بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مسؤولان وزارت آموزش و پرورش
30 /04 / 1382
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
برادران و خواهران عزيز! خيلى خوش آمديد؛ انشاءاللَّه خسته نباشيد. اميدواريم جمعبندىِ جلسات اين گردهمايىها با جديت دنبال شود. آنچه هم كه مربوط به برنامهى چهارم است، وقتى نوبت به تعيين سياستهاى كلى برسد، حتماً مورد توجه قرار خواهد گرفت و بنده هم در همين جهت سفارشهاى لازم و ممكن را به مسؤولان دولتى خواهم كرد؛ انشاءاللَّه.
آنچه مهمترين است، اين است كه امروز تربيت نسل بزرگ و گستردهيى كه حداقل آيندهى بيست، سى سال كشور دست آنهاست، در اختيار شماست. نه اينكه بخواهيم عوامل ديگر تربيت را نديده بگيريم؛اما بههرحال عامل تعليم و تربيت، بخصوص در مدارس چه ابتدايى، چه راهنمايى و چه دبيرستان يكى از قوىترين عوامل است. آموزش و پرورش سهم خود را در بناى شخصيت و هويت اين نسل چگونه ايفا خواهد كرد؟ اين بسيار مهم است. به نظر من محور همهى فكر و تأمل و برنامهريزى بايد اين نكته باشد.
اين نسل در واقع بهرهگيرندهى از تلاش نسل پديد آورندهى انقلاب و تداوم دهندهى انقلاب تا امروز است؛ يعنى نقطهى شروع و عزيمت نسل كنونى در مقولهى دانايى و معرفت و شناخت اوضاع خود، كشور و جهان، از نقطهى شروع نسلهاى گذشته، جلوتر و بالاتر است. كشور ما هم كشور جوانى است؛ اين نقطهى مثبتِ بسيار مهمى است. امروز در دنيا كشورهايى هستند كه از كمبود نسل جوان در ميان خود دچار دغدغهاند. ما امروز يك مجموعهى عظيم جوانِ پرنشاط، پر انرژى و پراستعداد داريم؛ اين نعمت و ثروت بزرگى است؛ به شرط اينكه اين نسلِ گسترده با هويت صحيحى ساخته شود.
اولين چيزى كه در مجموعهى آموزش و پرورش بايد به اين نسل القاء و اعطاء شود، عبارت است از اميد به آينده و شوق نسبت به بناى آينده و بهرهگيرى از فضايى كه انقلاب در اختيار انسانها و بخصوص نسل جوان گذاشته است. اگر تبليغات جهانىِ ضدجمهورى اسلامى را تعقيب كرده باشيد، مىبينيد نقطهى تمركز آنها عبارت است از تيره و تار نشان دادن آفاق آيندهى كشور؛ يعنى فرو مىراندنِ شعلهى اميد در دل نسل جوان. وقتى اميد نبود، هيچ چيز نخواهد روييد. برنامههاى تعليمى و تربيتى بايد متوجه اين باشد كه جوان احساس كند دارد مىآموزد و تعالى و ترقى معنوى پيدا مىكند و اقتدار براى ساختن آينده در او دارد بهوجود مىآيد و شكل مىگيرد؛ از اول بايد بنا بر اين باشد. البته اينها كارهاى دشوارى است و برنامهريزى و دقت در جوانب قضيه لازم دارد، اما كار بزرگى است؛ دشوارىها را بايد تحمل و قبول كرد.
در زمينهى سياسى، از جملهى مهمترين مسائلى كه بايد در لابلاى درس و تعليم و تربيت و برخورد معلمان و مديران به اين نسل داده و تفهيم شود، اين است كه اين نسل نوخاسته قدر استقلال سياسى كشور را بداند؛ چون استقلال سياسى كشور دستاورد بسيار باعظمتى است كه به وسيلهى انقلاب بهوجود آمد. اين نسل دورهى وابستگىهاى سياسى را نديده؛ بسيارى از آن خبر هم ندارند. دورهى سربهزيرى و اطاعت فرمانروايان كشور در مقابل قدرتهاى متحكم و متكبر دنيا كه اين كار را بكن، اين كار را نكن و عدم استقلال و وابستگى در طول سالهاى متمادى، كشور را از لحاظ علمى عقب نگه داشت و از لحاظ سياسى منزوى كرد و در شمار كشورهاى بسيار كم اهميت قرار داد و از لحاظ اخلاقى در درون كشور مشكلات فراوانى براى مردم ما بهوجود آورد. بهجاى يك ملت شجاع، رشيد، متوجه به آرمانها و پراميد، ملتى را بهوجود آوردند سرگرم مسائل كوچك زندگى، كه اگر نهيب و طوفان انقلاب بلند نمىشد كه طوفان انقلاب چيز عظيمى بود؛ اين طوفانها اقيانوسها را به تلاطم مىآورد و اين اقيانوس را آن طوفان به تلاطم درآورد معلوم نبود ما به كجا مىرفتيم و چه سرنوشت تلخ و رقتبارى در انتظار ما بود. امروز كشور از لحاظ سياسى استقلال دارد؛ اين چيز بسيار مهمى است. نسل جوان ما قدر اين استقلال سياسى را بدانند. همين استقلال است كه به شرط كار مداوم مىتواند استقلال اقتصادى، رشد اقتصادى و استقلال فرهنگى را براى كشور به ارمغان بياورد.
برخلاف آنچه دشمنان ايران اسلامى همواره گفتند و تبليغ كردند و سعى مىكنند كشور را در برابر چشمها ضايعشده و بىآينده جلوه بدهند، كشور ما در بيست و چهار سال بعد از پيروزى انقلاب، مهمترين پيشرفتها را از لحاظ علمى، اقتصادى و شكوفايىِ استعدادها داشته است. خدماتى كه در اين مدت براى كشور انجام گرفته، در طول تاريخ گذشتهى ما سابقه ندارد؛ اينها براى اين نسل بايد تبيين شود تا هويت خود را پيدا كند و خودش را بشناسد؛ اينها چيزهايى است كه در تربيت اين نسل مؤثر است.
از جملهى مهمترين نكاتى كه بهعنوان يك مسؤوليت بزرگ بر دوش آموزش و پرورش بايد مورد ملاحظه قرار بگيرد، تربيت اخلاقى نوجوانان و جوانان ماست. تربيت را نبايد با سختگيرى اشتباه كرد. تربيت، هدايت است؛ دميدن روح انضباط اخلاقى در نسل جوان است كه كاملاً هم نيروى فراگيرى در او وجود دارد. همهى نقايص اخلاقى كه در ماها وجود دارد، اينها را مىشود مورد توجه قرار داد و علاج و درمان اينها را در تربيتهاى اخلاقى و فرهنگى و دينى در سطح وسيع آموزش و پرورش تأمين كرد.
عدهيى تصور مىكنند بايد به مسألهى اخلاق و تربيت اخلاقى و دينى جوانان توجهى نكرد؛ اينها را بايد آزاد گذاشت؛ در صورتىكه اين سهلانگارى و بىاهتمامىِ نسبت به آيندهى نسل جوان است. البته معلوم است كه تربيت اخلاقى غير از تحميل اخلاقى است. تحميل اخلاقيات چيز مطلوبى نيست؛ اسلام هم اين را به ما نگفته و از ما نخواسته است. تربيت آدمهايى كه بر اساس تحميل و فشار، رياكار و يا دورو و منافق بار بيايند، چيز مطلوبى نيست؛ اما تربيت، مقولهى بسيار مهمى است. با شيوههاى درست تربيت، جوانها را بايد متدين بار بياوريم. هدف اساسى بايد اين باشد كه جوان، متدين، دينباور، متخلق به اخلاق اسلامى و داراى خصوصياتى كه اسلام براى انسان معتبر شمرده، بار بيايد. جاى اين كار كجاست؟ در مدارس است.
من بارها به مسؤولان محترم آموزش و پرورش اين نكته را گفتهام كه آموزش مفاهيم دينى در كلاسهاى درس، فقط كار معلم دينى نيست؛ همهى معلمان مىتوانند اين مسؤوليت را به سهم خود بر دوش بگيرند. گاهى يك معلم رياضى، يك معلم طبيعى، يك معلم علوم اجتماعى با بيان يك نكته و با يك تك مضراب در اثناى درس، مىتواند يك اثر عميق اعتقادى در اين جوان بهوجود بياورد كه گاهى با يك ساعت سخنرانى و آموزش تعليمات دينى بهدست نمىآيد؛ اينها بايد در آموزش و پرورش عرف شود. گاهى استفاده از يك نكتهى مذهبى، از يك آيهى قرآن يا از يك نكتهى معرفتىِ يك حديث در اثناى كلاس درس كه مربوط به تعليمات دينى هم نيست آنچنان اثرى در دل جوان مىگذارد كه تا آخر عمر آن را فراموش نمىكند؛ اين كارها بر عهدهى آموزش و پرورش است.
موضوع نماز كه بحمداللَّه در مدارس مطرح شده، بسيار مهم است. نمىدانم دوستان راجع به حقيقت نماز و تأثير نماز و فلسفهى نماز فكر كردهاند يا نه. اين همه اهميت دادن به يك عمل مكرر در هر روز، معنايش چيست؟ اينكه اسلام اينقدر به نماز اهميت داده و آن را معيار قبولىِ ساير اعمال دانسته «ان قبلت قبل ما سواها و ان ردّت ردّ ماسواها» بهخاطر اين است كه نماز مثل جريان زلالى بهطور مستمر دل انسان را سيراب مىكند؛خصوصيت نماز اين است. مثل آبيارىهاى قطرهيى كه بهطور مستمر ريشهى درخت را آبيارى مىكند و همواره آن را با طراوت نگه مىدارد، با نماز، روح ايمان در وجود انسان هميشه سرسبز و با طراوات مىماند؛ اين بايد به جوانها تعليم داده شود. نمىشود گفت جوانها مجبورند به نمازخانه يا مسجد مدرسه بروند و نماز بخوانند؛ اما بايد كارى كنيد و زمينهيى بهوجود بياوريد كه اين شوق، آنها را به سمت نماز خواندن بكشاند. اين كارها ممكن و در دسترس است.
اين مسألهى برنامهريزى كه من عرض كردم براى تربيت و تحول اخلاقى يك نسل، كار بسيار مهمى است، گاهى بخش مهمى از اين كار بزرگ از اين مجراها به آسانى انجام مىگيرد؛ منتها احتياج دارد كه مسؤولان محترم آموزش و پرورش به اين نكات توجه كنند و به آنها اهتمام بورزند. كارى كه شما به عنوان مدير چه مدير ستادى در وزارتخانه، چه مدير اجرايى در شهرستانها در استانها به آن همت مىگماريد، بهطور طبيعى در اجراييات شما خود را نشان مىدهد و محصول خود را در اختيار مىگذارد. اگر انسان بىخيال و بىاهتمام باشد، هيچ كارى به خودى خود پيش نمىرود؛ بايد به اينها اهتمام ورزيد.
اميدواريم انشاءاللَّه خداوند متعال به ما و شما توفيق بدهد تا بتوانيم وظايف بسيار سنگين و بزرگ خود را در تربيت نسل جوان و نوجوانمان بهكار ببنديم و به اين وسيله انشاءاللَّه آيندهى كشور را تضمين كنيم.والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته
