بيانات معظم له بمناسبت سالگرد ارت ;حال امام خمينى(ره)

14 / 03 / 1381

بسم الله الرحمن الرحيم
 

الحمدلله رب العالمين والصلاه و الس&# 1604;ام على سيدنا و نبينا ابى القاسم المصطفى مح 605;د و على آله الاطيبين الاطهرين المنتجبين ا  4;معصومين سيما بقيه الله فى الارضين.
از شما برادران و خواهران عزيز كه راههاى دور را طى كرديد و در اين مجلس باشكوه و پرمعنا شرك ;ت كرديد, خيلى تشكر و سپاسگزارى مى كنم.
مناسبت سالگرد امام (رضوان الله تعالى عليه), ه ;م وسيله يى است براى ملت ايران تا محبت و اراد 8; و احترام خود را نسبت به امام عزيز و بزرگوار  576;ار ديگر تجديد كند, و هم فرصتى است براى اين كه دلهاى شيفته ى امام و اصول و راهبردهاى آن بزر گوار, وفادارى خود را به اصول و خط امام و اهدا  1;ى كه ايشان ترسيم كردند, نشان دهند.براى همين  75;ست كه هر سال روز چهاردهم خرداد, در چشم تحليل 711;ران سياسى عالم, خصوصيت ويژه يى دارد.
امروز در سرتاسر كشور, مردم همان شور و حال و اž 2;لاص و مودت و صميميتى را نشان مى دهند كه از مل 578; ايران نسبت به امام بزرگوار هميشه ديده شده  575;ست.
در اين مناسبت, من راجع به امام و انقلاب عظيم   8; بى مانندى كه ايشان آن را در دنيا و تاريخ معا 589;ر مثل قله يى برافراشتند, صحبت مى كنم.در حقيق&# 1578;, سخن گفتن از امام و انقلاب, با يكديگر تفاوتى ندارد.شخصيت امام فقط خصوصيات ممتازى نبود ك& #1607; در او وجود داشت و شخصيت ايشان را تشكيل مى دا ;د.شكى نيست كه امام بزرگوار ما از ابعاد مختلف ;, يك شخصيت برجسته و ممتاز, يك عالم بزرگ, يك فقي&# 1607; صاحب مكتب, يك فيلسوف برجسته, يك سياستمدار, ي ك مصلح بزرگ اجتماعى و از لحاظ روحيات, صاحب خص ;لتها و خصوصيات ممتاز و كم نظير بود; همه ى اين 07;ا شخصيت امام را در چشم مردم دوران خود او و دو&# 1585;انهاى بعد برجسته مى كند; ليكن شخصيت امام بز&# 1585;گوار ما در اين خصوصيات منحصر نيست.بعد ديگر &# 1588;خصيت او عبارت است از اصول و خطوط روشنى كه او در اين كشور, در اين منطقه و در مقابل چشم همه ى  605;ردم جهان آنها را بنياد كرد; براساس آن يك نظا&# 1605; سياسى و اجتماعى به وجود آورد و اميدهاى بزر&# 1711;ى را در دل مستضعفان عالم و امت اسلامى ايجاد & #1603;رد.شخصيت امام از اصول اساسى او جدا نيست.در ح قيقت, هويت و اصول انقلاب ما خطوط برجسته ى شخص ;يت امام را هم تشكيل مى دهد.هر چه راجع به انقل 75;ب بگوييم, در واقع درباره ى امام سخن گفته ايم. < br /> خصوصيت انقلاب عظيم اسلامى كه آن را به عنوان يك پديده ى بى نظير در تاريخ قرنهاى اخير در چش ;م تحليلگران و صاحب نظران معرفى كرده است, قبل ; از آن در هيچيك از انقلابهاى بزرگ عالم ديده   6;شده بود; نه در انقلاب فرانسه, نه در انقلاب كم 608;نيستى در شوروى و نه در انقلابهاى كوچك ديگر 09; كه به تبع اين دو انقلاب و در خط آنها حركت مى ك ردند.البته به اين نكته توجه داشته باشيد كه د اب سياستهاى مسلط عالم اين بوده و هست كه جنبش هاى عدالتخواهانه ى مردم نقاط مختلف دنيا را & #1583;ر هاضمه ى سياسى و فرهنگى خود بريزند و در واق ع هويت آن جنبشها و حركتهاى مردمى و عدالتخوا& #1607;انه را از بين ببرند; اين كار در ايران هم اتفا ;ق افتاده بود.نهضت عدالتخواهى يى كه صد سال پي ;ش در مشروطه ى ايران پيش آمد, يك حركت مردمى و د 610;نى بود.آن روز جريان سياسى مسلط عالم يعنى ان 711;ليسيها اين حركت عدالتخواهانه ى مبتنى بر اž 9;ول اسلامى را در هاضمه ى سياسى و فرهنگى خود ر 10;ختند; آن را استحاله كردند و از بين بردند و به & #1610;ك حركت مشروطه از نوع انگليسى آن تبديل كردن&# 1583;.نتيجه ى آن هم اين شد كه جنبش مشروطه كه يك جنب ;ش ضداستبدادى بود آخر كار به ديكتاتورى رضاخ& #1575;نى منتهى شد كه از استبدادهاى قاجار بدتر و ش& #1602;اوتآميزتر و قساوتآميزتر بود.همين طور نهض 78; ملى شدن صنعت نفت به وسيله ى كسانى كه آن را اد& #1575;ره مى كردند, به ليبرال دمكراسى آمريكايى مل&# 1581;ق شد.
نتيجه اين شد كه همان آمريكاييها به نهضت ملى شدن صنعت نفت خيانت كردند; با انگليسيها كه طر ف مقابل نهضت عدالتخواهى در ايران بودند, همد& #1587;ت شدند و نهضت ملى را از بين بردند و دنباله ى  0;ن, ديكتاتورى خشن و سياه دوره ى محمدرضا در طو 04; سى و چند سال سايه ى سنگين خود را بر اين كشور ا نداخت و اين ملت را زير فشار قرار داد.نهضتهاى عدالتخواهانه ى ملتهاى آفريقا و آسيا در طول دهها سال به وسيله ى كمونيستها و سياست مسلط ش وروى سابق مصادره شد و به ديكتاتوريهاى گونا&# 1711;ونى كه در جهت مصالح شوروى كار مى كردند, منته& #1609; گرديد.اين رسم جارى دنيا با نهضتهاى عدالت ط& #1604;بانه ى ملتهاى جهان بوده است.
هنر بزرگ امام بزرگوار ما اين بود كه چارچوب م حكمى را براى اين انقلاب به وجود آورد و نگذاش ت اين انقلاب در هاضمه ى قدرتها و جريانهاى سي اسى مسلط هضم شود.شعار ((نه شرقى, نه غربى, جمهور 609; اسلامى)), يا شعار ((استقلال, آزادى, جمهورى اسل 5;مى)) كه تعاليم امام و خط اشاره ى انگشت ايشان د&# 1585; دهان مردم انداخت, معنايش اين بود كه اين انق& #1604;اب متكى به اصول ثابت و مستحكمى است كه نه به ا ;صول سوسياليزم اردوگاه آن روز شرق ارتباطى د& #1575;رد, نه به اصول سرمايه دارى ليبرال اردوگاه غ& #1585;ب.
علت اين كه شرق و غرب با اين انقلاب دشمنى كرده ; اند و سرسختى نشان داده اند, همين بود.
اين انقلاب بر پايه ى اصول مستحكمى بنا شد; هم  5;جراى عدالت را مورد نظر قرار داد, هم آزادى و ا 587;تقلال را كه براى ملتها از مهمترين ارزشهاس 8; مورد توجه قرار داد, هم معنويت و اخلاق را.اين &# 1575;نقلاب, تركيبى از عدالتخواهى و آزاديخواهى  08; مردم سالارى و معنويت و اخلاق است; منتها اين &# 1593;دالت را نبايد با آن عدالت ادعايى و موهومى ك&# 1607; كمونيستها در شوروى سابق يا در كشورهاى اقم 575;رخود شعارش را مى دادند, اشتباه كرد; اين عدال&# 1578; اسلامى است با تعريف خاص خود.همچنين آزادى د&# 1585; نظام جمهورى اسلامى را با آزادى غربى كه به م& #1593;ناى مهارگسيختگى صاحبان قدرت و سرمايه و هم 670;نين به معناى بى بندوبارى انسانها در هر گون 07; رفتار و عمل است نبايد اشتباه كرد; اين آزادى &# 1575;سلامى است; هم آزادى اجتماعى است, هم آزادى مع& #1606;وى است و هم آزادى فردى با قيد اسلامى و با فهم ; و هدايت و تعريف اسلام است.اين معنويت و اخلا  2;ى را هم كه جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى جز  8; اصول خود قرار داده است, نبايد با دينداريها  9; متحجر, بى منطق و ايستا در بسيارى از جوامع اش 578;باه كرد.آن دينداريها, بظاهر و در زبان ديندا 585;, اما با ايستايى و تحجر و عدم فهم مسير سعادت ب راى جامعه و انسان همراه است.اين پسوند اسلام& #1609; بعد از عدالت و آزادى و معنويت, بسيار پرمعنا ست و بايد به آن توجه كرد.
امام اين اصول را قبل از پيروزى انقلاب, براى م ;لت و آگاهان تشريح كرد; بعد از پيروزى انقلاب,  76;راساس آن, جمهورى اسلامى را پايه گذارى كرد و  578;ا وقتى كه زنده بود, پاى اين اصول ايستاد و برا& #1609; آن مجاهدت كرد.
لذاست كه جمهورى اسلامى به عنوان يك پديده ى ن وين و بى نظير توانست اميدها را در دل جوامع مس ;لمان زنده كند.همه در سرتاسر دنياى اسلام و بي ;رون دنياى اسلام فهميدند كه اين يك شكل تقليد ى از آنچه كه شعارش را از زبانهاى نامطمئن رژي مهاى شرقى و غربى شنيده بودند, نيست; اين يك پد¡ 0;ده ى نو و داراى حيات و قدرت تحرك جديد است.بنا 576;راين در سرتاسر دنياى اسلام, با برپا شدن جمه 608;رى اسلامى, ملتهاى مسلمان به تحرك و اميد جدي 583;ى دست پيدا كردند; الان هم همين طور است.الان ع& #1604;ى رغم اين كه بوقهاى تبليغاتى استكبار در سر&# 1578;اسر دنيا عليه جمهورى اسلامى سمپاشى و لجن پ 585;اكنى مى كنند, اميدى كه نظام اسلامى در دل مسل&# 1605;ين دنيا به وجود آورده, همچنان زنده است.روشن&# 1601;كران مسلمان, جوانان مسلمان, نسلهاى رو به رش&# 1583; در كشورهاى اسلامى, اين نقطه ى روشن و پر از ام ;يد را در مقابل چشم خود دارند.
علت اين كه جريانهاى مسلط عالم و سياستهاى اس& #1578;كبارى و در راس آنها آمريكا عليه جمهورى اسل&# 1575;مى اين همه تلاش مى كنند, اين است كه مى خواهند اين كانون و سرچشمه را در اين جا از بين ببرند;  605;ى دانند تا اين چشمه مى جوشد و تا كانون اين فك& #1585; نو در اين جا زنده است, در دنيا نمى توانند مل 8;ها را از عدالتخواهى و حق طلبى شان مايوس كننž 3;; بنابراين سعى مى كنند يكى از دو كار را بكنند:&# 1610;ا اين سرچشمه را در اين جا بكلى از بين ببرند; ي ;ا چون مى دانند كه با بيدارى و زنده بودن اين م 04;ت اين كار ممكن نيست, مى خواهند محتواى جمهور 09; اسلامى را از بين ببرند; جهتگيريها را عوض كن 606;د و در مفاهيم مسلم و بينات انقلاب اسلامى و ج&# 1605;هورى اسلامى خدشه ايجاد كنند; ولو صورت آن مح&# 1601;وظ بماند.
البته در سرتاسر دنيا مرتب تبليغ مى كنند كه ا نقلاب اسلامى رو به زوال و ضعف است; اين جزو تب  4;يغات هميشگى دشمنان اين انقلاب و نظام است; عž 3;ه يى ساده لوح هم ممكن است اين را باور كنند; اي&# 1606; تبليغات ممكن است بعضى دوستان را در سرتاسر &# 1583;نيا دچار افسردگى و غم و دشمنان را خوشحال كن&# 1583;; اما اين يك پيشگويى تاريخى يا يك پيش بينى عل مى نيست; اين يك ترفند تبليغاتى است.اگر انقلا ب اسلامى, ضعيف و پير و ناتوان شده بود, چرا برا 09; مقابله ى با آن ميلياردها خرج مى كنند؟! اگر ا&# 1606;قلاب اسلامى از نفس افتاده بود, چرا آمريكا ب&# 1575; همه ى ساز و برگ سياسى و تبليغاتى خود به ميدا ن مبارزه با اين انقلاب مىآيد و روزبه روز لحن خود را خشن تر مى كند؟ نخير, اين انقلاب, زنده و &# 1578;وفنده و رو به پيش است و حركت انقلاب و خطوط اس اسى آن همچنان زنده است.
آنچه ملت ايران بايد به آن توجه داشته باشد كه بحمدالله در طول اين بيست وسه سال نشان داده ا ;ست كه به آن توجه دارد يك نكته است كه آن را عرض &# 1605;ى كنم; آنچه دشمنان اين انقلاب و اين ملت هم با يد بدانند, يك نكته است كه مى گويم.
آنچه ملت ما مى داند و بايد بدرستى روى آن پافش ;ارى كند كه بحمدالله تاكنون پافشارى كرده اي& #1606; است كه نجات اين كشور و رسيدن آن به نقطه يى ك  7; شايسته ى اين ملت است, فقط در سايه ى اسلام و جم& #1607;ورى اسلامى و نظام اسلامى امكانپذير است و ب&# 1587;.جوانهايى كه دوران پيروزى انقلاب را درك نك 585;ده اند و سالهاى قبل از پيروزى را نديده اند, ا& #1610;ن نكته را بدانند كه اگر انقلاب اسلامى و اما& #1605; بزرگوار ما نبود و اگر اسلام پرچمدار انقلا&# 1576; و تحول در اين كشور نبود, هيچ اميدى وجود نداش ت كه سلطه ى جهنمى تحقيرآميز آمريكا و حكومت د يكتاتورى قسى القلب پهلوى از اين مملكت بركن&# 1583;ه شود.همه ى راههاى ممكن در اين كشور تجربه شد و همه ناكام و ناموفق از آب درآمد.احزاب گوناگ ون سياسى, جريانهاى وابسته ى به شرق و غرب و حر  3;تهاى مسلحانه, همه و همه در اين كشور در برهه ي 609; از زمان سر بلند كردند; اما هيچكدام نتوانست 606;د براى اين ملت كارى انجام دهند; لذا اختناق و & #1587;ركوب در اين كشور روزبه روز شديدتر شد.حتى در سالهاى آخر قبل از پيروزى انقلاب, وقتى جوانه& #1575;يى به مبارزه ى مسلحانه رو آوردند, آن حركتها& #1609; مسلحانه بشدت سركوب شد; تسلط رژيم پهلوى هم ب يشتر شد و بتدريج ياس دلها را فرا گرفت.آن نيرو ;يى كه مى توانست در مقابل رژيم پهلوى به معناى ; واقعى كلمه بايستد, ملت بود; يعنى بايد همه ى م 604;ت به صحنه مىآمد تا مى توانست رژيم فاسد و واب&# 1587;ته و ديكتاتور و ظالم پهلوى و پشت سرش آمريكا & #1585;ا شكست دهد.هيچ كانون و مركزى در ايران وجود ن داشت كه بتواند ملت را بسيج كند; مگر روحانيت و ; پرچمداران دين, با شعار دين.در كشور ما اين يك  578;جربه ى طولانى است; اينها را بايد با چشم دقت ن& #1711;اه كرد.
در قضيه ى مشروطه اگر علما نبودند, مشروطيت به وجود نمىآمد و به پيروزى نمى رسيد.وقتى هم كه Ÿ 4;ربزده ها و نوچه هاى انگليسى در ايران, علماى  83;ين و شعارهاى دينى را كنار زدند, باز استبداد  608; تسلط و نفوذ خارجى مسلط شد.در نهضت ملى شدن صن& #1593;ت نفت هم همين طور بود.تا وقتى روحانيت وسط مي دان بود كه مرحوم آيه الله كاشانى يكى از اصلى ترين محورهاى اين مبارزه بود ملت در ميدان حض ور داشت; اما وقتى با سو رفتارها, كج سليقگى ها  08; انحصارطلبى ها دست روحانى روشنفكر و آگاه و  88;جاعى مثل مرحوم كاشانى كوتاه شد, ملت هم كنار  603;شيد و روساى دولت نهضت ملى تنها ماندند; لذا د&# 1588;من آمد و با آنها هر كار مى خواست, كرد.
در ايران هميشه ملت با نداى دين به ميدان آمده است; عدالت را در سايه ى دين ديده است; به خاطر ا&# 1593;تماد به روحانيت, هر جايى كه آنها پيشگام در ت& #1581;ولى شده اند, آنها را تنها نگذاشته است.بنابر& #1575;ين وقتى امام بزرگوار ما به عنوان يك مرجع, يك عالم دين و يك انسان آزمايش شده ى پاك و صديق ب 75; آن عزم راسخ وارد ميدان شد و روحانيت پشت سر ا&# 1608; وارد ميدان شدند, همه ى ملت به ميدان كشيده شد ند و دشمن ديگر نتوانست مقاومت كند.
آن روز, حضور ملت توانست ريشه ى استبداد را از  5;ين كشور بكند.
برادران و خواهران عزيز! در كشور ما استبداد ه ميشه به پشتيبانى قدرتهاى سلطه گر خارجى متك&# 1609; بوده است.استبداد و ديكتاتورى و خودكامگى ح 603;ومت پهلوى و قبل از آن به شكل ديگرى حكومت قاج&# 1575;ر, به خاطر اتكاى آنها به قدرتهاى بيگانه بود.& #1585;ضاخان, متكى به انگليس; محمدرضا, اول متكى به ا ;نگليس و بعد متكى به آمريكا بود.او منافع و نف  8;ذ آمريكا را بر طبق ميل آنها تامين مى كرد; آنه 575; هم از او حمايت مى كردند و هر كارى مى خواستند, با اين كشور و اين ملت مى كردند.پنجاه سال اين  05;لت را زير فشار اختناق نگهداشتند و پيشرفت ع  4;مى و صنعتى و فرهنگى و اخلاقى او را در دورانى  603;ه از لحاظ جهانى بهترين و آماده ترين دورانه 75; براى اين پيشرفت بود, متوقف كردند و اين ملت و & #1575;ين كشور را عقب نگهداشتند.همت آنها عيش و نوش, جمع كردن ثروت و خدمت دادن به اربابان خارجى ب ;ود.آنها به اتكاى همان قدرت خارجى, به طور كام  4; خود را در ايران مستقر كرده بودند و كندن اين 07;ا و نابود كردن اين بناى كج و مضر و سرشار از لع& #1606;ت و نفرت و شوم, كار هر كسى نبود.امام بزرگوار  6;ا پرچم هدايت اسلامى آمد; لذا اصول امام, اصول  575;سلامى است; عدالت امام, عدالت اسلامى است; مرد&# 1605; سالارى امام, مردم سالارى اسلامى است.
يكى از بزرگترين بى انصافيها درباره ى امام ب& #1586;رگوار و نظام اسلامى ما اين است كه تبليغات ب& #1610;گانه, امام و نظام اسلامى و جمهورى اسلامى را به استبداد و دورى از مردم سالارى متهم مى كنن د.اين انقلاب با اين عظمت و توفندگى در ايران ب ;ه وجود آمد و پس از پيروزى انقلاب اولين نظرخو ;اهى از مردم به وسيله ى امام انجام گرفت كه در  07;يچ انقلابى سابقه نداشت.شما نگاه كنيد, يك كو 83;تا, يك تحول كوچك و يك جابه جايى مختصر در كشور&# 1609; صورت مى گيرد; دو سه سال انتخابات تاخير مى اف تد.در كشور, مردم صندوق راى را نمى شناختند.انت ;خابات دوره ى رژيم طاغوت, صورى و دروغين بود.
هيچ وقت مردم پاى صندوق راى نرفته بودند تا به معناى واقعى كلمه راى دهند.هر كس را براى مجلس ; دست نشانده مى خواستند, از صندوقها بيرون مىآ ;وردند.در چنين زمينه يى, دو ماه بعد از پيروزى  75;نقلاب, امام مردم را پاى صندوقهاى راى كشاند  08; مردم به جمهورى اسلامى راى دادند.در يك سال, م&# 1585;دم پنج بار پاى صندوقهاى راى رفتند.در طول بي&# 1587;ت وسه سالى كه از انقلاب مى گذرد, ملت ما بيست و ;سه مرتبه براى انتخاب نمايندگان مجلس شوراى & #1575;سلامى, نمايندگان مجلس خبرگان, رئيس جمهور و & #1575;عضاى شوراى شهر و نيز تعيين قانون اساسى و نظ& #1575;م جمهورى اسلامى پاى صندوقهاى راى رفتند و ر&# 1575;ى دادند.در كدام نظام حتى بظاهر دمكراتيك اي 606; همه تكيه ى به راى و خواست مردم وجود دارد؟ دش& #1605;نان وقيح و بى شرم اين انقلاب و اين ملت, اين ب  9; انصافى را مى كنند كه اين انقلاب و نظام و بان 609; و معمار و بنيانگذار بزرگ آن را به ضديت با مر& #1583;م سالارى متهم مى كنند.
مردم سالارى در نظام اسلامى, مردم سالارى دين& #1609; است; يعنى به نظر اسلام متكى است; فقط يك قرارž 3;اد عرفى نيست.مراجعه ى به راى و اراده و خواست  605;ردم, در آن جايى كه اين مراجعه لازم است, نظر اس لام است; لذا تعهد اسلامى به وجود مىآورد; مثل   3;شورهاى دمكراتيك غربى نيست كه يك قرارداد عر فى باشد تا بتوانند براحتى آن را نقض كنند.در ن ;ظام جمهورى اسلامى, مردم سالارى يك وظيفه ى دي ;نى است.مسوولان براى حفظ اين خصوصيت, تعهد دين ;ى دارند و پيش خدا بايد جواب دهند; اين يك اصل ب 586;رگ از اصول امام بزرگوار ماست.
اصل عدالت اجتماعى, اجراى عدالت, در نظر گرفتن حق توده هاى وسيع مردم و پركردن فاصله ى طبقات ;ى, يكى از اصول اصلى نظام اسلامى است.
مبارزه ى با فساد ادارى و فساد اقتصادى و سواس تفاده ى از امكاناتى كه قدرت در اختيار افراد مى گذارد چه سواستفاده ى مالى و چه سواستفاده ى سياسى از اصول انقلاب است و بايد رعايت شود.خ ;دمت به مردم, از اصول انقلاب است.حفظ استقلال   3;شور در همه ى زمينه ها و جلوگيرى از نفوذ و رخن 607; ى دشمنان, جزو اصول تغييرناپذير انقلاب است. 575;صول و خطوط اصلى انقلاب قابل تغيير نيست; مظه 585; همه ى اينها قانون اساسى مترقى ماست.
البته دولتها و مسوولان در دوره هاى مختلف بر& #1575;ى اجراى اين اصول مى توانند تاكتيكها و روشه&# 1575;ى گوناگونى را انتخاب كنند.اساس انقلاب, مثل &# 1582;ود اسلام بر احكام ثابت و احكام متغير استوا 585; است.يك سلسله احكام, تغييرناپذير است; يك سلس&# 1604;ه احكام در شرايط گوناگون تغيير پيدا مى كند; & #1575;نقلاب هم همين طور است.اجتهاد, خصوصيتى است ك& #1607; اين امكان را به يك مسوول مى دهد تا بتواند به ; اقتضاى شرايط, روشها و راهها و تاكتيكهاى درس ;ت را انتخاب كند.البته انتخاب روش و اجتهاد بر ;اى پيدا كردن روش نو و مناسب, كار مجتهد است; اي 606; غير از بدعتگذارى يك انسان ناوارد و تجديدن 92;ر طلب است; اين كار كسى است كه قدرت اجتهاد در ا& #1610;ن كار را داشته باشد; نقش اجتهاد و مجتهد در نظ ;ام اسلامى به همين خاطر است.از آن طرف, به بهان 07; ى تمسك به اصول, تحجر را نفى مى كنيم و مى گوييم نمى شود به بهانه ى تمسك به اصول, تحجر و ايستا 10;ى را بر انقلاب تحميل كرد اصولگرايى وجود داž 5;د; اما اين, تحجر و جزم انديشى و نشناختن شرايط &# 1605;ختلف نيست از اين طرف, به بهانه ى اجتهاد و تحو ل, نبايد به بدعتگذاريهاى ناشيانه و تجديدنظ&# 1585;طلبانه اجازه ى فعاليت و تحرك مضر و مخرب داد; خط روشن امام بزرگوار اين است.بنابراين, اصول, اصول ثابتى است.عدالت, مردم سالارى, استقلال, ž 3;فاع از حقوق ملت در همه ى زمينه ها, دفاع از حقو&# 1602; مسلمانان عالم, دفاع از هر مظلومى در هر نقطه ى عالم; اينها جزو اصول ماست.مبارزه ى با فساد,  92;لم و زورگويى جزو اصول ماست اينها تغييرناپذ ;ير است اما ممكن است روشهاى گوناگونى در اوضا ع و احوال مختلف وجود داشته باشد.
امام اصول انقلاب و چارچوبها را آن چنان مستح& #1603;م و دقيق و روشن ترسيم كرد تا جريانهاى مسلط ع الم نتوانند اين انقلاب را مثل بقيه ى تحولات سياسى در هاضمه ى فرهنگى خود هضم كنند و از بين ; ببرند.آنچه ملت ما بايد بر آن پافشارى كند, هم 10;ن اصول تغييرناپذير است.البته ممكن است دولت ;ها, مجلسها و قوه ى قضاييه در بخشهاى مختلف نا 8;وانى نشان دهند و آنچه كه مقصود و مراد انقلا 6; و نظام اسلامى است, برآورده نشود; اما اين ضعف &# 1605;ربوط به كارگزاران و مجريان است.متاسفانه د 88;منان نظام هر جا ضعفى مربوط به يك دستگاه باش 83;, آن را به نظام نسبت مى دهند.
نظام پايه هاى مستحكم و خطوط روشنى دارد.استد& #1604;ال و منطقى كه پشت سر خطوط اصلى نظام وجود دار د, غيرقابل خدشه است.مسوولان و كارگزاران بخش& #1607;اى گوناگون نظام اسلامى اعم از قوه ى مقننه ي& #1575; مجريه يا قضاييه يا نيروهاى مسلح يا هر كس در هر گوشه يى مشغول كار است بايد ضعفهاى خود را  6;رطرف كنند.راه به سعادت رساندن اين ملت, اجرا  9; اصولى است كه امام بزرگوار ترسيم كرد; در قان 08;ن اساسى تثبيت شد و ملت وفادارى خود را به آنه 575; بارها اعلام كرد.معلوم شد دشمن با اين اصول و & #1576;ا هر چيزى كه بتواند راه نفوذ او را ببندد, مخا ;لف است.دشمن در صدد آن است كه از منافذ گوناگو  6; وارد شود.ملت ايران و بخصوص مسوولان بايد هش¡ 0;ار باشند, كه بحمدالله ملت عزيزمان در طول اي  6; سالها نشان دادند كه آگاهند و به اين نكات تو 80;ه دارند.
آنچه دشمن بايد بداند, اين است كه با تشر زدن و  76;ه كار بردن ادبيات زورمدارانه و قلدرمآبانه نمى تواند ملت ايران را وادار به تسليم كند.آن ; چيزى كه براى ملت ما روشن و مسلم است, اين است ك&# 1607; هر گونه سلطه ى خارجى در اين كشور, سعادت دين و ; دنياى آنها را تهديد و ذلت و تحقير را بر آنها  578;حميل خواهد كرد.امروز آمريكا نه فقط با ما, بل&# 1603;ه با دنيا با ادبيات قلدرمآبانه حرف مى زند و & #1576;راى گسترش نفوذ و سلطه ى خود در دنيا, صحبت از ž 0;نگ مى كند.هر ملت و دولتى كه مرعوب اين ادبيات  608; اين نحوه ى برخورد شود و تسليم گردد, قطعا گور خود را كنده و به ضرر خود اقدام كرده است.
رژيم آمريكا امروز در دنيا حق خود مى داند كه ب ;ا ملتها و دولتها با زبان زور حرف بزند.مى بين¡ 0;د, دولتهاى عرب را تحقير مى كند; ملتهاى عرب را &# 1605;ورد فشار قرار مى دهد; از هرچه بتواند, استفاد& #1607; مى كند; در مقام عمل, از رژيم غاصب اسرائيل در  05;قابل دنياى اسلام و دنياى عرب بى دريغ حمايت  05;ى كند و در صدد توسعه ى نفوذ خود است; اين پديده ى نفرت انگيزى در دنياست; لذا آمريكا امروز در دنيا روزبه روز منفورتر مى شود.در سفرى كه رئي ;س جمهور آمريكا به اروپا كرد, تظاهرات چند ده   7;زار نفرى مردم در شهرهاى اروپا عليه رئيس جمه ;ور آمريكا, در گذشته نظير و سابقه يى نداشته اž 7;ت; اينها به معناى چيست؟ در دنياى اسلام طبق ن 92;رخواهى خودشان رژيم آمريكا منفورترين رژيم& #1607;است.البته الان معلوم شده است كه اين نفرت مخ& #1589;وص دنياى اسلام نيست; در روسيه و كشورهاى مخت& #1604;ف اروپا نيز نفرت عمومى عليه رژيم آمريكا و س& #1585;دمداران آن روزبه روز زيادتر مى شود.اينها ب&# 1575; نفرت عمومى مردم مى خواهند چه كار كنند؟ ملت & #1605;ا يك ملت باعزت است; به استقلال و عزت و كرامت ž 2;ود اهميت مى دهد و تحقير و اهانت را از كسى قبو 604; و تحمل نمى كند.هيچ رژيمى در دنيا حق ندارد مل& #1578; ايران را به خاطر مواضع مستقلش مورد اهانت و تحقير قرار دهد.
تهديد هم فايده يى ندارد.البته دشمن خشن است.آ مريكا در افغانستان و بعضى نقاط ديگر نشان دا& #1583; كه ملاحظه ى هيچ نكته ى انسانى را در عمليات خ ;ود لازم نمى داند.در كشور فقير و مظلوم افغانس ;تان, اينها به عنوان مبارزه ى با يك گروه و يك ج 585;يان, بلكه مبارزه ى با اشخاص معدودى, وارد ميد&# 1575;ن شدند; به آن اشخاص دست پيدا نكردند, اما آحاد بسيارى از مردم مظلوم را بمباران كردند و به ق ;تل رساندند; بنابراين اينها خشن اند; اما اين  5;عمال خشونت نمى تواند آمريكا را به هدفهاى خو ;د برساند و موفق كند; مطمئنا از سوى ملتها و با  575;ستقامت آنها تودهنى خواهد خورد.
اين نكته را هم به ملت عزيزمان و به مسوولان مح ;ترم كشور و به جريانهاى سياسى عرض بكنم:آن چيز ;ى كه مى تواند جلوى تهاجم گستاخانه ى آمريكا ر ;ا بگيرد, فقط و فقط وحدت ملى و وحدت كلمه است.
آنها در هر جا بخواهند قدم بگذارند, اول بايد ا ;يجاد تفرقه كنند.وسيله ى موفقيت آنها, وجود اخ ;تلاف در صفوف داخلى ملتهاست.هر جا توانسته ان د زورگويى و اعمال خشونت كنند, اگر دقت كنيد, م  9; بينيد بين صفوف ملت شكاف وجود داشته است.آن ج 75;يى كه وحدت كلمه باشد, اينها جرات نمى كنند نز 583;يك شوند.علاج مقابله ى با تهديدهاى آمريكا ع 76;ارت است از وحدت ملت, وحدت مسوولان, مراعات جن 575;حهاى مختلف سياسى و گردآمدن حول همان محوره 5;يى كه امام بزرگوار ما به عنوان اصول اين انق  4;اب و نظام معين كرده و مورد قبول اين ملت است; ه&# 1605;ان چيزهايى كه ملت براى آن فداكارى كردند.شم 575; ببينيد در هر نقطه ى دنيا وقتى كسى به عنوان ن& #1575;مزد رياست جمهورى شعارهايى مى دهد و بعد اكث&# 1585;يتى ولو ضعيف به او راى مى دهند, صرف آمدن آنها پاى صندوقهاى راى, به عنوان طرفدارى از اين شع ;ارها به حساب مىآيد.در انتخابات اخير فرانسه اين را ملاحظه كرديد; در همه جاى دنيا هم اين مŸ 3;مول است.ملت ايران براى اصول امام بزرگوار ما ; و خطوط اصلى اين انقلاب كه عمده ى آنها را برش 05;ردم اين طور نبود كه فقط پاى صندوقهاى راى بي 75;يد; بلكه جان بر كف دست گرفت و وسط ميدان آمد.اي& #1606; ملت با خون خود, اين انقلاب و اين خطوط و اين ا 89;ول را كه در قانون اساسى امروز مجسم و متبلور  575;ست, امضا كرد.نه فقط در اول انقلاب, بلكه در دور ان جنگ تحميلى, هشت سال مردم در مقابل متجاوز ا ;يستادند و با جان و جوان و همه ى وجود خود از اي 606; نظام مقدس دفاع كردند.اين غير از اين است كه م& #1585;دم براى تاييد شخصيتى پاى صندوقهاى راى بيا 610;ند; اين دهها بار بالاتر از آن است.اين اصول, اص ولى است كه ملت ايران براى آن جان داده است; جو 5;ن داده است; خون داده است; الان هم ايستاده است.&# 1575;لان هم اگر معركه يى پيش بيايد كه مردم ايران & #1575;حساس كنند بايد با جسم و جان خود وسط ميدان بي ايند, همه ى چشمهاى دنيا خواهند ديد كه استقبا ل و شور و هيجان مردم حتى از دوران جنگ تحميلى   7;م بيشتر خواهد بود.اين اصول, مورد اعتقاد و اع 78;ماد و عشق و علاقه ى مردم و محور وحدت است.بعضى & #1583;نبال محور وحدت نگردند! اين اصول, محور وحدت ا ست.همه چه مسوولان, چه عناصر سياسى وفادارى خو د را به اين اصول, بارها و بارها به زبان, به قلم, & #1576;ا نطق و با رفتار ثابت كنند; اين مى شود محور وž 1;دت; وحدت ملى يعنى اين.
ما نمى گوييم اختلاف سليقه هاى مردم و جريانه& #1575;ى سياسى از صحنه ى سياست كشور برداشته شود; اي ن نه ممكن است, نه مفيد; اما اين اختلاف نظرها ن 76;ايد به جدال و شقاق منتهى شود.همه بايد اين وح 583;ت را رعايت و حفظ كنند; اين وسيله ى دفاع از كشو ر و حصارى در مقابل تهاجم گستاخانه ى دشمن است كه دايما تهديد و آن را مرتب تكرار مى كند.الب 8;ه اگر دشمن دست از پا خطا كند, اين ملت خواهد تو&# 1575;نست از حق خود دفاع كند و بينى دشمن را به خاك ب ;مالد.
در كنار اين, وظيفه ى بسيار بزرگى بر عهده ى مس  8;ولان كشور است و آن, خدمت به مردم و كار خستگى ن&# 1575;پذير و پرتلاش و شبانه روزى براى آنهاست.فرق &# 1606;مى كند; چه قوه ى مجريه و دستگاه دولت, چه قوه ى  05;قننه و نمايندگان مجلس, چه قوه ى قضاييه و هست 607; هاى قضايى در سرتاسر كشور; اينها بايد به طور & #1580;دى در جهت اجراى همين اصول و خطوط انقلاب و ام ام كه در واقع اجراى قانون اساسى است بدون ملا حظه كار و تلاش كنند و نگذارند وقت آنها صرف كا ;رهاى ديگر شود.اگر كسى در اين دوران كوتاهى كن ;د, هم در چشم مردم و قضاوت آنها محكوم خواهد شد, &# 1607;م پيش خداى متعال مواخذ خواهد بود.در اين دور&# 1575;ن كه مردم نهايت احتياج را به خدمات مسوولان &# 1583;ارند, نبايد كوتاهى كنند.راه براى خدمت و باز & #1603;ردن گرههاى اقتصادى و معيشتى مردم باز است; ر& #1575;ه براى اجراى عدالت و پركردن شكاف طبقاتى كه & #1583;ر جامعه ى ما كه اسلامى است و نبايد باشد, ولى   5;تاسفانه وجود دارد باز است.راههاى عاقلانه و منطقى وجود دارد; مسوولان بايد همت كنند; اين § 0;يزى است كه روح مطهر اين بزرگوار از ما و همه ى &# 1605;سوولان مى خواهد; همچنان كه اين ملت از ما مى خ واهد.
يكى از مسائل مهم اين روزها كه بحمدالله در كش ور ما به آن خوب پرداخته شد مساله ى فلسطين است ;.اين روزها به مناسبت سالگرد ارتحال امام بزر گوار, دوستان همت كردند و كنفرانس بين المللى فلسطين را تشكيل دادند و در آن جا حرفهاى لازم و مفيدى گفته شد.مساله ى فلسطين, مهمترين مسال ;ه ى دنياى اسلام است; هيچ مساله ى بين المللى ي 09; در دنياى اسلام از اين بالاتر نيست; چون تسلط &# 1594;اصبان سرزمين فلسطين و قدس بر اين بخش از پيك&# 1585; امت اسلامى, منشا بسيارى از ضعفها و دشواريه&# 1575; در دنياى اسلام است.
البته امروز آمريكا شريك جرم اسرائيل است.رئ&# 1610;س جمهور آمريكا كه خود را به عنوان ميانجى مع&# 1585;فى مى كند, صريحا مى گويد حمايت از اسرائيل جز& #1608; سياست خارجى ماست! او در مقابل دنياى عرب, سرا ;ن عرب و امت اسلامى, اين طور آشكار و وقيحانه, ج 575;نبدارى خود را از اسرائيل كه غاصب سرزمين فل 87;طين است نشان مى دهد.
برادران و خواهران! امروز مبارزه ى مردم فلسط& #1610;ن روى محور خود قرار گرفته است; همان محورى كه اميد پيروزى در پيمودن آن است; يعنى ملت به صح  6;ه آمده است.اسرائيل, يك رژيم جعلى و غيرقانون  9; و غاصب است.با زور و ظلم و ترفند آمدند يك كشور & #1585;ا از دست مردمش گرفتند; بنابراين هر گونه مذا& #1603;ره يى كه براساس اعتراف به وجود اين رژيم باش& #1583;, نامشروع و نا¦