بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار خانواده معظم شهدا، جانبازان و آزادگان استان همدان
16 / 04 / 1383
بسم الله الرحمن الرحيم
خداوند متعال را از حضور در اين جلسه - که بى گمان
جلسه ى صفا و نور و هدايت است - سپاسگزارم.
ياد شهيدان، نام شهيدان،
بازماندگان شهيدان، شخصيت داراى ارزش و متعالى جانبازان و
آزادگان، در هر نقطه يى که حضور داشته باشند، نور، رحمت و هدايت
هست.
اين برنامه ى هميشگى
سفرهاى ماست و من اين برنامه را در ميان برنامه هاى سفر فوز و
لطف الهى براى خودم به حساب مى آورم.
يک نکته را ابتدائاً عرض
کنم به همين مناسبت و آن اين است که دوستانى که صحبت کردند و
اظهار محبت کردند و از بنده تشکر کردند براى آمدن به اين جلسه،
من مى خواهم عرض کنم که من از کسانى که اين جلسه را فراهم آورده
اند و از يکايک شما برادران و خواهران عزيز که در اين جلسه شرکت
کرديد، متشکرم.
براى من ارتباط با
خانواده ى شهدا و جانبازان و آزادگان، مغتنمِ حقيقى و قلبى است.
اگر مى توانستم با يکايک جمعى که در اين جا حضور داريد، در خانه
هاى شما ملاقات کنم، شک نداشته باشيد که اين کار را مى کردم؛ اما
چون آن ممکن نيست، ناگزير در چنين اجتماعى شما را زيارت کرديم و
خدا را شاکريم.
مسأله ى شهيد و
ايثارگرى، کهنه شدنى نيست؛ اين، موتور حرکت جامعه است؛ بعضى ها
از اين نکته غفلت مى کنند. اين که مى بينيد بعضى با سخن، قلم و
حرکات خود، نگاهى به ايثار و شهادت مى اندازند که آن نگاه منفى و
ناسپاسانه است، بر اثر غفلت آنهاست؛ نمى فهمند پاسدارى از حرمت
شهيدان و ايثارگران چقدر براى يک جامعه و ملت و کشور داراى اهميت
است. شما ببينيد خون مطهر حسين بن على (عليه السلام) در کربلا در
غربت بر زمين ريخته شد؛ اما بزرگترين مسؤوليتى که بر عهده ى امام
سجاد (عليه الصلاةوالسلام) و زينب کبرى (سلام اللَّه عليها) قرار
گرفت، از همان لحظه ى اول اين بود که اين پيام را روى دست بگيرند
و به سرتاسر دنياى اسلام آن را، به شکلهاى گوناگون، منتقل کنند.
اين حرکت براى احياء دين حقيقى و دين حسين بن على و آن هدفى که
امام حسين براى آن شهيد شد، يک امر ضرورى و لازم بود. البته اجر
الهى براى امام حسين محفوظ بود؛ مى توانستند او را در بوته ى
سکوت بگذارند؛ اما چرا امام سجاد (عليه السلام) تا آخر عمر - سى
سال بعد از او، امام سجاد زندگى کردند - در هر مناسبتى نام حسين،
خون حسين و شهادت اباعبداللَّه را مطرح کردند؛ آن را به ياد مردم
آوردند؟ اين تلاش براى چه بود؟ بعضى خيال مى کنند اين کار براى
انتقام گرفتن از بنى اميه بود؛ در حالى که بنى اميه بعدها از بين
رفتند. امام رضا (عليه السلام) که بعد از آمدن بنى عباس است، چرا
به ريّان بن شبيب دستور مى دهد مصيبت نامه ى اباعبداللَّه را در
ميان خودتان بخوانيد؟ آن وقت که بنى اميه نبودند؛ تارومار شده
بودند. اين کار براى اين است که راه حسين بن على و خون او عَلَم
و پرچم حرکت عظيم امت اسلام به سوى هدفهاى اسلامى است؛ اين پرچم
بايد سرپا بماند؛ تا امروز هم بر سر پا مانده و تا امروز هم
هدايت کرده است.
مهمترين نقطه ى قوت ما
در قيام جمهورى اسلامى، نقطه ى قوت انسانى بود. ما که نه سلاح
داشتيم، نه پول داشتيم، نه سازماندهى داشتيم، نه حزب داشتيم و نه
پشتيبانى جهانى؛ ما ملت ايران در همه ى کشورهاى دنيا يک نقطه را
نداشتيم که از قيام، انقلاب و حرکت ما حمايت و دفاع کنند. آنچه
اين ملت را پيروز کرد، قدرت نيروى انسانى بود؛ يعنى آگاهى و
ايستادگى؛ همان که اميرالمؤمنين در جنگ صفين فرمود: «اَلا لايحمل
هذا العَلَم الّا اهل البصر والصبر»؛ بصر يعنى بصيرت و آگاهى؛
صبر يعنى پايدارى؛ فقط اينها هستند که مى توانند اين عَلَم را در
دست بگيرند و پيش بروند. قله ى اين صبر و بصر شهداى مايند؛ همين
آزادگانى هستند که اين جا حضور دارند و همين جانبازان عزيزى
هستند که اينجا نشسته اند. اينها بودند که جان خودشان را در معرض
نابودى گذاشتند؛ از حيات خودشان براى دوام اين حرکت و اين قيام
بزرگ و انسانى مايه گذاشتند؛ اينها اوج ايثار و مظهر بصر و
صبرند؛ مظهر آگاهى و ايستادگى و پايدارى. آيا کشور ما به آگاهى
احتياج ندارد؟ آيا رسيدن به آرمانهاى اين ملت و اين انقلاب
احتياج به پايدارى ندارد؟ آيا در مقابل شيطنتها و دشمنيها و
بغضهاى غارتگران جهانى اين ملت احتياج ندارد که آن سلاح کارآمد
خود را همواره در دست داشته باشد؛ يعنى سلاح اراده، پايدارى،
ايمان و آگاهى؟ اگر احتياج دارد - که دارد - پس بايستى اين روحيه
ى ايمان و آگاهى و پايدارى در قالب احترام به نمادهاى آن در مردم
حفظ شود و نمادها، همين شهدايند؛ همين جانبازانند؛ همين
آزادگانند.
اگر من از شهدا احترام
مى کنم، اگر اظهار اخلاص به خانواده هاى شهدا مى کنم، اين صِرف
يک احساسات خشک و خالى نيست؛ به معناى اين است که اين يک راهبرد
حقيقى براى ملت ماست؛ ياد شهدا بايد گرامى داشته شود. اين جوانان
عزيز، اين خانواده هاى پُرطاقت، اين پدران و مادران، اين همسران
و فرزندان؛ اينهايى که با صبر و پايدارى خودشان توانستند اين راه
طولانى را از اين گردنه هاى دشوار عبور بدهند، بايستى مورد تجليل
قرار بگيرند، تا براى نسل جوان ما و براى آينده ى کشور ما اين
پرچم بر سر پا بماند.
دشمن مى فهمد چه کار مى
کند؛ آن کسانى که سعى مى کنند نام ايثارگرى، نام جهاد، نام
شهادت، نام صبر و پايدارى را در کشور ما از ذهنها ببرند، اينها
به دشمن ملت ايران خدمت مى کنند. آن کسانى که ياد شهيدان را
گرامى مى دارند، اينها هستند که به ملت ايران خدمت مى کنند. همين
روحيه ى صبر شهيدان عزيز شماست که توانسته است اين ملت را پيش
ببرد.
شهداى ما مظهر فضائل
انسانى بودند. من روزها و شبهاى زيادى را با جوانها در دوران جنگ
به سر برده ام و از نزديک شخصيت، هويت و عظمت روحىِ جوانانى را
که بعدها چهره هاى ماندگار شهيد شدند، لمس کرده ام؛ اينها
حقيقتاً نمادهاى فضيلت بودند.
در اطلاعاتى که به من
داده شد، خواندم که در بين همين شهداى همدانِ شما، يک سردار
سپاهى - که داراى شأن و موقعيتى هم بوده است - وجود داشته که
وقتى مادرش از او مى پرسد تو در سپاه چه کاره اى، جواب مى دهد:
من در سپاه جاروکشى مى کنم. مادرش خيال مى کرده واقعاً اين جوان
در سپاه يک مستخدم معمولى است. حتى وقتى براى اين جوان به
خواستگارى هم مى روند و خانواده ى دختر سؤال مى کنند پسر شما چه
کاره است، مادرش مى گويد در سپاه مستخدم است! بعد در اجتماعى که
مراسمى بوده، يک نفر داشته سخنرانى مى کرده، اين مادر مى بيند آن
شخص خيلى شبيه پسرش است. مى پرسد اين شخص کيست. مى گويند اين
فلانى است؛ يکى از سرداران سپاه. آن مادر، آن وقت پسرش را مى
شناسد!
ما مطالبى که در تاريخ
خوانده بوديم، مثل افسانه به گوش ما مى آمد؛ اما آنها را در
زندگى واقعىِ خودمان ديديم. من اين را به جوانها مى خواهم بگويم؛
به فرزندان شهدا و به خانواده هاى آنها: آن عظمتى که خانواده هاى
شهدا و پدرها و مادرها و همسرها نشان داده اند، از عظمت خود شهدا
کمتر نيست. ما مادران و پدرانى را ديديم که اينها با حادثه ى
سنگين و کوبنده ى فقدان فرزند خودشان مثل بشارت برخورد کردند؛
چون مى دانستند که فرزند آنها در چه راهى حرکت مى کند.
من امروز عرض مى کنم:
پدران شهداى ما! مادران شهداى ما! همسران داغدار آنها! فرزندانى
که خيلى ها پدران خودشان را نديدند يا چند صباحى بيشتر نديدند!
جانبازان عزيزى که سلامت خودشان را براى سالهاى طولانى از دست
داده اند! زحمات شما به توفيق الهى و به حول و قوه ى الهى بر باد
نرفت و خدا به تلاش شما برکت داد و کار و کشور و ملت شما را از
تنگناهاى بزرگى نجات داد.
شما مى بينيد اشغالگران
امريکايى و انگليسى در عراق چه مى کنند؛ نقشه ى استکبار جهانى
اين بود که اشغالگران بعثى در کشور ما همين جور با مردم ما رفتار
کنند؛ نقشه ى امريکا و همدستان مستکبر او در دنيا اين بود که ملت
ايران را ذليل و تحقير کنند. آنها نمى توانستند تحمل کنند که
ملتى که دهها سال آن را تحقير کرده اند و منابع انسانى و مالى اش
را غارت کرده اند، حالا سينه سپر کند؛ بايستد؛ از تهديدهاى آنها
نترسد و حق خودش را با نيروى خودش مطالبه کند و به دست بياورد.
امروز مى گويند - آن روز هم مى گفتند - که نمى خواستند منافع
نامشروع آنها به وسيله ى ملت ايران و نظام اسلامى در اين منطقه
قطع شود؛ مى خواستند همچنان اين منافع نامشروع را داشته باشند.
سگِ زنجيرى آنها همين صدامى بود که امروز دست و پايش را با زنجير
بسته اند؛ آن روز هم دست و پايش در زنجير بود. نقشه ى اشغال عراق
از سوى امريکا و انگليس يک نقشه ى منطقه يى است؛ والّا اگر فقط
مسأله ى عراق بود، اينها با صدام راحت کنار مى آمدند و مى
توانستند با صدام زندگى کنند؛ صدام براى آنها مشکلى نداشت. هر جا
سرى بلند مى کرد، مى زدند توى سرش و تمام مى شد. اينها به صدام
کمک کردند؛ صدام در دست اينها بود. با اشاره ى اينها و با چراغ
سبز و کمک اينها مى خواستند ملت ايران به وسيله ى صدام تحقير و
ذليل شود که جوانان، شهدا، جانبازان و خانواده هاى شهدا
نگذاشتند؛ اين يک افتخار تمام نشدنى است. اين چيزى نيست که زمان
بر آن بگذرد و کهنه شود.
من به همه ى گويندگان،
نويسندگان و کسانى که تريبونى در اختيار دارند، توصيه مى کنم:
اگر صلاح اين کشور و اين ملت را مى خواهند، ياد شهيدان، نام
شهيدان، خاطره ى شهيدان و بازماندگان آنها و جانبازان را گرامى
بدارند.
شما فرزندان شهيدان! شما
برادران و خواهران شهيدان! افتخار کنيد. فرزندان جانبازان! به
چنين پدران و به چنين برادرانى افتخار کنيد؛ اينها مايه ى افتخار
يک ملتند. و البته دشمنان هم بدانند که به توفيق الهى نمى گذاريم
و اين ملت هم نمى گذارد که نام شهيد و نام شهادت در اين کشور
فراموش شود؛ و به توفيق الهى روزبه روز اين نام در کشور ما
برجسته تر و ماندگارتر خواهد شد و اين افتخار براى کشور ما باقى
خواهد ماند.
اين را هم بدانيد که
شهداى ما و ايثارگران ما در دوران دفاع مقدس و قبل از آن و بعد
از آن تا امروز و همچنين خانواده هايشان، در طول تاريخ اسلام،
بعد از شهداى کربلا، نظير ندارند؛ اينها حقيقتاً برجستگيهاى
خودشان را نشان دادند و همه ى چيزهايى را که براى ما مثل افسانه
به حساب مى آمد - باور مى کرديم، اما شبيه افسانه بود - اينها
تحقق بخشيدند و به آن واقعيت دادند. راه اين عزيزان را نه فقط
خانواده هاى شهدا بلکه همه ى ملت ايران بايد ادامه دهند و به رغم
عنف دشمن اين راه ادامه پيدا خواهد کرد. اين راه، راه ارزشهاست؛
راه تعالى ملت و کشور ايران است؛ راه برافراشتگى پرچم اسلام است.
اين راه را - چه دشمنان مستکبر جهانى بپسندند، چه نپسندند؛ چه
بخواهند، چه نخواهند ملت ايران به فضل پروردگار و به توفيق الهى
با همان قوّت و قدرت ادامه خواهد داد.
پروردگارا! رحمت و فضل
خود را بر روح مطهر شهيدان عزيز ما نازل کن. پروردگارا! لطف و
فضل و رحمت خود را بر جانبازان عزيز ما، خانواده هاى شهيدان،
همسران جانبازان و فرزندان آنها شامل و عايد بگردان. پروردگارا!
روح مطهر امام بزرگوار ما را - که سلسله جنبان اين راه پرافتخار
بوده است - هميشه در سايه ى لطف و فضل خود روزبه روز متعالى تر
بگردان. پروردگارا! ما را قدردان ايثارگران، شهيدان و خانواده ى
شهيدان قرار بده.
والسّلام عليکم و رحمةاللَّه
