او را الگـويـى براى تمام مـومنيـن, نه تنها زنان, معرفـى مى كند, مدت ها به حضرت موسى ايمان آورده بـود ولى ايمان خـود را پنهان مى كرد, تا اين كه فرعون ـ لعنه الله ـ خبردار شد و بايـد خبـردار مـى شـد چه ايـن كه ايمان نمـى تـواند بـراى هميشه پشت پـرده بمانـد. نخست از او خـواست كه دست از ايمانـش بردارد ولى او به هيچ وجه زير بار نمى رفت, پـس دستـور داد او را با چهار ميخ به زمين بكوبند و سنگى بزرگ بر سينه اش بزنند تا جان بسپارد و او قبل از شهادت ايـن درخواست را مى كرد كه در آيه ذكر شده است. و بدين سان ايـن الگوى ايمان و تقوا و پارسايى در حالى كه از فرعون و ستـم گران ـ در طـول تاريخ ـ بى زارى مى جست, و قرب الهى را درخـواست مـى كـرد, به شهادت رسيـد و به آرزوى ديـرينه اش نـايل آمــــد.
راستـى چنيـن زن هاى بـرگزيـده اى بهتـريـن الگـو و سـرمشق بـراى زنان با ايمان و شهيدپرور ايران اسلامى بوده و هستند.
آن چه از آيه استفاده مـى شـود ايـن است كه: هر انسان ـ چه زن و چه مرد ـ در گرو اعمال و رفتار خـويـش است, نه همسرى و نزديكى با پيامبران مى تـواند گره گشاى راه باشـد و نه همسـرى بـا ظالمان و كافـران, انسـان را به عذاب وامـى دارد, چنان كه همسران نوح و لـوط هر دو بد بـودند و هرگز نزديكى با پيامبر نمى تـوانست آنان را از عذاب و خشـم خداوند دور نگه دارد, و در مقابل مى بينيـم كه همسر فرعون ـ همان فرعونى كه انا ربكـم الاعلـى سر مى داد و الگـوى ستـم كارتريـن انسان هاى روزگار به حساب مىآمد ـ به خاطر اعمال نيك اش و خلـوص نيت اش, به چنان قربـى دست مـى يافت كه خـداوند به ايمان او مثل مى زند و الگـوى پارسايان و تقـواپيشگان معرفـى مـى كند. در روايتـى از رسـول خـدا ـ صلـى الله عليه و آله و سلـم ـ نقل شـده كه فرمـود:
((اءفضل نساء اءهل الجنه: خديجه بنت خـويلد و فاطمه بنت محمد و مريـم بنت عمران و آسيه بنت مزاحـم)) والاتريـن زنان اهل بهشت اينهايند: خديجه و فاطمه و مريـم و آسيه دختر مزاحم.


مجله پاسدار اسلام ش 202