بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با وزير و مسؤ ولان جهاد سازندگى
14 / 12/ 1377
بسم اللّه الرحمن الرحيم
بنده هر سال در چنين روزهايى شخصاً درخت مى كارم ؛ و اين مخصوص امسال هم نيست ؛ ولى امسال تعمداً انتخاب كردم كه اين درختكارى و احترام به گياه و تجليل از مناطق نگاهبانى از منابع طبيعى و فضاى سبز، در ملا عام انجام بگيرد؛ چون احساس مى كنم كه كشور حقيقتاً و جداً به اين قضيه نيازمند است . درخت ، مظهر حيات در طبيعتى است كه ما آن را با نگاه عاميانه ، بى جان مى پنداريم . درخت و گياه ، نمايشگر يك معجزه عظيم الهى هستند در استفاده از منابع غيرقابل دسترسى در اعماق زمين ، در ميان ذرات خاك و تبديل آنها به يك موجود مجسّمِ زيباى بالنده رشد يابنده زنده . درخت و گياه ، تاكنون تنها راهروهايى هستند كه انسان توانسته از طريق آنها به منابع عظيم متنوع غذايى در زير خاك دسترسى پيدا كند و آن منابع را استحصال نمايد.
ما بايد عالم وجود و زندگى بشر را از آن بهره مند كنيم . اين گياهى كه متاءسفانه در لابلاى چرخ و پَر صنعت - بخصوص در كشورهايى كه تازه با صنعت آشنا مى شوند - اين طور مورد تحقير قرار مى گيرد، مايه حقيقى وجود انسان است . مواد حياتى و غذايى درون اين خاك و اين منبع بى پايان ، به گياه تبديل مى شود و از گياه به انسان . مواد گياه به واسطه حيوان يا بدون واسطه ى حيوان به انسان مى رسد؛ اين است كه مى فرمايد: "واللّه خلقكم من تراب ". من و شما به نطفه يى منتسب هستيم كه توليد شده از مواد گياهى يا حيوانى است كه آنها فرآورده هاى خاكند. با يك واسطه يا دو واسطه ، همه آحاد بشر، يا همه آحاد حيوان ، متولد از خاكند؛ "منها خلقناكم ". واسطه هم گياه است ؛ اگر گياه نباشد، انسان نيست ؛ اگر گياه نباشد، حيوان نيست ؛ اگر گياه نباشد، با توجه به چرخه پيچيده طبيعت و تاءثير متقابل آب و هوا و خاك و درخت و امثال اينها برروى يكديگر، هوا هم نيست . گياه ، يك پايه اساسى وجود است ؛ ولى ما درخت و گياه را با اين چشم نگاه نمى كنيم . مراتع تخريب مى شوند. جنگلها تخريب مى شوند. در محيطهاى شهرى ، حتى احياناً در محيطهاى غيرشهرى ، به توهم منافع موهوم ، درختها و باغها از بين مى روند.
گزارش بعضى از آقايانى كه در اين نمايشگاه راجع به اهميت صنوبر و موادى كه صنوبر مى تواند براى ما به وجود بياورد و كارهاى تحقيقاتى كه روى صنوبر انجام گرفته ، توضيح مى دادند، اينها را مى شنيدم ؛ يادم آمد كه همين چندى پيش - شايد دو، سه سال قبل - گزارشى دست من رسيد كه شخصى از چند نفر سرمايه خواه - كه نبايد گفت سرمايه دار يا سرمايه گذار - شكايت كرده بود كه يك مجموعه عظيم چندين هزارى صنوبر را در جايى نه چندان دور از تهران قطع كردند، براى اين كه در آن جا يك مجموعه ساختمانى بسازند و به فلان قيمت بفروشند! اين طور بى اعتناييها به گياه ، به درخت ، به باغ و به عوامل طبيعى حيات و وجود، براى كشور ضايعه آفرين است .
ما كشورى داريم كه از لحاظ وسعت خاك ، يكى از كشورهاى غنى است . گفته مى شود كه آب كم داريم - البته درست است - اما به تجربه دانسته شده است كه با آب كم ، همراه با صرفه جويى و روشهاى علمى هم مى شود زمين را آباد كرد. ما با همين ميزان موجودى آبى كه در ايران داريم ، مى توانيم اين سرزمين وسيع را يكپارچه پوشش گياهى بدهيم ؛ اگر تلاش بكنيم ؛ اگر از روشهاى علمى استفاده كنيم ؛ اگر مديريت درست را به كار ببريم .
براى ما مايه شرمندگى است كه در كشور خودمان محصولات گياهى لازم ، حتى مواد غذايى لازم را از ديگران بگيريم ؛ مثل كشورى كه زمين ندارد؛ مثل كشورى كه امكان كشاورزى ندارد؛ مثل كشورى كه اين تاريخ عظيم كشاورزى را نداشته باشد. شما آقايان مسؤ ولان و وزارى ذى ربط بايستى با برنامه ريزيهاى دقيق ، با مديريت قوى ، با اصرار، با جديت در كار، اين وضعيت را به يك وضعيت درست تبديل كنيد. ما بايد بتوانيم خودمان را از اين تضييع خسارتبار منابع حياتى و منابع طبيعى و درخت و آب و خاك نجات بدهيم . البته كارهاى بسيار خوبى شده ؛ مقدارى را من مى دانستم ، مقدارى را هم امروز در اين جا اطلاع پيدا كردم ؛ ليكن اين كارها را بايستى به طور جدى دنبال كنيم و در مراحل عملى ، با اصرار به دنبال تحقق اين اهداف باشيم .
براى ما، مساءله محيط زيست ، يا مساءله حفظ منابع طبيعى ، مساءله تجملاتى نيست ؛ يك مساءله درجه دو نيست ؛ يك مساءله حياتى است . در تلاش توسعه ما در اين كشور، اولويت بايستى در اين بخش باشد؛ تكيه بايد برروى اين بخش باشد؛ حتى گرايش به صنعت بايد با توجه به اين مساءله و به اين بخش باشد، تا كشور بتواند استفاده بكند؛ تا ما كه كشورى هستيم كه به طور طبيعى از طبيعت خوبى برخوردار هستيم - به هرحال امكانات اقليمى هست ؛ آنچه كه تخريب شده ، به دست بشر تخريب شده است - بتوانيم از اين امكانات استفاده كنيم و آنها را افزايش ببخشيم و نگذاريم آن منابع از بين برود.
مساءله كويرزدايى ، بايستى جزو كارهاى اساسى باشد و در برنامه جدى قرار بگيرد. همين مساءله آبخواندارى كه الان اشاره شد - كه نام خوبى است ، كار خوبى هم هست - يعنى استفاده از سيلابها به نحو صحيح و درست ، بايد ادامه پيدا كند. مى شود طرحهاى متعددى از اين قبيل پيش بينى كرد كه به سرمايه گذاريهاى كلان هم نيازى ندارد؛ فقط با ابتكار، با دنبالگيرى ، با دلسوزى ، با هماهنگى بخشهاى مختلف با يكديگر، اين كارها تحقق پيدا مى كند.
اميدواريم كه ان شاءاللّه همه ما - هم دولت ، هم آحاد ملت ، هم مسؤ ولان بخشهاى مختلف - به اهميت گياه ، درخت ، كشاورزى ، حفظ منابع طبيعى ، استفاده بهينه از آب ، از خاك و امكانات گوناگونِ ديگر به طور جدى بپردازند و ما در برنامه سوم توسعه مشاهده كنيم كه اولويت با اين كارهاست . اين كارهايى كه قاعده اش در كشور خود ماست و بحمداللّه امكانش ، ذوقش ، هوشش ، تواناييهايش هست ، در واقع احياى آن چيزى است كه وجود دارد؛ در آن ، وام گرفتن و دريوزگى نيست ؛ جوشيدن امكانات درونى خود كشور و خود ملت است ؛ ان شاءاللّه غلبه با اين طرف باشد. جهتگيرى بايد اين باشد كه بتوانيم براى آينده اين بخش ، اميدهاى بيشترى را در دلهاى خودمان زنده كنيم .
من از همه شما برادران و خواهران عزيز، به خاطر زحماتى كه كشيديد، تشكر مى كنم ؛ ان شاءاللّه موفق باشيد. از آقايان مسؤ ولان محترم هم به خاطر تلاشى كه مى كنند، تشكر مى كنم و اميدوارم كه خداوند توفيق بدهد كه اين تلاش را مضاعف كنند.والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
