بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با روحانيون و مبلّغان ، در آستانه ماه مبارك رمضان 23 / 09/ 1377
بسم اللّه الرحمن الرحيم
به همه شما آقايان و علماى محترم ، فضلا، طلاب عزيز و مبلّغان كوشنده و با اخلاصى كه خود را براى ورود در ميدان دفاع از حق و حقيقتِ مظلوم الهى در طول تاريخ آماده كرده ايد، خوش آمد عرض مى كنم . همچنين از آقايان علماى محترم و فضلايى كه در جمع حاضر تشريف دارند و در روستاهاى كشور سكونت اختيار كرده اند و به استغاثه ما در باب هجرت زبدگان از حوزه به سراسر كشور پاسخ مثبت داده اند، تشكر مى كنم ؛ خداوند همه شما را محفوظ بدارد. همچنين تشكر مى كنم از عزيزانى كه مساءله تبليغ را در سطح كشور، به وسيله علماى دين و فضلاى حوزه هاى علميه جدى گرفتند و به آن به صورت يك مساءله درجه دوم و مستحبى نظر نكردند و به شاءن تبليغ ، هدف تبليغ ، مخاطب تبليغ ، اهميت تاءثيرى كه تبليغ به سبك خاص در هدايت نفوس دارد، توجه كردند و برنامه ريزى نمودند. همچنين از يكايك شما عزيزان ، جوانان مؤ من و پُرشورى كه بهترين دوران عمر خودتان را در خدمت دين خدا، در خدمت حق مظلوم الهى ، در خدمت آماده سازى جامعه براى ظهور حضرت بقية اللّه الاعظم (ارواحنا فداه ) قرار داديد، تشكر مى كنم ؛ اميدوارم كه خداى متعال اين زحمات و تلاشها را مورد قبول قرار بدهد.
عزيزان من ! شُكر الهى و قبول الهى ، از همه چيز بالاتر است ؛ "و ان اللّه شاكرٌ عليم ". يك سر سوزن از تلاشهاى شما، از ديد علم نافذ محيط الهى دور نخواهد ماند و براى هر كدام يك پاسخ كريمانه از سوى حضرت حق متعال معين خواهد شد.
اين روزها به ماه رمضان و به ماه ضيافت الهى نزديك مى شويم ؛ كه فرصت عجيب و مغتنمى براى خودسازى و براى نجات دادن نفوس آسيب پذير و نفوس اماره بالسوء و نفوس ظلمانى ما و كشاندن آن به سوى نور است . در ماه رمضان ، اول خودمان را نجات بدهيم ؛ با خودمان قدرى كلنجار برويم ؛ خودمان را قدرى نصيحت كنيم ؛ خودمان را برطبق معيارهاى الهى ، برطبق آنچه كه سير انسان به سوى رضاى الهى و در نهايت لقاى الهى است ، تربيت كنيم ؛ بعد هم مخاطبان خود را مورد نظر قرار بدهيم .
ماه رمضان ، ماه معطرى است ؛ ماه مباركى است ؛ ماه عزيزى است ؛ ماه خداست . بحمداللّه با اين سنت حسنه يى كه يكى ، دو، سه سال است در كشور به راه افتاده است - سنت احياى مساجد، عطر افشانى و تنظيف مساجد به عنوان آماده سازى براى ماه رمضان - از پيش از شروع ماه رمضان ، حضور اين ماه مبارك احساس مى شود. هرچه مى توانيد - بخصوص شما جوانان - اين حضور را اول در دلهاى پاك و نورانى خودتان تقويت كنيد؛ بعد هم تلا لؤ اين نورانيتى كه در شماست ، مخاطبان و محيط اطراف شما را حتماً تحت تاءثير قرار خواهد داد.
نكته مهمى در باب تبليغ شما عزيزان هست كه من عرض مى كنم . البته در اهميت تبليغ ، آنچه كه لازم بوده است گفته بشود، در اين سالهاى متمادى ، در درجه ى اول به وسيله امام بزرگوار ما، و بعد بقيه دلسوزان و علاقه مندان و بزرگان و مراجع معظم تقليد و فضلاى نامدار گفته شده و بر همه معلوم گرديده است كه "تبليغ " وظيفه اصلى روحانيون و علماى دين است . درس خواندن ما، فكر كردن ما، تحقيق كردن ما، يافتن نگينها و دُرهاى ناب معارف اسلامى از گنجينه متون الهى ، همه اين كارهاى ارزنده يى كه وظيفه يكايك ماست ، مقدمه تبليغ دين خدا و تبليغ حق است .
تبليغ ، يعنى رساندن . اگر ما بتوانيم پيام خدا را به دلها منعكس كنيم و آن نور درخشنده را به جانهاى پاك بتابانيم ، وظيفه بزرگ خودمان را انجام داده ايم ؛ اين همان وظيفه ى پيامبران است . حتى تشكيل حكومت اسلامى ، جهاد فى سبيل اللّه ، مبارزات بزرگى كه علماى دين و اولياى دين و انبياى الهى انجام داده اند، به نحوى مقدمه براى اين هدف است كه حقايق الهى به دلهاى پاك برسد. ببينيد حقايق دين و حقايق الهى چقدر مهم و حايز اهميت است ؛ ما نبايد اين را دست كم بگيريم . اين كه بارها گفته مى شود كه حقايق ناب را به مردم بدهيم ، يا قبل از آن ، حقايق ناب را خود ما كشف كنيم ، براى اين است .
حقيقت ناب ، اسلام ناب كه امام بزرگوار برروى آن اين همه تاءكيد مى كردند، براى اين است كه ما اين متاع را - كه متاع ذهن مردم و متاع مغزها و متاع دلهاست - خالص ، بدون غل و غش ، بدون تقلب و بدون كم و زيادهايى كه دستهاى خائن و گنهكار يا غافل و جاهل به وجود آورده اند، به مخاطبان برسانيم ؛ اين بزرگترين امانت الهى است ؛ "ان اللّه ياءمركم ان تاءدوا الامانات الى اهلها". بزرگترين و نفيس ترين و مؤ ثرترين و گرانبهاترين امانتى كه خداى متعال به ما داده است ، معارف الهى و حقايق الهى است ؛ اينها را بايستى به صورت ناب و به صورت خالص ، هرچه نزديكتر به واقع به دست بياوريم و آن را به مخاطب برسانيم .
يكى از موانع در اين راه ، عبارت است از سهل انگارى ؛ يعنى هر حرفى كه به ذهن كسى برسد و به عنوان دين بگويد؛ هرغير متخصص و ناواردى ، آنچه را كه به سليقه ى خودش خوب مى آيد، به دين نسبت بدهد و منعكس كند. اين آفت است كه به اشتباهها، به انحرافها، به التقاطها، به كجرويهاى فكرى و علمى ، و به دنبال آن به فاجعه هاى اجتماعى منتهى مى شود. آفت دوم ، تحجرها، بدفهمى ها، تشخيص ندادن مطالب مهم ، و عمده كردن مطالب كوچك است . بين اين دو، صراط مستقيم الهى را بايستى پيدا كرد؛ و اين كار، كار شما جوانان است ؛ كار شما فضلاى حوزه است ؛ كار شما علماى معظم است كه بايد تحت اشراف بزرگان و اَعلام و مراجع بزرگ دينى ، در حوزه ها انجام بگيرد؛ كه بحمداللّه به بركت انقلاب ، اين كارها شروع شده است ؛ حالا با روندهاى كُند يا تند يا متناسب ، به هر حال اين كارها شروع شده است ؛ بايد اينها را دنبال بكنيد.
اما آنچه كه امروز مى خواهم به اين نكاتى كه بارها عرض كرده ام ، اضافه كنم ، اين است : شاءن روحانى - اين شاءن هم يكى از مصاديق همين تبليغ است - از جمله اين است كه در دلهاى مؤ منين ، حالت اطمينان و سكينه به وجود بياورد؛ "هوالذى انزل السكينة على قلوب المؤ منين ". سكينه ، يعنى حالت استقرار، حالت آرامش ؛ آرامش روانى ، آرامش فكرى . نقطه مقابل اين اطمينان ، حالت تشنج فكرى و آشوب فكرى و بى انضباطى فكر و انديشه و احساسات در وجود يك فرد است كه او را به انواع و اقسام بدبختيهاى شخصى و اختلالات اجتماعى مى كشاند. اگر شما امروز با مسائل دنياى مدرن ، دنياى سرشار از تكنولوژى و علم و صنعتِ برتر و پيشرفتهاى علمى كه داعيه رهبرى جهان را دارند - يعنى اروپا و امريكا - آشنا باشيد، خواهيد ديد كه امروز بزرگترين گرفتارى آنها، فقدان اين حالت آرامش و اطمينان و سكينه است .
آرامش و اطمينان و سكينه يى كه قرآن به ما آموزش مى دهد، غير از حالت خواب رفتگى و خواب آلودگى است ؛ غير از حالت تخدير است . اهميت دين صحيح اين است كه حالت تخدير به كسى نمى دهد؛ بلكه حالت تخدير فكرى و روحى را از انسانهايى كه تحت تاءثير عوامل گوناگون دچار آن حالت شده اند، بكلى مى زدايد؛ آنها را هوشيار و حساس مى كند و به خود مى آورد؛ اما در عين حال آنها را از آشفتگى و تشويش و دغدغه فكرى نجات مى دهد. دين صحيح ، حالت سكينه و اطمينان و آرامش و اعتماد به خود و اعتماد به خدا و اعتماد به آينده را به انسان مى بخشد. آنچه كه امروز جزو وظايف حتمى مبلّغان ماست ، القاى اين حالت به مؤ منين ، به مخاطبان و به آحاد مردم است .
درست نقطه مقابل اين ، آن چيزى است كه دشمن مى خواهد. خيليها تا گفته مى شود دشمن ، تا گفته مى شود استكبار جهانى ، مى گويند شما همه چيز را به استكبار نسبت مى دهيد! اين دشمنى هست ؛ ما چه بكنيم ؟! امروز در مسائل جهانى ، براى امريكا دو نقطه بسيار حساس وجود دارد: يكى از آن دو نقطه ، عبارت است از مقابله با اسلام و با تمركز برروى ايران اسلامى و نظام جمهورى اسلامى ؛ يك نقطه ديگر، مساءله فلسطين است ، كه الان آن را ملاحظه مى كنيد.
دستگاههاى امريكا و رئيس جمهور امريكا تلاش خودشان را برروى اين گذاشته اند كه مساءله فلسطين را از صورت مسائل دنياى اسلام و خاورميانه بكلى حذف كنند و اصلاً مساءله يى به نام فلسطين و آرمان فلسطين و نهضت فلسطين ، ديگر باقى نماند؛ اين يكى از اهداف بسيار مهم آنهاست . براى خاطر اين ، مسافرت مى كنند، حركت مى كنند، تلاش مى كنند. آدمهاى ضعيف النفس و خيانت پيشه و حقير هم كه در بين فلسطينيها هستند - مثل همه ملتهاى ديگر كه آدمهاى اين طورى دارند و متاءسفانه جوامع بشرى در بيشتر ادوار تاريخ ، گرفتار انسانهاى حقير و مرعوبند - آنها هم تسليم شده اند و آمده اند "منشور ملى فلسطين " را جلويشان گذاشته اند؛ هر جا كه مبارزه با صهيونيستها و اشغالگران و آدمكشان مردم فلسطين و جنايتكاران نسبت به فلسطين هست ، مى خواهند آن را حذف كنند، و حذف كردند! حالا چنانچه آن را از روى كاغذ حذف كنند، مگر ممكن است انگيزه ى دفاع از كشور فلسطين و ملت فلسطين و هويت فلسطينى از دل فلسطينيها برود؟! چهار نفر در اتاقهاى در بسته بنشينند و متن كاغذى را عوض بكنند! مگر تا حالا كه جوانان مسلمان ، در انتفاضه فلسطين ، در داخل اراضى فلسطين ، يا در كشور لبنان ، به خاطر خدا، به خاطر مسؤ وليت الهى - كه دفاع از سرزمين اسلامى بر يكايك آحاد مردم مسلمان واجب است - جان خودشان را به خطر مى انداختند، به خاطر "منشور فلسطين " اين كارها را مى كرده اند، كه حالا اگر شما منشور به اصطلاح ملى فلسطين را دستكارى كرديد، آنها دست بردارند؟! مبارزات فلسطينيها عليه صهيونيستها، عليه حامى صهيونيستها - يعنى امريكا - بلاشك از حالا ضعيف تر كه نخواهد شد، شايد شديدتر هم بشود.
نقطه بسيار حساس اول براى امريكا - همان طور كه عرض كردم - مبارزه با اسلام ناب و نهضت اسلامى و بيدارى اسلامى است ؛ كه امروز در همه دنياى اسلام ، مظاهر آن به نحوى از انحاء مشاهده مى شود و خود آنها هم بشدت نگران اين قضيه هستند. با تمركز برروى ايران اسلامى هم مبارزه مى كنند؛ مى دانند كه كوره اصلى اين حركت و كانون اصلى اين غوغاى انسانى و الهى اين جاست . با هر شكلى كه مى توانند، مى خواهند نظام و دولت جمهورى اسلامى و كشور اسلامى و ملت مسلمان ما را دچار فلج و اختلال كنند.
من در ابتدا شرايط كشور را عرض بكنم . شما ببينيد اين شرايط، شرايطى است كه بايد دشمن بترسد. شرايط ما از يك سو عبارت است از اين كه ملت ما، ملتى است بزرگ ، باهوش ، با استعداد و جوان - كه اكثريت اين ملت را جوانان تشكيل مى دهند - از يك سو، وجود منابع غنى زيرزمينى ، كه در كشورهاى گوناگونى كه صاحب منابع هستند،كم نظير است ؛ از سوى ديگر، وجود نظامى است كه به مردم امكان حضور، بروز استعدادها، فعاليت ، تلاش ، رشد و تكامل علمى و فكرى مى دهد.
يك روز بود كه بر اين كشور - بر همين زمين و بر همين منابع - حكومتهايى حاكم بود كه استعدادها را مى كشتند. دليل بر اين كه استعدادها را مى كشتند، اين بود كه در طول صدسال از ورود اروپاييها به اين كشور تا سال شروع انقلاب - مثلاً از حدود سالهاى 1257 تا 1357 هجرى شمسى - يعنى اول در نيمه دوم دوران قاجار، بعد هم در دوران پهلوى ها، در اين كشور، علم ، پيشرفت علمى ، مغز متفكر علمى ، پديده هاى گوناگون علمى ديده نشد؛ يعنى نگذاشتند. اگر آدم برجسته يى هم پيدا شد، جذب كردند، دزديدند، جاى ديگر بردند و از او استفاده كردند. در آن دورانى كه همه دنيا چهار اسبه به سمت پيروزى و به سمت پيشرفت و تمدن و نوسازى مادى مى رفت ، كشور ما را در حال بدبختى نگهداشتند؛ به چيزهايى كه براى يك ملت سم است ، سرگرم كردند. البته در يك دوره يى ، به اصطلاح دانشگاه و مطبوعات و مجلس شورا هم داشتيم ؛ اما در اختيار دستگاه جبارى بود كه براى او در درجه ى اول ، منافع بيگانگان و منافع مسؤ ولان آن روز كشور مطرح بود و منافع مردم و آينده اصلاً مطرح نبود.
امرزو بحمداللّه يكى از خصوصيات بسيار بزرگ اين كشور و اين ملت اين است كه نظامى برسركار است كه امكان رشد به ملت مى دهد. جوان مى تواند رشد كند، مى تواند درس بخواند، مى تواند پيشرفت كند، مى تواند اختراع كند، مى تواند بسازد، مى تواند به خود اعتماد كند. وجود همين نظام موجب شده است كه مسؤ ولان كشور از خود مردم باشند؛ دردهاى مردم را بفهمند و مشكلات مردم را درك كنند. دولت ، مردمى است . رئيس جمهور، مردمى است . مجلس شوراى اسلامى ، مردمى است . آحاد مسؤ ولان كشور، قوه قضاييه ، ديگران و ديگران ، هيچكدام از اشراف زاده ها و اعيان زاده ها نيستند؛ كسانى نيستند كه درد مردم را نفهمند، گرانى را نفهمند، گرسنگى را نفهمند و نشناسند.
از همه اينها بالاتر، در اين كشور خط روشنى وجود دارد و آن ، خط پيروى از اسلام است - كه پيروى از اسلام ، براى يك ملت و يك كشور، مايه عزت دنيا و آخرت است - خط عدم قبول نوكرى بيگانه و عدم قبول تسليم در مقابل بيگانه است . كشور ما، كشورى است با ملت بيدار و زنده ، حساس نسبت به مسايل گوناگون ، داراى مسؤ ولان خوب و دولت مردمى . كسانى كه در راءس كار هستند، افراد متدين و متعبدى هستند. رئيس جمهور، روحانى است . بسيارى از مسؤ ولان ، حتى آنهايى كه در لباس روحانى نيستند، عميقاً پايبند به دين هستند. اين براى يك كشور مايه رشد و پيشرفت است ؛ براى دشمنان دين نگران كننده است .
آنچه كه در اين دوران بيست ساله اتفاق افتاده است - حتى در دوران جنگ و در دوران دفاع مقدس با آن همه گرفتارى - از لحاظ سازندگى و آبادى و عمران و پيشرفت مادى و پيشرفت علمى و توسعه دانشگاهها و توسعه مراكز تحقيقاتى و غيره - يعنى همه ى اين شاخصهايى كه براى يك ملت و براى آينده آن مهم است - از تمام دوران صد ساله به مراتب بيشتر و پُر حجم تر و پُر كيفيت تر است . آيا اين براى آن دستگاه استكبارى كه با نهضت جهانى اسلام و با بيدارى مسلمين مبارزه مى كند، خطرناك نيست ؟ البته كه خطرناك است ؛ البته كه بايد در مقابلش موضع بگيرند؛ البته كه بايد براى مبارزه ى با آن ، در مجلس خودشان بودجه معين كنند! امريكا براى مبارزه با جمهورى اسلامى ، بودجه معين كرد! اين ، آن چيزى است كه ظاهر و آشكار است ؛ اما آنچه كه در دلهاى آنهاست ، آنچه كه در پشت پرده كارهاى امنيتى و سازمان "سيا"ى آنهاست ، به مراتب بيشتر است ! اين براى چيست ؟ براى اين است كه از اين نظام و از اين مردم و از اين كشور مى ترسند؛ مى دانند كه اين كشور اگر با همين آهنگ پيشرفت بكند - كه ان شاءاللّه به فضل پروردگار آهنگ پيشرفت تندتر هم خواهد شد - ملتهاى مسلمان يك الگوى زنده به دست خواهند آورد.
چندى پيش ، صاحب نظران صهيونيست و غيرصهيونيست امريكا در جلسه و كنفرانسى دور هم نشستند و گفتند نبايد بگذاريم در دنياى اسلام الگوى زنده يى به وجود بيايد كه براى مسلمانانِ ديگر سرمشق بشود! اين الگو كه جمهورى اسلامى و كشور مبارك و مقدس امام زمان و كشور ايمان و كشور جهاد و ايثار است ، برايشان خطر مهمى است ؛ لذا از اطراف سعى مى كنند در كار اين كشور اختلال ايجاد كنند؛ كه از جمله آن كارهايى كه مى كنند، فشارهاى تبليغاتى است ؛ از جمله آن كارهايى كه مى كنند، محاصره اقتصادى است ؛ از جمله آن كارهايى كه مى كنند، همين ناامنى هايى است كه اخيراً در اين كشور به راه انداخته اند.
اين قتلهايى كه در كشور انجام مى گيرد - كه البته بار اول هم نيست ؛ اين بار آن را تشديد كرده اند - كارهايى است كه برخلاف احساس امنيت ملى است . يك ملت در داخل خانه خود بايد احساس امنيت كند. نظام اسلامى ، نظامى مقتدر است . دشمن براى اين كه اين اقتدار را بشكند، مى خواهد عجز اين نظام و عجز دولت و عجز مسؤ ولان امنيتى و قضايى را تلقين كند. چه كار مى كند؟ از يك طرف ، با واسطه يا بى واسطه ، جنايت را مرتكب مى شود؛ از يك طرف هم انگشت اتهام را به خود نظام متوجه مى كند! يعنى به خيال خود، با يك تير دو نشانه بزند! تبليغات اين روزهاى راديوهاى بيگانه را نگاه كنيد؛ دنيا را از جنجال پُر كرده اند. البته آن روزى كه منافقين - كه آلت دستهاى آشكار خودشان بودند - جنايت مى كردند و جنايت را بر عهده مى گرفتند، هيچ حرفى نبود؛ ليكن امروز كه اينها هم از نوع همان جنايتهاست ، راديوهاى بيگانه جنجال راه انداخته اند!
كشتن شهروندان ، جنايت نسبت به اشخاص - آن شخص هر كه باشد - از غيرطريقى كه خود دستگاهها برحسب حكم قانون و با اقتدارى كه دارند، بايد انجام بدهند، عملى برخلاف امنيت است . بنده از دستگاههاى دولتى خواستم ، باز هم الان مى خواهم - هم دستگاههاى دولتى ، مثل وزارت كشور و وزارت اطلاعات ، هم دستگاه قضايى - كه به طور جدى اين قتلهاى چندگانه يى را كه در طول تقريباً يك ماه اخير اتفاق افتاده است ، دنبال كنند. مطمئناً اگر تحقيق و دنبال كنند، سرنخها را به دست خواهند آورد.
بدون شك ، مستقيم و يا غيرمستقيم ، دست دشمن در كار است . دشمن است كه مى خواهد در كشور امنيت نباشد. دشمن است كه مى خواهد به اين بهانه فضاى ناامن درست كند. از آن طرف جنايت سازماندهى مى شود، از آن طرف هم بوقهاى تبليغاتى آن را چند برابر بزرگتر از آنچه كه هست ، جلوه مى دهند و قلمهاى مزدور هم از آنها تبعيت مى كنند! جرم قلمهاى مزدور هم كمتر از آن راديوهاى بيگانه نيست ؛ چون نتيجه مى گيرند كه در كشور امنيت نيست . اين هم متمم كارهاى دشمن است . دشمن از اطراف كار مى كند، از اطراف حمله مى كند؛ هدف هم يك چيز است : هدف اين است كه ملت ايران از حركت خود به سمت اهداف و آرمانهاى بلند الهى و اسلامى دست بردارد.
دشمن ملت ايران بداند، ملتى كه هشت سال دفاع مقدس را با آن شجاعت و شهامت پيش برده است ، ملتى كه توانسته است يكّه و تنها در طول بيست سال در مقابل وحشيانه ترين دشمنيها بايستد و مقاومت كند، ملتى كه توانسته است سنگر و قلعه تسلط امريكا در خاورميانه - يعنى حكومت پهلوى - را با شعار اسلام و با نام اسلام ويران كند، اين ملت يك قدم از شعارهاى اسلامى عقب نخواهد نشست .
قشرهاى اين ملت ، مسلمان و مؤ منند. ايمان عميق است . جوانان مؤ منند. روحانيون مؤ منند. دانشجويان مؤ منند. اصناف مختلف و قشرهاى مختلف مؤ منند. برپايه ايمان ناب ، اين نظام شامخ و سربلند، اين گونه سر بر افراشته است . مسؤ ولان كشور اين طور مى توانند قدرتمندانه در مقابل فشارهاى دشمن ايستادگى كنند.
اگر ايمان نبود، اگر مى توانستند با اين چيزها ايمان مردم را متزلزل بكنند، تا حالا بارها و بارها نظام اسلامى را از بين برده بودند. نظام شامخ اسلامى بر دوش ايمانهاى ناب اين ملت استوار است . بحمداللّه اين ايمان آن چنان باصلابت است كه دشمن از دور هم آن را احساس مى كند. هرچه هم نزديكتر بيايد، صلابت اين ايمان را بيشتر احساس مى كند.
من به شما مبلّغان عزيز و به شما جوانان عزيز عرض مى كنم كه اقتدار اين نظام ، احساس اطمينان به وعده الهى ، احساس سكينه اين كشتى امن و امان و آرام را، در دلها و جانهاى مردم عميق كنيد. هرچه مى توانيد، همان سكينه يى را كه خداى متعال در زمان پيامبر، در جنگ بدر و در جنگ حنين و در قضاياى گوناگون ، بر دلهاى مؤ منين نازل كرد، با آيات الهى در دلهاى مؤ منين مستقر كنيد.
دشمن مى خواهد مردم را مضطرب كند. يكى از راههاى سكينه و اطمينان ، وحدت و الفت دلهاست . وحدت ملت ، وحدت قشرهاى مختلف ، آشنايى دلها با يكديگر، محبت انسانها به يكديگر، درست نقطه مقابل آن چيزى است كه دشمن مى خواهد القاء كند. دشمن مى خواهد بگويد كه مردم ، مسؤ ولان ، قشرها و جناحهاى مختلف ، به خون هم تشنه اند؛ اين واقعيت ندارد. هركس كه امروز طورى عمل كند، طورى مشى كند، به گونه حرف بزند كه معنايش اين باشد كه در بين قشرهاى ملت اختلاف است ؛ در بين جناحهاى مختلف ، اختلافهاى عميق و نفرت آور هست ، يقيناً به دشمن كمك كرده است و يقيناً خدمت به دشمن است . بعضيها ساده لوحانه عملشان ، حرف و اظهاراتشان اين گونه است !
البته اختلاف سليقه ، اختلاف مذاق - همان طور كه امام بارها مى فرمودند - مثل اختلاف دو هم مباحثه يى است كه سر يك مساءله با هم اختلاف دارند. مباحثه است ؛ با هم مى گويند، بحث مى كنند، دعوا مى كنند؛ اما رفيقند و دلهايشان با هم نزديك است . در مسائل گوناگون سياسى و اجتماعى هم همين طور است و بايد همين گونه بايد باشد.
همه مسؤ ولان كشور، يك مسؤ وليت برعهده دارند. حفظ نظام الهى و اداره اين كشور، اداره اين مردم ، رسيدن به مشكلات مردم ، وظيفه اصلى اينهاست . بايد با هم همكارى كنند، و با هم همكارى مى كنند. اين كه يك عده به رئيس جمهور اهانت كنند، يك عده به مجلس اهانت كنند، يك عده به قوه قضاييه اهانت كنند، اين همان چيزى است كه دشمن مى خواهد؛ اين همان حالتى است كه دشمن دنبال ايجاد آن است .
مسؤ ولان كشور را عزيز و بزرگ بداريد؛ اينها خدمتگزاران مردمند. مسؤ وليت امروز در كشور ما، خدمت و خدمتگزارى است ؛ آب و نان نيست . امروز در اين كشور، مسؤ وليت ، مسؤ وليت الهى است . هيچ كس به خود حق ندهد نهادهاى قانونى و مسؤ ولان بلندپايه كشور را خداى ناكرده مورد اهانت قرار بدهد. البته بديهى است كه مؤ منين ، مخلصين و دلسوزان انقلاب اين كار را نمى كنند. خود مسؤ ولان هم دلهايشان پُر از احساس مسؤ وليت و تكليف است . ما از نزديك مى بينيم كه مشغول كار و تلاش و اهتمام به خدمتند. دشمن مى خواهد عكس اين كار را اثبات كند؛ ايجاد تشنج و نگرانى و آشفتگى كند. شما به عنوان مبلّغ دين ، بايد نقطه مقابل خواست دشمن را عمل كنيد؛ همچنان كه به فضل پروردگار شما جوانان مؤ من ، شما مبلّغان جوان ، شما روحانيون و فضلاى جوان ، در دوران انقلاب رفتيد سرتاسر اين كشور را از پيام انقلاب پُر كرديد. در دوران جنگ تحميلى ، همه وجود خودتان را در راه بسيج عمومى اين ملت ، براى دفاع از كشور و از مرزهاى كشور و از انقلاب ، مايه گذاشتيد. در دوران بعد از جنگ ، هر جا كه به وجود شما احتياج بود و كشور و دولت و مسؤ ولان احساس نياز كردند، آن جا حاضر بوديد. امروز هم همان طور مثل فرشتگان الهى در بلاد مختلف و در ميان مردم منتشر بشويد و اين احساس اعتماد و اين احساس آرامش و اين احساس وحدت و اين احساس وفاق و اين احساس حاكميت مهر و محبت را به همه جا منتقل و منعكس كنيد.
بحمداللّه كشور مستقر است ، دولت مستقر است ، مسؤ ولان امين و مورد اعتمادند، دلسوزند، دارند تلاش و كار مى كنند و به فضل پروردگار عنايات حضرت بقية اللّه الاعظم (ارواحنا فداه ) شامل حال اين كشور بوده است ، باز هم خواهد بود و دست دشمن - با همه ى تلاشى كه مى كند - از ساحت اين ملت و ساحت اين كشور، بُريده و كوتاه بوده است و ان شاءاللّه باز هم خواهد بود.والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
