پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامى‏به پرسشهاى مختلف دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى‏

22 / 02 / 1382

بسم ‏اللّه ‏الرّحمن ‏الرّحيم

س: با توجه به نياز مبرم صنايع به تكنولوژى روز و رفع نيازهاى كشور در زمينه‏هاى مختلف، متأسّفانه هنوز شاهديم ارتباط سازمان يافته‏يى بين صنعت و دانشگاه برقرار نشده است. برقرارى نظام صحيح بين صنعت و دانشگاه، علاوه بر حلّ معضل بيكارى و ايجاد اشتغال، باعث صرفه‏جويى ارزى و استقلال صنعتى خواهد شد. اميدواريم با پيگيرى دلسوزانه‏ى شما اين بخش از مشكلات كشور حل شود.
ج: بله، جواب بنده اين است كه اين موضوع درست است.
س: چندى است حركت بسيار جالب و پسنديده‏يى در بعضى از دانشگاهها به نام جهاد علمى و كمك به مناطق محروم ايجاد شده است. اين مسأله بدون شك علاوه بر كمك به مناطق محروم باعث بوجود آمدن روحيه‏ى جهادى در بين جوانان مى‏شود. اميدواريم با رهنمودهاى شما اين حركت در دانشگاهها گسترش بيشترى پيدا كند.
ج: اين هم درست است.
س: خواهشمندم توضيح دهيد كه چرا چينِ كمونيست، اينترنت را به شدت سانسور مى‏كند، ولى در ايرانِ اسلامى اين كار انجام نمى‏شود.
ج: در همه جاى دنيا  مخصوص چين نيست  وقتى اين جهاز عظيم و فراگير اينترنت وارد مى‏شود، معمولا فيلترهايى هم هست كه هر كشورى به فراخور تمايلات و تفكرات و مصالحى كه دارد، آنها را كار مى‏گذارد؛ اين يك چيز طبيعى است. در اين‏جا هم در آغاز كار مقدارى بى‏توجهى شد، لكن بعد اقداماتى كردند؛ و بايد بكنند؛ اين درست است؛ البته كه بايد فيلترهاى مناسب و لازم را بگذارند.
س: چرا مغازه‏ها را به خاطر نداشتن جواز پلمب مى‏كنند، ولى به‏خاطر فروش و حتّى نمايش تصاوير مبتذل جريمه نمى‏كنند؟! چرا در نمايشگاه بين‏المللى شركتها حق دارند هر تصوير و يا موسيقى ضد دين را پخش كنند؟!
ج: خدا لعنتشان كند!
س: سه سؤال از محضر مباركتان داشتم:
1 بنده احساس مى‏كنم ركود عجيبى فضاى دانشگاه را فرا گرفته است. به نظر حضرت‏عالى راهبرد مناسب براى برون‏رفت از اين فضا چيست؟
ج: البته تا آن‏جايى كه بنده از دانشگاهها اطّلاع دارم، احساس ركود نكرده‏ام، بلكه به‏عكس نشاط هست؛ هم نشاط سياسى و هم نشاط علمى و درسى. اگر واقعا در جايى احساس شود كه ركودى وجود دارد، بايد مجموعه‏هاى جوان نگذارند؛ مانع بشوند. واقعا ركود در محيط جوان دانشجويى به هيچ‏وجه مصلحت نيست.
2 حدود و خطوط قرمزِ ما در جنبش عدالتخواهى چيست؟ چون بعضا در سخنرانيها و مواضعى كه برخى مسؤولان رده‏پايين اعلام مى‏كنند، رفتار ما را تخريبى و مغاير با منافع نظام تفسير مى‏كنند. نظر حضرت‏عالى چيست؟
ج: اى كاش مى‏گفتند اين رفتارى كه به عنوان تخريبى تعريف مى‏شود، چيست، تا بنده بگويم تخريبى است يا نه. بنده كه نمى‏دانم چه‏طور رفتارى بوده كه آنها آن را تخريبى دانسته‏اند. به هرحال، جنبش عدالتخواهى هنگامى‏كه در جمع دانشجويان و خطاب به آنها گفته مى‏شود، مقصود اين است كه اين طلب و خواسته و خواهش به عنوان يك خواسته‏ى عمده مطرح شود. نبايد بگذاريد كه اين مطالبه‏ى مهم از ذهنها دور شود؛ يعنى بايستى عدالت آن‏چنان از طرف مردم، قشرها و بخصوص جوانها مطالبه شود كه هر مسؤولى  چه بنده و چه هر كس ديگرى كه در هرجا مسؤول است  ناچار باشد به مقوله‏ى عدالت، ولو برخلاف ميلش هم كه هست، بپردازد. يك وقت هست كه ما مثلا به وزارت اقتصاد و دارايى مى‏گوييم عدالت را رعايت كن؛ يا به قوه‏ى قضائيه مى‏گوييم عدالت را رعايت كن، آن معناى ديگرى دارد؛ هر كدام يك معناى خاصّى دارد؛ اما يك وقت به جوانها مى‏گوييم كه شما عدالت را مطالبه كنيد. مطالبه‏ى عدالت به معناى اين است كه عدالت، گفتمان غالب در محيطهاى جوان و دانشجويى بشود؛ عدالت را مطالبه كنند و آن را از هر مسؤولى بخواهند؛ آن چيزى كه توقع هست، اين است. اگر غير از اين كارى صورت بگيرد، ممكن است كار درستى باشد؛ ممكن است كار غلطى باشد، كه بنده چون نمى‏دانم، نظرى نمى‏دهم.
3 خواهشا نظر صريح خود را راجع به لوايح دوگانه‏ى دولت كه اين روزها در سطح رسانه‏ها جنجال زيادى برايش ايجاد كرده‏اند، بيان فرموده و راهنماييهاى لازم را براى روشن شدن افكار مبذول بفرماييد.
ج: درباره‏ى محتواى اين لوايح، بنده قطعا اظهارنظر نمى‏كنم. اين‏كه ايشان فرمودند نظر صريحتان را بگوييد، بنده نظر غير صريحم را هم نمى‏گويم! اين كارى است كه يك روند قانونى دارد. مجلس در اين‏جا شأنى دارد، دولت و شوراى نگهبان هم شأنى دارند، راه قانونى هم وجود دارد كه بايد طى شود. هر لايحه‏يى كه دولت به مجلس بدهد و مجلس و شوراى نگهبان آن را بگذرانند، طبعا معتبر است؛ هم براى بنده و هم براى شما. هر كدام هم اين روند را طى نكند، طبعا معتبر نيست. بنابراين درباره‏ى محتوايش بنده نظر نمى‏دهم.
س: اين‏جانب بدون يك ذرّه عقب‏نشينى از اصول و ارزشهاى انقلاب و ولايت، به عرض مى‏رساند كه موارد زير در كشور داراى مشكل است:
1 نهاد قوه‏ى قضائيه با همه‏ى زحماتى كه مى‏كشد، دچار مشكلات فراوانى است. قاضى بشدت در حال خراب شدن است و نظارت كافى و لازم بر اجزاى قوه‏ى قضائيه نمى‏شود.
ج: البته قوه‏ى قضائيه مُحسّناتى هم دارد؛ كارهاى خوبى هم در آن شده؛ ممكن است عيوبى هم داشته باشد. بله، آنچه كه بنده مى‏توانم عرض بكنم، اين است كه قوه‏ى قضائيه رو به پيشرفت است؛ اين چيزى است كه بنده مى‏فهمم و واقع قضيّه هم همين است؛ معيار و ملاك بايد اين باشد. خيلى از كارها تدريجى انجام مى‏گيرد، امّا آنچه مهم است اين است كه انسان بايد احساس كند كه اين جريان به سمت جلو حركت مى‏كند. البته گاهى كم شتاب است، بايد پر شتاب ترش‏كرد؛ امّا آنچه كه بايد مورد اعتراض قرار بگيرد  اگر هست  آن، سكوت، ركون، نرفتن به سمت جلو، يا  خداى نكرده  رفتن به سمت عقب است. بنده اين‏را در قوه‏ى قضائيه احساس نمى‏كنم. بنده حركت به سمت جلو را به‏طور روشن حس مى‏كنم، البته عيوبى هم بلاشك وجود دارد، همان‏طور كه در خيلى جاهاى ديگر هم هست؛ در خود ما هم وجود دارد.
2 بودجه‏هايى كه براى نهادهاى فرهنگى كشور هزينه مى‏شود، نتيجه‏ى درست در پى ندارد. اگر اين بودجه فرهنگى صرف زير ساختها شود، نتيجه‏ى بهترى مى‏دهد.
ج: نهادهاى فرهنگى يكسان نيستند. حقيقتا بعضى از نهادهاى فرهنگى كارشان مؤثّر و بسيار مفيد است؛ نبايد اين‏رإ؛ّّ مُنكر شد. بنده نمى‏دانم منظور از زير ساختها چيست، چون طبعا كار فرهنگى هم مى‏تواند ناظر به زير ساختها باشد؛ زير ساختهاى فكرى و اعتقادى و... . البته بنده اين‏را قبول دارم كه خيلى از كارهاى فرهنگى كم عمق، رقيق و فاقد ارزش لازم است كه اين از عيوب كارهاى ماست؛ امّا بسيارى از نهادهاى فرهنگى هم هستند كه حقّا خوب كار مى‏كنند.
س: با توجه به رويكرد جامعه به فساد و فحشا، آيا باز هم مى‏توان گفت كه در اين جامعه دغدغه‏ى دين و اسلام وجود دارد؟ پيشنهاد مى‏كنم جناب‏عالى طى فرمايشى، اساتيد محترم را از گروه و باندبازى در گروههاى آموزشى باز داريد.
ج: اين، دو تا مطلب شد. درباره‏ى اين‏كه چون جامعه به فساد و فحشاء رويكرد دارد، نمى‏شود گفت كه در آن دغدغه‏ى دين و اسلام هست، اين به نظر بنده، به هيچ‏وجه ارزيابى درستى نيست. گرايش به فحشاء و فساد، البته يك چيز بسيار بد و منفى است؛ امّا چون در بخشى از جامعه، يا در گوشه‏يى از آن وجود دارد، نمى‏شود كُلِ‏ّ جامعه را متّهم كرد كه دغدغه‏ى دين ندارند. شما جوانهاى عزيز قبل از انقلاب را نديده‏ايد. وضع فعلى را مى‏بينيد، انتظاراتتان هم بالا است؛ حق هم داريد. مى‏دانيد قبل از انقلاب اين مملكت چگونه بود؟ در طول پنجاه سال چگونه پايه‏هاى اخلاقى در اين مملكت عمدا و با حساب، با پيگيرى، متزلزل شد؛ زنها و دخترها و جوانها را به چه وضعى كشاندند؟! اگر مى‏دانستيد، آن وقت مى‏فهميديد اينى‏كه امروز داريد مى‏بينيد؛ اين طبقه‏ى جوانِ صالح و نورانى  چه دخترها و چه پسرها كه در بخشهاى مختلف جامعه هستند  چقدر ارزش دارند.
در دانشگاهها و در همين دانشگاه شهيد بهشتى، قبل از انقلاب چند جوان متديّن بودند كه اگر اسم بياورم، بعضى از آنها را مى‏شناسيد. بعضى از آنها با بنده دوست و خويشاوند بودند، مى‏آمدند از اين جا  كه آن زمان اسمش دانشگاه ملّى بود  مطالبى براى بنده نقل مى‏كردند. اوّلا مراسم مذهبى كه هيچ، حتّى يك محيط كوچك هم براى نماز نداشتند. خودشان دور هم جمع شدند و با پول شخصى يك جاى كوچكى را درست كردند به عنوان نمازخانه. مگر دستگاه اجازه مى‏داد؟ آن روز همين دانشگاه  كه عمدتا محلّ‏ِ اعيان و اشراف و بچه پولدارها بود  اين‏گونه بود؛مركز چه فجايع و چه فسادهايى! دانشگاههاى ديگر هم همين‏گونه بود. واقعا افراد، استاد و دانشجوى متديّن در دانشگاه زير فشار بود؛ در سطح جامعه هم همين مسائل بود؛ زنى كه مايل بود حجابش را حفظ كند، نه اين‏كه با چادر و روگيرى، بلكه با يك حجاب معقول، مگر مى‏توانست در جامعه راه برود؟! ما ماجراها ديديم و شنيديم و اطّلاع داريم كه حالا نه وقتش هست، نه مناسب است كه بگويم. آنها را شما نديديد. امروز جامعه‏ى ما، جامعه‏ى دينى است؛ جامعه‏ى اخلاقى است، البته در آن فساد هم هست؛ زمان اميرالمؤمنين هم فساد بود. شما خيال مى‏كنيد آن زمان فساد نبود؟ آن زمان بدى نبود؟ آن زمان آدمهايى كه احيانا دچار فساد و فحشا بشوند، نبودند؟ چرا. آن زمان هم بودند. عمده اين است كه در هر نظامى اگر به فكر اصلاح هستند، همّت بگمارند براى مقابله‏ى با عوامل فساد. بايد همّت گماشت؛ چه با پديده‏ها، چه با زيربناها و ريشه‏ها؛ اين‏كه باشد، جامعه رشد خواهد كرد؛ پيش خواهد رفت. همين مقدار فسادى هم كه مى‏بينيد، اين هم به مرور از بين خواهد رفت.
س: چرا در مبارزه با مفاسد اقتصادى وقتى نوبت به مسؤولان نظام مى‏رسد، اين حركت متوقّف مى‏شود؟
ج: البته اينها اين‏طور كه تصوّر مى‏كنيد، نيست. اين از همان موارد ابهام آفرينى است. اين‏طور نيست كه به مسؤولان كه مى‏رسد، كار نشود؛ نه، در مواردى نسبت به مسؤولان سختگيرى بيشترى مى‏شود. شما بدانيد الآن قوه‏ى قضائيه از طرف يك جماعتى  كه حالا نمى‏گويم چه كسانى  كه آدمهاى بد و بدنامى هم نيستند؛ مردمان خوبى هم هستند، متهم است به اين‏كه نسبت به مسؤولان دولتى و نظام زيادى سختگيرى مى‏كند. اين، اين طرف قضيّه است، حالا اين دوستمان  برادر يا خواهرمان  مى‏نويسند كه نسبت به مسؤولان اغماض مى‏شود؛ نخير، به هيچ‏وجه اين‏طورى نيست. جرم را بايد شناخت، ميزان جرم را بايد فهميد، آن وقت توقّعِ مجازات متناسب با ميزان جرم را داشت. اينها و پرونده‏هاى ديگرى هم كه اسم آورديد، بررسى شده است. اگر بنده با مفاسدى از نمايندگان خود در هر نقطه برخورد كنم؛ يعنى بدانم كه مفاسدى وجود دارد، قطعا برخورد مى‏كنم و ملاحظه‏ى هيچ‏كس را نمى‏كنم، منتها به شايعات نمى‏توانيد اعتماد كنيد؛ شايعه درست كنند كه فلانى بخوربخور دارد، فلانى فاسد است؛ نخير، اين‏طور نيست؛ ما اطّلاعاتى داريم؛ مى‏دانيم؛ كانالهاى ارتباطى بنده خيلى وسيع است و برخلاف آنچه كه بعضيها تبليغ مى‏كنند، به هيچ‏وجه كانالهاى ارتباطى بنده منحصر به يك يا دو كانال نيست؛ من از راههاى مختلف ارتباط برقرار مى‏كنم و خيلى چيزها را مى‏دانم. اين‏طور نيست كه اين مواردى كه اين‏جا ذكر شده، واقعا جرم و فسادى اتّفاق افتاده باشد كه با آن اغماض شده باشد؛ نه، بنده با مفاسد ميانه‏يى ندارم و نسبت به آن اغماض نمى‏كنم.
س: راه حلِ‏ّ عملى و كارگشا در مورد مقوله‏ى تهاجم فرهنگى را بيان بفرماييد.
ج: تهاجم فرهنگى يك مسأله بسيط نيست، بلكه طراحيها و برنامه‏ريزيهايى كه دشمن براى هدف قرار دادن اعتقاد، اخلاق و فضيلت در قشرهاى مختلف مى‏كند، هركدام به نحوى و با وسايل و ابزارهاى فرهنگى است و طبعا مقابله با آنها نيز متنوّع است. نمى‏شود يك نسخه‏ى واحد براى همه جا نوشت. به نظر من در محيط دانشگاه، همين مجموعه‏ها؛ تشكلهايى كه نامه‏يى هم به نام آنها خطاب به بنده خوانده شد، خوب است. اين كارها، كارهاى خوبى است كه در دانشگاهها انجام مى‏گيرد. آن‏طور كه من در ذهنم است، در بعضى از دانشگاهها كارهاى بسيار خوب فرهنگى از طرف خود جوانها انجام مى‏گيرد. اين را هم عرض بكنم كه در خيلى از اين زمينه‏ها اصلا شما نبايد از بنده بپرسيد كه چه‏كار كنيم. شما خودتان جوانيد، با فكر و دانشجو هستيد، بگرديد ببينيد چه‏كار بايد بكنيد. خيلى تلاش و مجاهدت در زمينه‏هاى فرهنگى خوب مى‏شود كرد؛ البته مواظب باشيد عميق و پُر عمق باشد؛ كار سطحى فرهنگى مفيد نيست، گاهى هم مُضِر است.
س: تبليغات منفى در مورد نظام  چه در داخل و چه در خارج از كشور  بسيار زياد شده است و تأثيرات منفى اين تبليغات را بشدت در جامعه مشاهده مى‏كنيم. آيا فكر نمى‏كنيد چهره اسلام و مسلمانان در نزد جوانان و نوجوانان كشور بشدت تضعيف شده است؟ براى مبارزه با اين تبليغات چه راهنماييهايى براى دانشجويان داريد؟
ج: بنده فكر مى‏كنم كه چهره اسلام و مسلمانان را مى‏خواهند در نزد جوانها تضعيف كنند؛ اين همان بحثى است كه كردم. بله، واقعا مى‏خواهند تضعيف كنند و بايد هم با آن مقابله كرد. در خلال صحبت راههاى اين مبارزه تا حدودى مطرح شد.
س: شما آينده عراق را چگونه پيش‏بينى مى‏كنيد؟
ج: من نمى‏توانم پيش‏بينى قطعى كنم. آنچه كه به گمان زياد و طبق محاسبات، انسان مى‏فهمد اين است كه نقشه‏يى كه امريكاييها براى عراق داشتند، تحقّق نخواهد يافت. آنچه تا حالا تحقّق پيدا كرده، مقدّمات نقشه‏ى آنهاست. امريكاييها با مشكلات و چاله‏هاى زيادى مواجه خواهند شد. چيزهايى در صحنه عراق اتّفاق مى‏افتد و افتاده كه اينها قبلا به هيچ‏وجه محاسبه نكرده بودند. همين استقبالهايى كه از بعضى از علما و بزرگان در عراق مى‏شود، ما مى‏دانيم و اطّلاع داريم كه بكلّى امريكاييها غافلگير شده‏اند. چه زمانى آدم غافلگير مى‏شود؟ وقتى كه به هيچ‏وجه پيش‏بينى و محاسبه نكرده باشد. امريكاييها مسأله‏ى اتّحاد گروههاى شيعه، همراهى گروههاى شيعه و سنّى، شعارهاى مردم عراق، خواست صريح حكومت مردمى و برخاسته‏ى از آراء مردم را در مقابل كارشان  كه گفتند حاكم نظامى مى‏گذاريم و گذاشتند و قدرت‏نمايى هم كردند  محاسبه نكرده بودند و كار، بى‏محاسبه‏ى اين جوانب صورت گرفته است و چون بى‏محاسبه است، دچار ضربه خواهد شد. هر كار بى‏محاسبه‏يى همين‏طور است؛ يعنى از همان‏جايى كه محاسبه نكردند، از همان‏جا ضربه را خواهند خورد؛ اين پيش‏بينى اجمالى است كه من مى‏كنم.
س: لطف كنيد براى تقويت اراده‏ى ما جوانان قدرى نصيحتمان كنيد.
ج: خدا ان‏شاءاللّه شما جوانهاى عزيز را حفظ كند.
س: چرا پس از گذشت بيش از دو دهه از انقلاب فرهنگى، هنوز دانشگاهها اسلامى نشده است؟ مسؤوليت آن به عهده چه كسى است؟
ج: البته خيلى كارهاى خوبى شده، امّا بله، شما راست مى‏گوييد، دانشگاهها صددرصد اسلامى نيست. اسلامى هم فقط به معناى رعايت كردن حجاب و اين حرفها نيست، همين تحقّق علم و تحقيق، اسلامى است. اگر بخواهيم دانشگاه به‏طور كامل اسلامى باشد، بايد همه‏ى جنبه‏ها در آن رعايت بشود، كه نشده است. البته بايد تلاش كنيد، كار دست شما دانشجوهاست.
س: به نظر شما نقش مديريت اسلامى در دانشگاه و تأثير آن بر حركتهاى اسلامى دانشجويان چيست؟
ج: اگر به معناى حقيقى كلمه، موازين اسلامىِ مديريّت مورد توجه قرار بگيرد، بدون ترديد در همه‏ى حركتهاى علمى و فرهنگى دانشگاه تأثير مى‏گذارد و در همه‏ى بخشها خيلى ساماندهى مى‏كند؛ به اعتقاد ما اين‏طور است. بنده الآن هرچه نگاه مى‏كنم، در همه‏ى بخشهايى كه موفّقيّتهاى چشمگير داريم  چه در دانشگاه، چه در خارج دانشگاه  جاى پاى عناصر مؤمن و مسلمان و معتقد را در آن‏جا مى‏بينيم. در همين دانشگاه شما هم بنده كارهاى برجسته‏يى را مشاهده كردم كه كار همين بچه‏هاى مؤمن و متديّن و معتقد است؛ كارهاى خوب، از انسانهاى مؤمن صادر مى‏شود. على‏القاعده مديريّت اسلامى بر حركت اسلامى دانشجويان، تأثير مثبتى خواهد داشت؛ هم كمك مى‏كند به اين حركتها و هم اين‏كه كمك مى‏كند تا اين حركتها راه درستشان را ادامه دهند و دچار اشتباه و خطا نشوند.
س: آيا توليد كردن علم را كه مسأله‏ى بسيار گسترده و نيازمند توانهاى ذهنى و فردى و نيز اكتسابى بسيار گسترده است، مى‏توان از تك‏تك دانشجويان انتظار داشت، يا منحصر به افرادى است كه چنين تواناييهايى را دارند و بنابراين وظيفه آماده كردن محيط را به عهده دارند؟
ج: وظيفه‏ى همه است. اين كه ما مسأله توليد علم را مُكرّر در دانشگاه مطرح كرديم و باز هم مطرح مى‏كنيم و در آينده هم ان‏شاءاللّه مطرح خواهيم كرد، معنايش اين نيست كه از يك‏يك مخاطبان مى‏خواهيم كه توليد علم كنند، بلكه معنايش اين است كه اين يك ارزش، هدف و حركت جمعى  كه انگيزه‏هاى فردى در پى اوست  بشود؛ ما مى‏خواهيم اين را مطرح كنيم. بنده مى‏گويم  البته علمِ ترجمه‏يى محض خوب نيست؛ مگر به عنوان يك وسيله. ما نبايد دچار ترجمه شويم. علم و فرهنگ ترجمه و سيستمها و روشهاى ترجمه‏يى، درست نيست. اين بحثها در جلسه اساتيد هم مطرح بود  ما به عنوان يك ملّت با استعداد بايد علم‏آفرينى كنيم؛ و مى‏توانيم. آن كسانى‏كه علم‏آفرينى كرده‏اند، هم از لحاظ استعداد و هم از لحاظ سوابق علمىِ درخشانِ تاريخى كه ما داريم، از ما جلوتر نبودند، بنابراين ملّت ما مى‏تواند. اين، به عنوان طرح يك خواسته عمومى در دانشگاههاست، تا ان‏شاءاللّه همه آن را دنبال كنند.
س: در اين زمانه‏ى وانفسا، براى حفظ دين خود چه كنيم كه مورد تأييد امام زمان باشيم؟
ج: همين كارهايى كه الآن مى‏كنيد، خوب است: توجه به دين، به نماز، به سياست، پايبندى به نظام، حضور در اجتماعات بزرگ، حضور در صحنه‏هاى نظام؛ همه‏ى اينها خوب است.
س: چند سالى است كه از رهبر فقيد و بنيانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام(ره)، جز پخش تصاوير و اندكى سخنرانى در بدترين ساعتهاى كارى شبكه‏هاى صدا و سيما چيزى نمى‏بينيم. چرا شبكه‏هاى پر بيننده در برنامه‏هاى خود كمترين وقت را براى حضرت امام(ره) و بياناتشان در نظر مى‏گيرند؟
ج: اگر واقعا همين‏طور باشد، اشكال واردى است؛ بايد به آنها تذكر داده شود.
س: از شما رهبرم خواهش مى‏كنم در مورد وظيفه ما دانشجويان صحبت كنيد و بفرماييد آينده كشورمان چگونه خواهد بود؟
ج: فكر مى‏كنم در همين صحبتهايى كه كردم، پاسخ به اين سؤال تا حدودى داده شد.س: امام(ره) فرمودند كه دانشجويان بايد مقابل انحرافات شجاعانه بايستند. اگر ايستادگى دانشجو باعث اصلاح مسؤولان نشد، تكليف چيست؟
ج: چرا، عامل اصلاح خواهد شد. ايستادگى دانشجو معنايش اين نيست كه مبارزه‏ى مسلحانه كند. انسان به مسؤول، بايد بگويد، تذكر بدهد، بخواهد؛ اين خواستن بايد در روش، برخورد و انتخاب او اثر بگذارد. بلاشك اثر مى‏كند؛ ممكن نيست اثر نكند؛ بنده اين را به‏صورت يك امر قطعى عرض مى‏كنم. رويش دقّت كنيد، خواهيد ديد كه امكان ندارد كه يك مجموعه چيزى را بخواهند و در نظامى مثل نظام ما  كه نظام مردم‏سالارى و انتخاب است  تحقّق پيدا نكند؛ بالاخره تحقّق پيدا خواهد كرد.
س: ملاك شما براى انتخاب دانشگاه و گفتگوى دانشجويى چيست؟ مبناى انتخاب دانشگاه را لطفاً بيان بفرماييد.
ج: بنده سالهاست كه با دانشگاهها ارتباط دارم و به همه‏ى دانشگاهها هم رفته‏ام. همين دانشگاه شما هم چند بار آمده‏ام، كه آن زمان شما دانشجو نبوديد. با دوستانى كه با دانشگاهها ارتباط دارند، مشورت مى‏كنيم و هر دانشگاهى كه نرفته باشيم، مى‏رويم. من به دانشگاه تهران، تربيت مُدرّس، صنعتى شريف، امير كبير و دانشگاه امام حسين رفته‏ام و بالاخره حالا نوبت دانشگاه شهيد بهشتى شد؛ ان‏شاءاللّه خداوند قبول كند. بنده دوست دارم كه همچنان‏كه از دوره جوانى با قشر دانشجو ارتباط داشته‏ام  نه ارتباطِ فقط صورى، بلكه واقعا ارتباطگيرى داشته‏ام؛ حرف مى‏زدم، حرف مى‏شنيدم، مباحثه مى‏كردم، تعليم مى‏دادم، ياد مى‏گرفتم  و تا الآن هم ادامه دارد، اين ارتباط تا هر وقت كه زنده هستم، با جماعت جوان و دانشجو قطع نشود.
س: به ما بگوييد در اين اوضاع آشفته، وظيفه يك دانشجوى آگاه و آماده در مقابل جريانهاى سياسى مختلف چيست؟
ج: به نظرم، درست فكر كردن، درست تحليل كردن، تحليل درست را به ديگران منتقل كردن، سعى در روشن و آگاه كردن كسى كه فكر مى‏كنيد ناآگاه است؛ فكر مى‏كنم اينها باشد.
س: خواهشمندم تذكّر دهيد كه به وضعيّت حجاب دخترها و روابط ميان دخترها و پسرها رسيدگى شود؛ امضاء، جمعى از دانشجويان.
ج: خب، حالا آقاى دكتر نديمى اين‏جا تشريف دارند، ما هم گفتيم، خودِ دخترها و پسرها هم اين‏جا هستيد؛ مسأله حجاب را واقعا خوب بايد رعايت كنيد.
س: آيا اقدامات قواى سه‏گانه در مورد پيام هشت ماده‏يى حضرت‏عالى در رابطه با مبارزه با مفاسد اقتصادى راضى كننده مى‏باشد؟ لطفاً نظر خود را بيانْ بفرماييد.
ج: من حالا خصوصى به شما عرض مى‏كنم: نه! واقعا من از آنچه كه اتّفاق افتاده راضى باشم؟ نه؛ يعنى كمتر از آن حدّى است كه بنده را خشنود و راضى كند؛ امّا انصافا تلاش كردند. در همين جلسه‏يى كه اخيرا با مسؤولان قواى سه‏گانه داشتيم، به آنها گفتم دو سال گذشت. قوه‏ى قضائيه و مُجريّه گزارش فعاليّتهايى را كه كرده‏اند، آوردند كه حجم فعاليتها خوب است؛ در اين ترديدى نمى‏شود داشت. ستادى هم تشكيل داده‏اند كه نسبتا فعال است، وليكن نه، آن مقدارى كه بنده را راضى كند، نيست.
س: چرا با مسؤولان رده‏بالايى كه در رابطه با فعاليّت اقتصادى دچار فساد شده‏اند، يا با مفاسدِ اقتصادى برخورد قاطع و لازم را نمى‏كنند، برخورد لازم نمى‏شود؟ و چرا شفّافيّت لازم هم در اين مورد براى مردم صورت نمى‏گيرد؟
ج: اين‏كه بگوييد با كسانى كه دچار فساد شده‏اند برخورد قاطع نمى‏شود، اين را قبول ندارم؛ نه، برخورد مى‏شود. اين‏كه بگوييد با كسانى‏كه قاطع برخورد نمى‏كنند، چرا برخورد نمى‏شود، جواب اين است كه با آن كسانى‏كه قاطع برخورد نمى‏كنند، چگونه برخورد كنيم؛ برخورد همين است كه تذكّر و هشدار بدهيم و به آنها بگوييم؛ برخورد لازم در آن‏جا اين است؛ امّا شفّافيّت لازم در اين مورد براى مردم صورت نمى‏گيرد. يك وقت انتظار هست كه مرتّب اعلاميه داده شود و بگويند فلان كس را گرفتيم، پدر فلان كس را درآورديم، فلان كس اين فساد را كرده؛ اين درست نيست و برخلاف سياست اعلام شده‏ى ماست؛ ما گفتيم اصلا نگوييد. در آن مواردى هم كه اعلام و جنجال شد، بنده با آن وضعيّت موافق نبودم. اين تصميم‏گيرى‏يى است كه بر اساس يك محاسبه‏يى كرديم و اين محاسبه هم محاسبه‏يى حكيمانه است و بر اين اساس نيست كه چيزى لاپوشى و پنهان نگه داشته شود؛ ابدا. بنده نمى‏خواهم ملاحظه‏ى كسى را بكنم، منتها فكر نمى‏كنم كه تا چيزى قطعى و اثبات نشده، بزرگ بودن و اهميّتش ثابت نشده، محاكمه نشده و رويش قضاوتى نيست، بايد سرِ زبانها بيفتد و مطرح شود. هر كس اين كار را بكند، بنده موافق نيستم؛ چه مطبوعاتيها، چه راديو تلويزيون و چه ديگران؛ امّا آمار كارشان را بيان كنند؛ آن هم در صورتى كه اسمِ افراد آورده نشود. اين‏را من به شما عرض بكنم: يك نفر جُرمى مى‏كند، آدم خيلى بدى هم هست، بايست هم مجازات بشود؛ امّا اگر اسم او را ما اعلام كرديم، اين پسر يا دخترش در دانشگاه، خانه، محلّه؛ مى‏دانيد با اين اعلان چند نفر مجازات مى‏شوند؟ چه لزومى دارد؟ بگذاريد او زندان برود و فى‏الجمله گفته هم شود كه اين كار انجام گرفته، ديگر چه لزومى دارد كه ما بچه‏ى دبستانى، دبيرستانى و دانشگاهى‏اش را هم  كه هيچ گناهى ندارند  مجازات كنيم؟ مگر وقتى كه اجبار باشد؛ يعنى زمانى‏كه وضعيّت به گونه‏يى است كه غير از اين امكان ندارد، آن‏جا، چاره‏يى نيست؛ امّا تا مادامى‏كه مى‏شود، خيلى با اين‏طور كارها موافق نيستيم.
س: سؤال بنده پيرامون پيام جناب‏عالى به جنبش دانشجويى آبان هشتادويك مى‏باشد. برخى از مسؤولان فرهنگى و حتّى روحانيون و افراد مُوجّه و دلسوز، ما را نصيحت مى‏كنند كه مطالبه كردن از مسائل ضدعدالت و اعتراض به آنها، به نظام و انقلاب ضربه مى‏زند يا اين‏كه اين كارها تندروى است. در پاسخ به اين افراد چه بايد گفت؟
ج: بايد گفت كه مطالبه‏ى عدالت نه فقط به نظام ضربه نمى‏زند، بلكه نظام را تقويت مى‏كند. البته من نمى‏دانم شما آن را چگونه مطالبه كرده‏ايد كه آنها گفته‏اند ضربه مى‏زند. ممكن است روش مطالبه، تند يا خشن يا نامناسب بوده، كه من در اين باره قضاوتى ندارم، امّا اصل مطالبه‏ى عدالت، هيچ ضربه‏يى به انقلاب نيست، كاملا هم در جهت تقويت انقلاب است.
س: در حركت به سمت پيام جناب‏عالى، با برخى از مسؤولان متخلّف مواجه مى‏شويم كه جناب‏عالى آنها را منصوب فرموده‏ايد. عدّه‏يى از دوستان مى‏گويند اگر رهبرى لازم مى‏دانست، به آنها تذكّر مى‏داد يا اين‏كه آنها را بركنار مى‏كرد. نظر جناب‏عالى چيست؟
ج: اگر من كسى را منصوب كرده باشم و بعد در او عيبى از قبيل همين مفاسد اقتصادى ببينم، بدون ترديد با او مماشات نمى‏كنم و او را كنار مى‏گذارم؛ مثل نمايندگيهايى كه هستند و بعضى از اين به‏اصطلاح سمتهاى معروف. منتها معلوم نيست آنچه در خصوص آن شخص گفته شده، حقيقت داشته باشد، چون نسبت به افرادى حرفهايى مى‏زنند كه من هم آن حرفها رإ؛ّّ شنيده‏ام و از نزديك مى‏دانم كه خلاف است و درست نيست؛ ممكن است اين هم از آن قبيل باشد. به هرحال بنده فساد را در كسى كه با حكم من منصوب شده و مى‏توانم او را از آن كار بركنار كنم، تحمّل نمى‏كنم. امّا اين‏كه «اگر لازم مى‏دانست، به آنها تذكّر مى‏داد»، بله، آن‏جايى كه جاى تذكّر است، تذكّر مى‏دهم؛ امّا تذكّرِ به شخص چيزى نيست كه از تلويزيون پخش شود. آن مقدار كه شما مى‏بينيد بنده در سخنرانيها، نماز جمعه و در ديدار با هيأت دولت تذكّر مى‏دهم و نصيحت مى‏كنم كه در خبرها پخش مى‏شود، چند برابرش و گاهى با زبانهاى بسيار تلخ در جلسات خصوصى به مسؤولان مى‏گويم، لكن بنا نيست كه هرچه به مسؤولان تذكّر مى‏دهيم و مى‏گوييم يا تلخى نشان مى‏دهيم، حتما پخش بشود، تا مردم مطلع شوند؛ هدف اين نيست؛ هدف اين است كه آن شخص راهنمايى شود، كه خيلى از اوقات هم اثر مى‏كند و گاهى هم اثر نمى‏كند و بعد مى‏بينيد آن شخص مى‏رود.
س: برخى از مسؤولان منصوب جناب‏عالى مثل برخى از مسؤولان بيت، زندگى چندان ساده‏يى ندارند. جناب‏عالى چقدر به آنها تذكّر مى‏دهيد؟
ج: البته زندگى ساده خيلى خوب است، ما هم خلاف او را در افراد نمى‏بينيم، امّا بنده اصرار ندارم كه به آن كسانى‏كه با ما كار مى‏كنند  به‏قول شما منصوبان  بگويم بايد حتما در وضع زاهدانه‏يى زندگى كنيد، نه زندگى معمولى. بله، اگر تشريفاتى زندگى كنند، به آنها تذكّر مى‏دهيم. بين زاهدانه و تشريفاتى زندگى كردن، فاصله است و يك حدِّ وسطى وجود دارد؛ زندگى معمولى‏يى داشته باشند كه تشريفاتى و اشرافى هم نباشد، زاهدانه‏ى آن‏طورى هم نباشد. اگر كسى اين‏طور زندگى كند، نه، ما ايرادى به او نخواهيم گرفت، اصرار هم نمى‏كنيم كه حتما چون منصوب ما هستيد، بايد زندگى زاهدانه داشته باشيد. البته اگر كسى اطّلاع دارد كه منصوبانِ همكار بنده زندگى اشرافى دارند، بد نيست به ما هم خبر بدهند كه ما هم مطّلع شويم و اگر اقدامى لازم بود، بكنيم.
س: آيا حركتهايى همچون تجمّع مقابل قوه‏ى قضائيه و مطالبه‏ى شديد از آنها در جهت مبارزه با مفاسد اقتصادى، تضعيف نظام است؟
ج: فرق مى‏كند. گاهى اوقات قوه‏ى قضائيه مايل است واقعا كارى انجام دهد كه اگر پشتوانه‏ى اين‏طورى هم ببيند، حتما انجام خواهد داد. بعضى از امواج سياسى جلوى قوه‏ى قضائيه را در بعضى از كارها مى‏گيرند، بنابراين تصوّر نمى‏كنم كه اين كار تضعيف نظام باشد. البته گاهى ممكن است در شرايطى تضعيف باشد، امّا در شرايطى هم تقويت است؛ يعنى در واقع كمك به آنهاست كه بتوانند آن كارى را كه مى‏خواهند، بكنند و در برابر بعضى از جريانهاى سياسى كه مزاحمت ايجاد مى‏كنند، بتوانند در مقابل آنها حربه قويترى داشته باشند.
س: چرا بودجه‏هايى كه به وزارت علوم اختصاص مى‏يابد، درست مصرف نمى‏شود؟ و رابطه‏ى اساتيد با دانشجويان اين‏قدر كم است؛ همچنين توان علمى و وقت علمى دانشجويان صرف مسائل سياسى مى‏شود و شصت درصد توانايى علمى آنها به‏كار گرفته مى‏شود.
ج: اين شد خيلى حرف، و بايد ادعاها را ثابت كرد. اوّلا رابطه‏ى اساتيد و دانشجويان اگر كم باشد، اين يك عيب است، بنده هم در ديدار با اساتيد  نه امروز در اين‏جا، بلكه در ديدارهاى ديگرى كه داشته‏ام  هميشه توصيه و تأكيدم اين است كه استاد با دانشجو وقت بگذارد. اين‏كه در دانشگاهها معمول بود  كه لابد الان هم هست  كه اتاقهايى به اساتيد اختصاص مى‏دادند كه در آن‏جا صرف وقت مى‏كردند؛ مطالعه مى‏كردند؛ دانشجوها هم هر وقت مى‏خواستند، به آنها مراجعه مى‏كردند، اين سُنّتِ خيلى خوبى است و اين ارتباط بايد باشد. امّا اين‏كه شصت درصد توانايى علمى‏شان به كار گرفته مى‏شود، اين را بنده نمى‏دانم. البته توقّع ما اين است كه بيشتر از اينها از توان علمى دانشجو و استاد استفاده شود.
س: بعد از گذشت دو سال كه در دانشگاه اميركبير مسأله‏ى توليد علم را مطرح كرديد، هنوز اين بحث براى ما شفّاف نيست. تصوّرم اين است كه جنبش نرم‏افزارى، يك تكان و حركت است؛ عدّه‏يى بايد امكانات و ارتباطات و فضا و شور را براى اين جنبش فراهم كنند و عدّه‏يى نيز به خودِ مسأله‏ى توليد علم بپردازند. آيا اين مسأله درست است؟
ج: بله، قبول است؛ همين درست است. عدّه‏يى بايد فضا سازى كنند و به عنوان يك مطالبه‏ى عمومى اين را دربياورند، دستگاههاى توليد علم هم مانند محيطهاى پژوهشگاهى، تحقيقات، كلاسهاى دانشگاهى، دانشجوها و اساتيد بايد آن را دنبال كنند.
س: آيا توليد كردن علم را كه مسأله‏يى بسيار گسترده و نيازمند تواناييهاى ذهنى و فردى و نيز اكتسابى بسيار گسترده است، مى‏توان از تك‏تك دانشجويان انتظار داشت، يا منحصر به افرادى است كه چنين تواناييهايى را دارند؟
ج: جواب اين را عرض كرديم. نه، ما از تك تك دانشجويان توقّع نداريم توليد علم كنند. اصلا اين مسأله به اين صورت، مسأله‏ى فردى نيست، شايد هم همه توانايى توليد علم را ندارند؛ بايد اين به عنوان يك مطالبه‏ى عمومى دربيايد و سُنّتِ كار در دانشگاه بشود، كه همه‏اش فقط به فكر يادگرفتن آنچه ديگران به دست آورده‏اند، نباشيم، بلكه افزودن بر ذخيره‏ى به دست آمده به وسيله‏ى ديگران را هم وجهه‏ى همّت قرار دهيم.
س: اكثر كسانى‏كه با آنها برخورد دارم، در تقوا و ساده‏زيستى شما شك ندارند و حرفهاى شما حرفهاى دل خودشان است، ولى مى‏گويند چرا مى‏گذارند اطرافيان اين‏طور عمل كنند؛ چرا جلوى آنها را نمى‏گيرند؛ چرا جلوى درآمد ميليونى نمايندگان مجلس و آقازاده‏ها را نمى‏گيرند؟
ج: نمايندگان مجلس كه اطرافيان من نيستند؛ قانون در اختيار خود نمايندگان است؛ برطبق قانون عمل مى‏كنند! اين را به شما عرض كنم: اين انتظار را نبايد داشته باشيد كه ما نگاه كنيم به دستگاههاى دولتى  بعد به بيت و مسأله‏ى اطرافيان هم مى‏رسم  ببينيم چه كسى درآمدش زياد است؛ ساده‏زيستى ندارد، فورا تذكّر بدهيم و از كار بركنارش كنيم؛ اين اصلا روش درستى نيست؛ نه ممكن است و نه درست است. آنچه كه مورد توقّع است، اطرافيان و كسانى مى‏باشند كه نزديك به من هستند، اينها بايد در زندگيهايشان ساده‏زيستى داشته باشند. تا آن‏جايى كه من خبر دارم، همين‏طور است. اشخاص درجه يك دفتر ما با پيكان رفت و آمد مى‏كنند و تشريفاتى هم ندارند؛ تا آن‏جايى كه خبر دارم، اين است. اگر كسى خبر ديگرى غير از اين دارد، به ما هم بگويند تا بدانيم؛ اما ساده‏زيستى را رعايت مى‏كنند.
من نمى‏دانم آقازاده‏ها يعنى چه؛ آقازاده‏ها يك عنوان كُلّى است. يعنى فرزندان علما؟ فرزندان مسؤولان؟ يا فرزندان هر آقايى؟ بالاخره هر آقايى، فرزندش آقازاده است، آقازاده و غير آقازاده ندارد، جلوى همه را بايد بگيرند و مى‏گيرند. اين‏طور نيست كه كسى ملاحظه‏ى كسى را بكند. البته شايعه و حرف و گپ هم گاهى درست مى‏كنند؛ همه‏اش هم باور نكنيد، خيليهايش درست نيست.
س: با توجه به اختلافات جدّى مجلس و شوراى نگهبان در خصوص لوايح دوگانه، پيشنهاد شما جهت فيصله يافتن اين قضيّه چيست؟
ج: به نظر بنده بايد ممشاى قانونى طى شود. بالاخره قانون براى همين چيزهاست. اصلا قانون براى اين است كه كسى نتواند با صداى كلفت، حرف خودش را يك‏جا سبز كند؛ به كرسى بنشاند. قانون، فاصل است؛ همه چيز بايد طبق قانون و بر اساس ممشاى قانونى و روال قانونى شود. يك روالى است كه قانون اساسى معين كرده، قوانين عادى هم دارد، همان قوانين بايد طى شود. به نظر بنده اين لوايح و لوايح ديگر، هيچكدام از اين جهت تفاوتى ندارند.
س: يك پيشنهاد: لطفاً در جهت پاسخگويى به شبهاتِ دانشجويان در دانشگاهها، مركزى را ايجاد كنيد تا عزيزان دانشجو به‏صورت مفيدتر و سريع با حضرت‏عالى ارتباط داشته باشند و مشكلات خود را حل نمايند.
ج: چه مركزى؟ الحمدللّه اين‏همه مركز در دانشگاهها هست، حالا يك مركز ديگر هم ما درست كنيم، فكر نمى‏كنم خيلى چيز بجايى باشد. ضمنا شما همه‏ى سؤالات را هم از بنده نكنيد. حالا من آمده‏ام و هرچه سؤال كنيد، تا آن‏جايى كه وقت باشد جواب مى‏دهم؛ امّا اين همه افراد هستند كه مى‏شود از آنها سؤال كرد. نقطه نظرات آنها را بخواهيد؛ به شما جواب مى‏دهند؛ شبهات ذهنى را برطرف مى‏كنند. اين‏طور نيست كه فقط بنده بايد بيايم و جواب بدهم؛ نه، بلكه افراد زيادى هستند كه ان‏شاءاللّه مى‏توانند مطلوب شما را برايتان برآورده كنند.
س: با توجه به تبليغات گسترده و نفوذ فعاليّت دشمن جهت تحريف افكار نسل جوان بخصوص دانشجويان به سمت و سوى موردنظر خود، از جانب نهادها و تشكيلات داخلى آن‏گونه كه شايسته و لازم است فعاليتى در جهت خنثى‏سازى و انهدام توطئه‏هاى بيگانه و سوق دادن فرهنگ دانشگاهها و جامعه به سمت اسلام عزيز صورت نمى‏گيرد و فضا كاملا براى مانور دشمن مهياست. رهبر عزيزم! در اين مورد اقدامات لازم و مصلحتى را مبذول فرماييد.
ج: ان‏شاءاللّه.
س: مسؤولان دانشگاهى را اسم آورده‏اند كه براى سرپوش گذاشتن بر تخلّفات خود، قوانين را از ديد دانشجو مخفى مى‏كنند، تا جايى كه عدّه‏يى از دانشجويان براى احقاق حق خود ناچار به مراجعه به محاكم قضايى مى‏شوند. ضمنا وضعيّت ظاهر اسلامى در دانشگاه علوم پزشكى بسيار زشت و تأسف‏بار است، چرا كسى رسيدگى نمى‏كند؟
ج: مگر مى‏شود قانون را مخفى كرد؟! خب قانون را انسان مى‏خواند. قانون كه دست كسى نيست ؛ قانون چاپ شده است، همه مى‏دانند، مى‏شود رفت پيدا كرد؛ اين حرف درست نيست. امّا درباره‏ى وضعيّت اسلامى در دانشگاه علوم پزشكى، حالا آقايان رؤسا اين‏جا تشريف دارند. اگر همين‏طور باشد، بايد دنبال كنند. بله، هم بواطن را بايد رعايت كنند، هم ظواهر را.
س: توصيه‏ى جناب‏عالى به مجلس در مورد شانه خالى كردن از وظايف اصلى و رسيدگى به مسأله‏ى فقر، اشتغال، تبعيض و فساد چيست؟
ج: ما به دوستان مجلس و غير آنها توصيه‏هايى كه مى‏كنيم اين است كه به اين مسائل اساسى مردم بپردازند. من در همين صحبتهايى كه قبلا عرض كردم، اين را گفتم. يكى از وسايل تشويق و اميد دادن به دشمن براى تهاجم و حمله، همين است كه ما به مشكلات جامعه نرسيم. اگر نرسيم، اين خودش مشوق دشمن است. لذاست كه همه بايستى در اين زمينه تلاش كنند.
س: نظر شما در مورد ارتباط محدود علمى، اقتصادى، به غير از تسليم و زير سلطه رفتن چيست؟
ج: به نظر ما ارتباط علمى با هر جامعه‏يى از جوامع علمى دنيا خوب است، البته در صورتى كه مستلزم يك حاشيه‏هاى مُضِرى نباشد. تماس علمى خودش فى نفسه بسيار خوب است و ارتباط اقتصادى هم همين‏طور مى‏باشد. شركتهاى گوناگونى در مراكز نفتى ما و در جاهاى گوناگون ديگر مى‏آمدند و مى‏رفتند، حتّى شركتهاى اقتصادى امريكاييها هم تا چند سال قبل مى‏آمدند؛ نفت مى‏بردند؛ كار مى‏كردند، تا اين‏كه خودشان اين تحريمها را شش، هفت سال پيش گذاشتند. از نظر ما ارتباط با شركتها و دستگاههاى علمى ايرادى ندارد. آنچه روى آن حسّاسيّت داريم، دولت امريكاست، كه اين هم كاملا يك منطق مستحكم و قوى دارد، كه مايلم در زمان ديگرى در جمعى مطرح شود؛ الان وقتش نيست.
س: چرا در يك جامعه‏ى اسلامى، افرادى روزبه‏روز ميلياردر و افرادى فقيرتر مى‏شوند؟
ج: بله، اين اشكال وارد است. خود من يكى از كسانى هستم كه به اين مسأله ايراد دارم. البته اگر كسى از راه صحيح مى‏تواند ثروت جمع كند، هيچكس به او اعتراضى ندارد، منتها اين‏كه كسانى باسرعت به ثروتهاى كذايى مى‏رسند، اصلا از راه صحيح و جز با تقلّب و روشهاى ممنوع و حرام امكان ندارد. آن وقت در مقابل، منابع كشور محدود است. لازمه‏ى انباشته شدن ثروت حرام در يك‏جا، گود افتادن و خالى شدن كيسه‏ى عده‏ى ديگرى است در كنار او؛ همين‏كه اميرالمؤمنين فرمود:«ما رأيت نعمة موفورة الّا و فى جانبها حقّ مضيّع»؛ اين كاملا درست است. ما اصلا تمام تلاشمان اين است كه اين موضوع نباشد. تكيه‏ى ما بر روى مبارزه با مفاسد اقتصادى، مبارزه با قاچاق براى همين است. روى اين خيلى كار تبليغاتى نشده و نمى‏خواستيم هم بشود. بنده در اين يكى دو سال اخير تلاش مفصلى را براى وادار كردن دستگاهها  چه قضايى، چه مُجريّه  به مبارزه‏ى با قاچاق شروع كرده‏ام. قاچاق چيز عجيبى است و همين مفاسد ازش در مى‏آيد.
س: چند وقتى است كه در دانشگاه ما مشكل بى‏حجابى و ارائه‏ى فرهنگهاى غلط در دانشگاه، دغدغه‏ى بسيج اين دانشگاه شده است. اگر قاطعيّت را ملازمه‏ى كارمان كنيم، مطرود خواهيم شد. پيشنهاد حضرت‏عالى چه مى‏باشد؟
ج: قاطعيّت يعنى چه؟ يعنى برخورد فيزيكى و جسمانى، كه مصلحت نيست؛ درست نيست؛ اصلا اين را توصيه نمى‏كنيم كه بگوييد اين قاطعيّت است؛ اما گفتن، تذكّر دادن؛ نه، خوب است، چه اشكال دارد تذكّر بدهند؛ با اخلاق خوب. ديروز حديثى را براى جمعى مى‏خوانديم كه آمر به معروف و ناهى از منكر بايد خودش به آنچه كه دارد امر و نهى مى‏كند، هم عالم باشد و هم عامل. «رفيق لمن يأمر و رفيق لمن ينهى»؛ امر و نهى را با رفق و مدارا بكند. امر و نهى، يعنى دستور دادن؛ بكن، نكن؛ غير از تمنّا كردن است، امّا همين را با رفق، با مدارا، با محبت؛ نه با خشونت، انجام دهد. به نظرم اين‏طورى بايد عمل شود.
س: ما قصد داريم با شما ديدار خصوصى بكنيم، خواهشمنديم در اين مورد اقدام بفرماييد.
ج: اگر وقت داشته باشم، از ديدار خصوصى با دوستان استقبال مى‏كنم، منتها يك مقدار مشكل وقت داريم.
س: با توجه به اهميّت وحدت اسلامى ميان كشورهاى اسلامى و نيز نزديكى هفته‏ى وحدت، نقش تقريب ميان مذاهب اسلامى را تا چه حد در جهت نيل به اهداف جمهورى اسلامى ضرورى مى‏دانيد؟
ج: تقريب را لازم و واجب و ضرورى و در جهت اهداف نظام اسلامى مى‏دانيم؛ معتقديم وحدت‏شكنى ضربه‏ى بزرگى نه فقط به ما، بلكه به كُلّ امّت اسلامى است.
س: سؤالم كه شايد سؤال همه‏ى عزيزانى باشد كه در اين جلسه حضور دارند، اين است كه وظيفه‏ى ما در حال حاضر در همه‏ى عرصه‏ها چيست؟
ج: اين از آن سؤالهايى است كه يك كلمه است؛ امّا جوابش خيلى طولانى است، منتها حُسنش اين است كه من در خلال صحبتهاى امروز به بخشهاى مهمى از آن اشاره كردم؛ فكر مى‏كنم كه ديگر نياز به تكرار نباشد.
س: با توجه به اين‏كه يكى از جنبه‏هاى تهاجم دشمن، تهاجم فرهنگى و فاسد كردن جوانان و بخصوص زنان و توجه دادن مردم به شهوات و نفسانيات است و با توجه به اين كه در بسيارى از جوامع اسلامى، دشمنان ابتدا از اين طريق، مردم را خلع سلاح كرده‏اند و نيز با توجه به بحران كنونى حجاب در جامعه و حتّى در دانشگاهها، وظيفه‏ى مردم بخصوص دانشجويان و تشكلهاى اسلامى در جامعه و در دانشگاهها چيست و راه حل، حكم و توصيه‏ى شما در اين مورد به تشكلهاى اسلامى چه مى‏باشد؟
ج: توصيه‏ى بنده معلوم است: حجاب را رعايت كنيد و اين لازم و واجب است. به برادر يا خواهرى كه اين نامه را نوشته‏اند، مى‏خواهم بگويم اين‏طور هم نيست كه شما بگوييد زنهاى ما بى‏حجاب شده‏اند؛ نه، من گاهى به خيابانها هم مى‏روم؛ ممكن است بعضى بگويند شما چشمتان به اين خواهرهايى افتاده كه همه حجاب دارند؛ نه، من به خيابان مى‏روم، تا مخصوصا وضع مردها و زنها را ببينم كه چگونه است؛ البته با نگاه حلال و نه حرام. آن‏طور كه بعضى تصوير مى‏كنند، به نظر من نمى‏آيد. البته چرا، اشكالاتى هست. من هم از همه‏ى گوشه و كنارها با خبر نيستم؛ هرجا هم هست، راهش نهى از منكر است.
س: ما دانشجويان، بنابه گفته‏ى امام حسين(ع)، نماز را دوست داريم و متأسفانه در دانشكده‏ى پزشكى نمازخانه نداريم!
ج: خيلى خوب است كه مسؤولان محترم دانشگاه علوم پزشكى به فكر نمازخانه باشند و به آن اهميت بدهند.
س: اميدوارم جواب سؤال من را بدهيد؛ اگر جوابى داشته باشيد. چرا در تمام مدت يك‏ساله، مسؤولان دانشگاه به فكر تعمير و بازسازى و خدمت به دانشجويان نبودند، به محض شنيدن خبر آمدن شما، به فكر خدمت به دانشجويان افتادند!
ج: از اين برادر يا خواهرمان كه اين مطلب را نوشته‏اند، بايد تشكر كنيم، چون مى‏بينم تقريبا همه همين مطلب در ذهنشان بوده است. اين را شما بدانيد، بنده هر جايى كه بناست براى بازديد بروم  حالا من يادم نيست اين تذكّر به اين‏جا داده شده يا نه  به دوستان و همكارانمان گفته‏ام كه بگويند براى خاطر رفتن من هيچ كارى نكنند... بله، مى‏گويند در جلسه، رسما اين موضوع را گفته‏ايم؛ بنده مخصوصا تأكيد مى‏كنم. ما به پادگانها، دانشگاهها و جاهاى مختلف مى‏رويم و گفته‏ام براى رفتن من كارى نكنيد. اگر مى‏خواهيد خودتان كارى كنيد، به روال طبيعى بكنيد؛ امّا به‏خاطر آمدن من، هيچ كارى نكنيد. اگر شده باشد، من موافق نيستم. هر كارى كه براى دانشگاه بايد انجام بگيرد، آن كار انجام بشود. بنده كاملا به اين مطلب اعتقاد دارم.
س: همه‏ى مشكلات را به گردن نيروهاى خارجى  توى پرانتز، امريكاى بيچاره!  نيندازيد. رهبر كشور، خود بايد پاسخگوى مشكلات كشورش باشد، نه يك كشور بيگانه.
ج: كاملا درست است. اولا امريكا خيلى هم بيچاره نيست، آن‏چنان هم كه بعضى خيال مى‏كنند، باچاره نيست! يك چيز ميانه‏يى است. ما همه‏ى مشكلات را به گردن امريكا نمى‏اندازيم؛ مشكلات ما از خودمان است، منتها دشمن از اين مشكلات مى‏خواهد حداكثر استفاده را كند، پدر كشور و ملت را دربياورد؛ اين را هم نگوييم؟! ما نمى‏گوييم اگر تورم هست، تقصير امريكاست؛ نه، اگر تورم هست؛ اگر كاهش قدرت خريد هست؛ اگر كمبود اشتغال هست، چه كسى گفته تقصير امريكاست؟ ما گردن امريكا نمى‏اندازيم؛ اين تقصير خود ماست، تقصير مسؤولان است؛ امّا اگر اسم امريكا را مى‏آوريم؛ اگر حرف امريكا را مى‏زنيم، مى‏خواهيم بگوييم كه گرگى كمين گرفته، پشت خم كرده كه به شما حمله كند؛ از اين غافل نباشيد. به مسؤولان مى‏گوييم ضعفها را برطرف كنيد؛ به شما مى‏گوييم كه متوجه اين دشمن باشيد، تا به شما حمله نكند. وقتى دزدى كمين كرده است؛ وقتى حيوان وحشى‏يى در كمين انسان است؛ وقتى دشمن سلطه‏گرى در كمين يك ملت است، يكى از وظايف اساسى و مهم مسؤولان و رهبرى كشور اين است كه به مردم بگويند توجه كنيد؛ و نيز كارهايى كه مى‏دانند جلوى آسيب دشمن را هم مى‏تواند بگيرد، به مردم بگويند و از آنها بخواهند؛ حرف ما اين است، والّا نخير، ما مشكلات داخلى كشور را به گردن امريكا نمى‏اندازيم.
امّا اين‏كه رهبر كشور بايد پاسخگوى مشكلات كشور باشد، البته همين‏طور است؛ شكى در اين نيست. قانون هم موازين پاسخگويى را مشخص كرده است. هر كسى به هر اندازه‏يى كه حوزه‏ى اختياراتش هست، همان اندازه بايد پاسخگو باشد. البته مسؤوليت مديريّت انقلاب با مديريّت اجرايى كشور فرق دارد؛ اين را توجه داشته باشيد. رهبرى طبق قانون اساسى و طبق آنچه كه درست هم همين است، مسؤوليت اجرايى در كشور ندارد؛ جز در زمينه‏ى نيروهاى مسلح. مسؤوليت اجرايى به عهده‏ى قواى سه‏گانه است، منتها مديريّت انقلاب  كه همان رهبرى باشد  مسؤوليت حفظ جهتگيرى انقلاب و نظام را دارد؛ بايد مواظب باشد كه انقلاب و نظام از آرمانها منحرف و منصرف نشود؛ فريب دشمن را نخورد؛ راه را عوضى نرود؛ اينها مسؤوليتهاى رهبرى است. مسؤوليت اجرايى به عهده‏ى مسؤولان اجرايى است و هر كسى مسؤوليتى دارد، بايد بر طبق مسؤوليت خودش عمل كند. رهبرى نمى‏آيد به وزارت اقتصاد يا بازرگانى بگويد اين‏طورى كن؛ يا به رئيس‏جمهور و فلان وزير و فلان قاضى بگويد آن‏طورى كن؛ به هيچ‏وجه. اينها كارهايى است كه رهبرى نبايد وارد بشود؛ هم بر خلاف قانون است، هم بر خلاف حق و مصلحت. بايد مملكت برطبق روال قانونى با مسؤوليتهاى مشخّص شده حركت كند، هر كسى هم بر خلاف مسؤوليتش رفتار كرد، بالاخره تبعه، دنباله و نتيجه‏يى خواهد داشت كه با آن هم برطبق قانون بايد رفتار كرد؛ بنابراين مطلب كاملا روشن است.
س: لطفاً بفرماييد چرا امسال در كنكور كارشناسى ارشد از سهميه دانشگاههاى روزانه كم و به سهميه‏ى دانشگاههاى شبانه اضافه شده است؟
ج: به گمانم اين را بايد آقاى دكتر نديمى و دوستان جواب بدهند.
س: از آن‏جايى كه بيكارى يكى از مشغله‏هاى فكرى دانشجويان مقاطع مختلف است و همين امر خود باعث نااميدى و يأس در جوانان مى‏شود، آيا نظام فعلى در رفع اين مشكل، دستورى در رأس كار خود دارد و اين وضع خاتمه پيدا مى‏كند يا نه؟
ج: بله، مسأله‏ى اشتغال يقينا در دستور كار است و جزو مسائل مهم مورد اهتمام دستگاهها هم هست و بنده با مسؤولان اجرايى اين كار در دولت جلسات متعددى داشته‏ام و از آنها درخواست كرده‏ام، كه آمدند و گزارش دادند؛ كارهايى را كه كرده‏اند، كارهايى را كه بايد بكنند، نتايجى را كه گرفته‏اند و اشكالاتى كه بر كارشان وارد بوده، در جلسات بحث شد كه مطمئنا يكى از مباحث مهم ما همين موضوع است.
س: خواهشمندم به وضعيّت خوابگاهها بيشتر از اين رسيدگى شود. اى كاش در اين فرصتى كه دست داده، از خوابگاهها هم بازديد مى‏كرديد تا ببينيد كه قشر عظيمى از دانشجويان اين دانشگاه كه بيشتر آنها در مقايسه با ساير دانشجويان موفق‏تر و متعهدترند، در چه شرايط بد و نامناسبى به تحصيل ادامه مى‏دهند.
ج: ان‏شاءاللّه مسأله‏ى خوابگاهها را مى‏گذاريم كه ببينيم با دوستان چه صحبتى و چه كار بايد كرد.
س: چرا مقابله‏ى جدّى با مفاسد اقتصادى نمى‏شود؟
ج: راجع به اين صحبت كرديم.
س: چرا بعضى از مسؤولان نسبت به مشكلات مردم بى‏تفاوت هستند؛ نظر حضرت‏عالى درباره‏ى دانشجويان در اين امر اخير چيست؟ آيا دانشجو بايد در مقابل بى‏عدالتيها و عدم مساوات همچنان ساكت و بى‏تفاوت باشد يا خير؟
ج: درباره‏ى اين موضوع صحبت كرديم. بنده معتقد به اين نيستم كه دانشجويان بايستى سكوت كنند و هيچ حرفى نزنند؛ به اين هم معتقد نيستم كه دانشجويان بايستى از خودشان در وسط ميدان تحرك عملى نشان بدهند، بلكه معتقدم كه دانشجو در زمينه‏ى عدالتخواهى بايد اصل قضيّه را مطالبه كند؛ جا انداختن فكر عدالتخواهى در ذهن مردم، در ذهن خانواده‏ها، در ذهن هر كسى كه در حوزه‏ى كارتان قرار مى‏گيرد.
ديگر وقت گذشت و حقيقت اين است كه بنده هم قدرى خسته شدم. البته شما جوانيد و ديرتر ممكن است خسته شويد. در سنين ما آدم زودتر خسته مى‏شود.
اميدواريم خداوند متعال شما را محفوظ بدارد، و ان‏شاءاللّه توفيق انجام دادن خدمت هم به شما و هم به ما عنايت كند.

والسلام عليكم و رحمه الله بركاته