
تـوجـه: متـن مسـايل بـر اسـاس رسـالـه حضــرت آيه الله العــظــمـى آقـاى
فاضـل لنكرانى تنظيـم شده اسـت و نظرات سه تـن از مراجـع معظـم, در موارد اختلاف
يا متـن, در كنارمسائل آورده شده است. بدليل عدم وجـود رساله مقام معظم رهبـرى
حضرت آيه الله العظمـى خامنه اى مـدظله العالـى, از نظرات معظم له به استفتائات
ايشان مراجعه فرمائيد
1 - نجس كردن خط و ورق قرآن حرام است و اگر نجـس شـود بايد فورا آن را آب
بكشند. (مساله 139)
v آيه الله تبـريزى: نجـس
كردن خط و ورق قـرآن در صـورتـى كه مستلزم هتك باشد, بى اشكال حرام است.
2 - اگر جلد قـرآن نجـس شـود بايد آن را آب بكشند. (مساله 140)
v حضرات آيات, تبريزى, بهجت,
و مكارم: اگر جلد قرآن نجـس شود, در صورتى كه بـى احتـرامـى بقـرآن بـاشـد, بـايـد
آن را آب بكشنـد.
3 - گذاشتـن قرآن روى عين نجس, مانند خون و مردار اگر چه آن عين نجس, خشك
باشد حرام است, و برداشتن قرآن از روى آن واجب مى باشد. (مساله 141)
v آيه الله مكارم: گذاشتـن
قرآن, روى عيـن نجـس, چنانچه مـوجب بى احترامى باشد, حرام است و بايد آن را
برداشت.
4 - نوشتـن قرآن با مركب نجـس, اگر چه يك حرف باشد حرام است. و اگر نوشته
شود بايد آن را آب بكشند, يا بـواسطه تراشيدن و مانند آن كارى كنند كه از بين
بـرود و اگر چنانچه از بين نمى رود بايد آن را آب بكشند.(مساله142)
v آيه الله مكارم: و اگر
عمدا و سهوا نوشته شود, بايد آنرا محـو كند, يا آب بكشند.
5 - بـايـد از دادن قـرآن به كـافـر خـوددارى كننـد, و اگـر قـرآن در دست
اوست در صـورت امكان از بگيـرنـد, ولـى چنانچه مقصـود از دادن قـرآن و يا داشتـن
قرآن , تحقيق و مطالعه در ديـن باشد و نيز انسان بداند كه كافر با دست تر قرآن را
لمس نمى كنـد اشكـالى نـدارد (مساله 143)
v آيه الله تبـريزى: اگـر
مستلزم هتك بـاشـد, حـرام است. آيه الله مكارم: اگر اميد هـدايت او برود, يا براى
تبليغ اسلام باشـد جايز, بلكه گاهى واجب است.
6 - اگر ورق قرآن يا چيزى كه احترام آن لازم است - مثل كاغذى كه اسـم خـدا
يا پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلـم يا امام عليه السلام بر آن نوشته شده - در
مستراح بيفتـد بيرون آوردن و يا آب كشيدن آن اگر چه خرج داشته باشـد واجب است, و
اگـر بيـرون آوردن آن ممكـن نباشـد بنابـر احتياط واجب به آن مستـراح نـرونـد تـا
يقيـن كننـد آن ورق پـوسيـده است. و نيز اگـر تــربت سيـدالشهداء عليه السلام در
مستراح بيفتـد و بيرون آوردن آن ممكـن نباشـد, بايـد تا وقتـى كه يقيـن نكـرده
انـد كه بكلـى از بيـن رفته به آن مستـراح نروند. (مساله 144)
v
آيه الله بهجت: بر كسى كه آنرا انداخته واجب است و اگر او ايـن كار را
نكرده يا نتـوانست انجام دهـد, بـر ديگران واجب مـى شـود و خـرج آن از بيت المال
داده مى شود.
v آيه الله مكارم: اگر قرآن مال ديگرى است و
يا شستـن از بيـن مى رود, آن كسى كه آن را نجـس كـرده بـايـد خسـارت آن را بـدهـد.
7 - استعمال بادگير قليان و غلاف شمشيـر و كارد و قاب قـرآن اگـر از طلا يا
نقره باشـد, اشكال نـدارد و همچنيـن عطـردان و سـرمه دان و مثـل اينـها. (مساله
235)
v بهجت: خالـى از اشكال
نيست, بلكه اظهر در عطردان و سـرمه دان منع است.
8 - براى شش چيز وضو گرفتن واجب است:
اول: بـراى نمـازهـاى واجب, غيـر از نماز ميت.
دوم: براى سجـده و تشهد فرامـوش شـده, اگر بيـن آنها و نماز حـدثـى از او
سرزده مثلا بول كرده باشد.
سوم: براى طواف واجب خانه كعبه.
چهارم: اگـر نذر يـا عهد كـرده يـا قسـم خـورده بـاشـد كه وضـو بگيـرد.
پنجـم: اگر نذر كرده باشـد كه جايـى از بـدن خـود را به خط قرآن برسانـد.
ششـم: براى آب كشيـدن قرآنـى كه نجـس شـده يا بيرون آوردن آن از مستراح و
مانند آن, در صـورتـى كه مجبـور باشد, دست يا جاى ديگر بدن خـود را به خط قرآن
برساند. ولـى چنانكه معطل شـدن به مقدار وضـو, بـى احترامـى به قرآن باشـد بايد
بـدون اينكه وضـو بگيرد, قرآن را از مستراح و ماننـد آن بيرون آورد يا اگر نجـس
شده آب بكشـد و تا ممكـن است از دست گذاشتـن به خط قرآن خوددارى كند. (مساله 318)
v آيه الله بهجت: در صورت
پنجـم و ششم, بنابر احتياط واجب, اسم پيغمبر و ائمه طـاهـريـن و حضصـرت زهـراء (س)
هـم مثل قـرآن است.
9 - مـس نمودن خط قرآن, يعنى رساندن جايى از بدن به خط قرآن براى كسى كه
وضـو نـدارد, حـرام است. ولـى اگر آن را به زبان فارسـى يا به زبان ديگـر تـرجمه
كننـد مـس آن اشكـال نـدارد. (مساله 319)
v آيه الله بهجت: در مـو,
اظهر عدم منع است ولـو كـوتـاه بـاشـد.
10 - جلـوگيرى بچه و ديوانه از مس خط قرآن واجب نيست, ولى اگر مـس نمـودن
آنان بى احترامى به قرآن باشد, بايد از آنان جلوگيرى كنند. (مساله320)
v آيه الله تبريزى: بنابر
احتياط حرام است و بهتر آن است كه اسـم مبارك پيغمبـر صلـى الله عليه و آله و سلـم
و امام و حضـرت زهـرا (س) را هـم مـس ننمايد.
v آيه الله مكـارم و آيه
الله بهجت: حـرام است واحتيـاط واجب آن است كه اســم پيغمبـر صلـى الله عليه و آله
و سلـم و امام و حضـرت زهراء (س) را هـم مـس ننمايد.
11 - مستحب است انسان براى نماز ميت و زيارت اهل قبـور و رفتـن به مسجد و
حرم امامان عليهم السلام وضـو بگيرد, و همچنيـن بـراى همراه داشتـن قرآن و خـواندن
و نوشتـن آن و نيز كسى كه وضو دارد دوباره وضو بگيرد, و اگر براى يكـى از ايـن
كارها وضو بگيـرد, هـر كارى را كه بايـد با وضـو انجام داد, مى تواند به جا آورد,
مثلا مـى تـواند با آن وضـو نماز بخـواند. (مساله 324)
12 - پنج چيز بر جنب حرام است:
اول: رسانـدن جايـى از بـدن به خط قرآن يا به اسـم خـدا, و اسامـى مباركه
پيامبـران و امامـان عليهم السلام كه بنابـر احتياط واجب حكـم اسـم خـدا را دارد.
دوم: رفتـن در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر صلـى الله عليه و آله و سلـم اگر
چه از يك در داخل و از در ديگـر خـارج شـود.
سـوم: توقف در مساجد ديگر, ولى اگر از يك در داخل و از در ديگر خارج شود,
يا براى برداشتـن چيزى برود مانعى نـدارد. و احتياط وجب آن است كه در حرم امامان
هـم تـوقف نكنـد, اگر چه اولـى آن است كه حكـم مسجدالحرام و مسجـد پيـامبـر صلـى
الله عليه و آله و سلـم را در حـرم امــام عليه السلام رعايت نمايد.
چهارم: گذاشتن چيزى در مسجد.
پنجـم : خـوانـدن سـوره اى كه سجـده وجب دارد و آن چهار سـوره است.
اول: سـوره سـى و دوم قـرآن ((الـم تنزيل)).
دوم: سوره چهل و يكم ((حم سجده)).
سوم: سوره پنجاه و سوم ((والنجم))
چهارم: سوره نود و ششم ((اقراء)).
و اگر يك حرف از ايـن چهار سـوره را هـم بخـوانـد حـرام است. (مساله 356)
13 - نه چيز بر جنب مكروه است:
اول و دوم: خـوردن و آشـاميـدن, ولـى اگـر وضـو بگيـرد مكروه نيست.
سـوم: خـواندن بيشتـر از هفت آيه از سـوره هـايى كه سجـده واجب نـدارد.
چهارم: رسـاندن جـايى از بـدن به جلد و حـاشيه و بين خطهاى قـرآن.
پنجم: همراه داشتن قرآن.
ششم: خوابيدن, ولى اگر وضو بگيرد يا بواسطه نداشتـن آب, بدل از غسل, تيمم
كند, مكروه نيست.
هفتم: خضاب كردن به حنا و مانند آن.
هشتم: ماليدن روغن به بدن.
نهم: جماع كردن, بعد از آن كه محتلـم شده, يعنى در خـواب منى از او بيرون
آمده است. (مساله 357)
14 - غسل جنـابـت به خـودى خـود مستحـب اسـت و بـراى خـوانـدن نمـاز واجب و
نماز آن واجب مـى شـود. ولـى بـراى نماز ميت و سجده شكر و سجـده هاى واجب قـرآن,
غسل جنـابت لازم نيست. (مسـاله 358)
v آيه الله مكارم: بهتـر است
براى نماز ميـت و سجده شكر و امثال آن غسل كنـد.
15 - كسـى كه جنب است اگر بر جايـى از بـدن او آيه قرآن يا اسـم خـداونـد
متعال نوشته شد باشد, حرام است دست به آن نوشته بگذارد, و اگر بخواهد غسل كند بايد
آب را طورى به بدن برساند كه دست او به نوشته نرسـد. (مساله391)
16 - براى كسـى كه بعد از مـس ميت غسل نكرده است, تـوقف در مسجد و جماع و
خـواند سوره هاى كه سجده واجب دارد مانعى ندارد, ولى براى نماز و مانند آن بـايد
غسل كند و وضـو هـم بگيرد. (مسـاله 532)
17 - مستحب است براى راحت شـدن محتضـر بـر باليـن او سـوره مباركه يـس, و
الصافات و احزاب و آيه الكرسـى و آيه پنجاه و چهارم از سـوره اعراف يعنـى آيه ((ان
ربكم الله الذى خلق السماوات)) و سه آيه آخر سـوره بقره, بلكه هر چه از قـرآن ممكن
است بخـوانند. (مسـاله 539)
18 - اگر در نماز, يكـى از چهار سـوره اى را كه آيه سجـده دارد و در مسايل
قبل گفته شـد عمدا بخـواند, نمـازش بـاطل است. (مسـاله 1004)
v آيه الله بهجت, آيه الله
تبـريزى: بنـابـر احتيـاط, نمـازش بـاطل است.
19 - اگر اشتباها مشغول خـواندن سـوره اى شود كه سجده واجب دارد, چنانچه
پيـش از رسيدن به آيه سجـده بفهمد, بايد آن سوره را رها كند و سـوره ديگر بخواند و
اگر بعد از خـوانـدن آيه سجـده بفهمـد بايد در بيـن نماز, بنابر احتياط با اشاره,
سجـده آنرا بجا آورد و به همان سـوره كه خـوانـده اكتفا نمايد. (مساله 1005)
v آيه الله بهجت, آيه الله
تبـريزى: بعد از نماز, بايـد سجـده آنـرا بجا آورد.
v آيه الله مكـارم: اگـر از
نصف گذشته بـاشـد, احتياطـا نماز را اعاده كنـد.
20 - اگـر در نماز آيه سجده را بشنـود و با اشاره سجـده كنـد, نمازش صحيح
است. (مساله 1006)
v آيه الله تبريزى, آيه الله
بهجت: بنابر احتياط, به سجـده اشاره نمايـد و بعد از نماز سجده آنرا بجا آورد.
21 - اگر يكـى از كلمات حمد يا سـوره را نداند يا عمدا آنرا نگـويد يا به
جاى حرفـى حرف ديگر بگويد مثلا به جاى "ض" , "ظ" بگـويد يا
جايـى كه بايـد بدون زير و زبر خـوانده شـود زير و زبر بدهد يا تشديد را نگـويد,
نماز او باطل است. (مساله 1021)
v آيه الله بهجت: اگر مـوافق
هيچكدام از قرائتهاى هفتگانه نباشد, بنابر احتياط باطل است.
22 - اگر زير و زبر كلمه اى را نداند بايد ياد بگيرد, ولـى اگر كلمه اى را
كه وقف كردن آخر آن جايز است هميشه وقف كند, ياد گرفتـن زير و زبر آن لازم نيست و
نيز اگـر نـدانـد مثلا كلمه اى به ((س)) است يا به ((ص)) بـايـد ياد بگيرد و
چنانچه دو جـور يا بيشتـر بخـوانـد مثل آنكه در ((اهـدنا الصـراط المستقـم))
مستقيـم را يك مرتبه با سيـن و يك مرتبه با صاد بخواند, نمازش باطل است. مگر آنكه
هر دو جـور قرائت شده باشـد و به اميد رسيدن به واقع, بخواند. (مساله 1023)
23 - اقـوى ايـن است كه لازم نيست در نماز وقف به حـركت و وصل به سكـون را
مـراعات نمايـد و معنـى وقف به حـركت آن است كه زير يا زبـر يا پيـش آخـر كلمه اى
را بگويد و بيـن آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد مثل بگويد الرحمـن الرحيم و ميم
الرحيـم را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد مالك يوم الـدين, و معنـى وصل
به سكـون ايـن است كه زير يا زبـر يا پيـش كلمه اى را نگويد و آن كلمه را به كلمه
بعد بچسباند مثل آنكه بگويد الرحمـن الرحيم و ميم الرحيـم را زير ندهد و فـورا
مالك يوم الديـن را بگـويد. (مساله 1025)
v آيه الله بهجت: احتياط در
آن است كه در نمـاز عمـدا و بـدون عذر, وقف به حركت و وصل به سكو ننمايد.
v آيه الله تبـريزى: احتياط
مستحب آنست كه در نماز وقف بحركت و وصل به سكـون ننمايد.
v آيه الله مكـارم: احتيـاط
واجب آن است كه در نماز, وقف به حـركت ننمـايـد.
24 - هر گاه شك كنـد كه آيه يا كلمه اى را درست گفته يا نه اگر به چيزى كه
بعد از آن است مشغول نشده, بايد آن آيه يا كلمه را به طـور صحيح بگـويد و اگر به
چيزى كه بعد از آن مشغول شده چنانچه آن چيز ركـن باشد مثل آنكه در ركـوع شك كنـد
كه فلان كلمه از سـوره را درست گفته يا نه, بايد به شك خـود اعتنا نكند و اگر ركـن
نباشـد مثلا مـوقع گفتـن ((الله الصمـد)) شك كند كه ((قل هو الله احد)) را درست
گفته يا نه, باز هـم مى تواند به شك خود اعتنا نكند. ولى اگر احتياطا آن آيه يا
كلمه را به طـور صحيح بگويد اشكال ندارد و اگر چند مرتبه هـم شك كند, مـى تـواند
چند بار بگـويد اما اگر به وسـواس برسـد و باز هـم بگـويد بنابر احتياط واجب بايد
نمازش را دوباره بخـواند. (مساله 1037)
25 - مستحب است در ركعت اول پيـش از خـواندن حمد بگويد: ((اعوذ بالله مـن
الشيطان الـرجيـم)), و در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصـر بـراى غير امام جماعت
((بسـم الله)) را بلند نگـويد و حمد و سـوره را شمرده بخـواند و در آخر هر آيه وقف
كند, يعنـى آنرا به آيه بعد نچسباند و در حال خـواندن حمد و سوره به معناى آيه
تـوجه داشته باشد. اگر نماز را به جماعت مى خواند بعد از تمام شـدن حمد امام و اگر
فرادى مـى خواند, بعد از آنكه حمد خـودش تمام شد, بگويد:
((الحمدلله رب العالميـن)) و بعد از خواندن سوره ((قل هوالله احد)) يك يا
دو يا سه مـرتبه ((كذالك الله ربـى)) يـا سه مـرتبه ((كذالك الله ربنـا)) بگـويد و
بعد از خـواندن سـوره كمـى صبر كند, بعد تكبير پيـش از ركـوع را بگـويد يا قنـوت
را بخـواند.(مساله 1038)
26 - مستحب است در تمام نمـازها در ركعت اول سـوره ((انا انزلنـاه)) و در
ركعت دوم سـوره ((قل هو الله احـد)) را بخـوانـد. (مسـاله 1039)
27 - مكـروه است انسان در تمام نمازهاى يك شبـانه روز سـوره ((قل هـوالله
احد)) را نخواند. (مساله 1040)
28 - در نماز, خـواندن سـوره ((قل هـو الله احد)) به يك نفـس, مكروه است.
چنـانكه خـواندن مـد هـم با يك نفـس, مكروه است. (مسـاله 1041)
29 - سـوره اى را كه در ركعت اول خـوانـده , مكــــروه است كه در ركعت دوم
بخواند ولى اگر سوره ((قل هو الله احد)) را در هر دو ركعت بخـواند, مكروه نيست.
(مساله 1042)
30 - قرآن خـوانـدن در سجـده مكروه است. و نيز مكروه است براى برطرف كردن
گرد و غبار, جاى سجده را فوت كند. و اگر در اثر فوت كردن دو حـرف از دهان بيرون
آيـد نماز باطل است.(مساله 1113)
v آيه الله تبـريزى: بنـابـر
احتيـاط, نمـاز بـاطل است.
31 - در چهار سـوره از قـرآن مجيد آيه سجده است. در سوره هاى -
والنجم"53" - اقراء "96" - تنزيل "32" - حـم سجده
"41" - و هر گاه انسان آيه سجده را بخـواند يا گـوش كند بايد فـورا به
سجده رود, و اگر فرامـوش كرد, هر زمان يادش آيد سجده واجب است و اگر گوش ندهد,
بلكه آيه سجده به گـوشـش بخـورد, بنـابر احتيـاط واجب بـايد سجـده كند. (مسـاله
1114)
v آيه الله تبريزى: ظاهر
ايـن است ك در شنيدن بـدون اختيار, سجـده واجب نيست, اگر چه بهتر سجده نمودن است.
32 - اگر انسان مـوقعى كه آيه سجده را مى خـواند, از ديگرى هـم بشنود بايد
دو سجده انجام دهد. (مساله 1115)
v آيه الله تبـريزى: بنـابـر
احيـاط واجب, بـايـد دو سجـده نمـايـد.
v
آيه الله بهجت: اگر به گـوشـش خـورد, يك سجده كافى است. اگر چه احتياط, در
دو سجده است.
v آيه الله مكارم: يك سجده
كافى است.
33 - در غيـر نماز اگـر در حال سجده آيه سجـده را بخـوانـد يا به آن گـوش
بـدهد, بايد سـر از سجـده بـردارد و دوباره سجـده كند. (مسـاله 1116)
34 - اگر آيه سجده را از راديو, تلـويزيـون يا ضبط صـوت بشنـود بايد سجده
كند .(مساله 1117)
v آيه الله تبريزى: سجـده
واجب نيست ولـى اگر شخصـى در ايستگاه راديـو, آيه سجده را بقصد اينكه از قرآن است
بخـوانيد و انسان بـوسيله راديو گـوش دهد, سجده واجب است.
35 - بنابر احتياط واجب در سجده واجب قرآن, نمى شـود بر چيزهاى خـوراكـى و
پـوشاكى سجده كرد. ولى ساير شرايطى كه در سجده نماز لازم است در ايـن سجده واجب
نيست. (مساله 1118)
v آيه الله مكـارم: همچنين
ستـر عورت و غصبى نبـودن را رعايت كنـد.
36 - در سجده واجب قرآن بايد طـورى عمل كند كه بگويند سجده كرده يعنى نيت و
صـورت ظاهـرى سجـده كفـايت مى كنـد. (مساله 1119)
37 - هر گاه در سجده قرآن پيشانـى را بقصد سجـده به زميـن بگذارد, اگر چه
ذكر نگويد كافى است و گفتـن ذكر مستحب است و بهتر است بگـويد: ((لا اله الا الله
حقا حقا, لا اله الا الله ايمـانـا و تصـديقـا, لا اله الا الله عبـوديه ورقا
سجـدت لك يارب تعبـدا و رقا, لا مستنكفا و لا مستكبرا بل انا عند ذليل ضعيف حائف
مستجير. (مساله 1120)
38 - سجده واجب قرآن, تكبيره الاحرام, تشهد و سلام ندارد ليكـن احتياط واجب
آن است كه پـس از سـر بـرداشتن از سجـده, تكبير بگـويد. (مسـاله 1121)
39 - خـواندن قرآن در نماز, غير از چهار سـوره اى كه سجـده واجب دارد و در
احكام جنابت گفته شـد و نيز دعا كردن در نماز, اشكال نـدارد, ولـى احتياط واجب
ايـن است كه به عربـى بـاشـد.(مسـاله 1157)
40 - در نماز, اگـر در بيـن خـوانـدن آيه اى شك كنـد كه آيه پيـش از آنـرا
خوانده يا نه و يا وقتـى آخر آيه را مـى خواند شك كند كه اول آنرا خـوانده يـا نه
بـايـد به شك خـود اعتنـا نكنـد. (مسـاله 1191)
v آيه الله مكارم: بايـد
بنابر احتياط برگردد و آن را به قصـد قربت بجا آورد و بعد دنبال آن را ادامه دهد.
41 - قرآن, انگشتـر و شمشير ميت و لباسـى را كه پوشيده يا بـراى پـوشيـدن
گرفته و دوخته است, اگر چه نپـوشيده باشد, مال پسر بزرگتر است. و اگر ميت از آن
چهار چيز, بيشتـر از يكـى دارد مثلا دو قـرآن يـا دو انگشتــر دارد, چنانچه مـورد
استعمال است يا بـراى استعمال مهيا شـده, مـال پسـر بزرگتـر است. (مساله 2855)
v آيه الله تبـريزى: احتياط
واجب آن است كه پسـر بزرگ, در آنها با ورثه ديگـر صلح كنـد, اگـر چه بعيـد نيست
همه آنهاه مـال او بـاشـد.
42 - اگر پسـر بزرگ ميت بيـش از يكـى باشـد مثلا از دو زن او در يك وقت دو
پسر به دنيا آمـده باشـد. بايـد لباس و قرآن و انگشتـر و شمشير ميت را به طـور
مسـاوى بيـن خـودشـان قسمت كننـد. (مسـاله 2856)
43- اگر معروف يا منكـر از امـورى باشـد كه شارع مقـدس به آن اهميت زياد
مـى دهـد مثل اصـول ديـن يا مذهب و حفظ قرآن مجيد و حفظ عقايد مسلمانان يا احكام
ضـروريه, بايـد ملاحظه اهميت شـود, و مجـرد ضـرر, مـوجب واجب نبـودن نمى شـود, پـس
اگر تـوقف ضروريه اسلام بر بذل جان و مال, واجب است بذل آن. (مساله 2867)