بيانات رهبر معظم انقلاب
اسلامى در ديدار اعضاى شوراى نگهبان
24 / 10 / 1382
اولاً به برادران عزيز خيلى خوش آمد
عرض مىكنيم. مدتى است كه اين جمع شوراى محترم نگهبان را با هم زيارت نكرده بوديم؛
اگرچه خدمت بعضى از آقايان مىرسيم. ثانياً من از زحمات برادران عزيز تشكر مىكنم و
مىدانم كه براى امر انتخابات دلسوزى و تلاش مجدانهى زيادى را دوستان كردهاند. از
خداى متعال درخواست مىكنيم و اميدوار هستيم كه تفضل الهى شامل حال بشود و اين
زحمات را قبول كند و همهى برادران را؛ چه آنهايى كه در مركز هستند، چه آنهايى كه
در سرتاسر كشور تلاش كردند، مأجور بدارد.
همهى كسانى كه براى انتخابات كار و
تلاش مىكنند، پيش خداى متعال مأجورند؛ چون انتخابات حقيقتاً امر مهمى در كشور
ماست. آن چيزى كه توانسته است دهان دشمنان عنود و لجوج جمهورى اسلامى را ببندد و
بهانههاى آنها را در همهى چشمها واهى و سست بنماياند، حضور و شركت و انتخاب و
دخالت مردم در امر حكومت است. مطمئناً اگر حكومت دينى از اين پشتوانهى بزرگ
برخوردار نبود، دشمنان ميدانهاى بيشترى براى قضاوتهاى غيرمنصفانهى خودشان داشتند.
هر كس براى انتخابات كارِ توأم با اخلاص و به عنوان انجام وظيفه كند، اجر بسيار
بالايى دارد؛ هم كسانى كه در وزارت كشور هستند، هم كسانى كه براى شوراى محترم
نگهبان كار مىكنند، هم خودِ اعضاى محترم اين شورا. بنابراين هر چند كه فشار كار
خيلى زياد بوده و زياد هم خواهد شد؛ اما وقتى انسان به اجر و رضايت الهى فكر كند،
احساس مىكند كه كارهاى سنگين و بزرگ برايش آسان مىشود و مىتواند با نشاط كار
كند.
درباره اختلاف نظرهايى كه بين شوراهاى نظارت و شوراى مركزى نظارت، و وزارت
كشور وجود دارد - هميشه اين اختلاف نظرها وجود داشته - بنده توصيهام به طرفين
هميشه اين بوده و هست كه ملاك را قانون قرار دهند؛ چون آن چيزى كه مىتواند خط شاخص
باشد و از هرج و مرج ناشى از اختلافنظر مانع شود، قانون است؛ خط قانون را ملاك
قرار دهند و بر طبق قانون كار كنند. اينكه باشد، «انقطع عنه السن المعاندين»؛
كسانى كه حقيقتاً عناد دارند، نمىتوانند بهانهجويى كنند؛ نقطه ضعفى پيدا كنند و
روى آن فشار بياورند.
دربارهى احراز صلاحيتها قبلاً با جناب آقاى جنتى و همچنين
با بعضى از دوستان ديگر صحبتهاى متعددى داشتهايم. آنچه كه در مسألهى احراز صلاحيت
به ذهنم مىرسد، اين است كه احراز، وظيفهى شوراى نگهبان است و قهراً بايد صلاحيتها
را احراز كند؛ همچنانكه وظيفهى وزارت كشور هم است. كسى كه داوطلب مىشود تا وارد
ميدانى شود كه شرايطى براى آن ميدان هست و شما هم مسؤول اين گذرگاه هستيد، طبيعى
است كه بايستى شرايط را در آن شخص احراز كنيد. اين، مخصوص شوراى نگهبان هم نيست؛ به
عهدهى همه است. البته آقايان احراز را حتمى بگيريد؛ اما دايرهى محرز را خيلى تنگ
نگيريد؛ يعنى صلاحيتى كه براى مجلس هست، مشخص شود كه چگونه صلاحيتى است. واقعاً
ببينيم آن مقدار صلاحيتى كه براى مجلس در زمينهى التزام به قانون اساسى و التزام
به دين مبين اسلام و بقيهى شرايط وجود دارد، چه اندازه التزامى است. مىشود اين را
يك امرِ مقول به تشكيك دانست كه شدت و ضعف دارد. آن التزام شديد كذايى كه با اندك
چيزى كه ديده شود مخدوش مىشود، معلوم نيست كه براى نمايندهى مجلس لازم باشد؛ آن
مثلاً فرض بفرماييد براى رهبرى يا براى برخى از مقامات عالىرتبهى ديگر لازم است.
براى مجلس حدى از اين خصوصيات و شرايط لازم است كه ما اسمش را صلاحيتها مىگذاريم.
آن حد را بايد درست تشخيص داد و آن را احراز كرد. گاهى مثلاً فرض بفرماييد كه يك
نفر در فضايى قرار مىگيرد كه هيجانى مىشود و حرفى مىزند كه ممكن است حرف خوب و
درستى نباشد؛ اما حاكى از عدم التزام آن شخص به دين يا به جمهورى اسلامى نيست. فرض
كنيد جوانى است كه در محيطى هيجانى قرار گرفته و چند نفر مطلبى گفتهاند و او هم
حرفى زده، يا در جلسهيى كه دو، سه يا پنج نفر از دوستان دارند راجع به كشور و
اسلام صحبت مىكنند، جملهيى گفته كه اين جمله ممكن است كه در صحبتى دوستانه قابل
قبول باشد - هرچند كه انتقادآميز بوده؛ يا انتقاد از رهبرى يا از برخى از مبانى
نظام - اما نمىتوان اين جمله و حرف را كه به گوش ما رسيده، حاكى بدانيم از اينكه
اين شخص از صلاحيت ساقط شده است. اين مطلب را براى توضيحِ معناى تنگ نگرفتن دايرهى
محرز گفتم. شرايطى هست كه بايد احراز شود؛ منتها اندازهى وجود اين شرايط در اشخاص
مختلف، ممكن است مختلف باشد؛ همچنان كه آن مسائلى كه حاكى از وجود يا فقدان اين
شرايط هست، آنها هم در شرايط و اوضاع و احوال مختلف تفاوت پيدا مىكند.
مطلب
ديگر اين است كه ما احراز را حتمى مىدانيم؛ ولى در اينگونه مواقع عادتاً احراز
يقينى و علمى ممكن نيست و احرازِ به معناى قيام بيّنه هم تقريباً همينطور است.
اگرچه فرمودهاند كه دو نفر يا سه نفر هم باشند كافى است؛ اما كمتر پيدا مىشود
مواردى كه دو نفر شاهدِ عادلِ شهادت دهندهى «عن حسٍ» بيايند و راجع به مطلبى شهادت
دهند. در خيلى از اين مسائل، مرزهاى حدس و حس با هم نزديك است و گاهى حدسيات با
حسيات مشتبه مىشود؛ بخصوص كه در خيلى از حرفها و اظهارات جاى تفاسير مختلف وجود
دارد؛ يعنى شخصى حرفى زده، وقتى شما به خودش مراجعه مىكنيد، مىگويد من منظورم چيز
ديگرى بوده است. نمىشود گريبان او را گرفت كه ظاهرِ حرفت اين است. اگر كسى خلاف
ظاهر اراده كرده، يا در آن وقت توجه به ظاهر نداشته، خلاف شرع كه نكرده است.
بنابراين ممكن است كه شخصى خلاف ظاهر حرف زده باشد؛ همين ممكن كه شد، احتمال وارد
مىشود و پايهى شهادت عن حسٍ را سست مىكند. بنابراين احراز كه مىگوييم، مراد
احراز علمى يا احراز شرعى به معناى قيام بيّنه نيست، بلكه مراد احراز عرفىِ ناشى از
قرائن و اَمارات است كه بايد قرائن و اَماراتى قائم شود و انسان با يك اطمينان عرفى
به اين معنا برسد، كه البته ممكن است در هر دو طرف قرائن و اَمارات وجود داشته
باشد؛ مثلاً اگر يك نفر در جايى حرفى زده و در جاى ديگرى هم حرف ديگرى زده كه
نقطهى مقابل آن حرف است، اين هم بايد به حساب بيايد و انسان از مجموع و برآيند
اينها مطلبى را احراز كند؛ يعنى آن نقاط اثبات كننده هم در كنار نقاطى كه به حسب
ظاهر صلاحيتها را نفى مىكند، به حساب بيايد.
البته خوشبختانه - همانطور كه
جناب آقاى جنتى اشاره كردند - قانون، گستره و امتداد منطقىيى دارد؛ يعنى موضوع در
شوراهاى شهرستان و استان و بعد هم در هيأت مركزى در عرض بيست و يكى، دو روز بررسى
مىشود و در طى اين مدت فرصت براى خودِ شوراى نگهبان است كه اين شورا مىتواند نسبت
به آنچه اتفاق افتاده بازنگرى كند. اين خيلى فرصت خوبى است و هيچ اشكالى هم ندارد.
البته هر وقت كه انسان پى برد كه مسألهيى حق است، هيچ اشكالى ندارد كه بگويد ما آن
وقت اينطور تشخيص داديم، حالا طور ديگرى روشن شد؛ از حرفمان برمىگرديم. انسان
نبايستى در مقابل آنچه كه فهميد و تشخيص داد كه حق است، پافشارى كند.
الحمدللَّه
مجموعهى شوراى نگهبان، مجموعهى بسيار باارزش و گرانبهايى است؛ فقها و حقوقدانان
محترم؛ شخصيتهاى خوشنام، خوشسابقه و امين. بنابراين حقيقتاً مىتوانيد يك نگاهِ با
فرصتى را بكنيد و اطمينان مردم هم جلب خواهد شد. من البته بههيچوجه توصيه نمىكنم
كه كسى در مقابل افرادى كه مىخواهند با قانون گردنكلفتى كنند كوتاه بيايد؛ اين را
هم به آقايان گفتم، هم به بعضى از كسانى كه براى شكايت پيش ما آمدند؛ اما مؤكداً
توصيه مىكنم كه مراقب باشيد كه حق كسى ضايع نشود؛ چون رد صلاحيت چيز كوچكى نيست؛
يعنى اينكه ما كسى را رد صلاحيت كنيم و احياناً صلاحيت داشته باشد؛ «جرح»، مسألهى
خيلى مهمى است. اينطور نيست كه بگوييم ما اينطور فهميديم؛ نه، بايد جوانبش كاملاً
ديده و رعايت شود. در بعضى از موارد و مصاديقى - بنا نداريم وارد جزئيات شويم - كه
به بنده دو سه روز قبل ارائه شد و ديدم، اين معنا و آنچه انسان انتظار دارد، وجود
نداشت. بايد سعى كنيد آنچه انجام مىگيرد، متقن باشد. من همواره به دوستان عزيز و
محترم شوراى نگهبان گفتهام كه انسان بايد جاى پا را مستحكم انتخاب كند و بر روى آن
بايستد؛ زير پا نبايستى سست باشد و هيچ شبههى تخلف و تخطى از قانون يا كوتاهى در
امر تطبيق با قانون نبايد بهوجود بيايد.
مردم دوست دارند در انتخابات شركت كنند
و انشاءاللَّه شركت هم مىكنند و به انتخابات علاقهمندند و اين روال احراز و
تشخيص صلاحيت هم يك روال همه جايىِ دنيايى است و مخصوص ايران و مخصوص مجلس شوراى
اسلامى هم نيست. در همه جا وقتى انسان براى مسؤوليتى مأموريت دارد كه مسؤول معين
كند، قهراً تفحص و جستجو مىكند كه آيا اين شخص صلاحيت دارد يا ندارد؛ اين هيچ
ارتباط ندارد به اينكه مجلس شوراى اسلامى باشد يا غيرمجلس شوراى اسلامى. بنابراين
كار، كار معمولىيى است؛ كارى است كه در همه جاى دنيا و پيش همهى عقلاى عالم انجام
مىگيرد. فرض كنيد يك نفر را براى مسؤوليتى به مجلس معرفى مىكنند. مجلس بيخود كه
به اين شخص رأى نمىدهد، بلكه تفحص، تحقيق، مطالعه و جستجو مىكند تا ببيند كه اين
شخص نقطه ضعفى نداشته باشد. اگر نپسنديد، رد مىكند. اين رد كردن را نمىشود به
مجلس ايراد گرفت؛ زيرا مجلس صلاحيت آن شخص را احراز نكرده و او را رد كرده است. عين
همين قضيه دربارهى نمايندگان مجلس هم طبعاً صادق است. بنابراين روال، روال عادى
است و مردم هم اين روال را قبول دارند و قانون اساسى هم اين روال را احراز كرده
است. آنچه كه وظيفهى من و شماست، اين است كه سعى كنيم آنچه را كه وظيفهى قانونى
است، با دقت و با اتقان و با رعايت حال آن كسانى كه با آنها سر و كار داريم، انجام
بدهيم؛ يعنى ظلم به كسى نشود و حق كسى پامال نشود. افرادى كه صداى كلفتى دارند و
همه صداى آنها را مىشنوند، به نظر من به قدر آن استاد دانشگاه كه فرضاً نامهى
خصوصى به جناب آقاى جنتى مىنويسد كه من را رد صلاحيت كردهاند، در حالى كه خصوصيات
و سوابق من اين است، اهميت ندارند. من دلم براى آن شخص مىسوزد و براى كسى كه در
گوشه و كنار باشد و خداى نكرده به حق او بىتوجهى شده و رد صلاحيت شده، در حالى كه
بهطور عقلايى و عرفى و با همان قرائن عادى مىشود صلاحيتش را احراز كرد. آنچه بنده
را نگران مىكند اين است، كه نكند چنين اتفاق بيفتد. حالا كه الحمدللَّه فرصت هست،
واقعاً پروندهى يكيك افرادى را كه هستند، نگاه كنيد. البته ممكن است بعضى
سابقهيى داشته باشند كه انسان براساس قرائنى كه دارد، تأييد مىكند كه آن سوابق -
كه الان مطلوب نيست - از آن اشخاص منقطع شده است. بنابراين انسان بايد برطبق وضعيت
حال حكم كند.
در مورد نمايندگان مجلس هم من به جناب آقاى جنتى پيغام دادم - پاى
اين مطلب هم ايستادهام و به نظر من هيچ شبهه هم ندارد - كه اينجا جاى استصحاب است،
مادامى كه خلافش ثابت شود؛ يعنى شما نگوييد ما آن وقت يقين نداشتيم؛ نه، حمل بر صحت
كنيد. جايى هم كه هم عمل خودتان را - آنهايى كه بوديد - هم عمل ديگران را - آنها كه
نبودند - شك داريد، حمل بر صحت كنيد. اينهايى كه آمدند، با احراز آمدهاند؛ مگر
خلافش ثابت شود. اگر خلافش ثابت شد، به حرف هيچكس گوش نكنيد و همان مطلبى را كه
ثابت شده عمل كنيد؛ اما اگر خلافش ثابت نشد، اين احراز، استصحاب است و هيچ لزومى
ندارد كه انسان بخواهد از طريق ديگرى اين صلاحيت را احراز كند. به نظر من در مورد
نمايندگان مجلس، مىشود اين كار را انجام داد. البته حساب آن كسى كه بعد از احراز
صلاحيت، عدم صلاحيتش ثابت شده، جداست و آن، محل كلام نيست؛ اما مادامى كه احراز عدم
صلاحيت نشده، جاى استصحاب صلاحيت است؛ آن وقت صالح بود، حالا هم صلاحيتش را استصحاب
كنيد. آنجايى هم كه شك هست، استصحاب كنيد. اين، مخصوص نمايندگانى است كه احراز
صلاحيتشان در دورهى قبل شده است. البته كسانى در دورههاى اسبق بودهاند كه طبعاً
چنانچه در دورهى قبل صلاحيتشان رد شده باشد، ديگر اينجا جاى استصحاب نخواهد بود؛
اما اگر كسانى هستند كه دورههاى قبل در مجلس بودهاند و بعد هم اصلاً نامزد
نشدهاند، همين حرف برايشان جارى خواهد بود.
راه، راه هموارى است؛ راه دشوارى
نيست؛ بعضى سعى مىكنند كارهاى آسان را مشكل كنند و كارهايى كه راه قانونى دارد، از
راه قانونى مشى نكنند؛ نه، اين كار راه قانونى دارد و شما تازه مسؤوليت قانونى و
رسميتان شروع شده و مىتوانيد رسيدگى كنيد؛ در اين زمينه هيچ اشكالى به نظر
نمىرسد.
به هرحال ما شما را دعا مىكنيم؛ دشوارى كار شماها را هم مىدانيم.
اينطور كارها كه رنگى از قضاوت دارد، هميشه مورد تهاجم است؛ بالاخره يكى از دو نفر
در قضاوت، انسان را مورد طعن و دق قرار مىدهند؛ اين مسأله قهرى است و انسان بايستى
خودش را براى اينطور مسائل آماده كند. هرچه اين فشارها بيشتر باشد، اجر شما پيش
خداى متعال بيشتر است؛ از اينها خيلى ابائى نداشته باشيد؛ بالاخره هست. در راه حفظ
نظام مقدس جمهورى اسلامى و براى اقامهى اين بناى رفيع و مستحكم كه اميد آيندهى
امت اسلامى است و امروز هم مايهى اميد امت اسلامى است، بايد مبارزه و مجاهدت كرد؛
بايد سختيها را تحمل كرد. انواع و اقسام سختيها وجود دارد و اين هم يكى از
سختيهاست، كه البته فقط هم اين نيست. انشاءاللَّه اين سختيها را تحمل كنيد، خداى
متعال اجر خواهد داد.
والسّلام عليكم و رحمة اللّه و
بركاته
