بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار جهادگران وكشاورزان

14/10/1382

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

به دست اندركاران امور كشاورزى كشور چه مسؤ ولان ومديران ، چه كشاورزان خوش آمد عرض مى كنيم واين ميلاد مبارك را هم به يكايك شماها تبريك مى گوييم . زلزله ى بم ، بخصوص در بخش كشاورزىِ ما، يك حادثه ى تاءلم بار بود؛ چون بسيارى از برادران وخواهران خوب ومؤ من ما كه از دست رفتند ويا مصيبت زده شدند، كسانى بودند كه در كار كشاورزى وباغدارى وفعاليتهايى از اين قبيل ، مشغول بودند. اميدواريم اين حوادث ومصيبت ها براى ما عامل حركت باشد؛ ما را از غفلتهايى كه در امر اداره ى زندگى خود ومردم داشته ايم ، خارج كند وزمينه را براى رحمت الهى فراهم نمايد.
دستگاه كشاورزى براى كشور ما بسيار مهم است ؛ چون امنيت غذايى براى كشورى بزرگ ، پُرجمعيت وداراى هدفهاى بلند، بسيار مهم است ؛ لذا بخش كشاورزى ودامدارىِ ما يك بخش ويژه واستثنايى است وهمه بايد براى آن تلاش كنند. در اسلام هم آگاهانه وبا توجه ، نسبت به كشاورزى تاءكيد شده است . حديث بسيار پُرمعنا وپُرمضمونى درباره ى كشاورزان نقل شده است : "الزّارعون كنوز اللّه فى ارضه "؛ يعنى كشاورزان كسانى هستند كه گنجينه هاى خدا در زير زمين را مى دِروند واستخراج مى كنند. مهمترين گنجينه ى خدا در زمين وخاك عبارت است از موادى كه مايه ى ادامه ى حيات بشر وحيوانات است ؛ اين از طلاونفت مهمتر است . طلاونفت وسيله ى به دست آوردن مايحتاج زندگى است ؛ اما محصول غذايى ، مهمترين مايحتاج زندگى است . اين را براى اين عرض مى كنيم كه همه ى دست اندركاران كشور وبخصوص مسؤ ولان وزارت جهاد كشاورزى توجه كنند همان طور كه از اول انقلاب بارها تكرار شده است كه كشاورزى يكى از اساسى ترين محورهاى توسعه در كشور ماست ؛ يك چيز حاشيه يى نيست . توجه به صنعت كه لازم است نبايد موجب عطف توجه از كشاورزى شود. كشاورزى ، پايه وزيربنا واساس است . اين كار، مقدماتى دارد؛ بايد اين مقدمات را طى واجرا كرد. مسؤ ولان در اين زمينه تلاشهاى خوبى كرده اند.
در نظام جمهورى اسلامى وبه بركت انقلاب اسلامى ، همه ى تلاشها سرعت وكارايىِ مضاعفى پيدا مى كند. آنچه انقلاب اسلامى به مردم ما داد، فرهنگ جهادى بود. فرهنگ جهادى در همه ى صحنه ها وعرصه ها به كار مى آيد ودر زمينه ى كارهاى زيربنايىِ كشاورزى ودامدارى وامثال اينها هم از اول انقلاب ، روح وفرهنگ جهادى وارد ميدان شد. بعضى درباره ى انقلابهاى دنيا اين طور اظهار نظر كرده اند كه انقلابها بعد از آن كه به پيروزى رسيدند، سيال بودن و جوشندگى وتحرك وپيشرفت آنها از بين مى رود وبه دستگاه هاى ايستا وبى تحرك تبديل مى شوند. ممكن است در برخى از انقلابها همين طور باشد ما نسبت به آنها قضاوتى نمى كنيم اما در مورد انقلاب ما پديده يى ديده شد كه اين فرضيه را از كليت انداخت ودر اين جا غلط از آب درآمد؛ زيرا خود انقلاب دستگاه هايى را به وجود آورد كه در ذاتشان حركت وجوشش انقلابى وسريع وجهادى وجود داشت . يكى از دستگاه ها جهاد سازندگى بود، يكى از دستگاه ها سپاه بود، يكى از دستگاه ها بسيج بود؛ اينها دستگاه هايى هستند كه شكل ادارى وثابت وايستا ومتحجر ومنجمد نداشتند؛ ولوسازماندهى وتشكيلات ونظم در اينها وجود داشت ، اما همان حالت حركت ، پيشرفت وجهش كه در خود انقلاب وجود داشت ، در اينها هم وجود داشت وما اثرش را هم در بيرون ديديم . در دفاعِ هشت ساله ، بسيج و تحرك مردم را ديديد. در ميدان كار وسازندگى وپيشرفت ، روحيه ى جهادى را ديديد، كه البته مخصوص جهاد سازندگى هم نماند؛ اين روحيه در بسيارى از دستگاه ها رسوخ كرد. امروز هم شما در كمك رسانى به بم همين روحيه را مشاهده مى كنيد. اين روحيه در همه جاى دنيا نيست . مهربانى وهمكارى ودلسوزى براى مصيبت ديدگان كه مربوط به همه ى بشر است يك حرف است ؛ اما جوشش وتحرك ونشاط وورود در ميدان ، بدون هيچ ترتيب آداب ، براى خدمت كردن ، يك حرف ديگر است . آنچه در ايران ديده شد، اين بود؛ همه وارد ميدان شدند وتحرك پيدا كردند. بنده در سالهاى قبل از انقلاب ، حوادثى مثل زلزله وسيل را از نزديك ديده بودم . خود من رفتم امدادگرى و خدمتگزارى كردم . اين روحيه ى حركت عمومى ، اين دلسوزى ، اين ورود در صحنه ى كار وابتكار، اين كمك رسانىِ انبوه ، مخصوص ملتى است كه دل اواز حركت جهادى گرم است وجوشش جهادى در دل اووجود دارد؛ اين همان روحيه ى بسيجِ دوران دفاع مقدس است ؛ اين همان روحيه ى سنگرسازان بى سنگرِ جهاد سازندگى است كه غسل شهادت مى كردند، روى بولدوزر مى نشستند تا خاكريز بزنند. ما اين روحيه را بايد حفظ كنيم . اين روحيه با كار علمى و نظم تشكيلاتى هيچ منافاتى ندارد؛ بلكه اتفاقا كار علمى را هم همين روحيه ى جهادى بهتر مى كند.
من به شما عرض كنم ؛ ما پيشرفت هاى علمى وپژوهشىِ بسيار زيادى در بخشهاى مختلف داشته ايم كه ستون اصلى اين بخشها را همين جوانهاى انقلابى وبچه هاى مؤ من تشكيل داده اند. آنها بودند كه وارد ميدان شدند وبر اساس همان روحيه ، بسيارى از گردنه ها وعقبه هاى تحقيقات وكار مهم علمى را پيش بردند. بله ، معنويت ، دنياى انسان را هم آبادتر مى كند؛ منتها دنياى سالم . آن جايى كه فرهنگ جهادى نيست وفرهنگ مادى حاكم است ، هر انسانى به تنهايى خودش محور همه ى حوادث عالم است ؛ سود را براى خود مى خواهد وضرر را از خود دفع مى كند؛ اصل براى اواين است ؛ لذا تعارض ها وبى اخلاقى ها وبى صداقتى ها ودشمنى ها پيش مى آيد. آن جايى كه حركت و روح جهادى وجود دارد، انسان در ايمان وآرمان وخدمت به ديگران حل مى شود وخود را فراموش مى كند. اين روحيه را بايد در جامعه تقويت كرد. كشاورزى ودامدارى ما هم با اين روحيه رونق واقعى خود را پيدا خواهد كرد.
بله ، آب در كشور ما به قدر زمين نيست ؛ معروف است كه كشورِ كم آبى است ؛ اما اگر با عقل وتدبير وروحيه ى خستگى ناپذير پيش برويم ، مى شود از همين آب موجود استفاده كرد. آبها را كه هرز مى رود، مهار كنيم . آبها را درست مصرف كنيم . در مصرف آب اسراف نكنيم . با كار علمى ومدبرانه مى شود استفاده ى بهينه كرد.
خيلى ها قبل از انقلاب به دشتهاى حاصلخيز ما چشم داشتند. كسانى كه از همه چيز اين كشور بيگانه بودند، براى دشت قزوين ودشت مغانِ ما برنامه ريزى كرده بودند؛ ما چرا نتوانيم برنامه ريزى كنيم تا از اين خاكهاى حاصلخيز واز اين زمين هاى واقعا بالاتر از قيمت مادى استفاده كنيم ؟ مى شود اين كارها را كرد، وبايد بكنيم ، وبا روح جهادى ممكن است .
بعضى ها اشتباه مى كنند كه در مقابل آرمان گرايى ، واقع بينى را مطرح مى كنند. در نظر اينها واقع بينى نقطه ى مقابل آرمان گرايى است ؛ اين خطاى بزرگى است ؛ چون آرمان گرايى ، خودش واقعيت ها را در جامعه مى سازد. يك مجموعه ى با آرمان وداراى هدفهاى بلند مى تواند واقعيت ها را طبق آرمان خود شكل دهد وبه وجود بياورد. دنيا اين طور پيش رفته است . آرمانها را كنار بگذاريم ، به بهانه ى واقع بينى ؟! اين كمال غفلت است . آرمان گرايى به وجود آورنده ى واقعيت هاى شيرين ومطلوب است . وقتى يك انسان ، يك مجموعه ويك ملت با مسؤ ولان و دست اندركارانش پاى آرمانها ايستادند، حاضر نشدند كوتاه بيايند وبرايش كار كردند، چه اتفاقى مى افتد؟ واقعيت ها به سمت آرمانها تغيير مى كند. اين خودش بزرگترين واقعيت وقانون زندگى است ؛ چرا بعضى اين را فراموش مى كنند؟ لفظ "جهاد" در اول اسم وزارت جهاد كشاورزى معنا دارد؛ يعنى كار بايد با روحيه ى جهادى صورت بگيرد. اين وزارتخانه امروز مى تواند ومى بايد با همين روحيه وارد ميدان كار شود. اين كارهايى را هم كه گفتند، خوب است ؛ اما خيلى بايد كار كرد؛ هنوز خيلى نواقص وجود دارد. بعضى از نكاتى كه اين كشاورز محترم در اين جا بيان كردند چهارده ، پانزده نكته ى درخواستى بسيار لازم است وبايد دنبال شود ووزارت جهاد كشاورزى ، دولت ، مسؤ ولان ، مجلس وديگران همين ها را تحقق ببخشند.
يكى از اساسى ترين كارها اين است كه در باب كشاورزى ومحصولات كشاورزى ، سياست ها ثابت ، ماندگار و پيگيرى شده ، باشد وبه مسائل توليدكنندگان كشاورزى رسيدگى شود. اين طور نباشد كه يك سال ما به خاطر كمبود پياز، پياز وارد كنيم ؛ اما سال بعد كه كشاورز ما پياز توليد كرد، اين محصول در انبارها بپوسد. كشور ما مستعد است . ديديد سال گذشته بحمداللّه بارندگىِ خوبى شد وكشور تقريبا در توليد گندم خودكفا شد؛ اين همان چيزى بود كه من تاءكيد مى كردم وبحمداللّه مسؤ ولان ، خودكفايى گندم را دنبال كردند. البته گندم يكى از چيزهاى لازم ماست ؛ در بقيه ى مواد لازم مثل لبنيات ، روغن وگوشت هم بايد كشور كاملا خودكفا وغنى شود وبتواند اين محصولات را صادر كند. ما بايد اين مساءله را دنبال كنيم ، واين به نظر ما كاملا ممكن است . ما دشتهاى وسيع وخوبى داريم . در همين منطقه ى بم دشت وسيعِ بسيار خوبى وجود دارد. در خوزستان دشتهاى وسيعِ عجيبى هست كه بايد استحصال شود وبه كار بيفتد. از لحاظ آمادگى براى كشاورزى ، كشور مستعدى داريم ؛ بنابراين بايد همت كنيم .
من به شما كشاورزان عزيز عرض مى كنم كه اين كار را به عنوان يك كار سازنده ، اثرگذار ويك كار مقدس دنبال كنيد. ان شاءاللّه سياست هاى مسؤ ولان هم به كمك شما بيايد وهمان طور كه اشاره كردند، توليد كشاورزى ، اقتصادى ، سودآور وتشويق كننده براى سرمايه گذارى شود ودر سايه ى اين تحرك عظيم ، مردم احساس راحتى كنند واز لحاظ غذا احساس امنيت كنند وكشور بتواند كار خودش را انجام دهد.
مسؤ ولان محترم هم در وزارت جهاد كشاورزى خدمت خود را مقدس بدانند. كار آنها بسيار مهم ويكى از انسانى ترين كارهاست . البته خداوند متعال هم تفضل ولطف خواهد كرد. هرجا شما تلاش ومجاهدت كنيد، مطمئن باشيد كمك الهى بالاى سر شماست . بله ، اگر تنبلى كنيم ، كنار بنشينيم ، محاسبه ى بد بكنيم وفريب بخوريم ، كمك الهى از ما گرفته خواهد شد؛ ديگر نبايد از خدا شكايت كنيم كه چرا به ما كمك نكرد؛ از خودمان بايد شكايت كنيم و خودمان را بايد ملامت كنيم . كسانى كه تلاششان مؤ ثر است ، اگر وارد ميدان كار وتلاش شوند واز اراده وفكر وجان و جسمِ خودشان مايه بگذارند، حتما كمك الهى بالاى سر آنها ودر اختيار آنهاست .
اميدواريم خداوند متعال تفضل خود را بر ملت وكشور ما نازل كند ودعاى حضرت بقية اللّه (ارواحنافداه ) شامل حال همه ى شما باشد.

والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته