پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامىبه پرسشهاى مختلف دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى
22 / 02 / 1382
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
س: با توجه به نياز مبرم صنايع به تكنولوژى روز و رفع نيازهاى كشور در زمينههاى مختلف، متأسّفانه هنوز شاهديم ارتباط سازمان يافتهيى بين صنعت و دانشگاه برقرار نشده است. برقرارى نظام صحيح بين صنعت و دانشگاه، علاوه بر حلّ معضل بيكارى و ايجاد اشتغال، باعث صرفهجويى ارزى و استقلال صنعتى خواهد شد. اميدواريم با پيگيرى دلسوزانهى شما اين بخش از مشكلات كشور حل شود.
ج: بله، جواب بنده اين است كه اين موضوع درست است.
س: چندى است حركت بسيار جالب و پسنديدهيى در بعضى از دانشگاهها به نام جهاد علمى و كمك به مناطق محروم ايجاد شده است. اين مسأله بدون شك علاوه بر كمك به مناطق محروم باعث بوجود آمدن روحيهى جهادى در بين جوانان مىشود. اميدواريم با رهنمودهاى شما اين حركت در دانشگاهها گسترش بيشترى پيدا كند.
ج: اين هم درست است.
س: خواهشمندم توضيح دهيد كه چرا چينِ كمونيست، اينترنت را به شدت سانسور مىكند، ولى در ايرانِ اسلامى اين كار انجام نمىشود.
ج: در همه جاى دنيا مخصوص چين نيست وقتى اين جهاز عظيم و فراگير اينترنت وارد مىشود، معمولا فيلترهايى هم هست كه هر كشورى به فراخور تمايلات و تفكرات و مصالحى كه دارد، آنها را كار مىگذارد؛ اين يك چيز طبيعى است. در اينجا هم در آغاز كار مقدارى بىتوجهى شد، لكن بعد اقداماتى كردند؛ و بايد بكنند؛ اين درست است؛ البته كه بايد فيلترهاى مناسب و لازم را بگذارند.
س: چرا مغازهها را به خاطر نداشتن جواز پلمب مىكنند، ولى بهخاطر فروش و حتّى نمايش تصاوير مبتذل جريمه نمىكنند؟! چرا در نمايشگاه بينالمللى شركتها حق دارند هر تصوير و يا موسيقى ضد دين را پخش كنند؟!
ج: خدا لعنتشان كند!
س: سه سؤال از محضر مباركتان داشتم:
1 بنده احساس مىكنم ركود عجيبى فضاى دانشگاه را فرا گرفته است. به نظر حضرتعالى راهبرد مناسب براى برونرفت از اين فضا چيست؟
ج: البته تا آنجايى كه بنده از دانشگاهها اطّلاع دارم، احساس ركود نكردهام، بلكه بهعكس نشاط هست؛ هم نشاط سياسى و هم نشاط علمى و درسى. اگر واقعا در جايى احساس شود كه ركودى وجود دارد، بايد مجموعههاى جوان نگذارند؛ مانع بشوند. واقعا ركود در محيط جوان دانشجويى به هيچوجه مصلحت نيست.
2 حدود و خطوط قرمزِ ما در جنبش عدالتخواهى چيست؟ چون بعضا در سخنرانيها و مواضعى كه برخى مسؤولان ردهپايين اعلام مىكنند، رفتار ما را تخريبى و مغاير با منافع نظام تفسير مىكنند. نظر حضرتعالى چيست؟
ج: اى كاش مىگفتند اين رفتارى كه به عنوان تخريبى تعريف مىشود، چيست، تا بنده بگويم تخريبى است يا نه. بنده كه نمىدانم چهطور رفتارى بوده كه آنها آن را تخريبى دانستهاند. به هرحال، جنبش عدالتخواهى هنگامىكه در جمع دانشجويان و خطاب به آنها گفته مىشود، مقصود اين است كه اين طلب و خواسته و خواهش به عنوان يك خواستهى عمده مطرح شود. نبايد بگذاريد كه اين مطالبهى مهم از ذهنها دور شود؛ يعنى بايستى عدالت آنچنان از طرف مردم، قشرها و بخصوص جوانها مطالبه شود كه هر مسؤولى چه بنده و چه هر كس ديگرى كه در هرجا مسؤول است ناچار باشد به مقولهى عدالت، ولو برخلاف ميلش هم كه هست، بپردازد. يك وقت هست كه ما مثلا به وزارت اقتصاد و دارايى مىگوييم عدالت را رعايت كن؛ يا به قوهى قضائيه مىگوييم عدالت را رعايت كن، آن معناى ديگرى دارد؛ هر كدام يك معناى خاصّى دارد؛ اما يك وقت به جوانها مىگوييم كه شما عدالت را مطالبه كنيد. مطالبهى عدالت به معناى اين است كه عدالت، گفتمان غالب در محيطهاى جوان و دانشجويى بشود؛ عدالت را مطالبه كنند و آن را از هر مسؤولى بخواهند؛ آن چيزى كه توقع هست، اين است. اگر غير از اين كارى صورت بگيرد، ممكن است كار درستى باشد؛ ممكن است كار غلطى باشد، كه بنده چون نمىدانم، نظرى نمىدهم.
3 خواهشا نظر صريح خود را راجع به لوايح دوگانهى دولت كه اين روزها در سطح رسانهها جنجال زيادى برايش ايجاد كردهاند، بيان فرموده و راهنماييهاى لازم را براى روشن شدن افكار مبذول بفرماييد.
ج: دربارهى محتواى اين لوايح، بنده قطعا اظهارنظر نمىكنم. اينكه ايشان فرمودند نظر صريحتان را بگوييد، بنده نظر غير صريحم را هم نمىگويم! اين كارى است كه يك روند قانونى دارد. مجلس در اينجا شأنى دارد، دولت و شوراى نگهبان هم شأنى دارند، راه قانونى هم وجود دارد كه بايد طى شود. هر لايحهيى كه دولت به مجلس بدهد و مجلس و شوراى نگهبان آن را بگذرانند، طبعا معتبر است؛ هم براى بنده و هم براى شما. هر كدام هم اين روند را طى نكند، طبعا معتبر نيست. بنابراين دربارهى محتوايش بنده نظر نمىدهم.
س: اينجانب بدون يك ذرّه عقبنشينى از اصول و ارزشهاى انقلاب و ولايت، به عرض مىرساند كه موارد زير در كشور داراى مشكل است:
1 نهاد قوهى قضائيه با همهى زحماتى كه مىكشد، دچار مشكلات فراوانى است. قاضى بشدت در حال خراب شدن است و نظارت كافى و لازم بر اجزاى قوهى قضائيه نمىشود.
ج: البته قوهى قضائيه مُحسّناتى هم دارد؛ كارهاى خوبى هم در آن شده؛ ممكن است عيوبى هم داشته باشد. بله، آنچه كه بنده مىتوانم عرض بكنم، اين است كه قوهى قضائيه رو به پيشرفت است؛ اين چيزى است كه بنده مىفهمم و واقع قضيّه هم همين است؛ معيار و ملاك بايد اين باشد. خيلى از كارها تدريجى انجام مىگيرد، امّا آنچه مهم است اين است كه انسان بايد احساس كند كه اين جريان به سمت جلو حركت مىكند. البته گاهى كم شتاب است، بايد پر شتاب ترشكرد؛ امّا آنچه كه بايد مورد اعتراض قرار بگيرد اگر هست آن، سكوت، ركون، نرفتن به سمت جلو، يا خداى نكرده رفتن به سمت عقب است. بنده اينرا در قوهى قضائيه احساس نمىكنم. بنده حركت به سمت جلو را بهطور روشن حس مىكنم، البته عيوبى هم بلاشك وجود دارد، همانطور كه در خيلى جاهاى ديگر هم هست؛ در خود ما هم وجود دارد.
2 بودجههايى كه براى نهادهاى فرهنگى كشور هزينه مىشود، نتيجهى درست در پى ندارد. اگر اين بودجه فرهنگى صرف زير ساختها شود، نتيجهى بهترى مىدهد.
ج: نهادهاى فرهنگى يكسان نيستند. حقيقتا بعضى از نهادهاى فرهنگى كارشان مؤثّر و بسيار مفيد است؛ نبايد اينرإ؛ّّ مُنكر شد. بنده نمىدانم منظور از زير ساختها چيست، چون طبعا كار فرهنگى هم مىتواند ناظر به زير ساختها باشد؛ زير ساختهاى فكرى و اعتقادى و... . البته بنده اينرا قبول دارم كه خيلى از كارهاى فرهنگى كم عمق، رقيق و فاقد ارزش لازم است كه اين از عيوب كارهاى ماست؛ امّا بسيارى از نهادهاى فرهنگى هم هستند كه حقّا خوب كار مىكنند.
س: با توجه به رويكرد جامعه به فساد و فحشا، آيا باز هم مىتوان گفت كه در اين جامعه دغدغهى دين و اسلام وجود دارد؟ پيشنهاد مىكنم جنابعالى طى فرمايشى، اساتيد محترم را از گروه و باندبازى در گروههاى آموزشى باز داريد.
ج: اين، دو تا مطلب شد. دربارهى اينكه چون جامعه به فساد و فحشاء رويكرد دارد، نمىشود گفت كه در آن دغدغهى دين و اسلام هست، اين به نظر بنده، به هيچوجه ارزيابى درستى نيست. گرايش به فحشاء و فساد، البته يك چيز بسيار بد و منفى است؛ امّا چون در بخشى از جامعه، يا در گوشهيى از آن وجود دارد، نمىشود كُلِّ جامعه را متّهم كرد كه دغدغهى دين ندارند. شما جوانهاى عزيز قبل از انقلاب را نديدهايد. وضع فعلى را مىبينيد، انتظاراتتان هم بالا است؛ حق هم داريد. مىدانيد قبل از انقلاب اين مملكت چگونه بود؟ در طول پنجاه سال چگونه پايههاى اخلاقى در اين مملكت عمدا و با حساب، با پيگيرى، متزلزل شد؛ زنها و دخترها و جوانها را به چه وضعى كشاندند؟! اگر مىدانستيد، آن وقت مىفهميديد اينىكه امروز داريد مىبينيد؛ اين طبقهى جوانِ صالح و نورانى چه دخترها و چه پسرها كه در بخشهاى مختلف جامعه هستند چقدر ارزش دارند.
در دانشگاهها و در همين دانشگاه شهيد بهشتى، قبل از انقلاب چند جوان متديّن بودند كه اگر اسم بياورم، بعضى از آنها را مىشناسيد. بعضى از آنها با بنده دوست و خويشاوند بودند، مىآمدند از اين جا كه آن زمان اسمش دانشگاه ملّى بود مطالبى براى بنده نقل مىكردند. اوّلا مراسم مذهبى كه هيچ، حتّى يك محيط كوچك هم براى نماز نداشتند. خودشان دور هم جمع شدند و با پول شخصى يك جاى كوچكى را درست كردند به عنوان نمازخانه. مگر دستگاه اجازه مىداد؟ آن روز همين دانشگاه كه عمدتا محلِّ اعيان و اشراف و بچه پولدارها بود اينگونه بود؛مركز چه فجايع و چه فسادهايى! دانشگاههاى ديگر هم همينگونه بود. واقعا افراد، استاد و دانشجوى متديّن در دانشگاه زير فشار بود؛ در سطح جامعه هم همين مسائل بود؛ زنى كه مايل بود حجابش را حفظ كند، نه اينكه با چادر و روگيرى، بلكه با يك حجاب معقول، مگر مىتوانست در جامعه راه برود؟! ما ماجراها ديديم و شنيديم و اطّلاع داريم كه حالا نه وقتش هست، نه مناسب است كه بگويم. آنها را شما نديديد. امروز جامعهى ما، جامعهى دينى است؛ جامعهى اخلاقى است، البته در آن فساد هم هست؛ زمان اميرالمؤمنين هم فساد بود. شما خيال مىكنيد آن زمان فساد نبود؟ آن زمان بدى نبود؟ آن زمان آدمهايى كه احيانا دچار فساد و فحشا بشوند، نبودند؟ چرا. آن زمان هم بودند. عمده اين است كه در هر نظامى اگر به فكر اصلاح هستند، همّت بگمارند براى مقابلهى با عوامل فساد. بايد همّت گماشت؛ چه با پديدهها، چه با زيربناها و ريشهها؛ اينكه باشد، جامعه رشد خواهد كرد؛ پيش خواهد رفت. همين مقدار فسادى هم كه مىبينيد، اين هم به مرور از بين خواهد رفت.
س: چرا در مبارزه با مفاسد اقتصادى وقتى نوبت به مسؤولان نظام مىرسد، اين حركت متوقّف مىشود؟
ج: البته اينها اينطور كه تصوّر مىكنيد، نيست. اين از همان موارد ابهام آفرينى است. اينطور نيست كه به مسؤولان كه مىرسد، كار نشود؛ نه، در مواردى نسبت به مسؤولان سختگيرى بيشترى مىشود. شما بدانيد الآن قوهى قضائيه از طرف يك جماعتى كه حالا نمىگويم چه كسانى كه آدمهاى بد و بدنامى هم نيستند؛ مردمان خوبى هم هستند، متهم است به اينكه نسبت به مسؤولان دولتى و نظام زيادى سختگيرى مىكند. اين، اين طرف قضيّه است، حالا اين دوستمان برادر يا خواهرمان مىنويسند كه نسبت به مسؤولان اغماض مىشود؛ نخير، به هيچوجه اينطورى نيست. جرم را بايد شناخت، ميزان جرم را بايد فهميد، آن وقت توقّعِ مجازات متناسب با ميزان جرم را داشت. اينها و پروندههاى ديگرى هم كه اسم آورديد، بررسى شده است. اگر بنده با مفاسدى از نمايندگان خود در هر نقطه برخورد كنم؛ يعنى بدانم كه مفاسدى وجود دارد، قطعا برخورد مىكنم و ملاحظهى هيچكس را نمىكنم، منتها به شايعات نمىتوانيد اعتماد كنيد؛ شايعه درست كنند كه فلانى بخوربخور دارد، فلانى فاسد است؛ نخير، اينطور نيست؛ ما اطّلاعاتى داريم؛ مىدانيم؛ كانالهاى ارتباطى بنده خيلى وسيع است و برخلاف آنچه كه بعضيها تبليغ مىكنند، به هيچوجه كانالهاى ارتباطى بنده منحصر به يك يا دو كانال نيست؛ من از راههاى مختلف ارتباط برقرار مىكنم و خيلى چيزها را مىدانم. اينطور نيست كه اين مواردى كه اينجا ذكر شده، واقعا جرم و فسادى اتّفاق افتاده باشد كه با آن اغماض شده باشد؛ نه، بنده با مفاسد ميانهيى ندارم و نسبت به آن اغماض نمىكنم.
س: راه حلِّ عملى و كارگشا در مورد مقولهى تهاجم فرهنگى را بيان بفرماييد.
ج: تهاجم فرهنگى يك مسأله بسيط نيست، بلكه طراحيها و برنامهريزيهايى كه دشمن براى هدف قرار دادن اعتقاد، اخلاق و فضيلت در قشرهاى مختلف مىكند، هركدام به نحوى و با وسايل و ابزارهاى فرهنگى است و طبعا مقابله با آنها نيز متنوّع است. نمىشود يك نسخهى واحد براى همه جا نوشت. به نظر من در محيط دانشگاه، همين مجموعهها؛ تشكلهايى كه نامهيى هم به نام آنها خطاب به بنده خوانده شد، خوب است. اين كارها، كارهاى خوبى است كه در دانشگاهها انجام مىگيرد. آنطور كه من در ذهنم است، در بعضى از دانشگاهها كارهاى بسيار خوب فرهنگى از طرف خود جوانها انجام مىگيرد. اين را هم عرض بكنم كه در خيلى از اين زمينهها اصلا شما نبايد از بنده بپرسيد كه چهكار كنيم. شما خودتان جوانيد، با فكر و دانشجو هستيد، بگرديد ببينيد چهكار بايد بكنيد. خيلى تلاش و مجاهدت در زمينههاى فرهنگى خوب مىشود كرد؛ البته مواظب باشيد عميق و پُر عمق باشد؛ كار سطحى فرهنگى مفيد نيست، گاهى هم مُضِر است.
س: تبليغات منفى در مورد نظام چه در داخل و چه در خارج از كشور بسيار زياد شده است و تأثيرات منفى اين تبليغات را بشدت در جامعه مشاهده مىكنيم. آيا فكر نمىكنيد چهره اسلام و مسلمانان در نزد جوانان و نوجوانان كشور بشدت تضعيف شده است؟ براى مبارزه با اين تبليغات چه راهنماييهايى براى دانشجويان داريد؟
ج: بنده فكر مىكنم كه چهره اسلام و مسلمانان را مىخواهند در نزد جوانها تضعيف كنند؛ اين همان بحثى است كه كردم. بله، واقعا مىخواهند تضعيف كنند و بايد هم با آن مقابله كرد. در خلال صحبت راههاى اين مبارزه تا حدودى مطرح شد.
س: شما آينده عراق را چگونه پيشبينى مىكنيد؟
ج: من نمىتوانم پيشبينى قطعى كنم. آنچه كه به گمان زياد و طبق محاسبات، انسان مىفهمد اين است كه نقشهيى كه امريكاييها براى عراق داشتند، تحقّق نخواهد يافت. آنچه تا حالا تحقّق پيدا كرده، مقدّمات نقشهى آنهاست. امريكاييها با مشكلات و چالههاى زيادى مواجه خواهند شد. چيزهايى در صحنه عراق اتّفاق مىافتد و افتاده كه اينها قبلا به هيچوجه محاسبه نكرده بودند. همين استقبالهايى كه از بعضى از علما و بزرگان در عراق مىشود، ما مىدانيم و اطّلاع داريم كه بكلّى امريكاييها غافلگير شدهاند. چه زمانى آدم غافلگير مىشود؟ وقتى كه به هيچوجه پيشبينى و محاسبه نكرده باشد. امريكاييها مسألهى اتّحاد گروههاى شيعه، همراهى گروههاى شيعه و سنّى، شعارهاى مردم عراق، خواست صريح حكومت مردمى و برخاستهى از آراء مردم را در مقابل كارشان كه گفتند حاكم نظامى مىگذاريم و گذاشتند و قدرتنمايى هم كردند محاسبه نكرده بودند و كار، بىمحاسبهى اين جوانب صورت گرفته است و چون بىمحاسبه است، دچار ضربه خواهد شد. هر كار بىمحاسبهيى همينطور است؛ يعنى از همانجايى كه محاسبه نكردند، از همانجا ضربه را خواهند خورد؛ اين پيشبينى اجمالى است كه من مىكنم.
س: لطف كنيد براى تقويت ارادهى ما جوانان قدرى نصيحتمان كنيد.
ج: خدا انشاءاللّه شما جوانهاى عزيز را حفظ كند.
س: چرا پس از گذشت بيش از دو دهه از انقلاب فرهنگى، هنوز دانشگاهها اسلامى نشده است؟ مسؤوليت آن به عهده چه كسى است؟
ج: البته خيلى كارهاى خوبى شده، امّا بله، شما راست مىگوييد، دانشگاهها صددرصد اسلامى نيست. اسلامى هم فقط به معناى رعايت كردن حجاب و اين حرفها نيست، همين تحقّق علم و تحقيق، اسلامى است. اگر بخواهيم دانشگاه بهطور كامل اسلامى باشد، بايد همهى جنبهها در آن رعايت بشود، كه نشده است. البته بايد تلاش كنيد، كار دست شما دانشجوهاست.
س: به نظر شما نقش مديريت اسلامى در دانشگاه و تأثير آن بر حركتهاى اسلامى دانشجويان چيست؟
ج: اگر به معناى حقيقى كلمه، موازين اسلامىِ مديريّت مورد توجه قرار بگيرد، بدون ترديد در همهى حركتهاى علمى و فرهنگى دانشگاه تأثير مىگذارد و در همهى بخشها خيلى ساماندهى مىكند؛ به اعتقاد ما اينطور است. بنده الآن هرچه نگاه مىكنم، در همهى بخشهايى كه موفّقيّتهاى چشمگير داريم چه در دانشگاه، چه در خارج دانشگاه جاى پاى عناصر مؤمن و مسلمان و معتقد را در آنجا مىبينيم. در همين دانشگاه شما هم بنده كارهاى برجستهيى را مشاهده كردم كه كار همين بچههاى مؤمن و متديّن و معتقد است؛ كارهاى خوب، از انسانهاى مؤمن صادر مىشود. علىالقاعده مديريّت اسلامى بر حركت اسلامى دانشجويان، تأثير مثبتى خواهد داشت؛ هم كمك مىكند به اين حركتها و هم اينكه كمك مىكند تا اين حركتها راه درستشان را ادامه دهند و دچار اشتباه و خطا نشوند.
س: آيا توليد كردن علم را كه مسألهى بسيار گسترده و نيازمند توانهاى ذهنى و فردى و نيز اكتسابى بسيار گسترده است، مىتوان از تكتك دانشجويان انتظار داشت، يا منحصر به افرادى است كه چنين تواناييهايى را دارند و بنابراين وظيفه آماده كردن محيط را به عهده دارند؟
ج: وظيفهى همه است. اين كه ما مسأله توليد علم را مُكرّر در دانشگاه مطرح كرديم و باز هم مطرح مىكنيم و در آينده هم انشاءاللّه مطرح خواهيم كرد، معنايش اين نيست كه از يكيك مخاطبان مىخواهيم كه توليد علم كنند، بلكه معنايش اين است كه اين يك ارزش، هدف و حركت جمعى كه انگيزههاى فردى در پى اوست بشود؛ ما مىخواهيم اين را مطرح كنيم. بنده مىگويم البته علمِ ترجمهيى محض خوب نيست؛ مگر به عنوان يك وسيله. ما نبايد دچار ترجمه شويم. علم و فرهنگ ترجمه و سيستمها و روشهاى ترجمهيى، درست نيست. اين بحثها در جلسه اساتيد هم مطرح بود ما به عنوان يك ملّت با استعداد بايد علمآفرينى كنيم؛ و مىتوانيم. آن كسانىكه علمآفرينى كردهاند، هم از لحاظ استعداد و هم از لحاظ سوابق علمىِ درخشانِ تاريخى كه ما داريم، از ما جلوتر نبودند، بنابراين ملّت ما مىتواند. اين، به عنوان طرح يك خواسته عمومى در دانشگاههاست، تا انشاءاللّه همه آن را دنبال كنند.
س: در اين زمانهى وانفسا، براى حفظ دين خود چه كنيم كه مورد تأييد امام زمان باشيم؟
ج: همين كارهايى كه الآن مىكنيد، خوب است: توجه به دين، به نماز، به سياست، پايبندى به نظام، حضور در اجتماعات بزرگ، حضور در صحنههاى نظام؛ همهى اينها خوب است.
س: چند سالى است كه از رهبر فقيد و بنيانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام(ره)، جز پخش تصاوير و اندكى سخنرانى در بدترين ساعتهاى كارى شبكههاى صدا و سيما چيزى نمىبينيم. چرا شبكههاى پر بيننده در برنامههاى خود كمترين وقت را براى حضرت امام(ره) و بياناتشان در نظر مىگيرند؟
ج: اگر واقعا همينطور باشد، اشكال واردى است؛ بايد به آنها تذكر داده شود.
س: از شما رهبرم خواهش مىكنم در مورد وظيفه ما دانشجويان صحبت كنيد و بفرماييد آينده كشورمان چگونه خواهد بود؟
ج: فكر مىكنم در همين صحبتهايى كه كردم، پاسخ به اين سؤال تا حدودى داده شد.س: امام(ره) فرمودند كه دانشجويان بايد مقابل انحرافات شجاعانه بايستند. اگر ايستادگى دانشجو باعث اصلاح مسؤولان نشد، تكليف چيست؟
ج: چرا، عامل اصلاح خواهد شد. ايستادگى دانشجو معنايش اين نيست كه مبارزهى مسلحانه كند. انسان به مسؤول، بايد بگويد، تذكر بدهد، بخواهد؛ اين خواستن بايد در روش، برخورد و انتخاب او اثر بگذارد. بلاشك اثر مىكند؛ ممكن نيست اثر نكند؛ بنده اين را بهصورت يك امر قطعى عرض مىكنم. رويش دقّت كنيد، خواهيد ديد كه امكان ندارد كه يك مجموعه چيزى را بخواهند و در نظامى مثل نظام ما كه نظام مردمسالارى و انتخاب است تحقّق پيدا نكند؛ بالاخره تحقّق پيدا خواهد كرد.
س: ملاك شما براى انتخاب دانشگاه و گفتگوى دانشجويى چيست؟ مبناى انتخاب دانشگاه را لطفاً بيان بفرماييد.
ج: بنده سالهاست كه با دانشگاهها ارتباط دارم و به همهى دانشگاهها هم رفتهام. همين دانشگاه شما هم چند بار آمدهام، كه آن زمان شما دانشجو نبوديد. با دوستانى كه با دانشگاهها ارتباط دارند، مشورت مىكنيم و هر دانشگاهى كه نرفته باشيم، مىرويم. من به دانشگاه تهران، تربيت مُدرّس، صنعتى شريف، امير كبير و دانشگاه امام حسين رفتهام و بالاخره حالا نوبت دانشگاه شهيد بهشتى شد؛ انشاءاللّه خداوند قبول كند. بنده دوست دارم كه همچنانكه از دوره جوانى با قشر دانشجو ارتباط داشتهام نه ارتباطِ فقط صورى، بلكه واقعا ارتباطگيرى داشتهام؛ حرف مىزدم، حرف مىشنيدم، مباحثه مىكردم، تعليم مىدادم، ياد مىگرفتم و تا الآن هم ادامه دارد، اين ارتباط تا هر وقت كه زنده هستم، با جماعت جوان و دانشجو قطع نشود.
س: به ما بگوييد در اين اوضاع آشفته، وظيفه يك دانشجوى آگاه و آماده در مقابل جريانهاى سياسى مختلف چيست؟
ج: به نظرم، درست فكر كردن، درست تحليل كردن، تحليل درست را به ديگران منتقل كردن، سعى در روشن و آگاه كردن كسى كه فكر مىكنيد ناآگاه است؛ فكر مىكنم اينها باشد.
س: خواهشمندم تذكّر دهيد كه به وضعيّت حجاب دخترها و روابط ميان دخترها و پسرها رسيدگى شود؛ امضاء، جمعى از دانشجويان.
ج: خب، حالا آقاى دكتر نديمى اينجا تشريف دارند، ما هم گفتيم، خودِ دخترها و پسرها هم اينجا هستيد؛ مسأله حجاب را واقعا خوب بايد رعايت كنيد.
س: آيا اقدامات قواى سهگانه در مورد پيام هشت مادهيى حضرتعالى در رابطه با مبارزه با مفاسد اقتصادى راضى كننده مىباشد؟ لطفاً نظر خود را بيانْ بفرماييد.
ج: من حالا خصوصى به شما عرض مىكنم: نه! واقعا من از آنچه كه اتّفاق افتاده راضى باشم؟ نه؛ يعنى كمتر از آن حدّى است كه بنده را خشنود و راضى كند؛ امّا انصافا تلاش كردند. در همين جلسهيى كه اخيرا با مسؤولان قواى سهگانه داشتيم، به آنها گفتم دو سال گذشت. قوهى قضائيه و مُجريّه گزارش فعاليّتهايى را كه كردهاند، آوردند كه حجم فعاليتها خوب است؛ در اين ترديدى نمىشود داشت. ستادى هم تشكيل دادهاند كه نسبتا فعال است، وليكن نه، آن مقدارى كه بنده را راضى كند، نيست.
س: چرا با مسؤولان ردهبالايى كه در رابطه با فعاليّت اقتصادى دچار فساد شدهاند، يا با مفاسدِ اقتصادى برخورد قاطع و لازم را نمىكنند، برخورد لازم نمىشود؟ و چرا شفّافيّت لازم هم در اين مورد براى مردم صورت نمىگيرد؟
ج: اينكه بگوييد با كسانى كه دچار فساد شدهاند برخورد قاطع نمىشود، اين را قبول ندارم؛ نه، برخورد مىشود. اينكه بگوييد با كسانىكه قاطع برخورد نمىكنند، چرا برخورد نمىشود، جواب اين است كه با آن كسانىكه قاطع برخورد نمىكنند، چگونه برخورد كنيم؛ برخورد همين است كه تذكّر و هشدار بدهيم و به آنها بگوييم؛ برخورد لازم در آنجا اين است؛ امّا شفّافيّت لازم در اين مورد براى مردم صورت نمىگيرد. يك وقت انتظار هست كه مرتّب اعلاميه داده شود و بگويند فلان كس را گرفتيم، پدر فلان كس را درآورديم، فلان كس اين فساد را كرده؛ اين درست نيست و برخلاف سياست اعلام شدهى ماست؛ ما گفتيم اصلا نگوييد. در آن مواردى هم كه اعلام و جنجال شد، بنده با آن وضعيّت موافق نبودم. اين تصميمگيرىيى است كه بر اساس يك محاسبهيى كرديم و اين محاسبه هم محاسبهيى حكيمانه است و بر اين اساس نيست كه چيزى لاپوشى و پنهان نگه داشته شود؛ ابدا. بنده نمىخواهم ملاحظهى كسى را بكنم، منتها فكر نمىكنم كه تا چيزى قطعى و اثبات نشده، بزرگ بودن و اهميّتش ثابت نشده، محاكمه نشده و رويش قضاوتى نيست، بايد سرِ زبانها بيفتد و مطرح شود. هر كس اين كار را بكند، بنده موافق نيستم؛ چه مطبوعاتيها، چه راديو تلويزيون و چه ديگران؛ امّا آمار كارشان را بيان كنند؛ آن هم در صورتى كه اسمِ افراد آورده نشود. اينرا من به شما عرض بكنم: يك نفر جُرمى مىكند، آدم خيلى بدى هم هست، بايست هم مجازات بشود؛ امّا اگر اسم او را ما اعلام كرديم، اين پسر يا دخترش در دانشگاه، خانه، محلّه؛ مىدانيد با اين اعلان چند نفر مجازات مىشوند؟ چه لزومى دارد؟ بگذاريد او زندان برود و فىالجمله گفته هم شود كه اين كار انجام گرفته، ديگر چه لزومى دارد كه ما بچهى دبستانى، دبيرستانى و دانشگاهىاش را هم كه هيچ گناهى ندارند مجازات كنيم؟ مگر وقتى كه اجبار باشد؛ يعنى زمانىكه وضعيّت به گونهيى است كه غير از اين امكان ندارد، آنجا، چارهيى نيست؛ امّا تا مادامىكه مىشود، خيلى با اينطور كارها موافق نيستيم.
س: سؤال بنده پيرامون پيام جنابعالى به جنبش دانشجويى آبان هشتادويك مىباشد. برخى از مسؤولان فرهنگى و حتّى روحانيون و افراد مُوجّه و دلسوز، ما را نصيحت مىكنند كه مطالبه كردن از مسائل ضدعدالت و اعتراض به آنها، به نظام و انقلاب ضربه مىزند يا اينكه اين كارها تندروى است. در پاسخ به اين افراد چه بايد گفت؟
ج: بايد گفت كه مطالبهى عدالت نه فقط به نظام ضربه نمىزند، بلكه نظام را تقويت مىكند. البته من نمىدانم شما آن را چگونه مطالبه كردهايد كه آنها گفتهاند ضربه مىزند. ممكن است روش مطالبه، تند يا خشن يا نامناسب بوده، كه من در اين باره قضاوتى ندارم، امّا اصل مطالبهى عدالت، هيچ ضربهيى به انقلاب نيست، كاملا هم در جهت تقويت انقلاب است.
س: در حركت به سمت پيام جنابعالى، با برخى از مسؤولان متخلّف مواجه مىشويم كه جنابعالى آنها را منصوب فرمودهايد. عدّهيى از دوستان مىگويند اگر رهبرى لازم مىدانست، به آنها تذكّر مىداد يا اينكه آنها را بركنار مىكرد. نظر جنابعالى چيست؟
ج: اگر من كسى را منصوب كرده باشم و بعد در او عيبى از قبيل همين مفاسد اقتصادى ببينم، بدون ترديد با او مماشات نمىكنم و او را كنار مىگذارم؛ مثل نمايندگيهايى كه هستند و بعضى از اين بهاصطلاح سمتهاى معروف. منتها معلوم نيست آنچه در خصوص آن شخص گفته شده، حقيقت داشته باشد، چون نسبت به افرادى حرفهايى مىزنند كه من هم آن حرفها رإ؛ّّ شنيدهام و از نزديك مىدانم كه خلاف است و درست نيست؛ ممكن است اين هم از آن قبيل باشد. به هرحال بنده فساد را در كسى كه با حكم من منصوب شده و مىتوانم او را از آن كار بركنار كنم، تحمّل نمىكنم. امّا اينكه «اگر لازم مىدانست، به آنها تذكّر مىداد»، بله، آنجايى كه جاى تذكّر است، تذكّر مىدهم؛ امّا تذكّرِ به شخص چيزى نيست كه از تلويزيون پخش شود. آن مقدار كه شما مىبينيد بنده در سخنرانيها، نماز جمعه و در ديدار با هيأت دولت تذكّر مىدهم و نصيحت مىكنم كه در خبرها پخش مىشود، چند برابرش و گاهى با زبانهاى بسيار تلخ در جلسات خصوصى به مسؤولان مىگويم، لكن بنا نيست كه هرچه به مسؤولان تذكّر مىدهيم و مىگوييم يا تلخى نشان مىدهيم، حتما پخش بشود، تا مردم مطلع شوند؛ هدف اين نيست؛ هدف اين است كه آن شخص راهنمايى شود، كه خيلى از اوقات هم اثر مىكند و گاهى هم اثر نمىكند و بعد مىبينيد آن شخص مىرود.
س: برخى از مسؤولان منصوب جنابعالى مثل برخى از مسؤولان بيت، زندگى چندان سادهيى ندارند. جنابعالى چقدر به آنها تذكّر مىدهيد؟
ج: البته زندگى ساده خيلى خوب است، ما هم خلاف او را در افراد نمىبينيم، امّا بنده اصرار ندارم كه به آن كسانىكه با ما كار مىكنند بهقول شما منصوبان بگويم بايد حتما در وضع زاهدانهيى زندگى كنيد، نه زندگى معمولى. بله، اگر تشريفاتى زندگى كنند، به آنها تذكّر مىدهيم. بين زاهدانه و تشريفاتى زندگى كردن، فاصله است و يك حدِّ وسطى وجود دارد؛ زندگى معمولىيى داشته باشند كه تشريفاتى و اشرافى هم نباشد، زاهدانهى آنطورى هم نباشد. اگر كسى اينطور زندگى كند، نه، ما ايرادى به او نخواهيم گرفت، اصرار هم نمىكنيم كه حتما چون منصوب ما هستيد، بايد زندگى زاهدانه داشته باشيد. البته اگر كسى اطّلاع دارد كه منصوبانِ همكار بنده زندگى اشرافى دارند، بد نيست به ما هم خبر بدهند كه ما هم مطّلع شويم و اگر اقدامى لازم بود، بكنيم.
س: آيا حركتهايى همچون تجمّع مقابل قوهى قضائيه و مطالبهى شديد از آنها در جهت مبارزه با مفاسد اقتصادى، تضعيف نظام است؟
ج: فرق مىكند. گاهى اوقات قوهى قضائيه مايل است واقعا كارى انجام دهد كه اگر پشتوانهى اينطورى هم ببيند، حتما انجام خواهد داد. بعضى از امواج سياسى جلوى قوهى قضائيه را در بعضى از كارها مىگيرند، بنابراين تصوّر نمىكنم كه اين كار تضعيف نظام باشد. البته گاهى ممكن است در شرايطى تضعيف باشد، امّا در شرايطى هم تقويت است؛ يعنى در واقع كمك به آنهاست كه بتوانند آن كارى را كه مىخواهند، بكنند و در برابر بعضى از جريانهاى سياسى كه مزاحمت ايجاد مىكنند، بتوانند در مقابل آنها حربه قويترى داشته باشند.
س: چرا بودجههايى كه به وزارت علوم اختصاص مىيابد، درست مصرف نمىشود؟ و رابطهى اساتيد با دانشجويان اينقدر كم است؛ همچنين توان علمى و وقت علمى دانشجويان صرف مسائل سياسى مىشود و شصت درصد توانايى علمى آنها بهكار گرفته مىشود.
ج: اين شد خيلى حرف، و بايد ادعاها را ثابت كرد. اوّلا رابطهى اساتيد و دانشجويان اگر كم باشد، اين يك عيب است، بنده هم در ديدار با اساتيد نه امروز در اينجا، بلكه در ديدارهاى ديگرى كه داشتهام هميشه توصيه و تأكيدم اين است كه استاد با دانشجو وقت بگذارد. اينكه در دانشگاهها معمول بود كه لابد الان هم هست كه اتاقهايى به اساتيد اختصاص مىدادند كه در آنجا صرف وقت مىكردند؛ مطالعه مىكردند؛ دانشجوها هم هر وقت مىخواستند، به آنها مراجعه مىكردند، اين سُنّتِ خيلى خوبى است و اين ارتباط بايد باشد. امّا اينكه شصت درصد توانايى علمىشان به كار گرفته مىشود، اين را بنده نمىدانم. البته توقّع ما اين است كه بيشتر از اينها از توان علمى دانشجو و استاد استفاده شود.
س: بعد از گذشت دو سال كه در دانشگاه اميركبير مسألهى توليد علم را مطرح كرديد، هنوز اين بحث براى ما شفّاف نيست. تصوّرم اين است كه جنبش نرمافزارى، يك تكان و حركت است؛ عدّهيى بايد امكانات و ارتباطات و فضا و شور را براى اين جنبش فراهم كنند و عدّهيى نيز به خودِ مسألهى توليد علم بپردازند. آيا اين مسأله درست است؟
ج: بله، قبول است؛ همين درست است. عدّهيى بايد فضا سازى كنند و به عنوان يك مطالبهى عمومى اين را دربياورند، دستگاههاى توليد علم هم مانند محيطهاى پژوهشگاهى، تحقيقات، كلاسهاى دانشگاهى، دانشجوها و اساتيد بايد آن را دنبال كنند.
س: آيا توليد كردن علم را كه مسألهيى بسيار گسترده و نيازمند تواناييهاى ذهنى و فردى و نيز اكتسابى بسيار گسترده است، مىتوان از تكتك دانشجويان انتظار داشت، يا منحصر به افرادى است كه چنين تواناييهايى را دارند؟
ج: جواب اين را عرض كرديم. نه، ما از تك تك دانشجويان توقّع نداريم توليد علم كنند. اصلا اين مسأله به اين صورت، مسألهى فردى نيست، شايد هم همه توانايى توليد علم را ندارند؛ بايد اين به عنوان يك مطالبهى عمومى دربيايد و سُنّتِ كار در دانشگاه بشود، كه همهاش فقط به فكر يادگرفتن آنچه ديگران به دست آوردهاند، نباشيم، بلكه افزودن بر ذخيرهى به دست آمده به وسيلهى ديگران را هم وجههى همّت قرار دهيم.
س: اكثر كسانىكه با آنها برخورد دارم، در تقوا و سادهزيستى شما شك ندارند و حرفهاى شما حرفهاى دل خودشان است، ولى مىگويند چرا مىگذارند اطرافيان اينطور عمل كنند؛ چرا جلوى آنها را نمىگيرند؛ چرا جلوى درآمد ميليونى نمايندگان مجلس و آقازادهها را نمىگيرند؟
ج: نمايندگان مجلس كه اطرافيان من نيستند؛ قانون در اختيار خود نمايندگان است؛ برطبق قانون عمل مىكنند! اين را به شما عرض كنم: اين انتظار را نبايد داشته باشيد كه ما نگاه كنيم به دستگاههاى دولتى بعد به بيت و مسألهى اطرافيان هم مىرسم ببينيم چه كسى درآمدش زياد است؛ سادهزيستى ندارد، فورا تذكّر بدهيم و از كار بركنارش كنيم؛ اين اصلا روش درستى نيست؛ نه ممكن است و نه درست است. آنچه كه مورد توقّع است، اطرافيان و كسانى مىباشند كه نزديك به من هستند، اينها بايد در زندگيهايشان سادهزيستى داشته باشند. تا آنجايى كه من خبر دارم، همينطور است. اشخاص درجه يك دفتر ما با پيكان رفت و آمد مىكنند و تشريفاتى هم ندارند؛ تا آنجايى كه خبر دارم، اين است. اگر كسى خبر ديگرى غير از اين دارد، به ما هم بگويند تا بدانيم؛ اما سادهزيستى را رعايت مىكنند.
من نمىدانم آقازادهها يعنى چه؛ آقازادهها يك عنوان كُلّى است. يعنى فرزندان علما؟ فرزندان مسؤولان؟ يا فرزندان هر آقايى؟ بالاخره هر آقايى، فرزندش آقازاده است، آقازاده و غير آقازاده ندارد، جلوى همه را بايد بگيرند و مىگيرند. اينطور نيست كه كسى ملاحظهى كسى را بكند. البته شايعه و حرف و گپ هم گاهى درست مىكنند؛ همهاش هم باور نكنيد، خيليهايش درست نيست.
س: با توجه به اختلافات جدّى مجلس و شوراى نگهبان در خصوص لوايح دوگانه، پيشنهاد شما جهت فيصله يافتن اين قضيّه چيست؟
ج: به نظر بنده بايد ممشاى قانونى طى شود. بالاخره قانون براى همين چيزهاست. اصلا قانون براى اين است كه كسى نتواند با صداى كلفت، حرف خودش را يكجا سبز كند؛ به كرسى بنشاند. قانون، فاصل است؛ همه چيز بايد طبق قانون و بر اساس ممشاى قانونى و روال قانونى شود. يك روالى است كه قانون اساسى معين كرده، قوانين عادى هم دارد، همان قوانين بايد طى شود. به نظر بنده اين لوايح و لوايح ديگر، هيچكدام از اين جهت تفاوتى ندارند.
س: يك پيشنهاد: لطفاً در جهت پاسخگويى به شبهاتِ دانشجويان در دانشگاهها، مركزى را ايجاد كنيد تا عزيزان دانشجو بهصورت مفيدتر و سريع با حضرتعالى ارتباط داشته باشند و مشكلات خود را حل نمايند.
ج: چه مركزى؟ الحمدللّه اينهمه مركز در دانشگاهها هست، حالا يك مركز ديگر هم ما درست كنيم، فكر نمىكنم خيلى چيز بجايى باشد. ضمنا شما همهى سؤالات را هم از بنده نكنيد. حالا من آمدهام و هرچه سؤال كنيد، تا آنجايى كه وقت باشد جواب مىدهم؛ امّا اين همه افراد هستند كه مىشود از آنها سؤال كرد. نقطه نظرات آنها را بخواهيد؛ به شما جواب مىدهند؛ شبهات ذهنى را برطرف مىكنند. اينطور نيست كه فقط بنده بايد بيايم و جواب بدهم؛ نه، بلكه افراد زيادى هستند كه انشاءاللّه مىتوانند مطلوب شما را برايتان برآورده كنند.
س: با توجه به تبليغات گسترده و نفوذ فعاليّت دشمن جهت تحريف افكار نسل جوان بخصوص دانشجويان به سمت و سوى موردنظر خود، از جانب نهادها و تشكيلات داخلى آنگونه كه شايسته و لازم است فعاليتى در جهت خنثىسازى و انهدام توطئههاى بيگانه و سوق دادن فرهنگ دانشگاهها و جامعه به سمت اسلام عزيز صورت نمىگيرد و فضا كاملا براى مانور دشمن مهياست. رهبر عزيزم! در اين مورد اقدامات لازم و مصلحتى را مبذول فرماييد.
ج: انشاءاللّه.
س: مسؤولان دانشگاهى را اسم آوردهاند كه براى سرپوش گذاشتن بر تخلّفات خود، قوانين را از ديد دانشجو مخفى مىكنند، تا جايى كه عدّهيى از دانشجويان براى احقاق حق خود ناچار به مراجعه به محاكم قضايى مىشوند. ضمنا وضعيّت ظاهر اسلامى در دانشگاه علوم پزشكى بسيار زشت و تأسفبار است، چرا كسى رسيدگى نمىكند؟
ج: مگر مىشود قانون را مخفى كرد؟! خب قانون را انسان مىخواند. قانون كه دست كسى نيست ؛ قانون چاپ شده است، همه مىدانند، مىشود رفت پيدا كرد؛ اين حرف درست نيست. امّا دربارهى وضعيّت اسلامى در دانشگاه علوم پزشكى، حالا آقايان رؤسا اينجا تشريف دارند. اگر همينطور باشد، بايد دنبال كنند. بله، هم بواطن را بايد رعايت كنند، هم ظواهر را.
س: توصيهى جنابعالى به مجلس در مورد شانه خالى كردن از وظايف اصلى و رسيدگى به مسألهى فقر، اشتغال، تبعيض و فساد چيست؟
ج: ما به دوستان مجلس و غير آنها توصيههايى كه مىكنيم اين است كه به اين مسائل اساسى مردم بپردازند. من در همين صحبتهايى كه قبلا عرض كردم، اين را گفتم. يكى از وسايل تشويق و اميد دادن به دشمن براى تهاجم و حمله، همين است كه ما به مشكلات جامعه نرسيم. اگر نرسيم، اين خودش مشوق دشمن است. لذاست كه همه بايستى در اين زمينه تلاش كنند.
س: نظر شما در مورد ارتباط محدود علمى، اقتصادى، به غير از تسليم و زير سلطه رفتن چيست؟
ج: به نظر ما ارتباط علمى با هر جامعهيى از جوامع علمى دنيا خوب است، البته در صورتى كه مستلزم يك حاشيههاى مُضِرى نباشد. تماس علمى خودش فى نفسه بسيار خوب است و ارتباط اقتصادى هم همينطور مىباشد. شركتهاى گوناگونى در مراكز نفتى ما و در جاهاى گوناگون ديگر مىآمدند و مىرفتند، حتّى شركتهاى اقتصادى امريكاييها هم تا چند سال قبل مىآمدند؛ نفت مىبردند؛ كار مىكردند، تا اينكه خودشان اين تحريمها را شش، هفت سال پيش گذاشتند. از نظر ما ارتباط با شركتها و دستگاههاى علمى ايرادى ندارد. آنچه روى آن حسّاسيّت داريم، دولت امريكاست، كه اين هم كاملا يك منطق مستحكم و قوى دارد، كه مايلم در زمان ديگرى در جمعى مطرح شود؛ الان وقتش نيست.
س: چرا در يك جامعهى اسلامى، افرادى روزبهروز ميلياردر و افرادى فقيرتر مىشوند؟
ج: بله، اين اشكال وارد است. خود من يكى از كسانى هستم كه به اين مسأله ايراد دارم. البته اگر كسى از راه صحيح مىتواند ثروت جمع كند، هيچكس به او اعتراضى ندارد، منتها اينكه كسانى باسرعت به ثروتهاى كذايى مىرسند، اصلا از راه صحيح و جز با تقلّب و روشهاى ممنوع و حرام امكان ندارد. آن وقت در مقابل، منابع كشور محدود است. لازمهى انباشته شدن ثروت حرام در يكجا، گود افتادن و خالى شدن كيسهى عدهى ديگرى است در كنار او؛ همينكه اميرالمؤمنين فرمود:«ما رأيت نعمة موفورة الّا و فى جانبها حقّ مضيّع»؛ اين كاملا درست است. ما اصلا تمام تلاشمان اين است كه اين موضوع نباشد. تكيهى ما بر روى مبارزه با مفاسد اقتصادى، مبارزه با قاچاق براى همين است. روى اين خيلى كار تبليغاتى نشده و نمىخواستيم هم بشود. بنده در اين يكى دو سال اخير تلاش مفصلى را براى وادار كردن دستگاهها چه قضايى، چه مُجريّه به مبارزهى با قاچاق شروع كردهام. قاچاق چيز عجيبى است و همين مفاسد ازش در مىآيد.
س: چند وقتى است كه در دانشگاه ما مشكل بىحجابى و ارائهى فرهنگهاى غلط در دانشگاه، دغدغهى بسيج اين دانشگاه شده است. اگر قاطعيّت را ملازمهى كارمان كنيم، مطرود خواهيم شد. پيشنهاد حضرتعالى چه مىباشد؟
ج: قاطعيّت يعنى چه؟ يعنى برخورد فيزيكى و جسمانى، كه مصلحت نيست؛ درست نيست؛ اصلا اين را توصيه نمىكنيم كه بگوييد اين قاطعيّت است؛ اما گفتن، تذكّر دادن؛ نه، خوب است، چه اشكال دارد تذكّر بدهند؛ با اخلاق خوب. ديروز حديثى را براى جمعى مىخوانديم كه آمر به معروف و ناهى از منكر بايد خودش به آنچه كه دارد امر و نهى مىكند، هم عالم باشد و هم عامل. «رفيق لمن يأمر و رفيق لمن ينهى»؛ امر و نهى را با رفق و مدارا بكند. امر و نهى، يعنى دستور دادن؛ بكن، نكن؛ غير از تمنّا كردن است، امّا همين را با رفق، با مدارا، با محبت؛ نه با خشونت، انجام دهد. به نظرم اينطورى بايد عمل شود.
س: ما قصد داريم با شما ديدار خصوصى بكنيم، خواهشمنديم در اين مورد اقدام بفرماييد.
ج: اگر وقت داشته باشم، از ديدار خصوصى با دوستان استقبال مىكنم، منتها يك مقدار مشكل وقت داريم.
س: با توجه به اهميّت وحدت اسلامى ميان كشورهاى اسلامى و نيز نزديكى هفتهى وحدت، نقش تقريب ميان مذاهب اسلامى را تا چه حد در جهت نيل به اهداف جمهورى اسلامى ضرورى مىدانيد؟
ج: تقريب را لازم و واجب و ضرورى و در جهت اهداف نظام اسلامى مىدانيم؛ معتقديم وحدتشكنى ضربهى بزرگى نه فقط به ما، بلكه به كُلّ امّت اسلامى است.
س: سؤالم كه شايد سؤال همهى عزيزانى باشد كه در اين جلسه حضور دارند، اين است كه وظيفهى ما در حال حاضر در همهى عرصهها چيست؟
ج: اين از آن سؤالهايى است كه يك كلمه است؛ امّا جوابش خيلى طولانى است، منتها حُسنش اين است كه من در خلال صحبتهاى امروز به بخشهاى مهمى از آن اشاره كردم؛ فكر مىكنم كه ديگر نياز به تكرار نباشد.
س: با توجه به اينكه يكى از جنبههاى تهاجم دشمن، تهاجم فرهنگى و فاسد كردن جوانان و بخصوص زنان و توجه دادن مردم به شهوات و نفسانيات است و با توجه به اين كه در بسيارى از جوامع اسلامى، دشمنان ابتدا از اين طريق، مردم را خلع سلاح كردهاند و نيز با توجه به بحران كنونى حجاب در جامعه و حتّى در دانشگاهها، وظيفهى مردم بخصوص دانشجويان و تشكلهاى اسلامى در جامعه و در دانشگاهها چيست و راه حل، حكم و توصيهى شما در اين مورد به تشكلهاى اسلامى چه مىباشد؟
ج: توصيهى بنده معلوم است: حجاب را رعايت كنيد و اين لازم و واجب است. به برادر يا خواهرى كه اين نامه را نوشتهاند، مىخواهم بگويم اينطور هم نيست كه شما بگوييد زنهاى ما بىحجاب شدهاند؛ نه، من گاهى به خيابانها هم مىروم؛ ممكن است بعضى بگويند شما چشمتان به اين خواهرهايى افتاده كه همه حجاب دارند؛ نه، من به خيابان مىروم، تا مخصوصا وضع مردها و زنها را ببينم كه چگونه است؛ البته با نگاه حلال و نه حرام. آنطور كه بعضى تصوير مىكنند، به نظر من نمىآيد. البته چرا، اشكالاتى هست. من هم از همهى گوشه و كنارها با خبر نيستم؛ هرجا هم هست، راهش نهى از منكر است.
س: ما دانشجويان، بنابه گفتهى امام حسين(ع)، نماز را دوست داريم و متأسفانه در دانشكدهى پزشكى نمازخانه نداريم!
ج: خيلى خوب است كه مسؤولان محترم دانشگاه علوم پزشكى به فكر نمازخانه باشند و به آن اهميت بدهند.
س: اميدوارم جواب سؤال من را بدهيد؛ اگر جوابى داشته باشيد. چرا در تمام مدت يكساله، مسؤولان دانشگاه به فكر تعمير و بازسازى و خدمت به دانشجويان نبودند، به محض شنيدن خبر آمدن شما، به فكر خدمت به دانشجويان افتادند!
ج: از اين برادر يا خواهرمان كه اين مطلب را نوشتهاند، بايد تشكر كنيم، چون مىبينم تقريبا همه همين مطلب در ذهنشان بوده است. اين را شما بدانيد، بنده هر جايى كه بناست براى بازديد بروم حالا من يادم نيست اين تذكّر به اينجا داده شده يا نه به دوستان و همكارانمان گفتهام كه بگويند براى خاطر رفتن من هيچ كارى نكنند... بله، مىگويند در جلسه، رسما اين موضوع را گفتهايم؛ بنده مخصوصا تأكيد مىكنم. ما به پادگانها، دانشگاهها و جاهاى مختلف مىرويم و گفتهام براى رفتن من كارى نكنيد. اگر مىخواهيد خودتان كارى كنيد، به روال طبيعى بكنيد؛ امّا بهخاطر آمدن من، هيچ كارى نكنيد. اگر شده باشد، من موافق نيستم. هر كارى كه براى دانشگاه بايد انجام بگيرد، آن كار انجام بشود. بنده كاملا به اين مطلب اعتقاد دارم.
س: همهى مشكلات را به گردن نيروهاى خارجى توى پرانتز، امريكاى بيچاره! نيندازيد. رهبر كشور، خود بايد پاسخگوى مشكلات كشورش باشد، نه يك كشور بيگانه.
ج: كاملا درست است. اولا امريكا خيلى هم بيچاره نيست، آنچنان هم كه بعضى خيال مىكنند، باچاره نيست! يك چيز ميانهيى است. ما همهى مشكلات را به گردن امريكا نمىاندازيم؛ مشكلات ما از خودمان است، منتها دشمن از اين مشكلات مىخواهد حداكثر استفاده را كند، پدر كشور و ملت را دربياورد؛ اين را هم نگوييم؟! ما نمىگوييم اگر تورم هست، تقصير امريكاست؛ نه، اگر تورم هست؛ اگر كاهش قدرت خريد هست؛ اگر كمبود اشتغال هست، چه كسى گفته تقصير امريكاست؟ ما گردن امريكا نمىاندازيم؛ اين تقصير خود ماست، تقصير مسؤولان است؛ امّا اگر اسم امريكا را مىآوريم؛ اگر حرف امريكا را مىزنيم، مىخواهيم بگوييم كه گرگى كمين گرفته، پشت خم كرده كه به شما حمله كند؛ از اين غافل نباشيد. به مسؤولان مىگوييم ضعفها را برطرف كنيد؛ به شما مىگوييم كه متوجه اين دشمن باشيد، تا به شما حمله نكند. وقتى دزدى كمين كرده است؛ وقتى حيوان وحشىيى در كمين انسان است؛ وقتى دشمن سلطهگرى در كمين يك ملت است، يكى از وظايف اساسى و مهم مسؤولان و رهبرى كشور اين است كه به مردم بگويند توجه كنيد؛ و نيز كارهايى كه مىدانند جلوى آسيب دشمن را هم مىتواند بگيرد، به مردم بگويند و از آنها بخواهند؛ حرف ما اين است، والّا نخير، ما مشكلات داخلى كشور را به گردن امريكا نمىاندازيم.
امّا اينكه رهبر كشور بايد پاسخگوى مشكلات كشور باشد، البته همينطور است؛ شكى در اين نيست. قانون هم موازين پاسخگويى را مشخص كرده است. هر كسى به هر اندازهيى كه حوزهى اختياراتش هست، همان اندازه بايد پاسخگو باشد. البته مسؤوليت مديريّت انقلاب با مديريّت اجرايى كشور فرق دارد؛ اين را توجه داشته باشيد. رهبرى طبق قانون اساسى و طبق آنچه كه درست هم همين است، مسؤوليت اجرايى در كشور ندارد؛ جز در زمينهى نيروهاى مسلح. مسؤوليت اجرايى به عهدهى قواى سهگانه است، منتها مديريّت انقلاب كه همان رهبرى باشد مسؤوليت حفظ جهتگيرى انقلاب و نظام را دارد؛ بايد مواظب باشد كه انقلاب و نظام از آرمانها منحرف و منصرف نشود؛ فريب دشمن را نخورد؛ راه را عوضى نرود؛ اينها مسؤوليتهاى رهبرى است. مسؤوليت اجرايى به عهدهى مسؤولان اجرايى است و هر كسى مسؤوليتى دارد، بايد بر طبق مسؤوليت خودش عمل كند. رهبرى نمىآيد به وزارت اقتصاد يا بازرگانى بگويد اينطورى كن؛ يا به رئيسجمهور و فلان وزير و فلان قاضى بگويد آنطورى كن؛ به هيچوجه. اينها كارهايى است كه رهبرى نبايد وارد بشود؛ هم بر خلاف قانون است، هم بر خلاف حق و مصلحت. بايد مملكت برطبق روال قانونى با مسؤوليتهاى مشخّص شده حركت كند، هر كسى هم بر خلاف مسؤوليتش رفتار كرد، بالاخره تبعه، دنباله و نتيجهيى خواهد داشت كه با آن هم برطبق قانون بايد رفتار كرد؛ بنابراين مطلب كاملا روشن است.
س: لطفاً بفرماييد چرا امسال در كنكور كارشناسى ارشد از سهميه دانشگاههاى روزانه كم و به سهميهى دانشگاههاى شبانه اضافه شده است؟
ج: به گمانم اين را بايد آقاى دكتر نديمى و دوستان جواب بدهند.
س: از آنجايى كه بيكارى يكى از مشغلههاى فكرى دانشجويان مقاطع مختلف است و همين امر خود باعث نااميدى و يأس در جوانان مىشود، آيا نظام فعلى در رفع اين مشكل، دستورى در رأس كار خود دارد و اين وضع خاتمه پيدا مىكند يا نه؟
ج: بله، مسألهى اشتغال يقينا در دستور كار است و جزو مسائل مهم مورد اهتمام دستگاهها هم هست و بنده با مسؤولان اجرايى اين كار در دولت جلسات متعددى داشتهام و از آنها درخواست كردهام، كه آمدند و گزارش دادند؛ كارهايى را كه كردهاند، كارهايى را كه بايد بكنند، نتايجى را كه گرفتهاند و اشكالاتى كه بر كارشان وارد بوده، در جلسات بحث شد كه مطمئنا يكى از مباحث مهم ما همين موضوع است.
س: خواهشمندم به وضعيّت خوابگاهها بيشتر از اين رسيدگى شود. اى كاش در اين فرصتى كه دست داده، از خوابگاهها هم بازديد مىكرديد تا ببينيد كه قشر عظيمى از دانشجويان اين دانشگاه كه بيشتر آنها در مقايسه با ساير دانشجويان موفقتر و متعهدترند، در چه شرايط بد و نامناسبى به تحصيل ادامه مىدهند.
ج: انشاءاللّه مسألهى خوابگاهها را مىگذاريم كه ببينيم با دوستان چه صحبتى و چه كار بايد كرد.
س: چرا مقابلهى جدّى با مفاسد اقتصادى نمىشود؟
ج: راجع به اين صحبت كرديم.
س: چرا بعضى از مسؤولان نسبت به مشكلات مردم بىتفاوت هستند؛ نظر حضرتعالى دربارهى دانشجويان در اين امر اخير چيست؟ آيا دانشجو بايد در مقابل بىعدالتيها و عدم مساوات همچنان ساكت و بىتفاوت باشد يا خير؟
ج: دربارهى اين موضوع صحبت كرديم. بنده معتقد به اين نيستم كه دانشجويان بايستى سكوت كنند و هيچ حرفى نزنند؛ به اين هم معتقد نيستم كه دانشجويان بايستى از خودشان در وسط ميدان تحرك عملى نشان بدهند، بلكه معتقدم كه دانشجو در زمينهى عدالتخواهى بايد اصل قضيّه را مطالبه كند؛ جا انداختن فكر عدالتخواهى در ذهن مردم، در ذهن خانوادهها، در ذهن هر كسى كه در حوزهى كارتان قرار مىگيرد.
ديگر وقت گذشت و حقيقت اين است كه بنده هم قدرى خسته شدم. البته شما جوانيد و ديرتر ممكن است خسته شويد. در سنين ما آدم زودتر خسته مىشود.
اميدواريم خداوند متعال شما را محفوظ بدارد، و انشاءاللّه توفيق انجام دادن خدمت هم به شما و هم به ما عنايت كند.والسلام عليكم و رحمه الله بركاته
