بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاى نماز جمعه تهران 

24 / 11 / 1382

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين , نحمده و نستيعنه و نومن و نستغفره و نتوكل عليه و نصلى و نسلم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه و حافظ سره و مبلغ رسالاته , سيدنا و نبينا ابى القاسم مصطفى محمد و على آله الاطبيين الاطهرين المنتجبين الهداه المهديين المعصومين سيما بقيه الله فى الارضين و صل على الائمه المسلمين و هداه المستضعفين و حماه المومنين .
همه برادران و خواهران نمازگزار را و بخصوص نفس خود را توصيه مى كنم به تقوى , پرهيزگارى , رعايت رضاى الهى و توجه در همه امور به آنچه كه خداى متعال براى سعادت و اصلاح دين و دنياى ما تكليف كرده است . اگر گوينده تقواى الهى را پيشه كند خداى متعال او را در گفتن هدايت مى كند و اگر شنونده و عمل كننده تقواى الهى را مراعات كند خداى متعال دل او را به حق و حقيقت آشنا مى كند و توان و قوت او را به سمت تحقق آنچه كه حق و عدل است هدايت مى كند. تقوى مايه هدايت , مايه فرج , مايه اقتدار عزم و اراده انسانى است . اين اجتماع را براى توجه به تقوى مغتنم بشماريم , تقوى هم چيزى نيست جز مراقبت از خويشتن . از گفتار خود , از كردار خود , از معاشرت خود , از تصميم گيرى خود مراقبت كنيم . مراقب باشيم در تصميم گيرى ما , در عمل ما , در فكر ما , در سخن ما اراده شيطانى وارد نشود. اين همان تقوى است . هر كس اين مراقبت را داشته باشد خداى متعال به او كمك مى كند نه اينكه اشتباه نخواهد كرد , نه اينكه معصوم خواهد شد از گناه و يا از خطا , ليكن خداى متعال به او كمك مى كند , او را دستگيرى مى كند اينست راز لزوم توجه به تقوا و توصيه به تقوا در هر نمازجمعه , خود امام جمعه محتاج همين توصيه است , ديگران هم همه محتاجيم , به اينكه ما را توصيه كنند به تقوا و دل ما را متنبه و متذكر اين عمود مستحكم مسلمانى بنمايند.
اول سخن دراين خطبه لازم مى دانم تشكر كنم از مردم عزيزمان بخاطر راهپيمايى بسيار معظم و باشكوهى كه روز 22 بهمن در سرتاسر كشور مردم به راه انداختند , برگزار كردند. بر خلاف خواست دشمنان اين كشور و دشمنان اين ملت و نظام نشان دادند كه در صحنه اند و به مصالح خودشان علاقمندند و آنجايى كه حضور آنها نقش آفرين است حاضر مى شوند و نقش مى آفرينند , اين را مردم امسال هم مثل همه ساله در 22 بهمن نشان داند و من به شما عرض كنم اين راهپيمايى 22 بهمن يك پديده بى نظير است در جهان هيچ كشورى در هيچ مراسمى اينچنين اجتماعى را در همه شهرهاى بزرگ و كوچك كشور به خود نمى بيند و به ياد ندارد. اين مخصوص شماست . شعارها يكى , انگيزه ها يكى , درك و فهم از حقايق در سرتاسر در مورد اين حركت عظيم , يكسان , اين خيلى پديده مهمى است و داراى مضمون و پيام است اين پديده نشان مى دهد كه اولا مردم آگاهند , هوشيارند , متوجه مصالح خودشان هستند , ثانيا به سرنوشت كشورشان به نظامشان , به انقلابشان , به معلم بزرگ انقلاب امام بزرگوارشان علاقمند و دل بسته اند , اين را مردم نشان مى دهند. نسل به نسل اين معارف عالى مقدار را دست به دست مى گردانند و منتقل مى كنند , در اين اجتماعات عظيم ما آن جوانهايى كه در 22 بهمن 57 در دنيا نبودند امروز با همان شور و نشاطى شركت مى كنند كه آن كسانيكه ذهنشان پربار از خاطرات پرشكوه آن روزهاست . اين براى ملت مهم است , مصونيت ساز است و من به عنوان يك خدمتگزار , فردى از ملت ايران از يكايك ملت عزيزمان كه در اين حركت عظيم مردمى شركت كردند صميمانه تشكر مى كنم .
ما مسئولين هم بايستى اين پديده عظيم را قدر بدانيم و پاسخ مناسب به اين احساس مسئوليتى را كه در مردم است به آنها بدهيم , وظيفه ما را هم سنگين مى كند.
در اين خطبه راجع به انقلاب قدرى صحبت مى كنم . اولا انقلاب ما چى بود. اين پديده چه نقشى را بر عهده داشت و ايفا كرد , ثانيا انگيزه دشمنيهاى با اين پديده كه تا امروز هم ادامه دارد اگر چه دشمنها گاهى عوض مى شوند , انگيزه اين دشمنى ها چيست . ثالثا ترفندى كه دشمنان اين انقلاب و اين نظام بكار مى برند , ترفندشان چيست رابعا راه علاج چيست اين سرفصل عرايض من در خطبه اول است كه سعى مى كنم انشاالله كوتاه عرض كنم .
اين انقلاب شروع يك دوران نو در تاريخ ما بود , در گذشته در يك دوران طولانى ما ملت ايران دچار استبداد بوديم , پادشاهان ديكتاتور , مستبد و خودكامه همه اختيار اين مملكت را در دست داشتند , مملكت را مال خودشان مى دانستند ومردم را رعيت خودشان مى دانستند. در دوران اخير يعنى از اواخر دوران قاجار تا همه دوران دوران پهلوى , بر اين پديده يك درد و مرض ديگرى اضافه شد و آن وابستگى بود. پادشاهان قديم اگر ديكتاتور بودند , وابسته ديگر نبودند , گوش به فرمان قدرتهاى بيگانه نبودند اما از اواخر دوران قاجار و همه دوران پهلوى , پادشاهان هم ديكتاتور بودند , هم وابسته بودند اين شد بيمارى مضاعف نظام سياسى حاكم بر ايران در دوران گذشته . اين ديكتاتورى و اين وابستگى , آثار و تبعات زيادى در كشور و بر روى ملت ما داشت . همين بود كه كشور ما را عقب مانده نگهداشت , همين بود كه منابع و ثروتهاى طبيعى ما را به كام دشمنان داد , همين بود كه از رشد و پيشرفت فكرى و علمى ملت ما مانع شد , و ما كه يك روز در دنيا پرچمدار علم بوديم , شديم دريوزه گر دانش آنهم نقاط ضعيف و كم اهميت و پسمانده هاى دانش ديگران . دست نياز به سمت ديگران دراز كرديم , آنها هم هر وقت خواستند چيز كمى كف دست مان گذاشتند , هر وقت هم كه نخواستند كه غالبا هم نخواستند منع كردند. ملت ما شد يك ملت عقب افتاده و ضعيف به شعامت آن ديكتاتورى و آن وابستگى . نفت ما رفت , منابع ما هم رفت , براى آينده هم نقشه هايى كشيده بودند به مراتب خطرناكتر از گذشته , من نگاه مى كردم در قضايا و اسناد دوران اخير حكومت رژيم پهلوى به وضوح انسان مى بيند كه اينها براى آينده اين كشور وآينده اين ملت برنامه هايى داشتند كه براى كشور ما و ملت ما بسيار خطرناك بود و باز صد ديگر ما را عقب مى انداخت . انقلاب آمد اين روند را قطع كرد , يك دوران نوى درتاريخ ملت ما شروع شد , چهار خصوصيت اصلى انقلاب يكى عبارتست از استقلال , دومى آزادى سومى خودباورى و چهارمى پيشرفت . اين چهار تا پايه مستحكمى است كه انقلاب در اين مملكت پايه گذارى كرد. عليرغم همه مخالفتها و دشمنى ها. استقلال يعنى اينكه ملت و دولت ايران ديگر مجبور نيستند تحميل قدرتهاى بيگانه را تحمل كنند و قبول كنند , اين معناى استقلال يك ملت است . موضعگيرى كنند , عمل كنند , هرچه آنها خواستند بر طبق ميل آنها انجام دهند. اگر آنها مصالح قربانى كردند دولت دم نزند , اگر به منابع ملى كشور تعرض كردند , تجاوز كردند , دست دراز كردند كسى حرف نزند , اگر ملت هم كسى مخالفت كرد دولت بزند توى سرش . اين وضعى بود كه در دوران پهلوى خود ما با پوست و گوشت و جسم وجان خودمان آنرا شاهد بوديم ولمس كرديم . انقلاب آمد ملت را , كشور را , دولت را مستقل كرد. امروز هيچ قدرتى در دنيا نمى تواند در مسائل كشور ما اعمال نفوذ كند و ما را مجبور به يك كارى كند. مسئولين كشورند هر كارى كه مصلحت تشخيص دادند آنرا عمل مى كنند , ملت هم تماشاگر و قضاوت كننده كارهاى مسئولين است . اگر آنها را پسنديد پشت سرشان مى ايستد اگر نپسنديد آنها را عوض مى كند , اختيار دست ملت است . اين اول .
آزادى , آزادى يعنى ملت ما درچارچوب قانون خودش و نه قانون تحميلى ديگران , مسئولين كشور را انتخاب مى كند , اگر از عملكرد آنها راضى بود , اين انتخاب را ادامه مى دهد , اگر راضى نبود اينها را مى گذارد كنار ديگرى را انتخاب مى كند. اين مهمترين شاخه آزادى در كشور ماست .
آزادى فكرى , آزادى بيان , امروز در كشور ما آزادى بيان بطور كامل وجود دارد راديوهاى بيگانه برخلاف اين بگويند , خوب بگويند. ملت دارد خودش مى بيند. كسانى هستند كه نظام را هم قبول ندارند , نه نظام را قبول دارند , نه دولت را قبول دارند , نه رهبرى را قبول دارند , حرف مى زنند , صحبت مى كنند , نظراتشان را مى گويند , كسى هم به كار آنها كارى ندارد. هيچكس امروز بخاطر اينكه بر طبق عقيده خود حرف زده است مورد مواخذه دستگاه نيست , البته آنها باز هم ناراضى اند , نارضايتى آنها بخاطر اينست كه مردم گوش نمى دهند به حرف آنها , خوب اين تقصير كسى نيست , مردم دوستشان ندارند. مردم اند آنها خاطره خوشى , در ذهن ندارند. مردم اشتباه و نظاير آنها در گذشته نزديك از اول انقلاب تا بحال ديده اند لذا به آنها اطمينان ندارند , اين تقصير كسى نيست . آزادى هست .
سوم خود باورى اين ملت در اثر انقلاب اسلامى و نظام اسلامى به خود باورى دست يافت يعنى باور كرد كه مى تواند , اين را امام ياد داد , درس داد و فضاى عمومى نظام اسلامى اين را براى ما به ارمغان آورد. جوان ما , دانشجوى ما , استاد ما , پژوهشگر ما , صنعتگر و سازنده ما امروز باور دارند كه مى تواند , اين خودباورى در علم به ما كمك كرد. ما امروز در ميدان علم پيشرفتهاى زيادى كرديم البته باز هم هنوز عقب هستيم , هيچكس خيال نكند كه حالا پيشرفت كرديم ديگر رسيديم بس است . نه , ما را خيلى عقب نگهداشتند , اما ما پيشرفت كرديم در اين 25 سال خيلى جلو آمديم . نسبت پيشرفت علمى ما در يك برهه از از زمان در چند سال در همين دوران انقلاب از همه دنيا طبق آمار بالاتر و بيشتر است , اين را آنروز من به اين جوانهاى نخبه اى كه آمده بودند پيش من گفتم . اين خودباورى در علم , در سياست , در دفاع از كشور به ما كمك كرد. ما در دوران جنگ هشت ساله اگر خودباورى نداشتيم پدر اين ملت در آمده بود اين كشور پايمال شده بود , همين بود كه جوان 25 ساله به خودش باور داشت و اعتقاد و اتكا داشت يك لشگر را مى سپردند به يك جوان 25 ساله مى رفت و مى ساخت مى پرداخت و آماده مى كرد , حركت مى كرد , اقدام مى كرد , كارهاى بزرگ انجام مى داد. امروز اين خودباورى هست . ببينيد ما دانشگاههايمان امروز دارند كار علمى مى كنند , جوانهاى ما پيشرفتهاى علمى مى كنند , در يك بخشهايى پيشرفتهاى علمى ما دنيا را نگران كرده است . اين به بركت انقلاب است . نمى خواهند ملت ايران و كشور ايران از لحاظ علمى پيشرفت پيدا كند , گفته اند اين را , اين را صريحا گفته اند يك كشور تا پيشرفت علمى نداشته باشد , تا پيشرفت اقتصادى نداشته باشد هميشه قدرتمندان به او زور مى گويند , يك نمونه اش همين كشور ژاپن است , كشور تحت سلطه , تحت اشغال خودش را جمع و جور كرد از لحاظ علمى پيشرفت كرد , غربيها كه هيچ مايل نيستند به منطقه شرق نگاهى بكنند به غير اروپايى و نژادهاى اروپايى بى توجهى بكنند مجبورند او را جدى بگيرند بخاطر پيشرفت علمى . حالا در بعضى از مراكز سياسى يا سياسى علمى آمريكا گفته اند ما نمى خواهيم يك ژاپن اسلامى بوجود بيايد. ژاپن اسلامى يعنى شما. نمى خواهيم بگذاريم كه ملت ايران يك پيشرفت علمى از خود نشان بدهد. اينها مى بينند حركت ملت ايران را , مى بينند اين خودباورى را , اين هم از بركات انقلاب و نظام اسلامى بود , اين سوم و چهارم پيشرفت , ما عليرغم آنچه كه دشمنان ما مى خواستند و امروز تبليغ مى كنند پيشرفت كرديم اين پيشرفتها معنايش اين نيست كه ما به هدفهاى خودمان رسيديم , نه , من بارها گفته ام الان هم مى گويم بنده به عنوان يك طلبه انقلابى معتقد به اسلام و معتقد به انقلاب اعتقادم اينست كه در بسيارى از اهداف خود هنوز در نيمه راه هستيم , ما عدالت اجتماعى مى خواستيم , ما بنيان كنى فقر مى خواستيم , ما آبادسازى همه جانبه كشور را مى خواستيم , هنوز به آن مقاصد نرسيديم و وسط راه هستيم .
اما جلو آمديم , حركت كرديم , بخش مهمى از راه را پيشرفتيم و اينكارها را انقلاب كرد و نظام اسلامى كرد و اين چهار ركن اساسى انقلاب است و همه اينها به بركت اسلام و زير پرچم اسلام . اگر اسلام نبود نه استقلال مى شد , نه آزادى مى شد , نه خودباورى مى شد و نه پيشرفت اينها را اسلام به ما داد , موهبت اسلام است .
يك عده اى با نام اسلام , يك عده اى با احكام اسلام , يك عده اى با روح اسلام مخالفت مى كنند. نمى فهمند كه اين چه ضربه اى است به كشورشان و به آينده كشورشان . يكى بر سر شاخ و بن مى بريد. بن حركت ملت ايران را اينها مى خواهند ببرند البته خوشبختانه قدرت اين شجره طيبه و استقامت او بيش از اين حرفهاست ولى خب يكعده اى زخم مى زنند , اشتباه مى كنند. اين راجع به اصل انقلاب . دشمنى ها چيست يكعده اى خيال مى كنند ما مسئولان انقلاب يا امام رضوان الله عليه دشمن تراشى كردند. اين را تبليغ مى كنند. آقا همه را با خودتان دشمن كرديد , آقا دشمن تراشى كرديد. نه اين نيست قضيه . قضيه اين است كه شما اگر خانه اى را داشته باشيد كه يك گردن كلفتى , يك ظالمى سالها آن را غصب كرده بعد شما برويد اسناد و مدارك را برداريد , مراجعه كنيد به مراكز قانونى به اينجا مراجعه كنيد , به آنجا مراجعه كنيد , ايستادگى كنيد كه خانه را پس بگيريد , خب آن غاصب با شما دشمن خواهد شد نمى توان شما را ملامت كرد كه شما دشمن تراشى كرده ايد , خب حق خود را مى خواهى بگيرى , اين دشمن تراشى نيست . يك سفره اى در مقابل بيگانگان پهن بود , مى آمدند بر اين خوان يغما هر كار مى خواستند مى كردند و اين سفره را انقلاب جمع كرده , معلوم است دشمن مى شوند. معلوم است كينه به دل مى گيرند , غيض پيدا مى كنند. اين انقلاب در دنياى اسلام و در دنياى غرب اميدها را زنده كرد. دنياى عرب و دنياى اسلام بطور كلى در آنوقتى كه انقلاب ما پيروز شد , در يك حال ركود و سكوت و نواميدى بسر مى برد , صهيونيست ها كار خودشان را پيش برده بودند , و همه را ترسانده بودند , هيچكس گمان نمى كرد , هيچ ملتى گمان نمى كرد كه اميدى براى او باز بشود , ناگهان اين دروازه عظيم فرج گشوده شد , ملتها اميد پيدا كردند , صهيونيستها خيال مى كردند كه فلسطين را ديگر خورده اند و تمام شده و رفته است . حالا شما ببينيد امروز ملت فلسطين با همه وجود و با همه توان آمده است وسط ميدان و اينقدر هم فشار بر او وارد مى كنند , باز ملت فلسطين ايستاده است .
اين فقط شكست اسرائيل نيست , اين شكست آمريكاست , اين شكست همه قدرتهاى صهيونيستى است كه در دنيا بر سر كارند و بر دنيا مسلط هستند. يك ملت بى سلاح , در داخل اراضى فلسطين محصور ولى همه اينها را عاجر و بيچاره كرده است .
اين روح اميدوارى بود كه ملت لبنان را بيدار كرد , همان ايام انقلاب ما , لبنان غوغائى بود , هر كارى صهيونيستها مى خواستند با لبنان مى كردند , حمله مى كردند , مى كشتند , تجاوز مى كردند. هواپيماهايشان در آسمان لبنان مى آمدند و مى رفتند مثل اينكه آسمان كشور خودشان است . در عوض گروههاى لبنانى بجان هم افتاده بودند كه در همان دوران اواخر مبارزات انقلابى كه نزديك پيروزى انقلاب بود يك نوار دو ساعته از مرحوم دكترچمران آورده بودند و بنده در مشهد گوش مى كردم , جزئيات قضاياى مصيبت هاى مردم لبنان را در آنجا شرح مى داد , خودش لبنان بود. اين مردم لبنان حالا كارشان بجائى رسيده است كه ضربه اى به اسرائيل مى زند كه از اول حضور صهيونيستها در اين منطقه هيچ دولت عرب اينجور ضربه اى به آنها نزده است آنها را وادار به عقب نشينى مى كنند در دو سال قبل از اين , حالا هم اين جريانى كه دو , سه هفته پيش اتفاق افتاد , عليرغم صهيونيستها , چند صد زندانى خودشان را آزاد مى كنند و قدرتمندانه جشن مى گيرند مردم لبنان , اگر اميد در دل يك ملتى نباشد اين چيزها پيش نمى آيد. اين اميد را شما داديد .
اين اميدآفرينى در همه دنياى اسلام و عرب امروز به چشم مى خورد كه من مجال نيست كه بخواهم جزئيات نمونه ها را براى شما عرض كنم دنياى اسلام را اميدوار كرد , زنده كرد , خب معلوم است انقلاب وقتى با اين خصوصيات وارد ميدان مى شود آن كسانيكه از ركود وضعف دنياى اسلام بهره مند بودند , با او دشمن مى شوند يك موجود زنده هم كه ما باشيم , از خودمان دفاع مى كنيم . خب يك ملت وقتى زنده است با او دشمنى كردند , او هم عكس العمل نشان ميدهد. نمى شود ما دست بسته بنشينيم , با ما دشمنى كنند , دشمنى سياسى , دشمنى اقتصادى و ما هم بگوئيم چون دشمن تراشى نمى خواهيم بكنيم , ساكت بمانيم و از خودمان دفاع نكنيم , اينكه منطق عقلائى نيست . دشمنى ها اينست مساله اش . حالا اين دشمنى ها , بخش سوم , با چه ترفندى اعمال مى شود صريحا نمى گويند ما دشمن هستيم . دشمنى مى كنند اما رياكارانه . ترفندهاى آنها اينستكه از اول انقلاب تا امروز چند تا كار را اينها دشمنان جهانى ما , دشمنان بين المللى ما كه در آمريكا هستند , در بعضى از مراكز ديگر دنيا هم هستند و دولتها را اينها تحريك مى كنند , از اول انقلاب تا بحال اينها ترفندهايشان اينطورى بوده است . اولا مطاع ارزشمند بدست آمده توسط ملت ايران را كوچك و تحقير كنند ـ ملت ايران آنچه را كه بدست آورده است با سربلندى و با افتخار آنرا اعلام مى كند. ما تجربه نوئى را در دنيا آورديم . ما مردم سالارى را نه جدا و نه بيگانه از معنويت و دين بلكه كاملا برخاسته از دين و معنويت توانستيم مستقر كنيم در كشورمان و امروز دنيائى كه ادعاى دمكراسى دارد , همين آقايونى كه امروزه در دنيا مى بينيد بعضى از مجالسشان , بعضى از نمايندگان مجالسشان , دولتهايشان از دمكراسى و آزادى انتخابات دم مى زنند , همين ها اين دمكراسى يشان بيگانه از معنويت بود آنوقت نتيجه اين شد كه هر جا لازم شد و توانستند در همان دمكراسى ها تقلب كنند , تقلب كردند. برخلاف راى مردم الان رئيس جمهور آمريكا با كمتر از 25 درصد آرا مردم خودش آنهم با حكم دادگاه دارد حكومت مى كند در آمريكا , دمكراسى كه با معنويت همراه نباشد همين است ديگر. بعد هم با ادعاى دمكراسى دست دوستى و رفاقت و برادرخواندگى دادند به ديكتاتورترين , ديكتاتورهاى دنيا , ديكتاتورهاى دنيا را نگاه كنيد , كودتاهاى نظامى كه شده است را نگاه كنيد , همه اينها رفيقان نزديك همين آقايان دمكراتهاى دنيا هستند. طرفداران دمكراسى و مردم سالارى . وقتى دمكراسى با معنويت , با حقيقت و با دين همراه نباشد , اينطورى مى شود. ما تجربه اى نو را آورده ايم . ما دمكراسى را از دين گرفتيم . دمكراسى ما با معنويت دين همراه است لذا شد مردم سالارى دينى و شد جمهورى اسلامى . مردم به اين دستاورد مى بالند و از آن دفاع مى كنند و به آن افتخار مى كنند. دشمن در تبليغاتش سعى مى كند اين را مدام كوچك كند بقول رايج بين كسبه , توى سر جنس بزند , تحقير كند. امام صادق (ع ) به آن شاگرد خود فرمود اگر تو يك گوهر گرانبهائى در دست داشته باشى , همه دنيا بگويند اين سنگ است و تو بدانى كه اين گوهر گرانبهاست , حرف همه دنيا را باور نمى كنى . اگر يك سنگ در دستت داشته باشى , همه دنيا بگويند اين گوهر گرانبهاست , حرف آنها را گوش نمى كنى خوب مى بينى كه سنگ است . وقتى گوهر گرانبهاست اگر همه دنيا هم بگويند آنچه كه در دست دارى بى ارزش است خب مى بينى كه مطاع با ارزشى است . ملت ما دانسته اند و فهميده اند لذا ايستاده اند ترفند اينها اين است . يك ترفندشان مسئله حقوق بشر است , يك ترفندشان مسئله دمكراسى است . در انگليس يك نماينده مجلس يك كلمه از آن دختر جوان فلسطينى دفاع مى كند , از حزب و از مجلس او را اخراج مى كنند. بعد ادعاى دمكراسى و آزادى مى كنند در همين تريبون نماز جمعه , در همان سالهاى اول انقلاب , بنده اسم آوردم از آن مبارزان ايرلندى كه اعتصاب غذا كردند پنجاه روز اعتصاب غذا كرد , شخصى بنام " بابى ساندز " كه الان به نام او خيابانى در تهران هست . همين آقايون انگليسى طرفدار حقوق بشر و پشتيبان اعتصابها و تحصن ها در نقاط ديگر , تماشا كردند , بابى ساندز بعد از 50 روز اعتصاب غذا در زندان مرد ولى اعتنايى به او نكردند. نفر دوم هم اعتصاب غذا كرد و او هم مرد. گمانم نفر سوم و چهارم هم اعتصاب غذا كردند ولى آن دو نفر را يادم هست . اين ادعاى طرفدارى آقايون از حقوق بشر است . الان در فلسطين شما ببينيد چه دارد اتفاق مى افتد خانه را خراب مى كنند , زن را مى كشند , كودك را مى كشند , جلوى چشم همه مى كشند اين آقايان طرفدار حقوق بشر كمترين عكس العملى را نشان نميدهند آنوقت مى گويند ما , در ايران دنبال حقوق بشر مى گرديم آيا ملت ايران حق ندارد اينها را دروغگو و متقلب بداند آيا اينها طرفدار حقوق بشرند .
راه علاج چيست ملت ايران يك راه علاج دارد و همان راه علاجى است كه تا امروز دنبال كرده و آن ايستادگى و تمسك به آرمانها و اصول خود و حضور در صحنه و اين راه علاج است . من آنروز هم به ملت عزيزمان عرض كردم , الان هم عرض مى كنم , بدانيد ملت بزرگ ايران اگر ايستادگى شما و حضور شما در صحنه نبود , نظام جمهورى اسلامى و هيچ كدام از مسئولان يك سال هم نمى توانستند مقاومت كنند. 
اراده تان را مستحكم نگهداريد. حضورتان را حفظ كنيد , وحدتتان را حفظ كنيد و مى بينيم و مى دانيم كه ملت ايران همينطور هم عمل كرده است تا امروز و بعد از اين هم چنين خواهد بود. ملت ما , ملت ممتازى است . در كنار اين بايد مسئولان با كارآمدى , با هوشيارى تلاش كنند آنهم تلاش عالمانه تلاش دلسوزانه , مشكلات را يكى پس از ديگرى حل كنند. اين راه نيمه رفته را بپايان برسانند. روز بروز اين ملت بايد قوى تر بشود هم از لحاظ علمى , هم از لحاظ سياسى , هم از لحاظ اقتصادى و از همه جهت اين ملت بايستى روزبروز خود را قويتر كند و اين راه علاج ملت ايران است . بخشى از آن دست مردم است , مردم عمل كرده اند , بعد از اين هم به فضل الهى و به حول و قوه الهى عمل خواهند كرد و بخشى هم برعهده مسئولين است كه بايستى وظايف خودشان را بشناسند و عمل كنند و اين دشمنى ها ديگر اثر نخواهد داشت . البته فشار اقتصادى مى آورند , فشار سياسى مى آورند بيگانگان ولى بى فايده است . فشار اقتصادى در كوتاه مدت ممكن است بر عليه ملت ايران باشد اما خودشان هم مى دانند در بلندمدت هم بنفع ملت ايران است و هم به ضرر آنهاست و اين را مى دانند. همين فشارها ملت ايران را و دانشمندان ما را و جوانان با استعداد ما را به پيمودن راههاى علمى و كشف راههاى علمى پيچيده و دور از دسترس كشاند , مى دانند اينها را. بنابراين فشار اقتصادى تاثيرى ندارد , فشار سياسى هم تا شما مردم در صحنه هستيد , تاثيرى ندارد. اين ملت تلاش بزرگى كرده است , مجاهدت عظيمى كرده است , خداى متعال هم طبق وعده خود به اين ملت پاداش داده است , استقلال را , نظام اسلامى را , عاقبت خوش را براى شما مقرر كرده است و انشاالله به اين عاقبت خواهد رسيد. پروردگارا روزبروز رحمت خود را , فضل خود را بيشتر بر اين ملت نازل كن , پروردگارا دلهاى ما را روزبروز بيشتر بهم مهربان كن , پروردگارا به محمد و آل محمد نظر لطف خود را از اين ملت برنگردان , قلب مقدس ولى عصر ارواحنا فداه را از اين ملت و مسئولان شاد كن . پروردگارا چشم هاى ما را به جمال آن محبوب بزرگوار روشن كن .
 

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحيم

والحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام على سيدنا ونبينا ابى القاسم المصطفى محمد و على آله الاطيبين الاطهرين سيما على اميرالمومنين و صديقه الطاهره سيده نساالعالمين والحسن والحسين سبطى الرحمه و امامى الهداه و على بن الحسين سيدالساجدين و محمدبن على باقر علم النبين وجعفر بن محمدالصادق و موسى بن جعفر الكاظم و على بن موسى الرضا و محمدبن على الجواد و على بن محمدالهادى والحسن بن الزكى العسكرى و الحجه بن الحسن القائم المهدى .
اللهم صل عليهم وصل على ارواحهم واجسادهم واحشرنامعهم واجعلنا من شيعتهم وصل على ائمه المسلمين وحماه المستضعفين وهداه المومنين .
بارديگر شما برادران عزيز و خودم را توصيه مى كنم به تقوا. از هرچه بگذريم سخن تقوا خوش تر و مهم تر و موثرتر است . هرچه و در هر جا حس تقوا و روح تقواى ما وجود داشت و وارد ميدان شد , ما موفق شديم هر جا شكست خورديم , لغزيديم , عقب نشينى كرديم وقتى نگاه مى كنيم و تفحص در كار خود مى كنيم , ناشى از بى تقوائى هاى ماست . اگر تقوا باشد , يك فرد , يك مجموعه , يك ملت هرگز از هدايت الهى و از فرج الهى محروم نخواهد ماند. دو , سه موضوع حائز اهميت است كه مهمترينش مساله انتخابات است كه من عرض مى كنم .
انتخابات هم براى ملت ما مهم است هم براى دوستان ما در دنيا مهم است , هم براى دشمنان ما مهم است . اين انتخابات مثل انتخابات قبلى يك نقطه توجه و دقت است براى هم دوستان ما و هم دشمنان ما , براى ملت ما هم بسيار حائز اهميت است اهميت انتخابات از دو جهت است , اين انتخابات مجلس , يكى از اين جهت است كه حضور شما در پاى صندوقهاى راى بارزترين مظهر حضور مردمى است و اين پشتوانه انقلاب است , پشتوانه كشور است . اينكه مى بينيد امروز آنكسانيكه با اخبار سر وكار دارند مى بينند مراكز سياسى دنيا از گوشه و كنار سربلند مى كنند و مى گويند كه ما به دقت نگران انتخابات ايران هستيم و مسائل انتخابات ايران را پيگيرى مى كنيم بخاطر همين است . مى خواهند نگاه كنند كه ببينند آيا مردم در صحنه حضور دارند يا نه , اگر دارند كه خب مثل گذشته است و با اين نظام ديگر كارى نمى توان كرد و اگر مردم حضورشان ضعيف بشود , آنوقت استنتاج كنند بين مردم و نظام فاصله افتاده است آنوقت راه را براى دخالتهاى خودشان و سلطه خودشان در كشور و پنجه انداختن دوباره در كشور هموار ببينند. از اين جهت متوجه انتخابات هستند. پس اهميت اول انتخابات بخاطر اينستكه انتخابات سنگر كشور است . حضور مردم در پاى صندوقهاى راى مصون ساز سرنوشت ملت و مردم است دشمن را از تعرض و تجاوز و پرروئى بيشتر بازمى دارد. 
در اين 25 سال دشمنان ما و دشمنان اين كشور براى تسلط براين كشور راههاى گوناگونى را پيمودند و همه ناكام . يك راه براى آنها باقى مانده است و آن جدا كردن مردم از مسئولين و از نظام است . چشم به اين دوخته اند همه تلاشهايى هم كه مى كنند همه تبليغاتى هم كه مى كنند همه حرفهاى زيادى هم كه مى زنند بخاطر همين است . مى خواهند مردم را جدا كنند. انتخابات توى دهن دشمن مى زند او را مايوس مى كند. احساس مى كنند كه نه , مردم قرص و محكم توى ميدان دفاع از كشورشان دفاع از مرزهايشان دفاع از مصالحشان دفاع از نظامشان ايستاده اند. اين جهت اول درباره اهميت اين انتخابات .
جهت دوم اين است كه شما با انتخاب , انتخاب نماينده مجلس در واقع سرنوشت كشور در چهار سال آينده را رقم مى زنيد. مظهر دخالت مردم در سرنوشت خودشان و سرنوشت كشور است . چون مجلس مركز قانون گذارى است قانون يعنى آن جاده اى كه باز مى شود تا مسئولين اجرايى از آن جاده حركت كنند و گوشه و كنار و زواياى كشور را كار كنند تلاش كنند آباد كنند و اصلاح كنند. اين راه بازكنى , اين جاده بازكنى بعهده قانون است . قانون را نماينده شما در مجلس وضع مى كند و قانون مى گذارد.
خيلى مهم است . علاوه براين , مجلس ناظر بر دولت است طبق قانون اساسى ما. اگر دولت يك جايى بد حركت كند كج حركت كند , پا در راه نادرستى بگذارد. خداى ناكرده سواستفاده اى بشود , فسادى بوجود بيايد. آن كسى كه مى تواند جلوى فساد و انحراف را بگيرد مجلس است . ببينيد چقدر مهم است . اين مجلس هم با آرا مردم انتخاب مى شود با آرا مردم اين مجلس تشكيل مى شود , هرچه آرا بيشتر بود مجلس قويتر خواهد شد شما وقتى كسى را صالح و شايسته دانستيد و او را به مجلس فرستاديد توانسته ايد بخشى از توان خودتان را براى ساختن آينده و بناى آينده و پيشرفت آينده بكار بگيريد. اين اهميت مجلس از اينجاست . مجلس خيلى مهم است . لذا مردم براى مصالح خودشان , براى مصالح كشور و براى مصالح نظام بايد بروند و نگذارند انتخابات از آن شكوه و عظمت خودش بيفتد. متاسفانه بعضى از افرادى كه تريبون هم دارند يا قلم يا بيان و مى توانند حرف بزنند ملتفت نيستند كه چه عظمتى دارد مساله انتخابات و مساله مجلس حرفى ندارند يك كارى بكنند يا يك چيزى بگويند كه مردم را از حضور در صحنه انتخابات و عرصه راى دادن دلسرد كنند. اين براثر بى توجهى است , بر اثر غفلت است والا هر ايرانى غيور علاقمند به عزت ايران و آبادى كشور و سرنوشت ملت بايد براى مجلس تلاش كند كار كند تا مجلس , مجلسى قوى و آبرومندى بشود. البته اين مجلسى كه تشكيل خواهد شد مجلس هفتم يك خصوصيت اضافه هم دارد و آن اين است كه اولين قدم دوره اى به سمت چشم انداز 20 ساله را اين مجلس بايد بردارد . اين چشم انداز 20 ساله اى كه تثبيت شده است تصويب شده است و ابلاغ شده است به دستگاهها كه حقيقتا يك جاده بسيار مستحكمى را زيرپاى ملت و مسئولين باز مى كند به سمت يك آينده روشن , اولين دوره چهار ساله به سمت آن چشم انداز 20 ساله به وسيله اين مجلس بايستى طى شود اولين حركت را اينها بايد انجام بدهند كه اين اهميت دارد. خوب ببينيد در دنيا يك عده اى هستند كه به مصالح جمهورى اسلامى علاقمندند در بين ملتها هم هستند در بين دولتها هم هستند بعضى از دولتها هم هستند كه به مصالح جمهورى اسلامى علاقمندند به دلائل متعدد , بسيارى از ملتها بخصوص ملتهاى اسلامى هم علاقمندند همه اينها نگاهشان به اين انتخابات است و دلشان مى خواهد كه اين انتخابات , انتخابات قوى پرشور و نشان دهنده عزم استوار ملت ايران باشد , آنها اينجور دلشان مى خواهد. يك عده هم در دنيا هستند كه اينها بدخواه ملت ايران هستند. اينها مى خواهند اين انتخابات يا اصلا برگزار نشود تا اين پشتوانه مردمى گرفته شود يا اگر برگزار شد بسيار سرد و بى روح برگزار شود.
همين پريروز , دو روز قبل از اين , بعضى از نمايندگان كنگره آمريكا در مقابل چند تا از مريدهاى خودشان ظاهر شدند به ملت ايران از آمريكا دستور دادند كه شما در پاى صندوقهاى راى حاضر نشويد.
خوب چه دليلى از اين واضحتر بر آن مطلبى كه من هفته پيش خطاب به ملت ايران عرض كردم گفتم راهبرد دشمن در كشور اين است كه انتخابات انجام نگيرد اين استراتژى و راهبرد كلى آنهاست مى خواهند انتخابات نباشد دليلش هم واضح است عرض كرديم چون اگر انتخابات نبود كشور و نظام بى پشتوانه خواهد شد اينها , اين را مى دانند لذا مى خواهند نباشد. اين خوب دليل واضحش همين است كه عرض كرديم بعضى از اين پارلمانهاى اروپايى هم دخالتشان در اين كار را ديگر به وقاحت رسانده اند البته حرف زدنشان اهميتى ندارد خوب حرف مى زنند بزنند ما هم درباره خيلى از كارهاى آنها حرف داريم و حرف مى زنيم نه اينكه ما ملاحظه كنيم و حرف نزنيم , نه مسئولين كشور ما هم نقاط ضعفى كه در كارهاى آن هست هميشه با صداى بلند بيان مى كنند از گفتن آنها بى هيچ وجه گله مند نمى شويم از آنها بيش از اين توقعى نداريم اما همه بايد بدانند چه دولتهايشان چه پارلمانهايشان تا كار در مرحله حرف زدن و گفتن است اهميتى نمى دهيم اگر قرار شد اين را به دخالت در امور كشور ما منتهى بكنند بدانند ملت ايران تودهنى محكمى به همه شان خواهد زد.
مردم و مسئولين طبق وظيفه خودشان , وظيفه انقلابى شان وظيفه دينى شان آنچه كه مصالح آنها ايجاب مى كند با همان آگاهى و روشن بينى خودشان عمل خواهند كرد به فضل پروردگار. البته يك چيزهايى را انسان گاه مشاهده مى كند بعضى دستگاهها از هم گله مى كنند گاهى گلايه ها را بزرگ مى كنند درشت مى كنند بنده اعتقادى ندارم به اينكه مسئولين در يك چنين موقعيتهاى حساسى دست به شكوه و گلايه از يكديگر بزنند بايستى نگاه كرد به آنچه كه مصلحت اين كشور و مصلحت اين ملت است بعضى كارهاى دشمن شادكن هم صورت گرفت در همين يك ماه دو ماه اخير. البته ملت ما آگاه بود و هست , هشيار بود و هست فهميد چكار بايد بكند و چكار بايد نكند همان طور كه درست بود ملت ما عمل كرد. آفرين بر شما ملت . ولى انسان متاسف مى شود كه ببيند بعضى ها دوست مى دارند كارى كنند كه در آن سوى مرزها دشمنان اين ملت برايشان كف بزنند اين ننگ است اگر ديديد دشمن براى شما دارد كف مى زند نگاه كنيد ببينيد اشكال كارتان كجاست . امام فرمودند كه واى از آن روزى كه دشمن از ما تعريف كند خوب دشمن كى از انسان تعريف مى كند خيلى از نقاط تحسين برانگيز در ملت ما كشور ما امام ما بود و هست كه دشمنان ما در دلشان تصديق مى كنند و نمى خواهند به زبان بياورد آنجايى كه دشمن براى كسى كف مى زند و تشويق مى كند و هورا مى كشد براى او , بايد انسان بفهمد كه دارد اشتباه مى كند. آن كسانى كه بر طبل تعطيلى انتخابات مى كوبيدند الان هم گوشه و كنار كسانى پيدا مى شوند البته به فضل پروردگار در متن ملت نيستند منزوى اند , گوشه و كنارند , پيدا مى شوند كسانى كه بگويند بله نبايد شركت كنيد يا ما شركت نمى كنيم اين غلط است اين راه درستى نيست ملت بايد با وحدت و اتحاد كلمه آنچه را كه مصلحت اوست آن را انجام دهد و من عرض بكنم اين را هم بنده به هيچ وجه موافق نيستم كه يك عده اى بگويند اگر فلان جور نباشد اسلام از بين خواهد رفت يك عده ديگر هم بگويند اگر فلان جور نباشد جمهوريت از بين خواهد رفت نه آقا , اين حرفها نيست .
اسلام با جمهوريت در اين كشور و در اين نظام همراهند. جمهوريت ما از اسلام گرفته شده است و اسلام ما اجازه نمى دهد كه مردم سالارى توى اين كشور نباشد اسلام به ما ياد داد جمهوريت را ما جمهوريت نخواستيم از كسى ياد بگيريم . اسلام اين را به ما تعليم داد اسلام اين را به ما املا كرد. اين ملت متمسك به اسلامند و معتقد به جمهوريتند. خدا و مردم در طول هم در ذهن اين مردم و در اين نظام قرار دارند و خداى متعال اين توفيق را داده است كه اين راه را طى كنند حالا يك عده اى بيايند بگويند اگر ما نباشيم يا اگر فلان جور نباشد اسلام نابود مى شود و يك عده ديگر هم بيايند بگويند اگر ما نباشيم و اگر فلان جور باشد جمهوريت و مردم سالارى از بين مى رود , نه اين جور نيست . اين ملت , اين نظام , اين چارچوب , اين قانون اساسى توانسته است هم اسلام را تضمين كند هم جمهوريت را .
البته اين كه ما گفتيم حركات دشمن شاد كن ذهن نرود به سراغ مسئولين نه مسئولين كشور و بسيارى از نمايندگان مردم در مجلس شوراى اسلامى و در مراكز ديگر علاقمند و دلسوزند , يك جمعهاى كوچكى هستند خوب بالاخره در همه جا هم هستند در داخل لباس ما هم هستند در مراكز قانون گذارى هم ممكن است باشند در مراكز ديگر هم ممكن است باشند كار افراد معدودى است اين كارهاى دشمن شاد كن . ذهن بدبين نشود نسبت به جمع بزرگ مسئولان كشور چه در مجلس چه در دستگاههاى اجرايى چه در نقاط ديگر.
در انتخاب نماينده هم مردم بايد معيارها را در نظر بگيرند آنچه كه بنده نگاه مى كنم بحمدالله در همين نامزدهاى انتخابات , جمع بسيارى از افراد تحصيلكرده , خوب , كارآمد , مطلع , متدين , دلسوز هستند. بگرديد در بين اينها افرادى را شناسايى كنيد يا از افراد معين و مطلع بشنويد آنها را بفرستيد براى قانون گذارى .
به نظر من مهمترين شرايط نماينده عبارت است از اينكه متدين باشد , كارآمد باشد , دلسوز باشد و شجاع باشد. اين چهار شرط , به نظر من اگر اين چهار شرط در نماينده اى جمع شد همان كارى را كه شما آرزوى آن را داريد و توقع آن را داريد آن را انجام خواهد داد. بايد متدين باشد بى دينى بى تقوايى چيز بدى است انسان را آسيب پذير مى كند هر جا كه باشد اگر در جاى حساس باشد آسيب پذيرى او بسيار گرانتر تمام خواهد شد. اول اينكه متدين باشد. بعد كار آمد باشد بعضى متدين هستند اما كارى از دستشان ساخته نيست . بايد كارآمد باشد بايد جورى باشد كه بتواند آن وظائفى را كه برعهده اش هست آن را انجام بدهد سوم اينكه دلسوز مردم باشد بخصوص طبقات محروم براى آنها كار كند براى آنها فكر كند. من در دوره قبل در انتخابات دوره قبل شايد در نماز جمعه بود يادم نيست در يك صحبت عمومى گفتم مراقب باشند نامزدهاى انتخابات خود را وامدار ثروتمند , قدرتمند و اينها نكنند , اين براى همين است اگر كسى وامدار دستگاهها و اشخاص ديگر و وامدار پول و قدرت شد اين ديگر نمى تواند براى مردم دلسوزى كند پس دلسوزى هم يك شرط بزرگ است و شجاع نماينده ملت بايد شجاع باشد اين ملت , ملت شجاعى است ملت , ملت آزاده اى است اين ملت , ملتى است كه تهديد قدرتهاى متكبر جهانى اين ملت را به عقب نمى نشاند نماينده او هم بايد شجاع باشد , نترسد , شجاعت در مقابل دشمن , شجاعت در مقابل باطل , شجاعت در پذيرش حرف حق . اين هم شجاعت بزرگى است انسان حرف حق را شجاعانه بپذيرد. اينها خصوصياتى است كه اگر توانستيد كسانى را بشناسيد خودتان كه داراى اين خصوصيات باشند برويد به اينها راى بدهيد اگر خودتان آشنايى نداريد در هر نقطه كشور از آدمهاى امينى كه به آنها اطمينان داشته باشيد از آنها بپرسيد آنها معرفى بكنند و انشاالله يك مجلس قوى , مردمى , متكى بر آراى مردم تشكيل بشود و بتواند كارهاى بزرگى را كه برعهده آنها هست اين كارها را انجام بدهد و مردم را برطبق آنچه كه شايسته اين مردم آزاده و بزرگ هست انشاالله راضى و خشنود كند كه اين رضايت الهى را هم به دنبال دارد. من اين را هم لازم است كه عرض بكنم در اين مراحل قبلى انتخابات مسئولين گوناگون در بخشهاى مختلف كارهاى خوبى كردند , كارهاى بزرگى كردند بنده اسم هم آوردم از مسئولين در چند روز قبل از اين كه صحبت كردم الان هم عرض مى كنم از همه آنها صميمانه متشكرم . مراحل بعدى هم وجود دارد كه اهم آنها برگزارى انتخابات و صيانت از آرا مردم است . حفظ آرا و صيانت از آرا مردم بسيار مهم است مسئولين همه تلاش خودشان را بكنند كه انشاالله آرا مردم كاملا حفظ بشود صيانت بشود انتخابات سالم برگزار بشود بهانه دست اين و آن داده نشود در امر انتخابات . در تبليغات هم من خواهش مى كنم از اين نامزدهاى انتخاباتى كه در تبليغات حرفهاى واقعى بزنند كارهايى كه مى توانند انجام بدهند آنچه واقعا عقيده شان هست او را به مردم بگويند و مردم را آزاد بگذارند در اين كه هركس را كه خواستند انتخاب بكنند و خرج و اسراف هم در اين تبليغات نشود و بنده گمان مى كنم اگر كسى براى خدا از اسراف در تبليغات و كارهاى ناباب اجتناب كرد خداى متعال هم به او كمك خواهد كرد و او را در آن مسيرى كه دارد او را موفق خواهد كرد.
پروردگارا به محمد و آل محمد تفضلات خودت را براين ملت روزبروز بيشتر كن .
قلب مقدس ولى عصر(عج ) را از ما خشنود كن .
ارواح مطهر شهيدان را از ما شاد كن .

والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته