بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اعضاى هيأت دولت
10/ 05/ 84
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
اساس اين جلسه براى اين است كه من از برادران و خواهران عزيز قلباً تشكر كنم و به خاطر خدماتتان و زحماتى كه كشيديد و تلاشهايى كه انجام داديد، چه از شخص جناب آقاى خاتمى و چه از شما دوستان، صميمانه سپاسگزارى كنم.
مطمئناً هر كارى كه در خدمت به اين مردم و اين ملتِ خوب از شما دوستان عزيز در دوران دشوار مأموريتتان صادر شده، پيش خداى متعال محفوظ است. هيچ لحظه يى از لحظات كار شما و رنجى كه برديد و همتى كه به كار بستيد و اقدامى كه كرديد، از نگاه تيزبين كرام الكاتبين و از حيطه ى علم پروردگار خارج نيست. خود شماها يقيناً زحماتى كه كشيديد، يادتان نمى ماند؛ بسيارى از زحمات و تلاشها هم هست كه اصلاً امكان ندارد غير از خود انسان، كسى آنها را بفهمد. حرصى كه انسان براى كار مى خورد، تلاشى كه انسان در ذهنِ خودش براى خوب انجام دادن يك كار به كار مى برد، همتى كه مى كند، نيتى كه مى كند، كسى غير از خود انسان كسى نمى فهمد. وقتى مردم نفهميدند و غير از خود انسان كسى نفهميد، تشكرى هم دنبالش نيست؛ اما خداى متعال همه ى اينها را مى داند؛ همه ى اين لحظات كار را، لحظات دشوار را، آن نيت ها را، آن همت ها را خداى متعال مى فهمد و يكايك اينها هم پيش خدا پاداش دارد؛ به اين نكته توجه داريد و توجه داشته باشيد. انسان روزى چشمش به پاداش الهى روشن مى شود كه احساس نياز مى كند.
ما با همه ى وجود بايد خداى متعال را شكر بگوييم كه ميدان جديدى براى عبادت در پيش روى ماها قرار داد. خدمت به مردم، آن هم در ابعاد يك دولت، با محدوده ى وسيعى كه دارد، چيز مهمى است؛ كه وقتى با نيت خالص و براى خدا انجام مى گيرد، با هيچ عبادتى واقعاً قابل مقايسه نيست. اين را خداى متعال در اختيار ما گذاشته، ما را به كار گرفته و اين توفيق را داده كه بتوانيم به قدر قوا و نيرويمان در راه اجراى اوامر او و در راه خدمت به خلق او تلاش و كار كنيم. شما سالهايى را در اين ميدان گذرانيديد و خدا را شاكر باشيد.
البته دوران مسؤوليت، تلخى ها و شيرينى هايى دارد. انسان كارى را انجام مى دهد و موفق مى شود خدمتى را كه دوست مى دارد انجام بگيرد، او متصدى و مباشر باشد و انجام دهد. لذتى كه انسان از انجام دادن اين كار مى برد، قابل مقايسه با هيچ لذت ديگرى نيست؛ چون پيشرفت كار را به چشم خودش مى بيند. هيچ شيرينى يى بالاتر از اين نيست كه انسان ببيند اين كار را انجام داد و به نتيجه رساند. تشكر و قدردانى مردم را مشاهده مى كند؛ توفيقات الهى را در حقِ خودش لمس مى كند؛ اينها شيرينى هاى كار و خدمت است. البته تلخى هايى هم هست؛ گاهى انسان مى خواهد كارى را انجام هد، ولى نمى تواند انجام بدهد؛ مانعى در راه پيش مى آيد؛ با يك ناسپاسى مواجه مى شود. اين تلخى ها را انسان بايد به حساب خدا بگذارد و براى تحمل اين سختى ها و تلخى ها هم منتظر اجر و پاداش الهى باشد.
البته ما هميشه بايد در ناكامى ها در درجه ى اول خود را مخاطب قرار دهيم. قرآن مى فرمايد: «ما اصابك من حسنة فمن اللَّه و ما اصابك من سيئة فمن نفسك». ما در درجه ى اول بايد خود را در همه ى چيزهايى كه به نظرمان ناكامى و بى توفيقى مى آيد، مخاطب قرار دهيم؛ ولى به هر حال شكر الهى را با اين همراه كنيم و اجر الهى را براى كارى كه به خاطر او انجام مى گيرد، مسلّم بدانيم. بنابراين من به سهم خودم - آن مقدارى كه شاهد تلاشهاى شما بودم - از شما تشكر مى كنم. در سالهاى گذشته من شاهد تلاش پُرحجم و جدى جناب آقاى خاتمى و شما برادران و خواهران در همه ى زمينه ها بودم؛ اين چيزى است كه ما بايد آن را نعمت بزرگى از نعم الهى بدانيم. شما در اين مدت كار سخت و تلاش متراكمى را انجام داديد و بحمداللَّه به توفيقات زيادى هم رسيديد. امروز، هم در زمينه ى صنعت، هم در زمينه ى كشاورزى، هم در زمينه ى علم و فناورى، هم در زمينه هاى گوناگونِ خدمات، ما پيشرفت هاى بسيار چشمگير و زيادى داريم؛ اينها براى اين كشور و اين ملت خواهد ماند و از حافظه ى اين ملت زدوده نخواهد شد. همه ى شما برادران و خواهرانى كه در اين كارها سهيم يا مؤثر يا مؤسس بوديد، يقيناً در اجر و پاداش اين تلاشها سهيم هستيد.
آنچه مهم است، اين است كه شما دوستان در پايان دولت، مأموريتتان تمام مى شود؛ اما مسؤوليت هاى شما تمام نمى شود. انسان در محيط اسلامى هيچ گاه از مسؤوليت فارغ و خالى نيست؛ هميشه داراى مسؤوليت است؛ منتها مسؤوليت ها متفاوت است. يك وقت انسان وزير است - كه يك مسؤوليت دارد - يك وقت وزير نيست؛ اما مجموعه يى از تجربه هاى فراوان وجود دارد. تجربه هاى باارزشى كه در طول سالهاى متمادى در يكايك شماها به وجود آمده و جمع شده، دستاورد كمى نيست؛ اينها متعلق به اين كشور و اين ملت و اين نظام است؛ از اين تجربه ها بايد استفاده شود.
همان طور كه جناب آقاى خاتمى اشاره كردند، اين يكى از افتخارات ماست كه دست به دست شدنِ قدرت اجرايى در بهترين شكل و با شيرين ترين وضع در كشور ما انجام مى گيرد؛ اين را انقلاب به ما بخشيد؛ اين را اسلام به ما داد؛ اين را احساس مسؤوليتى كه ناشى از تفكر اسلامى و نگاه اسلامى به انسان و تعهد و مسؤوليت انسان است، به ما ارزانى داشته است.
در اين ميدان كار و تلاش، جمعى مى آيند و در فرصت معينى زحمتشان را مى كشند، عرق مى ريزند و شب و روز تلاش مى كنند؛ بعد اينها از صحنه خارج مى شوند و كسان ديگرى جاى آنها مى آيند؛ كار را از آنها تحويل مى گيرند و بر اساس پيشرفت ها و توفيقاتِ آنها كار را ادامه مى دهند. كار و مسؤوليت بايد بر همين اساس باشد؛ يعنى بايد از توفيقات، تجربيات و پيشرفت هاى هر مجموعه يى كه كار و خدمتى را انجام مى دهند، بعدى ها بهره ببرند و روى بناى آنها ادامه ى خدمت دهند. ما حدِّ يقف نداريم؛ يعنى اين طور نيست كه اگر فرض كنيم ما توانستيم مسأله ى اشتغال را به طور كامل حل كنيم، حركت ملت ما و كشور ما ديگر به نهايتش رسيده؛ نه، تازه شروع مى شود. ما در پيشرفتِ خود حدِّ يقف و منتهى اليهى نداريم. ملت ما، ملت بزرگى است. كشور ما، كشور ثروتمندى است. تاريخ ما، تاريخ پُرافتخارى است. انتظارِ از اين ملت، از اين تاريخ و از اين كشور، انتظار زيادى است. بر اثر فشار استبداد و دخالت بيگانگان و ناتوانى و بى عُرضگى بسيارى از حكومت هاى قبل از انقلاب در اين كشور، ما چند قرن عقب افتادگى داريم؛ اين عقب ماندگى ها را بايد بسرعت جبران كنيم. ما هرگز آن ملتى نبوديم و نبايد باشيم كه قدرتهاى سياسى يى در دنيا به اتكاء علم و پيشرفت فناورى شان بتوانند در ميدان هايى كه به آنها مربوط نيست، به ملت ما زور بگويند و ما ناگزير باشيم زور آنها را بپذيريم. ما بايد ملتى باشيم روى پاى خودمان و متكى به قدرت خودمان؛ در جايگاهى كه به معناى واقعى كلمه، شايسته ى ملت ايران است. اين، كار و تلاش لازم دارد؛ اين چيزى نيست كه روزى متوقف شود. هر كدام از ماها كه روى صحنه ى اين كار و آزمون بزرگِ خدمت به ملت مى آييم، برهه يى از عمر خود را كار و تلاش مى كنيم؛ به قدر توان و همتِ خود خدمت مى كنيم و كمكى مى رسانيم و اين گردونه را به پيش مى بريم؛ بعد هم ديگرى مى آيد و اين راه را ادامه مى دهد، و ديگرانى خواهند آمد. نسل جوانى كه امروز در كشور ما دارد تربيت مى شود، قابل مقايسه ى با دوره ى جوانى ما نيست؛ هوش و توانايى ها و اميد و همتش خيلى بالاست؛ اينها مديران بسيار خوبى براى آينده خواهند بود. ما بايد كشور را برسانيم به دست مديران جوانى كه نسل به نسل و پى درپى از راه خواهند رسيد تا اين راه ان شاءاللَّه ادامه پيدا كند. و اين در كشور ما متكى است به جابه جايى نرم و آرام و همراه با محبت و برادرى در مسؤوليت ها و مأموريت ها و در كسانى كه اين مأموريت ها را بر عهده مى گيرند. اين روحيه ى برادرى را هم بايد حفظ كنيد.
بستر مردم سالارى اسلامى و حضور مردم را انقلاب به ما داد. ما بايد روى اين زمينه تكيه كنيم. البته از طرف كسانى سعى شده كه بين جمهوريت نظام و اسلاميت، رقابتى به وجود بياورند. يك جا بعضى ها بگويند روى اسلاميت تكيه شد، جمهوريت تضعيف شد؛ يك عده هم بگويند روى جمهوريت تكيه شد، اسلاميت تضعيف شد. اين طورى نيست. در كشور ما جمهوريت از اسلاميت جدا نيست. اين مردم، مؤمن و عميقاً پايبند به مبانى دينى هستند. هميشه در انتخابات هاى ما اين نشان داده مى شود. در سال 76 هم همين طور بود؛ سال 80 هم همين طور بود؛ امسال هم كه 1384 است، همين طور است. در انتخابات، مردم در حقيقت به پايه هاى اعتقادىِ خودشان و به آنچه بر آن پايه ها مبتنى است، رأى مى دهند. مردم عقايد خود را دوست مى دارند و به اين عقايد و مبانى پايبند هستند؛ و همين مبانى هم ما را پيش مى برد. لذا جمهوريت - يعنى مردم سالارى به معناى واقعى كلمه - در اين كشور همواره با اعتقاد به اسلام و حركت در جهت اسلام همراه است و ان شاءاللَّه بستر جريان مردم سالارى و پيشرفت و رشدِ اين حالت و نهادينه شدن روحياتِ ناشى از مردم سالارى اسلامى روزبه روز در كشور گسترش پيدا خواهد كرد.
من اين نكته را هم مورد تأكيد قرار بدهم. همان طور كه اشاره كردند، خوشبختانه دولت شما در ماه هاى آخر دچار ركود نشد - ما اين را شاهد هستيم - تا روزهاى آخر كار كرديد؛ و اين جاى تشكر و قدردانى دارد. علاوه بر اين كه لازم است از زحمات شما در طول سالهاى متمادى تشكر و قدردانى كنم، اين را هم بخصوص لازم است بگويم و ذكر كنم كه شما كار را ادامه داديد و پيش برديد. در روزهاى آخر و هفته هاى آخر، كارهاى خوبى در بخش هاى مختلف انجام گرفت،كه نشان دهنده ى زنده بودن دولت بود. اميدواريم هميشه همين طور باشد. اگر ما از قدرتى كه در اختيار يك مسؤول قرار مى گيرد، براى خدا و خدمت به مردم استفاده كنيم، اين قدرت مى شود نعمت؛ اما اگر براى اهداف شخصى از آن استفاده كنيم، همين قدرت مى شود نقمت و مايه ى انحطاط و سقوط ارزش هاى انسانى در درون خود انسان؛ انعكاس اش هم در جامعه و در ميان مردم ظاهر خواهد شد. قدرت، هدف نيست؛ وسيله يى است براى اين كه انسان بتواند به اهداف والا برسد. هر قدمى در راه خدمت، ما را به اين اهداف نزديك مى كند.
لازم است از شخص جناب آقاى خاتمى هم صميمانه تشكر كنم. اين را به شما دوستان بگويم، به خود ايشان هم شايد بارها گفته ام؛ در طول هشت سالى كه ما با ايشان به طور مستمر و مداوم در ارتباط بوديم، رفاقت و صميميت ما با ايشان روزافزون بوده؛ خدا را شكر. الان پيوند عاطفى و محبت آميزى كه بين بنده و آقاى خاتمى هست، از آنچه در هشت سال پيش بوده، بمراتب مستحكم تر است؛ و اين ناشى از خصوصياتى است كه من در اين مدت در ايشان حس كردم. تدين و پايبندى و نجابت و روحيه ى نجيب ذاتىِ ايشان واقعاً جزو امتيازات و خصال برجسته در ايشان است. ايشان در اين مدت تلاش متراكمى انجام دادند؛ ما شاهد بوديم و مى ديديم. در مقاطع زمانى مختلف، كشور و دولت و مسؤولان با حوادثى مواجه شدند، و ايشان در يكى از حساس ترين مراكز اين مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل كردند؛ ان شاءاللَّه خداى متعال اجر اين صبر و تحمل را خواهد داد.
در ميان خصوصيات ايشان، اگر من بخواهم روى يكى از آنها تكيه كنم، اين است كه ايشان در همه ى اين مدت، دشمنانى را كه كمين كرده و خيز برداشته بودند، نااميد كردند. خيلى ها از سال 76 - از اول تشكيل اين دولت - مى خواستند آقاى خاتمى را در موضع مقابله و مواجهه ى با نظام قرار دهند؛ خيلى هم تلاش كردند؛ ما شاهد بوديم. البته ريشه و مبنا و سلسله جنبان اين تلاشها در بيرون از اين مرزهاست؛ منتها كسانى هم متأسفانه همان انگيزه هاى فاسد و پليد را در داخل انعكاس مى دادند. خيلى تلاش كردند، اما آقاى خاتمى حقيقتاً مقاومت كردند. آن روزى كه ايشان اعلام كردند وقتى مى گويم «جامعه ى مدنى»، مراد من مدينةالنبى است - كه اتفاقاً ديروز يا پريروز در يكى از صحبتهاى ايشان من اين را خواندم - خيلى خلاف انتظار بعضى ها شد؛ لذا به ايشان حمله كردند و فشار آوردند.
اينها مواضعِ خيلى باارزشى است. ما كه قصور داريم و ديدمان اينقدر كوتاه است، مى فهميم و مى بينيم؛ كاتبانِ نامه ى اعمال ما - كه مأموران الهى هستند - به طريق اولى مى بينند؛ و خداى متعال هم كه «من ورائهم محيط» است، همه چيز را مى بيند. اينها پيش خداى متعال اجر دارد. ان شاءاللَّه در آينده هم بايد همين طور باشد.
از تجربه و توان شماها بايد استفاده شود. مسؤولان و كسانى كه مأموريت هايى را بر عهده مى گيرند، بايد از محصول كار و از نظرات شما بهره ببرند و استفاده كنند. شما هم حقيقتاً خود را به معناى واقعى كلمه در اختيار نظام و متعلق به نظام بدانيد. يك روز انسان در اين نقطه مأموريتى را انجام مى دهد؛ يك روز در اين نقطه نيست و يك جاى ديگر است. همان طور كه عرض كرديم، مسؤوليت هاى دينى و انقلابىِ من و شما تمام نمى شود. ما هر جا باشيم، بالاخره يك عنصر مسلمانِ انقلابى هستيم و مسؤوليت هايى بر عهده داريم. اميدواريم ان شاءاللَّه بتوانيد اين مسؤوليت را به بهترين وجه انجام دهيد.
من هميشه در اين مدت شماها را دعا كرده ام. آقاى خاتمى را حداقل در هر شبانه روز يك بار دعا كرده ام؛ يعنى در تمام اين مدت شايد هيچ شب و روزى نبوده كه من شخص ايشان را دعا نكنم. بقيه ى مسؤولان و ديگران را هم هميشه دعا كرده ام و باز هم دعا خواهم كرد. دعا كنيم كه خداى متعال اين كشور و اين ملت و اين نظام را روزبه روز به اهداف خودش نزديكتر كند و اقتدارى را كه شايسته ى اين كشور و اين ملت است، به او ارزانى بدارد؛ و همين طور هم خواهد شد؛ اين را من ترديد ندارم.
اگر ما اين كشور را با ده سال پيش و بيست سال پيش مقايسه كنيم، خواهيم ديد كه پيشرفت هاى بسيار زيادى داشته ايم؛ و اين چيزى است كه دشمنان اين كشور و اين نظام و اين انقلاب نه توقع اش را داشتند و نه اين را مى پسنديدند؛ هر چه هم از دستشان برآمده، انجام داده اند. الان هم ما را زياد تهديد مى كنند. اخم و روتُرش كردن نسبت به ما از سوى قدرت طلبان و انحصارطلبان جهانى دايمى است و ما هم با تمام قدرت راه خود را به صورت پيوسته، با توكل به خدا و با اميد به نيروى ذاتى اين كشور ان شاءاللَّه ادامه خواهيم داد و پيش خواهيم رفت؛ من در اين خصوص هيچ ترديدى ندارم.
چشم اندازها براى ما روشن است. در طول اين مدت توطئه هاى دشمن يكى پس از ديگرى خنثى شده است. دشمنان، توطئه هاى سياسى و فرهنگى و فشارهاى گوناگون سياسى و اقتصادى داشتند؛ اينها به بركت همت و تلاش شما و امثال شماها خنثى شده است؛ بعد از اين هم به توفيق الهى همين طور خواهد بود.
اميدواريم خداى متعال براى همه ى شما، همه ى ما و براى اين كشور خير مقدر بفرمايد و توفيق دهد تا بتوانيم ان شاءاللَّه وظايفمان را هر روز بهتر از گذشته انجام دهيم.و السّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته